مناظرات امام باقرعلیهالسلام
عصرِ محمد باقر روزگارِ برخوردِ اندیشههای اسلامی و غیراسلامی بود و ازاینرو مناظراتِ زیادی بین دانشمندانِ ادیان مختلف با محمد باقر صورت گرفتهاست.[۱۵۵] از جملهٔ این مناظرات، مناظرهٔ وی با بزرگِ مسیحیانِ دمشق بود. بر اساس روایتی که با اندکی تفاوت در بِحارُالْاَنوار و دَلائِلُ الْاِمامَة ذکر شدهاست، اُسقُفِ مسیحیان دمشق از محمد باقر پرسشهایی کرد از جمله اینکه شما مسلمانان از کجا میگویید که بهشتیان میخورند و میآشامند اما نیازی به قضای حاجت پیدا نمیکنند. بر مبنای این روایت محمد باقر جَنین را مثال زد که در شکمِ مادرش تغذیه میکند اما نیازی به قضای حاجت پیدا نمیکند.[۱۵۶] از دیگر مناظرات بهجایمانده از باقر، داستان برخورد محمد بن منکدر با اوست که در خارج از مدینه، باقر را بههمراه دو غلامش عرقریزان در «جستجوی مزیّتَ دنیوی» دید و او را نصیحت کرد که چه میکند اگر در این حالت مرگ به سراغش آید. پاسخ محمد باقر این بود که «بهخدا قسم اگر مرگ در این حالت که هستم به سراغ من بیاید، وقتی به سراغم آمده که مشغول عبادت خدا هستم و با این عبادت، خویشتن را از تو و دیگر مردم دور نگه میدارم. من تنها ترسم از آن است که وقتی مرگ مرا دریابد که در کار نافرمانبرداری از خداوند باشم.»[۱۵۷] از دیگر مناظرات وی میتوان به مناظرهٔ او با عَمرو بن عُبَیْد،[۱۵۸] قَتادة بن دِعامه،[۱۵۹] هشام بن عبدالملک (در موضوع امامت)[۱۶۰] و حسن بَصْری[۱۶۱] اشاره کرد.
احضار به دمشق
بهنقل از کلینی، احضار باقر به دمشق پس از مراسمِ حَجّ انجام گرفتهاست. بر مبنای این گزارش، هشام خودش در این مراسم شرکت داشته و بهقصد اِرعابِ باقر، او و پسرش جعفر صادق را به شام احضار کردهاست.[۵۸] بر مبنای گزارش طبری، محمد باقر و جعفر صادق در دوران هشام بن عبدالملک به حج عزیمت کردند. جعفر صادق در مراسم حج، سخنرانی کرد و از جایگاهِ امامت پدرش دفاع نمود. خبرِ این سخنرانی به هشام بن عبدالملک — که در دمشق حکومت میکرد — رسید و به حاکم مدینه دستور داد تا پس از مراجعتِ محمد باقر و پسرش جعفر صادق، آنان را به دمشق بفرستد. حاکم چنین کرد. پس از رسیدن محمد باقر و پسرش به دمشق، خلیفه آنان را سه روز معطل گذاشت تا تحقیرشان کند. در روز چهارم مهمانی بزرگی ترتیب داد و درباریان را دعوت نمود.[۵۹] در این مهمانی محمد باقر و جعفر صادق نیز حضور داشتند. در طول این مهمانی، درباریان در مقابلِ هشام بن عبدالملک به تیراندازی مشغول بودند. هشام از محمد باقر دعوت کرد که در تیراندازی شرکت کند. باقر به بهانهٔ کهولت سن، از پذیرش دعوتِ هشام خودداری کرد ولی با اصرار هشام بهناچار پذیرفت. بر مبنای این گزارش، باقر تیر اول را به هدف زد و تیرهای بعد را تا نُه تیر بههم دوخت. هشام به تمجیدِ مهارت او در تیراندازی پرداخت و از زمان و کیفیتِ آموختنِ چنین تیراندازی پرسید. سپس پرسید آیا جعفر صادق هم به همان اندازه مهارت دارد. جواب باقر این بود که ما کمال و دین را به ارث میبریم. پاسخی که به بحثِ بیشتر دربارهٔ امامت منجر شد.[۶۰][۶۱] . بنا به روایتِ دیگری که کلینی آن را ثبت کردهاست، باقر هنگام ورود به مجلس هشام، برخلاف رسمِ متعارف، که خلیفه را با عنوان «امیرُالْمُؤمِنین» خطاب میکردند، بر همهٔ حاضران یکجا سلام کرد و بدون اجازهٔ هشام نشست. هشام او را سرزنش کرد که چرا مردم را به امامت خود میخوانید. بر مبنای این روایت، باقر از جایگاه اهل بیت بهعنوان هادیان مردم سخن گفت و درضمن بر گذرا بودنِ حکومتِ امویان اشاره کرد.[یادداشت ۳] پس از این گفتگو، هشام محمد باقر را به زندان افکند.[۶۲] چندی بعد او را بههمراه نگهبانانی که به آنان دستور داده بود به باقر آب و غذا ندهند، راهیِ مدینه کرد.[۶۳]
امام باقر در دربار هشام
هشام بن عبدالملک در موسم حجّ در مسجدالحرام امام باقر علیه السّلام را دید که در حال طواف است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال می کنند. این توجّه و علاقه مردم نظر او را جلب کرد؛ از اطرافیان نام وی را پرسید و چون گفتند که او محمّد بن علی است، شگفت زده گفت: «همان که مردم عراق فریفته اویند» یا «امام مردم عراق!».[۲۱] . گویا بعد از همین موسم حجّ بود که هشام امام باقر علیه السّلام را همراه با فرزندش حضرت صادق علیه السّلام به شام فراخواند. امام هنگام ورود به مجلس او بر همه اهل مجلس یکجا سلام کرد، و بر خلاف رسم متعارف، خلیفه اموی را «امیرالمؤمنین» نخواند و بدون کسب اجازه نشست. هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود که چرا شما مردم را به امامت خود فرامیخوانید. حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلی همین شیوه را به کار گرفتند. امام در پاسخ هشام بدون در نظر گرفتن موقعیت او، صریحاً از جایگاه اهل بیت پیامبر در دین و اینکه آنان عهده دار هدایت مردم اند، سخن گفت. همچنین به گذرا بودن حکومت امویان اشاره کرد. هشام ابتدا امام را به زندان افکند، ولی بعد، ناگزیر به آزاد کردن و برگرداندن ایشان به مدینه شد.[۲۲][۲۳]
مواجهه با هشام
با وجود این، چند خبر موجود نشان میدهد که امام باقر علیهالسلام در مسایل سیاسی بر اساس ملاکها و مبانی خود موضعگیری داشته و در برخورد با مسائل اجتماعی و سیاسی، به ارشاد پیروان و گاهی سران حکومت میپرداخته است. مثلاً در منابع [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵] . آمده است که هشام بن عبدالملک در موسم حجّ در مسجد الحرام امام باقر علیهالسلام را دید که در حال طواف است و مردم بر گردش حلقه زده از او سؤال میکنند. این توجّه و علاقه مردم نظر او را جلب کرد، از اطرافیان نام وی را پرسید و چون گفتند که او محمّد بن علی است، شگفت زده، گفت : «همان که مردم عراق فریفته اویند» یا «امام مردم عراق!». در روایتی دیگر [۱۶۶] . آمده است که هشام (گویا بعد از همین موسم حجّ) امام باقر علیهالسلام را همراه با فرزندش حضرت صادق علیهالسلام به شام فرا خواند. امام هنگام ورود به مجلس او بر همه اهل مجلس یکجا سلام کرد، بر خلاف رسم متعارف، خلیفه اموی را امیرالمؤمنین نخواند و بدون کسب اجازه نشست. هشام خشمگینانه زبان به ملامت گشود که چرا شما مردم را به امامت خود فرا میخوانید. حاضران در مجلس نیز بنا بر قرار قبلی همین شیوه را به کار گرفتند. آنگاه امام صریحاً از جایگاه اهل بیت پیامبر در دین و اینکه آنان عهده دار هدایت مردماند، سخن گفت، همچنین به گذرا بودن حکومت امویان اشاره کرد. هشام ابتدا او را به زندان افکند، ولی بعد، ناگزیر به آزاد کردن و برگرداندن آنان به مدینه شد. از این دو گزارش بر میآید که حرکت امام باقر علیهالسلام در دعوت به سوی امامت اهل بیت و معرفی مقام و نقش آنان در دین و نیز نفی حقانیت خلافت اموی ـ که هشام از آن به ایجاد اختلاف در میان امّت تعبیر کرده است ـ حرکتی گسترده و غیر قابل انکار بوده و لااقل در بخشی از سرزمین اسلامی تأثیر جدی گذاشته بوده است. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که مطرح کردن مرجعیّت علمی اهل بیت پیامبر صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم ـ که امام باقر علیهالسلام شخصیت برجسته ایشان در آن دوره بود ـ در حقیقت، به معنای تبیین جایگاه سیاسی آنان نیز بوده است و خلیفه اموی، یا امام باقر علیهالسلام و یا دیگران، این دو را از یکدیگر جدا نمیدانستهاند.
مناظره با دانشمند مسیحی
پس از آزادیِ باقر و فرزندش صادق و قبل از عزیمتشان به مدینه، مناظرهای میان باقر و یکی از علمای مسیحی در شام صورت گرفت. در این مباحثه، باقر به همهٔ پرسشهای مطرحشده پاسخ گفت. عالِمِ مسیحی که قانع شده بود مجلس را ترک کرد. وقتی این خبر به گوش هشام رسید، برای خدشهدار کردنِ تأثیری که محمد باقر بر مردم گذاشته بود، به او اتهامِ گرایش به مسیحیت زد و دستور داد به مدینه برگردد.[۶۴] . سپس به فرماندار مدینه نوشت:[۶۵] . این دو پسرِ ابوتراب که بهقصد مدینه از شام راه افتادهاند، ساحر بوده و بهدروغ اظهارِ اسلام میکنند؛ زیرا آنان تحت تأثیر رُهبانانِ مسیحی قرار گرفته و به نَصارا گرایش پیدا کردهاند. من بهخاطر قرابتی که با آنان دارم از آزارشان خودداری کردم؛ وقتی که آنان به مدینه آمدند به مردم بگو: «من از کسانی که با آنان معامله یا مصافحه کنند و بر آنان سلام دهند ذمّهام را بریء میدانم؛ زیرا آنان از اسلام منحرف شدهاند.»
مخالفان امامت حضرت از شیعیان
کیسانیه : در میان شیعیان نیز بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام گروهی به نام کیسانیه محمّد بن حنفیّه را امام خواندند و سپس مدّعی زنده بودن و غیبت او شدند.. [۱۷۸] [۱۷۹] [۱۸۰]
سرحوبیه : سَرحوبیّه نیز گروهی دیگر بودند که امامت را در فرزندان امام حسن یا امام حسین علیهماالسّلام بدون تعیین و معرّفی، مستمر دانستند. اینها چندان نپاییدند و در قیام زید به او پیوستند. [۱۸۱] [۱۸۲] .
زیدیه : در این میان بیشترین افراد شیعه معتقد به امامت حضرت علی بن الحسین علیهالسلام شدند و بعد از وفات او به فرزندش امام باقر علیهالسلام گرویدند. امّا زیدیّه که خود را پیرو زید بن علی بن الحسین میدانند، گذشته از اینکه در دو دوره متأخّر بر زمان امام باقر علیهالسلام و زید شکل گرفتهاند (زید هرگز داعیه امامت نداشته است [۱۸۳] [۱۸۴] ) اساساً با دیدگاههای شیعه توافق ندارند. آنها به نصّ بر امامت و تصریح بر عصمت معتقد نیستند و زید را از آنرو که « قیام به سیف » کرد، امام میدانند. به این ترتیب، با ملاکهای شیعی برای امامت، فرد دیگری جز ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسین به جانشینی امام چهارم معرّفی نشده و هیچیک از برادران او ادّعای امامت نداشته است. این اختلاف نسبت به برخی از امامان پیش آمده است.
وُلدُ الحَسَن : البتّه از برخی احادیث میتوان دریافت که شماری از فرزندان امام مجتبی علیهالسلام) وُلْد الحسن( مدّعی امامت و سرپرستی اهل بیت بوده و از قبول امامت حضرت باقر علیهالسلام با آنکه به مقام او اقرار داشتهاند، تن میزدهاند. [۱۸۵] [۱۸۶]
فرق شیعه بعد از امام باقر
پیروان نفس زکیه : گروهی به امامت محمّد بن عبداللّه بن حسن معروف به نفس زکیّه)مقتول در ۱۴۵) معتقد شدند. اینان مرگ یا قتل او را انکار و ادّعا میکردند که وی از دیدهها پنهان شده و همان مهدی است که خروج خواهد کرد. مُغیرة بن سعید از مبلّغان این نظر بود و حتّی برخی او را امام بعد از حضرت باقر علیهالسلام میدانستند که پس از او امامی نخواهد آمد تا محمّد بن عبداللّه بن الحسن خروج کند.
پیروان ابومنصور عجلی : گروهی نیز به ابومنصور عِجْلی پیوستند و او را جانشین امام باقر علیهالسلام خواندند. [۲۰۳] [۲۰۴] [۲۰۵] [۲۰۶]
باقریه : برخی از نویسندگان متأخّر، از جمله بغدادی [۲۰۷] و شهرستانی [۲۰۸] از فرقهای به نام باقریّه یاد کردهاند که پس از امام باقر علیهالسلام فرد دیگری را به امامت نپذیرفتهاند.
بغدادی در باره این گروه مینویسد که آنها ابوجعفر محمّد بن علی را مهدی منتظر میدانند و در اثبات ادّعای خود به حدیث معروف جابر از پیامبر صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم استدلال میکنند. به موجب این حدیث، که پیشتر نیز به آن اشاره شد، پیامبر به جابر خبر داده بود که محمّد بن علی را خواهد دید و از او خواسته بود که سلام او را به وی برساند.
بغدادی از قول آنان نوشته است که سلام رساندن پیامبر به حضرت باقر علیهالسلام دلالت بر مهدویّت او میکند. وی سپس این استدلال را ردّ کرده و مسلّم بودن وفات امام باقر علیهالسلام را نیز شاهد بر نادرستی آن ادّعا دانسته است. صَفَدی [۲۰۹] نیز همین مطالب را آورده است. امّا شهرستانی باقریّه را معتقدان به رجعت حضرت باقر میداند و آنها را از آنجا که آن حضرت را آخرین امام خواندهاند، با وصف « واقفه)توقّف کنندگان) یاد میکند. با اینهمه، مهمّ این است که در مآخذ شیعی یا منابع متقدّم ملل و نحل، فرقهای به این نام ذکر نشده و معلوم نیست که این نام از کی و بر چه اساسی وارد کتابهای ملل و نحل متأخّر شده است.
رابطه امام باقر و شیعیان
شاگردان و پیروان امام باقر علیهالسلام از جهات گوناگون اختلاف مرتبت داشتند. اوضاع خاصّ اجتماعی ـ سیاسی و وجود مخالفانی با انگیزههای مختلف، پایداری شیعیان را بر اعتقاد خود دشوار کرده بود تا آنجا که برخی از آنها به دستاویز موضوعی بی اهمیّت، دچار دودلی شدند و از امامت آن حضرت برگشتند. [۲۱۰] . در این شرایط، آن حضرت از تربیت کسانی که ضمن پایداری بر اعتقاد شیعی بتوانند مبیّن و مدافع آرای شیعی در جامعه اسلامی باشند، به هیچ روی فروگذاری نمیکرد و به خصوص نسبت به کسانی چون محمّد بن مسلم ، زرارة بن اعین ، حمران بن اعین و فُضَیْل بن یسار که از فرصتهای مختلف برای فراگیری دانشهای اسلامی از امام باقر علیهالسلام بهره میجستند و در نشر آنها میکوشیدند، تقدیر میکرد و با اینهمه از آنان میخواست که همه آموختههای خود را به هر کسی نگویند و خصوصاً مراقب مأموران دستگاه خلافت باشند. [۲۱۱] [۲۱۲] [۲۱۳] [۲۱۴] . همچنانکه فرزندش حضرت صادق علیهالسلام نیز از آنها به نیکی یاد میکرد و آنها را احیاکنندگان آثار پدرش میخواند. [۲۱۵] . امام همچنین شاعرانی چون کُمَیْت را که با سرودن اشعار در نشر افکار شیعه تلاش میکردند، تشویق میکرد. [۲۱۶] [۲۱۷] . به این ترتیب بود که اقدامات و روشهای مختلف امام باقر علیهالسلام به شکلگیری مجدّد جامعه شیعی انجامید.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: معصوم هفتم امام باقرع
ادامه مطلب را ببينيد
امام باقروکیسانیه
پس از درگذشت سجاد و با آغاز دورانِ امامت باقر، کیسانیّه فرقهٔ مهمی بهشمار میآمد که مهمترین شاخهاش هاشمیّه بود که خود را از پیروان ابوهاشم، فرزند محمّدِ حَنَفیّه، معرفی میکردند. بهنوشتهٔ لالانی، ابوهاشم چه در محضر باقر و چه در حضور سلیمان، خلیفهٔ اموی، ادعای امامت و رهبری کرده و مدتی تبعید و زندانی بودهاست. هنگامی که در سال ۹۸ ه.ق بدون فرزند درگذشت، کیسانیه به فرقههای مختلفی تقسیم شد. یکی از این فرقهها که بهنام راوَندیّه مشهور شدند، معتقد بودند ابوهاشم، محمد بن علی بن عبدالله بن عباس را به جانشینی خود انتخاب کرد. این فرقه عموماً امامت را از طریق محمد بن علی عباسی و پسرش ابراهیم تا خلفای عباسی پیگیری میکند.[۶۶]
امام باقروزیدیه
پس از درگذشت زینالعابدین، اکثریتِ شیعیان بر فرزندش باقر بهعنوان امام بعدی به توافق رسیدند، اما گروهی دیگر با فرزندِ دیگر سجاد، زید بن علی، توافق کردند و بعدها به زِیْدیّه معروف شدند. بهگفتهٔ ابن خلکان، زید از مردم خواست تا از او حمایت کنند. از طرفی مسعودی، مورخ شیعی، میگوید که زید ابتدا از باقر مشورت خواست. باقر از او خواست روی حمایتِ مردم کوفه حساب نکند چون آنان قبلاً هم به اهل بیت خیانت کرده بودند. زید اما به نصیحتِ باقر گوش نسپرد و مردم را در یک شورشِ بیفرجام رهبری کرد. بهنوشتهٔ شهرستانی، مورخ شافعی مذهب، مشاجرهای بین باقر و زید رخ داد بدین دلیل که زید تعلیمات واصِل بن عَطای مُعتَزِلی را سرمشق خود قرار داده بود. زید ادعا میکرد امام بودنِ «امام» بسته به این است که در میان مردم حضور پیدا، و حقش را مطالبه کند. در پاسخ، محمد باقر به زید گفت که بر مبنای این نظریه، امام بودنِ پدرشان، سجاد، که چنین مطالبهای نکرده مخدوش خواهد شد.[۶۷] و این در حالی است که زید به امامتِ پدرش اذعان داشتهاست. در میان زیدیانِ معاصر اما گروهی با این دیدگاه مخالفند و سجاد را فقط مدعیِ امامت میدانند. آنان امامت را بعد از حسین بن علی متعلق به حسن مُثَنّیٰ موسوم به «رضا» و بعد از آن متعلق به زید میدانند.[۶۸] . بهنوشتهٔ شهرستانی در اَلْمِلَلُ و النِّحَل، گروهی از شیعیان، امامت را پس از حسن مجتبی متعلق به فرزندش حسن مثنّیٰ، و بعد از او متعلق به فرزندش عبدلله میدانستند. در مقابل، گروه دیگری امامت را متعلق به حسین بن علی و سپس سجاد میدانند، زیرا دربارهٔ امامتِ او، نَصّ وارد شدهاست؛ آنگاه پس از سجاد دوباره دچار اختلاف شدند. شیعیانِ دوازدهامامی به امامتِ فرزند سجاد، باقر معتقد شدند اما گروه دیگری از فرزندِ دیگرِ سجاد، زید پیروی کردند که بعدها به «زیدیه» معروف شدند. بهنوشتهٔ قاضی نعمانِ اسماعیلی، زیدیه اعتقاد دارند هر یک از خاندان پیامبر که مردم را به اطاعت از خدا فراخوانَد، امام است و اطاعت از او واجب است.[۶۹] . در محافل شیعی، رابطهٔ محمد باقر با برادرش زید بن علی صمیمانه توصیف شدهاست. هرچند گفته میشود باقر او را از عواقبِ یک شورشِ نابهنگام علیه بنیامیه برحذر داشتهاست.[۷۰] قیام زید سرانجام در سال ۱۲۲ ه.ق بعد از درگذشت محمد باقر صورت گرفت و با شکست مواجه شد.[۷۱] بهعقیدهٔ لالانی، باقر برخلاف زید به شمشیر نمیاندیشید بلکه بهخاطر دانش گسترده، نسبِ بزرگ و شخصیتِ برترش، مردم به او جذب شدند. بهعلاوه نظریههای باقر دربارهٔ امامت که یک نوع امامتِ غیرانقلابی بود و قدرتِ سیاسی را لازمهٔ امامت نمیدانست، اثر ویژهای بر مردم گذاشت و آنان را پیروانِ دائمیِ او و خانوادهاش کرد.[۷۲] بهنوشتهٔ رسول جعفریان، مورخ شیعی، زیدیه از آنجایی که در جستجوی برگزیدگان خدا نبودند و بهدنبالِ هر علویای که شمشیر دست گرفت، راه افتادند، نتوانستند در زمینهٔ تفسیر و فقه و حدیث به غنایی که شیعهٔ دوازدهامامی دست یافت، دست پیدا کنند. آنان در فقه پیرو ابوحَنیفه و در کلام پیرو معتزله بودند؛ و در زمینهٔ سیاسی جز چند قیامِ شکستخورده — جز مورد طبرستان که بهعقیدهٔ جعفریان در زیدی بودنِ رهبرانش تردید وجود دارد — نتیجهٔ چندانی نداشتند. این در حالی است که نتیجهٔ تلاش ائمهٔ شیعه، تدوینِ فقه جعفری بود.[۷۳] . اگرچه باقر یکی از امامانِ زیدی بهشمار نمیآید اما روایات باقر در آثارِ زیدی از قبیل امالیِ احمد بن عیسی یافت میشود.[۱۸۲] بهنوشتهٔ کلبرگ، باقر تقریباً در همهٔ آثار زیدیه بهعنوان یک مرجعِ علمی خودنمایی میکند و از سخنانش در توجیهِ برتریِ علمیِ زید — که دلالت بر امامت زید میکند — استفاده شدهاست.[۱۸۳] بهنوشتهٔ باکلی، باقر بهعنوان امام چهارمِ اسماعیلیه بهحساب میآید و در موارد فراوانی بهعنوان یک مرجع در کتاب دَعائِمُ الْاسلامِ قاضی نعمان بهشمار میآید. دعائم الاسلام یک نسخهٔ مُدوّنِ فقه اسماعیلی بهحساب میآید.[۱۸۴]
پیش بینی شهادت
کلینی به سند صحیح از زراره روایت کرده است که گفت: «روزی از حضرت امام محمد باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: در خواب دیدم که بر سر کوهی ایستاده ام و مردم از هر طرف آن کوه به سوی من بالا می آمدند چون مردم بسیاری در اطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد و مردم از هر طرف آن فرو می ریختند، تا آن که جماعتی بر آن کوه باقی ماندند و این اتفاق پنج مرتبه تکرار شد. گویا آن حضرت این خواب را به وفات خود تعبیر فرموده بود، که بعد از گذشت پنج شب از این خواب به رحمت ایزدی پیوستند. در کافی و بصائر الدرجات و سایر کتاب های معتبر روایت کرده اند که حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «که پدرم بیماری سختی گرفته بود و بیشتر مردم از بیماری حضرت ترسیدند و اهل بیت آن حضرت گریان شدند. امام باقر علیه السلام فرمود: من در این بیماری از دنیا نخواهم رفت زیرا دو نفر نزد من آمدند و به من چنین خبر دادند. پس از آن بیماری صحت یافت و مدتی سالم بود. پس روزى حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام را طلبید و فرمود که: جمعى از اهل مدینه را حاضر کن. چون ایشان را حاضر کردم فرمود: اى جعفر! چون من به عالم بقاء رحلت کنم مرا غسل بده و کفن بکن و در سه جامه که یکى رداى حبره بود که نماز جمعه در آن مىکرد، و یکى پیراهنى که خود مىپوشید و فرمود که عمامه بر سرم ببند و عمامه را از جامههاى کفن حساب مکن، و قبر مرا چهار انگشت از زمین بلند کن، و آب بر قبر من بریز، و اهل مدینه را گواه گرفت. چون بیرون رفتند گفتم: اى پدر بزرگوار! آنچه مى فرمودى به عمل مى آوردم و به گواه گرفتن احتیاج نبود. حضرت فرمود که: اى فرزند! براى این گواه گرفتم که بدانند تویى وصىّ من و در امامت با تو منازعه نکنند. پس گفتم: اى پدر بزرگوار! من امروز تو را از همه روز صحیحتر مى یابم و آزارى در تو مشاهده نمىکنم. حضرت فرمود: آن دو کس که در آن مرض مرا خبر دادند که صحّت مىیابم در این مرض به نزد من آمدند و گفتند: در این مرض به عالم بقاء رحلت مىنمایى. آن حضرت ساعات آخر عمر، کفن های خود را که پارچه سفیدی که با آن احرام به جا آورده بود مشخص نمود. کلینی به سند حسن روایت کرده است که حضرت امام محمد باقر علیه السلام هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت فرمود. و به سند موثق از حضرت امام صادق علیه السلام روایت کرده است که پدرم گفت: «ای جعفر از مال من برای ندبه کنندگان وقف کن که ده سال در منی در موسم حج بر من ندبه و گریه کنند و رسم ماتم را تجدید نمایند و بر مظلومیت من زاری کنند. کلینی به سند معتبر نیز روایت کرده است که چون امام محمد باقر علیه السلام به جهان باقی رحلت نمود، حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «که هر شب در حجره ای که آن حضرت در آن وفات یافته بود، چراغ می افروختند.
وصایای امام باقرعلیهالسلام
مرحوم کلینی در کتاب الکافی به سند خود از امام رضا (علیهالسّلام) روایت کرده است که امام باقر (علیهالسّلام) به هنگام احتضار فرمودند: «هنگامی که بدرود حیات گفتم زمین را برایم بشکافید و قبری مهیا کنید، پس اگر به شما گفتند برای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) لحد بوده است، تصدیق کنید.» و نیز کلینی به سند خود از امام صادق (علیهالسّلام) نقل کرده است که فرمود: «پدرم هر آنچه از کتب و سلاح و آثار و امانات انبیاء در نزد خود داشت به من به ودیعت سپرد، پس چون لحظه وفاتش فرا رسید به من فرمود: چهار شاهد فرا بخوان.»
من (امام صادق) چهار نفر از قریش را دعوت کردم که یکی از آنها نافع مولای عبدالله بن عمر بود. پس به من فرمود: «بنویس، این چیزی است که یعقوب فرزندانش را بدان وصیت کرد، که ای فرزندانم خداوند دین را برای شما برگزید، پس از دنیا نروید مگر آنکه تسلیم رضای خداوند باشید.» وصیت کرد محمد بن علی به جعفر بن محمد و به وی فرمان میدهد که او را به جامه بردی که هر جمعه در آن نماز میخواند، کفن کند و عمامهاش را بر سرش ببندد و قبر او را چهار گوش و با فاصله چهار انگشت از زمین بلندتر قرار دهد و در موقع دفن بندهای کفن او را باز کند.... سپس به شهود فرمود: باز گردید خداوند شما را رحمت کند! امام صادق (علیهالسّلام) میفرماید: به پدرم گفتم: «ای پدر در ابن وصیت چه بود که بر آن شاهد طلب کردی؟ فرمود: پسرم؛ خوش نداشتم پس از من با تو به نزاع برخیزند به این بهانه که به تو وصیت نکردهام و میخواستم بدینوسیله حجت و دلیلی برای تو قرار داده باشم»
در کافیآمده است که: امام باقر (علیهالسّلام) وصیت کرد که هشتصد درهم برای برگزاری مراسم سوگواری او اختصاص دهند و این کار را از سنت میدانست، زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآلهوسلّم) فرمود: «برای خاندان جعفر طعامی فراهم آورید.»[۴۵] . آنان نیز به وصیتش عمل کردند و نیز کلینی به نقل از یونس بن یعقوب مینویسد: حضرت صادق (علیهالسّلام) فرمود: «پدرم به من سفارش کرد که از مالم فلان مبلغ را وقف کن تا نوحه سرایان ۱۰ سال در ایام حج در منی برایم نوحهسرائی کنند.»[۴۶]
شهادت امام باقرعلیهالسلام
مسموم شدن حضرت : آن چه مسلم است این است که امام باقر علیه السلام با طرح مرموز و مخفیانه هشام بن عبدالملک، مسموم شده و به شهادت رسید، ولی عامل و چگونگی آن به روشنی مشخص نیست. بعضی می نویسند: ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک (پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم نمود. و بعضی می نویسند: زید بن حسن به دستور هشام، زهر را به زین اسب مالید و اسب را به حضور امام باقر علیه السلام آورد، و اصرار کرد که آن حضرت بر آن سوار گردد، آن حضرت ناگزیر بر آن سوار شد و آن زهر در بدن او اثر کرد، به گونه ای که ران هایش متورم شد و سه روز به سختی در بستر بیماری افتاد و سرانجام به شهادت رسید. از کف برفت صبر و نماندش دگر قرار دین شد تهی ز مخزن اسرار کردگار - از ضعف بر جبین منیرش عرق نشست ارکان پنجمین امامت زهم شکست - گاهی زبان به ذکر حق و گه شدی به هوش از دل کشیده آه شرربار و شد خموش [۱]
تاریخ و محل شهادت امام باقرعلیهالسلام
امام محمد باقر (علیه السلام)، به قول اکثر مورخان، در هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ هجرى قمری در پنجاه و هفت سالگى در زمان خلیفه اموى «هشام بن عبد الملک» مسموم و به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
شیخ عباس قمی می گوید: که در تاریخ وفات امام باقر علیه السلام اختلاف است و وفات ایشان در روز دوشنبه هفتم ذی الحجه سال صد و چهاردهم به سن پنجاه و هفت سالگی در مدینه مشرفه اتفاق افتاد. وفات ایشان در ایام خلافت هشام بن عبدالملک بود و گفته شده که آن حضرت را ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان به زهر شهید کرده و شاید به امر هشام بوده است. قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگی در بقیع، پهلوی پدرش امام سجاد علیه السلام و عم بزرگوار خود، امام حسن علیه السلام قرار دارد. دوران امامت امام محمد باقر علیه السلام از سال ۹۵ هجری -که سال درگذشت امام زین العابدین علیه السلام است- آغاز شد و تا سال ۱۱۴ هجری یعنی مدت ۱۹ سال و چند ماه ادامه داشت.[۲]
در سال شهادت حضرت اختلاف نظرهایی وجود دارد. مثلا: دستهای از مورخان[۲۴] سال ۱۱۷ق و برخی [۲۵] [۲۶] سال ۱۱۸ و عدهای سال ۱۱۵ق را یاد کردهاند. اما بیشتر منابع تاریخی سال ۱۱۴ را متذکر شدهاند.[۲۷] [۲۸] [۲۹] [۳۰] . منابع روایی و تاریخی علت وفات آن حضرت را مسمومیت دانستهاند، مسمومیتی که دستهای حکومت امویان در آن دخیل بوده است. از برخی روایات استفاده میشود که مسمومیت امام باقر (علیهالسّلام) به وسیله زین آغشته به سم صورت گرفته است؛ به گونهای که بدن آن گرامی از شدت تاثیر سم، به سرعت متورم گردیده و سبب شهادت آن حضرت شد.[۳۱] [۳۲] [۳۳] . در اینکه چه فرد یا افرادی در این ماجرای خائنانه دست داشتهاند، نقلهای روایی و تاریخی از اشخاص مختلفی نام بردهاند. برخی از منابع شخص هشام بن عبدالملک را عامل شهادت آن حضرت دانستهاند.[۳۴] . بعضی دیگر ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفی کردهاند.[۳۵] [۳۶] . برخی از روایات نیز زید بن حسن را که از دیر زمان کینههای عمیقی نسبت به امام باقر (علیهالسّلام) داشت مجری این توطئه به شمار آوردهاند.[۳۷] . به طور مسلم شهادت امام باقر (علیهالسّلام) در دوران خلافت هشام بن عبدالملک رخ داده است.[۳۸] [۳۹] . زیرا خلافت هشام از سال ۱۰۵ تا سال ۱۲۵ق استمرار داشته و آخرین سالی که مورخان در شهادت امام باقر (علیهالسّلام) نقل کردهاند، ۱۱۸ هـ میباشد. با تامل در نقلهای تاریخی میتوان به یک جمعبندی و نتیجه کلی رسید و آن اینکه امکان دارد عامل شهادت حضرت افراد متعددی باشند که هر روایت و نقل به یکی از آنان اشاره کرده است. مثلا از آنجایی که هشام بن عبدالملک عداوت انکارناپذیری نسبت به خاندان علی (علیهالسّلام) داشت، با استفاده از نیروهای مورد اطمینان خود از جمله ابراهیم بن ولید که عنصری اموی و دشمن اهل بیت بود را به استخدام گرفت و ابراهیم نیز امکانات لازم را در اختیار فردی که از اعضای داخلی خاندان علی (علیهالسّلام) به شمار میآمد و میتوانست در محیط زندگی امام باقر (علیهالسّلام) بدون مانع راه یابد، قرار داده تا به وسیله او برنامه خائنانه خود را عملی کند و امام را به شهادت برساند.
محل دفن امام باقرعلیهالسلام
سرانجام حضرت امام محمدباقر (علیهالسّلام) پس از شهادت در قبرستان بقیع در کنار مرقد پدر بزرگوارشان امام سجاد (علیهالسّلام) و عموی پدرش، امام حسن مجتبی (علیهالسّلام) مدفون شد.[۴۰] [۴۱] [۴۲] از برخی منابع استفاده میشود که آن حضرت هنگام رحلت در مدینه نبودند، بلکه در محلی به نام حمیمه از روستاهای نواحی مکه یا شام بودهاند که پس از شهادت ایشان را به مدینه منتقل کردهاند. [۴۳] [۴۴] . محمد باقر در قبرستان بَقیع در کنار قبر پدربزرگش، حسن مجتبی و پدرش، سجاد دفن شد. این مقبره که بعدها قبرِ فرزندش، جعفر صادق را هم در خودش جای داد،
در جریانِ تخریبِ قبرستان بقیع بهوسیلهٔ آل سَعود در سال ۱۹۲۵ م از بین رفت.[۸۰] ضریح قبورِ این چهار امام یک بار هم پیشتر تخریب شده بود اما بهدستور مُظَفَّرالدّین شاه و با نظارتِ وزیرِ اعظمِ شاه، امینُالسُّلطان، بازسازی شده بود.[۸۱] درحال حاضر ائمهٔ مدفون در این قبرستان دارای قبرهایِ سادهٔ بدون کتیبه هستند.[۸۲]
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: معصوم هفتم امام باقرع
ادامه مطلب را ببينيد
ایران: با غنی سازی صفر دور بعدی مذاکره منتفی است
عراقچی از دور ششم گفتوگوها در چند روز آینده خبر داد؛ امکان پذیرش بازرسان آمریکایی
![]()
دستورکار روز دوم سفر پزشکیان به عمان مرور پنج دور مذاکرات و تبادلنظر درخصوص ایدهها و راهکارهایی بود که پیشتر از سوی مسقط مطرح شده بود. همزمان و در تحولی دیگر رئیس سازمان انرژی اتمی ایران از امکان پذیرش بازرسان آمریکایی در صورت توافق خبر داد.
دستورکار سفر رئیسجمهور ایران به سلطاننشین عمان در روز دوم عمدتا معطوف به مذاکرات هستهای بود. از دیدار مسعود پزشکیان با وزیر خارجه عمان بهعنوان مسوول پیشبرد گفتوگوها تا اظهارات سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه درخصوص تاریخ دور بعدی، غنیسازی و رایزنیها با همتای عمانی درخصوص ایدهها و راهکارهای این کشور برای پیشبرد مذاکرات.
هر چند دستورکار این سفر مسائل دوجانبه و امضای اسناد در حوزههای مختلف اعلام شده بود، اما حتما بخشی از این سفر به بررسی پیشنهاد عمان اختصاص یافته است؛ موضوعی که توسط وزیر خارجه نیز تایید شد. عراقچی در حاشیه سفر رئیسجمهور به عمان در گفتوگویی در پاسخ به این سوال که آیا در جریان این سفر با مقامات عمان در ارتباط با مذاکرات ایران و آمریکا نیز صحبت شده است، گفت: «طبیعی است که مشورتها و تبادلنظرهایی صورت میگیرد ولی اصل این سفر به خاطر مذاکرات نیست.» وی تاکید کرد که احتمالا در چند روز آینده تاریخ دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا مشخص میشود. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، نیز دیروز گفت که مشورتها در مورد تعیین زمان و محل دور بعدی مذاکرات ادامه دارد و به محض نهایی شدن، توسط عمان اعلام خواهد شد.
پس از آخرین دور مذاکرات ایران و آمریکا در رم پایتخت ایتالیا اعلام شد که طرف عمانی به عنوان میانجی طرحی را ارائه کرده که جای بررسی دارد. از این رو سفر دوروزه پزشکیان به مسقط و دیدار با مقامات عالی این کشور بسیار حائز اهمیت است. در پایان سفر رسمی رئیسجمهور پزشکیان به مسقط، دو کشور در بیانیهای مشترک بر پیوندهای تاریخی و مستحکم دو ملت برادر، همکاریهای پایدار دوجانبه و احترام متقابل تاکید کردند. در این بیانیه تحکیم روابط دوجانبه، گسترش شراکت اقتصادی، حمایت از آتشبس در غزه و قدردانی از نقش عمان در مذاکرات هستهای مدنظر قرار گرفت.
شرط اجازه به بازرسان آمریکایی
اما اظهارات محمد اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی درخصوص اجازه به بازرسان آمریکایی را شاید بتوان یکی از اتفاقات مهم این روزهای مذاکرات ارزیابی کرد. اسلامی روز چهارشنبه در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران درباره احتمال حضور بازرسان آمریکایی در ایران توضیح داد: «کشورهایی که با ما خصومت داشتند و رفتار غیراصولی انجام دادهاند، در طول این سالها ما همواره تلاش کردیم از آن کشورها بازرس نپذیریم؛ همانطور که آنها نیز رفتار متقابل دارند و بازرس ایرانی نمیپذیرند. اما در شرایط کنونی مذاکرات، اگر مطالبی مطرح شود و توافق حاصل شود و خواستههای ایران مدنظر قرار گیرد، آن زمان ما در پذیرش بازرسی آمریکایی از طریق آژانس بینالمللی انرژی اتمی تجدیدنظر خواهیم کرد.»
رئیس سازمان انرژی اتمی به برخی شبههها درباره مساله فنی غنیسازی در ایران نیز پاسخ داد. اسلامی با بیان اینکه غنیسازی خط قرمز ماست و در این زمینه شفافیت داریم، گفت: «البته برخی موارد به بیان اخبار میپردازند ولی غنیسازی قطعی است و ما تاکید داریم به سمت سلاح هستهای نمیرویم و غنیسازی برای سلاح هستهای انجام نخواهیم داد و بر این تعهد داریم.» وی افزود: «درباره موضوع کنسرسیوم نیز هنوز پیشنهاد رسمی دریافت نشده است.» اسلامی درباره احتمال توقف غنیسازی در ایران نیز اظهار کرد: «این موضوع اصلا مطرح نیست. درصد غنیسازی هم نباید به صورت سیاسی مطرح شود؛ درصد غنیسازی بستگی به نوع کاربرد آن دارد. الزاما وقتی اورانیوم با غنای بالا تولید میشود، به معنای مصرف نظامی نیست.»
درباره غنیسازی شوخی نداریم
عراقچی بارها پذیرش محدودیت در غنیسازی را رد کرده و روز سهشنبه نیز در یک پست در شبکههای اجتماعی تکرار کرد که «اگر قدرتهای غربی بر غنیسازی صفر در ایران اصرار داشته باشند، دیگر چیزی برای بحث در مورد موضوع هستهای برای ما باقی نمیماند.» این موضعگیری عراقچی به گفته خودش در پاسخ به اظهارات و ادعاهای یک مقام انگلیسی بوده که صحبت از غنیسازی صفر در ایران کرده بود. عراقچی روز چهارشنبه در حاشیه سفر به عمان گفت: «من در آنجا بهصراحت گفتم که ما رایزنیهای خود را با سه کشور اروپایی در این مدت ادامه دادیم ولی اگر موضع آنها غنیسازی صفر است دیگر هیچ صحبتی با آنها در مورد هستهای نداریم.» وی ادامه داد: «آنها باید تکلیف خودشان را مشخص کنند و ما در مورد موضوع غنیسازی هیچ شوخی با هیچ کسی نداریم.» پیش از این، پیتر ماندلسون، سفیر انگلیس در آمریکا، ضمن ابراز حمایت از اظهارات مقامات آمریکایی در مورد متوقفسازی برنامه غنیسازی اورانیوم در ایران، گفته بود که ایران باید از فعالیتهای غنیسازی اورانیوم دست بردارد. اما روز گذشته ظاهرا لندن از این اظهارات سفیرش در آمریکا عقبنشینی کرده است. طبق روایت خبرنگار رسانه آمریکایی، دولت انگلیس در پیامی از اظهارات سفیر این کشور در آمریکا در حمایت از غنیسازی صفر در ایران و تهدید به استفاده از سازوکار «ماشه» عقبنشینی کرده و گفت که از ایران خواسته به راهکاری دیپلماتیک از طریق مذاکرات بپردازد.
مسکو خوشبین است
همزمان با انتشار اخبار مثبتی از سمت تهران و واشنگتن درباره ادامه مذاکرات، وزیر خارجه روسیه هم روز گذشته گفت که این امیدواری وجود دارد که ایران و آمریکا در زمینه مذاکرات هستهای به پیشرفتی دست پیدا کنند و این رویه در مسیر درستی در حال حرکت است. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، گفت: «حق غنیسازی در چارچوب استفاده صلحآمیز برنامههای انرژی هستهای در مذاکرات بین ایران و آمریکا اصل کلیدی است.» وی ادامه داد که اوضاع پیرامون برنامه هستهای ایران همچنان دشوار است.
گزارش جامع آژانس
درعینحال رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز روز چهارشنبه در جمع خبرنگاران در وین در اظهاراتی گفت که گزارش جامع درباره برنامه هستهای ایران بهزودی منتشر خواهد شد. گروسی در ادامه اظهارات خود در جمع خبرنگاران درباره پیشرفت در مذاکرات با گفتن اینکه «هنوز نتیجه مشخص نشده است»، ادامه مذاکرات را نشانه مثبتی دانست. او در پاسخ به سوالی درباره تفاوتها میان موضع آمریکا و ایران بر سر موضوع غنیسازی اورانیوم در مذاکرات عمان، گفت که نزدیک کردن این دو دیدگاه به هم غیرممکن نیست.
نقشه پاتک ایران در صورت حمله به تاسیسات هسته ای
فعال رسانهای آمریکایی:ایران اینگونه برنامه تهاجمی خود علیه آمریکا را بروزرسانی کرده است
![]()
پیشنهاد جدید عمان برای باز کردن گره مذاکرات
عمان توقف شش ماهه غنی سازی را پیشنهاد داده!
![]()
مقام ارشد پدافند هوایی ارتش: دشمن ممکن است از سلاحهای ما آگاه باشد، اما از روحیه و اراده سربازان ما بیخبر است/ آمادگی ۲۴ ساعته سیستمهای پدافندی

امیر سرتیپ دوم فرزاد فریدونی فرمانده مرکز آموزش پدافند هوایی ارتش گفت: آمادگی ما ۲۴ ساعته است و این آمادگی با بهکارگیری سامانههای بومی و توانمندیهای داخلی صورت میگیرد. دشمن ممکن است از سلاحهای ما آگاه باشد، اما از روحیه و اراده سربازان ما بیخبر است.
مذاکره با آمریکا، حتی اگر به نتیجه نرسد، پیام روشنی برای مردم خواهد داشت/ اگر مذاکره منافع ملی ما را تأمین کند، قطعاً از آن استقبال میکنیم
سیدحسن خمینی: عزت گاهی با جنگ به دست میآید و گاهی پای میز مذاکره + فیلم
واشنگتن: مذاکرات به خوبی پیش رفته/ تهران طرح ترامپ را رد میکند؟
نقشه جدید برای توافق؟ غنیسازی دیگر مانع نیست!
توقف همکاری نظامی با اسرائیل علیه ایران از سوی ترامپ
تاریخ دور ششم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا مشخص شد؟
چرا خوشبینی محتاطانه به موفقیت مذاکرات ایران و آمریکا منطقی است؟
· ایران : توافق موقت نخواهیم داشت
· آمریکا: با ایران بسیار نزدیک به توافق هستیم و تهران تقریبا شروط را پذیرفته است
· عراقچی:مواضع مقداری به هم نزدیک شده است
· عراقچی با ویتکاف تماس گرفته است؟
· دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا مستقیم شد؟
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
نقشه پاتک ایران در صورت حمله به تاسیسات هسته ای
فعال رسانهای آمریکایی:ایران اینگونه برنامه تهاجمی خود علیه آمریکا را بروزرسانی کرده است
![]()
• ترامپ: فرصتي براي توافق با ايران پيش آمده که ممکن است بعدا وجود نداشته باشد فرارو
• نقشه جديد براي توافق؟ غنيسازي ديگر مانع نيست! نامه نیوز
• واکنش سيد حسن خميني به مذاکرات ايران و آمريکا اقتصاد نیوز
• شهادت فرمانده موشکي حزبالله تاييد شد + تصوير خودروي اين فرمانده شهيد پس از ترور همشهری آنلاین
• پيشنهاد جديد عمان براي باز کردن گره مذاکرات مثلث آنلاین
• بازي آمريکا در مذاکرات لو رفت؛ بگوييد من ديوانهام! | جزئيات ماجرا همشهری آنلاین
• افشاگري بزرگ نيويورکتايمز افکار نیوز
• تا ۱۰ روز آينده توافق صورت مي گيرد؟ دنیای اقتصاد
• نقشه پاتک ايران در صورت حمله به تاسيسات هسته اي نامه نیوز
• ايران: با غني سازي صفر دور بعدي مذاکره منتفي است مثلث آنلاین
• ايست مذاکرات! راهکار خروج از بن بست غنيسازي پيدا نشده است مثلث آنلاین
• تمرين غواصي رزمي يگان ويژه فاتحين در خليج فارس خبرگزاری تسنی
• نقشه پاتک ايران در صورت حمله به تاسيسات هسته اي نامه نیوز
• واشنگتن: مذاکرات به خوبي پيش رفته/ تهران طرح ترامپ را رد ميکند؟ اکوایران
• حمله داعش به حکومت الجولاني نامه نیوز
• ايران: با غني سازي صفر دور بعدي مذاکره منتفي است مثلث آنلاین
• پشتپرده ضبط اعترافات اجباري در سيماي نفاق/ ميخکوب کردن جداشدهها و بريدهها در مقر ترويستي اشرف ۳ مشرق نیوز
• درخواست آمريکا؛ تاسيسات را تعطيل و غني سازي را به يک جزيره در خليج فارس ببريد مثلث آنلاین
• عربستان رسما دست ايران را گرفت سرانه
• ايران خواستار توضيح رسمي دولت اتريش شد فرارو
• افشاي دوئل پنهان در حاشيه مذاکرات هستهاي ايران و آمريکا | ترامپ به سرنوشت اوباما دچار مي شود همشهری آنلاین
• سناي آمريکا به دنبال قفل ابدي؛ تحريمهاي ايران دائمي ميشود؟ اطلاعات
• خط قرمز تهران مقابل شرط تازه آمريکا افکار نیوز
• توييت مهم پزشکيان پس از سفر به عمان اقتصاد نیوز
• درگيري کارشناس عراقي با تحليلگر عرب بر سر ايران+فيلم افکار نیوز
• پيام توييتري پزشکيان پس از سفر به عمان خبرگزاری تسنیم
• متن کامل پيشنهاد جديد ويتکاف درباره غزه منتشر شد اقتصاد نیوز
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
ماجرای توقیف سریال «سووشون» | مخاطب، تماشاگر تصمیمات رسانه

سریال «سووشون» نرگس آبیار و پلتفرم نماوا روز گذشته، ۹ خرداد ۱۴۰۴، پس از پخش قسمت اول توقیف شدند.
به گزارش شهرآرانیوز؛ سریال «سووشون» به کارگردانی نرگس آبیار، اقتباسی از رمان معروف سیمین دانشور، پس از مدتها انتظار، در روز ۹ خرداد ۱۴۰۴ از پلتفرم نماوا منتشر شد.
این سریال که روایتگر داستانی عاشقانه در دوران جنگ جهانی دوم در شیراز است با واکنشهای مختلفی در فضای مجازی مواجه شد.
در حالی که برخی کاربران از پخش این سریال استقبال کردند، برخی دیگر نسبت به صحنههایی مانند تماس فیزیکی بین بازیگران و لحظاتی از رقص در قسمت اول سریال واکنش نشان دادند. این صحنهها در مقایسه با آثار مشابه، توجه بیشتری را جلب کرد.
توقیف سریال؛ واکنشها و ابهامات
پس از پخش قسمت اول، خبرهایی مبنی بر توقیف سریال «سووشون» منتشر شد و خبرگزاری قوه قضائیه اعلام کرد سووشون بهدلیل «عدم دریافت مجوزهای قانونی» توقیف و ️نماوا هم بهدلیل «امتناع از انجام تعهدات قانونی» مسدود شده است.
در ادامه حتما بخوانید واکنش نماوا به توقیف سریال «سووشون»
در این میان، برخی ناظران فرهنگی این پرسش را مطرح کردند که آیا توقیف و سپس آزادسازی ناگهانی آثار، بخشی از یک استراتژی رسانهای برای جلب توجه مخاطب است؟ آیا این فرآیند نشانهای از ناهماهنگی در تصمیمگیریهاست یا بخشی از یک بازی آگاهانه برای افزایش دیدهشدن سریالها و پلتفرمهای پخش است؟
بازی رسانهای؛ واقعیت یا تصادف؟
ماجرای توقیف و سپس پخش شدن آثار، پدیدهای است که نه برای اولین بار اتفاق میافتد و نه منحصر به سریال «سووشون» است. پیش از این نیز اتفاقاتی مشابه برای برنامه «آپارات» به تهیهکنندگی عادل فردوسیپور و برخی سریالهای پلتفرم فیلیمو مانند تاسیان و... رخ داده بود.
در این میان، برخی ناظران فرهنگی این پرسش را مطرح میکنند که اگر قرار بود اثری به دلایل محتوایی توقیف شود، چگونه و چرا پس از مدتی دوباره اجازه پخش میگیرد؟ آیا این فرآیند نشانهای از ناهماهنگی در تصمیمگیریهاست یا بخشی از یک استراتژی رسانهای برای جلب توجه مخاطب است؟
مخاطب در میان دودوتا چهارتاهای رسانهای
در نهایت، شاید مهمترین سؤال این باشد که جایگاه مخاطب در این میان کجاست؟ آیا او صرفاً تماشاگر یک بازی رسانهای است که هر بار با هشتگها و جنجالهای تازهای به میدان کشیده میشود؟ و اگر چنین است، چه تأثیری بر اعتماد عمومی به پلتفرمها، نهادهای نظارتی و تولیدات فرهنگی خواهد گذاشت؟
اینکه در این میان حق با چه کسی است؟ پلتفرمها یا نهادهای ناظر؟ شاید به راحتی قابل تشخیص نباشد اما آنچه مسلم است، این است که چنین ماجراهایی نیازمند شفافیت بیشتر، گفتوگوهای سازنده و نگاهی واقعگرایانهتر به نقش مخاطب در زیستبوم فرهنگی امروز ایران هستند.
با «سووشون» چه کنیم؟
عصر روز جمعه و حدود ۸ ساعت بعد از آن که نخستین قسمت از مجموعه نمایش خانگی «سووشون» در پلتفرم نماوا به انتشار رسید، خبر آمد که این سریال به علت نداشتن مجوز، با حکم قضایی توقیف شده و پلتفرم پخشکننده آن با همین دستور، مسدود. این برخورد که در یکی دو روز اخیر سروصدای فراوانی به پا کرد، از جهاتی با رخدادهای مشابه پیشین تفاوت داشت؛ چراکه اولاً برای نخستین بار به فیلترینگ یک پلتفرم پرکاربر انجامید، ثانیاً به فاصله بسیار کوتاهی از انتشار قسمت اول رخ داد و ثالثاً درباره اولین سریال تاریخ نمایش خانگی بود که سویههای تند و واضح ضداستعمار انگلیس داشت.
سریال «سووشون» مجوز پخش ندارد
واکنش نماوا به توقیف سریال «سووشون»
همه چیز درباره سریال سووشون نرگس آبیار + خلاصه داستان، بازیگران و زمان پخش
واکنش نرگس آبیار به توقیف سریال سووشون
ماجرای توقیف سریال «سووشون» | مخاطب، تماشاگر تصمیمات رسانه
سریال سووشون توقیف و نماوا مسدود شد
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
اسرائیلیات اروپا از زبان آژانس علیه توافق
شورای حکام آژانس با تحریک دولتهای اروپایی و رژیمصهیونیستی دنبال صدور قطعنامه ضد ایرانی است
فرشید پرهام
جوان آنلاین: در آستانه دور جدید مذاکرات هستهای میان ایران و امریکا، تحرکات اروپا برای صدور قطعنامه علیه تهران در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی شدت گرفته است و گزارش دیروز آژانس هم که مدعی فعالیتهای محرمانه در سه سایت هستهای ایران شده، بهانهای مناسب در اختیار غربیها قرار داده تا فضای سیاسی علیه تهران را متشنج کنند. این سناریوی تکراری که به نظر میرسد با چراغ سبز واشینگتن طراحی شده، هدفی جز افزایش فشار بر ایران ندارد تا در مذاکرات پیشرو امتیازات بیشتری را بگیرند. در این میان، کشورهای اروپایی که نگران بینصیبماندن از نتایج احتمالی توافق تهران و واشینگتن هستند، تلاش میکنند با بهرهگیری از ابزار شورای حکام، برای خود سهمی در فرآیند دیپلماتیک آینده دستوپا کنند. اسرائیل هم که از هرگونه توافق بدون لحاظ شدن خواستههایش ناراضی است، تلاش میکند با تشدید فضای تهدید مسیر مذاکرات را تحت تأثیر قرار داده و همه گزینهها علیه ایران را روی میز نگاه دارد. در واکنش به این تحرکات، تهران به نمایندگان تروئیکا هشدار داده که هرگونه اقدام تنشآمیز از طریق آژانس تأثیر منفی بر روند مذاکرات خواهد گذاشت و این اقدامات تنشزا بیپاسخ نمیماند.
درحالی که نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی هفته آینده برگزار میشود، کشورهای غربی بار دیگر درصدد بهرهبرداری سیاسی از این نهاد برای طرح اتهامات تکراری و بیپایه علیه برنامه هستهای ایران هستند. به گزارش رویترز، دیپلماتها میگویند کشورهای غربی در جلسه آتی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قصد دارند برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته، ایران را به نقض تعهداتش در چارچوب عدم اشاعه هستهای متهم کرده و قطعنامهای علیه آن ارائه کنند. این قطعنامه ایران را به دلیل عدم همکاری کافی با آژانس در خصوص مسائل هستهای مورد انتقاد قرار خواهد داد. بر اساس اطلاعات ارائهشده توسط دیپلماتهای مطلع به رویترز، این اقدام با هدف افزایش فشار بر ایران برای پایبندی به تعهداتش در چارچوب توافقات بینالمللی صورت میگیرد.
منابع دیپلماتیک اعلام کردند که قدرتهای غربی، بهویژه تروئیکای اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) و ایالات متحده در حال هماهنگی برای پیشبرد این قطعنامه هستند. بر اساس این گزارش، قطعنامه احتمالی بر مواردی از جمله عدم شفافیت در فعالیتهای هستهای ایران، محدودیت در دسترسی بازرسان آژانس و افزایش سطح غنیسازی اورانیوم تمرکز خواهد داشت. آخرین باری که شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسماً ایران را به نقض تعهدات پادمانی متهم کرد، سپتامبر ۲۰۰۵ بود.
آژانس جادهصافکن غرب
همزمان با تحرکات غربیها، آژانس هم با گزارشهای جانبدارانه، به عنوان جادهصافکن غربیها عمل کرده است تا بتوانند دیگر اعضای این نهاد بینالمللی را متقاعد کنند که علیه تهران رأی دهند. آژانس دیروز در تازهترین گزارش خود ادعا کرده است که ایران پیشتر فعالیتهای هستهای محرمانهای را با استفاده از موادی که به آژانس اعلام نشده بودند، در سه مکان انجام داده است. به گزارش وال استریت ژورنال، این سه مکان و مکانهای احتمالی مرتبط دیگر، بخشی از یک برنامه ساختاریافته هستهای بودهاند که ایران تا اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی اجرا میکرد. آژانس همچنین گزارش داده که ایران ذخایر اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد خود را به ۶/ ۴۰۸ کیلوگرم افزایش داده است، سطحی که به میزان مورد نیاز برای تولید چندین سلاح هستهای بسیار نزدیک است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس ادعا کرده است: «ایران تنها کشور غیرهستهای است که به این سطح از غنیسازی دست یافته و ما خواهان شفافسازی فوری و کامل از سوی تهران هستیم.»
با این اوصاف، کشورهای غربی با استناد به گزارشهای جانبدارانه آژانس، تلاش دارند چهرهای تهدیدآمیز از فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران ترسیم کنند و فضا را برای اعمال فشارهای دیپلماتیک و صدور قطعنامه جدید فراهم سازند. این درحالی است که ایران همواره اتهامات مربوط به نقض تعهدات را رد کرده و تأکید دارد که برنامه هستهایاش کاملاً صلحآمیز است. ایران بارها همکاری شفاف خود با آژانس را اعلام کرده و هرگونه سوءاستفاده سیاسی از نهادهای فنی بینالمللی را مغایر با اصل بیطرفی و اعتبار آنها دانسته است.
صحنهگردانی اروپا و اسرائیل
اتهامات اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه برنامه هستهای ایران، بیش از آنکه ریشه در ارزیابیهای فنی و بیطرفانه داشته باشد، بازتابی از فشارها و القائات رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای غربی است که به دنبال افزایش فشار سیاسی و روانی بر تهران هستند. درحالیکه مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و امریکا ادامه دارد، کشورهای اروپایی که نگران حذف از فرآیند توافق احتمالی میان دو طرف هستند، تلاش میکنند از معدود ابزارهای باقیمانده خود یعنی شورای حکام برای اثرگذاری بر روند مذاکرات استفاده کنند. این کشورها با طرح ادعاهای تکراری و بدون سند، در پی سهمخواهی بیشتر از نتایج احتمالی توافق هستند چیزی که پیشتر وزیر خارجه فرانسه نیز به صراحت آن را اعلام کرده بود که باید منافع اروپا در توافق احتمالی تهران و واشینگتن در نظر گرفته شود. ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه در سخنانی ادعا کرد: «اگر مذاکرات امریکا و ایران شکست بخورد، ما برای بازگرداندن تحریمهایی که ۱۰ سال پیش برداشته شدند، لحظهای درنگ نخواهیم کرد.» این موضعگیری نشان میدهد که اروپا با استفاده از ابزار فشار، تلاش دارد در روند مذاکرات نقشآفرینی فعالتری ایفا کند و از حاشیهنشینی خود جلوگیری نماید.
از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی نیز طبق رویه همیشگی خود وارد میدان شده و با مطرح کردن ادعای تهدیدآمیز بودن برنامه هستهای ایران، در پی تأمین منافع امنیتی و سیاسی خود در این فضای متشنج است. دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیستی دیروز پس از گزارش آژانس اتمی، بار دیگر خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد و هشدار داد: «ذخایر اورانیوم ایران در آستانه رسیدن به سطح تسلیحاتی است و این تهدیدی مستقیم برای امنیت جهانی است.» تلآویو که از هرگونه توافق بدون لحاظ شدن خواستههایش ناخشنود است، تلاش میکند با تشدید فضای تهدید، مسیر مذاکرات را تحت تأثیر قرار داده و گزینههای محدودسازی برنامه هستهای ایران را روی میز نگاه دارد. بنابراین، نشست شورای حکام با استناد به گزارش آژانس اتمی، فرصت مناسبی برای جبهه عبری- غربی است تا فشارها به تهران را افزایش داده و در صورت لزوم، روند مذاکرات را به ریل دلخواه خود تغییر دهد.
چراغ سبز واشینگتن برای امتیازگیری بیشتر
اگرچه مقامات امریکایی در ظاهر سعی دارند خود را از معرکهای که تروئیکای اروپایی به راه انداخته دور نگه دارند، اما به نظر میرسد این سناریو از سوی واشینگتن طراحی شده است، سناریویی که هدف آن استفاده از ابزار شورای حکام به عنوان اهرم فشار در میز مذاکرات و وادار ساختن ایران به امتیازدهی بیشتر است ولی چنین فضاسازیهایی میتواند روند دیپلماسی را تضعیف کند. دولت ترامپ اگرچه نسبت به گزارش آژانس ابراز نگرانی کرده، اما ترجیح میدهد از مسیر دیپلماسی به نتیجه برسد. مقامات امریکایی گفتهاند که اعمال فشار، اگر حسابشده باشد میتواند باعث انعطاف بیشتر ایران در مذاکرات شود، اما اگر بیش از حد باشد، ممکن است به فروپاشی کامل مذاکرات منجر شود.
این مسئله در بحث درخواست امریکا برای توقف غنیسازی اورانیوم در ایران در میز مذاکرات نمود بیشتری داشت و مقامات ایرانی بارها هشدار دادهاند که به چنین درخواستی تن نخواهند داد و چرخه غنیسازی متوقف نخواهد شد؛ چیزی که سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران روز شنبه باز هم بر آن تأکید کرد و گفت: «توقف غنیسازی چیزی نیست که مردم ایران زیر بار آن بروند.» مقامات ایرانی گفتهاند که اگر واشینگتن بر توقف غنیسازی پافشاری کند، توافقی در کار نخواهد بود و در صورت تشدید فشارها در میز مذاکرات یا در شورای حکام، میتواند روند مذاکرات را مختل کند. شبکه المیادین دیروز به نقل از مقامات ایرانی نوشت: «تهران به نمایندگان تروئیکا هشدار داده که هرگونه اقدام تنشآمیز از طریق آژانس تأثیر منفی بر روند مذاکرات خواهد گذاشت. همچنین، حرکت به سمت اسنپبک سیاست ایران را در قبال برنامه هستهای بهطور کامل دگرگون میکند و به هرگونه اقدام تنشآمیز با اقدامات هستهای متناسب و حسابشده پاسخ داده خواهد شد.»
ایران چند بمب اتمی می تواند بسازد؟ | رونمایی از اهرم فشار ایران در مذاکرات

روز شنبه گمانهزنیها درباره مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تحت تاثیر گزارش ادعایی تازه آژانس درباره ایران قرار گرفت و با واکنشها و بازتابهایی همراه بود.
عراقچی خطاب به گروسی:
ایران به هر تحرک نامناسب در شورای حکام، واکنش مقتضی نشان خواهد داد
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفت وگوی تلفنی با مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی از او خواست تا با تبیین همکاریهای...
فارن پالیسی بررسی کرد؛
چرا رویکرد مطالبه حداکثری آمریکا در مذاکره با ایران جواب نمیدهد؟
گفتگوی تلفنی گروسی با عراقچی پس از انتشار گزارش جنجالی آژانس علیه ایران
توضیحات مهم غریب آبادی؛ ماجرای گزارش آژانس چیست؟
اعلام جزئیات پیشنهاد مفصل آمریکا به ایران برای توافق
فوری | دلیل سفر غیرمنتظره وزیر امور خارجه عمان به تهران مشخص شد | ارسال پیشنهاد مفصل آمریکا به ایران
نتانیاهو دستور حمله به ایران را فقط با اجازه ترامپ می دهد | توافق احتمالی تهران-واشنگتن چگونه خواهد بود؟ | ماجرای جنگ بزرگ در حزب جمهوریخواه
اسرائیل امیدوار است ما را به جنگ با ایران بکشاند، چون می داند به تنهایی نمیتواند
ادعای کاخ سفید درباره ارائه پیشنهاد جدید به ایران
افشاگری نیویورکتایمز درباره ایلان ماسک
دلتان برای بایدن خبیث؛ این «بهدردنخور» و «جسد فرتوت» نسوزد
سفر مهم عراقچی به دو کشور عربی
فوری؛ پاسخ مشترک وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی به گزارش جنجالی گروسی
پیام مهم و فوری عراقچی درباره سفر کوتاه امروز بوسعیدی به تهران و انتقال پیام آمریکا
اظهارات یک مقام ایرانی درباره طرح موضوعات موشکی و منطقهای در مذاکرات با آمریکا
بازی جدید آژانس علیه برنامه هستهای ایران با هدایت صهیونیستها؛ بازگشت به تورقوزآباد!
ایران چند بمب اتمی می تواند بسازد؟ | رونمایی از اهرم فشار ایران در مذاکرات
گفتگوی تلفنی گروسی با عراقچی پس از انتشار گزارش جنجالی آژانس علیه ایران
محدودیتی در حق بهرهمندی ایران از انرژی صلحآمیز هستهای وجود ندارد
نماینده ترامپ: تنها راه آتشبس ۶۰ روزه در غزه، پذیرش پیشنهاد آمریکا است
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
تاکید کردند :
میان مردم بروید
امروز برای خدمت به مردم ، فضای عمومی کشور مناسب و فرصت ها بسیار است
رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر دیروز در دیدار وزیر کشور و استانداران، با تأکید بر این که استانداران مدیر همه جانبه استان ها هستند، فضای عمومی کشور را برای خدمت مناسب و فرصت ها را زیاد دانستند و ضمن بیان برخی توصیهها، گفتند: یکی از موضوعات مهم، موضوع مردم است که باید به میان مردم رفت و در اجتماعات آن ها حاضر شد و سخنان آن ها را حتی اگر تند باشد با حوصله شنید و به آن ها توضیح لازم داده شود.
حضرت آیتا... خامنهای در این دیدار، استاندار را مسئول همه امور استان همچون تولید، محیط زیست، خدمات شهری، بازارچههای مرزی و دیپلماسی استانی خواندند و گفتند: البته با وجود تأکید بر این اصل در دولتهای مختلف، رؤسای جمهور به علت مخالفت برخی وزرا نتوانستند آن را به طور کامل حاکم کنند اما باید به استانداران اختیار داده شود تا آن ها بتوانند در خصوص مسائل، تصمیمگیری و اقدام کنند.
ایشان با اشاره به سرشار بودن کشور از فرصت ها و عاری بودن فضای عمومی از چالشهایی همچون جنگ، بیماری فراگیری مانند کرونا، مشکلات حادّ امنیتی و اختلافات جناحی و سیاسی پر رنگ خاطرنشان کردند: علاوه بر این، کشور از ظرفیت عظیم نیروی انسانی جوان، تحصیلکرده و کارآمد برخوردار است که هر دستگاهی این ظرفیت را شناسایی و از آن استفاده کرد، پیشرفتهای ملموسی رقم خورده است.
رهبر انقلاب از عضویت ایران در مجامع مهم منطقهای و جهانی همچون شانگهای و بریکس و سکانداری وزارت کشور به دست وزیری که شناخت خوبی از مناطق مختلف کشور دارد، بهعنوان فرصت هایی دیگر یاد کردند و با توصیه به انتخاب مدیرانی برخوردار از روحیه خدمت و سلامت نفس برای پیشبرد امور، گفتند: اگر مدیرانی با این روحیات برای استان انتخاب کنید هیچ فرصتی برای کار و پیشرفت از دست نخواهد رفت.
ایشان با تأکید بر پرهیز استانداران از فعالیتهای حاوی تعارض منافع همچون تجارت شخصی در دوره کوتاه خدمت، مراقبت از سلامت کشور و مبارزه با فساد را ضروری دانستند و افزودند: برخی سعی کردند ثابت کنند که فساد در جمهوری اسلامی به قول خودشان سیستمی است در حالی که چنین چیزی دروغ است و دستگاه سالم است اما رگههای قوی یا ضعیف فساد در برخی بخشها وجود دارد که باید با آن موارد قاطعانه مبارزه کرد.
حضرت آیتا... خامنهای مبارزه با فساد را از وظایف قطعی مدیران ارشد دانستند و با تأکید بر این که شرط لازم و اول مبارزه با فساد، دور بودن مسئولان و خانوادههایشان از عوامل فسادزاست، افزودند: ضرر و زیان دچار شدن یک مسئول به فساد به علت جایگاه حساسی که در آن قرار دارد مضاعف و عذاب آن نیز در پیشگاه الهی دوچندان است البته همچنان که در پیام مفصل و مهم چندین سال قبل تأکید کردم فساد همچون اژدهایی هفتسر است که به آسانی از بین نمیرود و مبارزه با آن را باید ادامه داد.
ایشان در توصیهای دیگر، مسئولان و استانداران را به حضور در میان مردم و گرم گرفتن با آن ها و شنیدن با حوصله سخنان حتی تند مردم سفارش کردند و افزودند: این کار باعث جلب محبت مردم به شما و کمک آن ها در مواقع حساس خواهد شد.
رهبر انقلاب همچنین استانداران را به تشرّع، اجتناب از محرمات الهی و اقبال به آیینهای دینی، اهتمام به تحقق شعار سال و مبارزه جدی و هماهنگ با قاچاق کالا توصیه کردند.
در ابتدای این دیدار، آقای «اسکندر مؤمنی» وزیر کشور ضمن بیان گزارشی از برنامههای در دست اقدام گفت: سرمایهگذاری برای تولید، محرومیتزدایی، اشتغالزایی، مردمداری و مهرورزی به مردم و ارتباط با طبقات مختلف، جوانگرایی، دیپلماسی اقتصادی و ارتباط با همسایگان، سامان دهی اتباع بیگانه و تأمین امنیت پایدار از جمله برنامهها و اولویتهای وزارت کشور است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
دستگیری دزدی که ۵ سال قبل به ۳۰۰ فقره سرقت اعتراف کرد
ماموران کلانتری آبکوه مشهد ، سارقی را به دام انداختند که ۵ سال قبل به اتهام ۳۰۰فقره سرقت روانه زندان شده بود.به گزارش اختصاصی روزنامه خراسان، چند روز قبل، مرد جوانی سراسیمه به نیروهای گشت کلانتری انتظامی مراجعه کرد و در حالی که به شدت مضطرب بود، گفت:به همراه خانواده ام به شهربازی در بولوار جانباز آمده بودیم که هنگام بازگشت به محل پارک خودرو، متوجه شدم فردی درون پرایدم نشسته و مشغول سرقت است. در آن لحظه به طور ناخودآگاه فریاد کشیدم دزد!دزد! او هم با شنیدن فریادهای من، از داخل خودرو بیرون پرید و خود را داخل یک دستگاه پژوپارس مشکی رنگ انداخت که کمی جلوتر پارک بود و این گونه متواری شد. با اعلام این گزارش و با صدور دستوری از سوی سرهنگ روح ا... لطفی (رئیس کلانتری آبکوه) بلافاصله نیروهای گشت وارد عمل شدند و به جست وجو در مسیر فرار سارق پرداختند تا این که دقایقی بعد آن ها در بولوار شهید ساجدی خودروی پژوپارس را مشاهده و بی درنگ عملیات ضربتی را برای دستگیری وی اجرا کردند. طولی نکشید که راننده ۴۲ساله دستگیر شد و برای انجام بازجویی های تخصصی به مقر انتظامی انتقال یافت. بررسی های مقدماتی نشان داد«مهدی-الف» دارای سوابق کیفری است و در سال ۱۳۹۹ نیز توسط نیروهای همین کلانتری دستگیر و بعد از اعتراف به ۳۰۰ فقره سرقت از داخل خودروها روانه زندان شده است!ادامه بررسی ها بیانگر آن بود که وی به موادمخدر صنعتی اعتیاد دارد و در بازرسی از درون خودرو نه تنها مقادیر زیادی لوازم و اموال سرقتی کشف شد بلکه تحقیقات بیشتر نشان داد که خودروی پژوپارس نیز متعلق به یکی از زائران است که از اطراف حرم مطهر امام رضا(ع) سرقت شده بود. بنابر گزارش روزنامه خراسان،با توجه به اهمیت موضوع ، منزل این سارق نیز با دستور مقام قضایی در منطقه خواجه ربیع مشهد مورد بازرسی قرارگرفت که ۴دستگاه ضبط و پخش،تعدادی باند، جک،جعبه های ابزار و غیره کشف شد. بررسی های بیشتر در این باره ادامه دارد.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: در امتداد تاریکی
ادامه مطلب را ببينيد
ترجمه و شرح حکمت 190 نهج البلاغه: ملاک جانشینی پیامبر
متن نهج البلاغه
نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح )
وَ قَالَ (علیه السلام): وَا عَجَبَاهْ، أَ تَكُونُ الْخِلَافَةُ بِالصَّحَابَةِ [وَ لَا تَكُونَ بِالصَّحَابَةِ] وَ الْقَرَابَةِ؟
قال الرضي رحمه الله تعالى و روي له شعر في هذا المعنى:
فإن كنت بالشورى ملكت أمورهم فكيف بهذا و المشيرون غيب
و إن كنت بالقربى حججت خصيمهم فغيرك أولى بالنبي و أقرب
و فرمود (ع): شگفتا، آيا خلافت به سبب مصاحبت با پيامبر تواند بود و به سبب مصاحبت و خويشاوندى او نتواند بود؟
سيّد رضىّ گوید: و در اين معنى شعرى از آن امام (ع) نقل شده است: «اگر به شورا كار آنان را به دست گرفته اى، چگونه شورايى بود كه صاحبان رأى و مشورت در آن حاضر نبودند. و اگر به دستاويز خويشاوندى بر خصمان خود حجت آورده اى، ديگران به پيامبر (ص) از تو نزديكتر بوده اند.»
شرح
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )منهاج البراعه (خوئی)جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )
عذر واهى براى تصدّى خلافت:
امام(عليه السلام) در اين كلام پرمعنا به سراغ استدلال هاى باطل مدعيان خلافت رفته و مى فرمايد: «عجبا! آيا خلافت با همنشينى پيامبر حاصل مى شود; ولى با همنشينى و خويشاوندى حاصل نمى گردد؟»; (وَاعَجَبَاهُ! أَتَكُونُ الخِلاَفَةُ بِالصَّحَابَةِ وَالْقَرَابَةِ؟).
مرحوم سيد رضى بعد از روايت اين كلام مى گويد: «از آن حضرت شعرى در همين زمينه نقل شده است (خطاب به خليفه اوّل) مى گويد: (اگر تو به سبب شورا مالك امور مردم شدى اين چه شورايى است كه طرف هاى مشورت (امثال من و جمعى از بنى هاشم و ديگران) غايب بودند؟ و اگر از طريق قرابت با پيامبر در برابر مخالفانت استدلال كردى ديگرى (اشاره به شخص امام است) از تو به پيامبر سزاواتر و نزديك تر است».
قالَ الرَّضِيُ وَرُوِىَ لَهُ شِعْرٌ في هذَا الْمَعْنى:
فَإِنْ كُنْتَ بِالشُّورى مَلَكْتَ أُمُورَهُمْ *** فَكَيْفَ بِهذا وَالْمُشيرُونَ غُيَّبٌ
وَإنْ كُنْتَ بِالْقُرْبى حَجَجْتَ خَصيمَهُمْ *** وَغَيْرُكَ أوْلى بِالنَّبِيِّ وَأَقْرَبٌ
ابن ابى الحديد معتقد است كه صدر اين كلام (قسمت قبل از شعر) خطاب به عمر است و دو بيتى كه در ذيل آن قرار دارد خطاب به ابوبكر است. (بسيارى ديگر از محققان نيز همين را پذيرفته اند) زيرا هنگامى كه ابوبكر به عمر گفت: دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم عمر در پاسخ او چنين گفت: «أنْتَ صاحِبُ رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله) فِى الْمَواطِنِ كُلِّها شِدَّتِها وَرَخائِها فَامْدُدْ أنْتَ يَدَكَ; تو همراه پيغمبر در همه جا بودى در حالات شدت و سختى و آسانى تو دستت را دراز كن تا من با تو بيعت كنم».(1)
على(عليه السلام) در پاسخ اين سخن مى گويد: اگر مصاحبت با پيغمبر سبب شايستگى او براى خلافت مى شود كسى كه همين مصاحبت را در طول عمر پيامبر اكرم (حتى پيش از اين كه ابوبكر اسلام بياورد) داشته است و افزون بر آن از خويشاوندان نزديك پيغمبر هم بوده شايسته تر است.
سپس ابن ابى الحديد مى افزايد: اما آن دو بيت شعر خطاب به ابوبكر است، زيرا ابوبكر در برابر انصار در سقيفه استدلال كرده بود كه ما عترت رسول الله هستيم (و به همين دليل براى خلافت شايسته تر از ديگران هستيم). على(عليه السلام) در برابر اين استدلال مى فرمايد: اگر خويشاوندى تو به پيامبر دليل شايستگى توست غير تو از تو به پيغمبر نزديك تر است. البته مى دانيم نه مصاحبت با رسول الله و نه خويشاوندى با آن حضرت هيچ يك براى خلافت و جانشين او كافى نيست، بلكه خلافت پيامبر مرهون شايستگى هاى علمى و اخلاقى فراوانى است كه جز در على(عليه السلام) وجود نداشت; ولى از آنجا كه آنها در برابر مخالفان خود به اين گونه مسائل يعنى مصاحبت و قرابت استدلال كردند اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خواهد با سخن خودشان دليلشان را باطل كند.
نخستين بيت شعرى كه سيد رضى در ذيل اين كلام پرمعنا به آن حضرت نسبت داده و در بسيارى از كتب تاريخ و شعر و ادب نقل شده است اشاره به داستان سقيفه است كه به اصطلاح گروهى از صحابه به مشورت نشستند و ابوبكر را به خلافت منصوب نمودند در حالى كه اگر منظور آنها شوراى صحابه پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بوده است اكثريت قاطع صحابه غايب بودند شورايى بود بسيار محدود و شتاب زده كه با نقشه قبلى ترسيم شده بود. امام(عليه السلام) مى فرمايد: به فرض اين كه خلافت نياز به نص پيغمبر از سوى خداى متعال نداشته باشد و از طريق شورا انجام شود شوراى سقيفه هرگز صلاحيت براى اين كار نداشت. بيت دوم اشاره به استدلالى است كه عمر در برابر طايفه انصار داشت. آنها گفتند: ما براى خلافت پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) شايسته تريم و به فرض كه اصرار داشته باشيد شما هم در خلافت سهيم باشيد يك نفر از سوى ما و يك نفر از سوى شما امر خلافت را اداره كنند; ولى عمر براى عقب راندن گروه انصار گفت: كسى اولويت دارد كه با پيغمبر(صلى الله عليه وآله) قرابت داشته باشد و ما قرابت و خويشاوندى با آن حضرت داريم نه شما. امام(عليه السلام) در برابر اين سخن مى فرمايد: اگر قرابت معيار اولويت باشد فرد ديگرى (اشاره به خود آن حضرت است) از ابوبكر بسيار نزديك تر و اقرب است.
امام(عليه السلام) در خطبه 67 نيز به اين معنا اشاره كرده مى فرمايد: «آنها به شجره (درخت) استدلال كردند اما ثمره و ميوه اش را ضايع نمودند; احتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ، وَأضاعُوا الثَّمَرَةَ».
درباره ماجراى پرغوغاى سقيفه بنى ساعده و حوادثى كه در آن گذاشت و مطالب بسيار سؤال برانگيز كه در آن بود به طور مشروح در جلد سوم از همين كتاب در ذيل خطبه 67 (با استفاده از مدارك و منابع معروف اهل سنت) سخن گفتيم.(2)
*****
پی نوشت:
(1). شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 18، ص 416 .
(2). سند گفتار حکیمانه: نخست باید توجّه داشت آنچه در نسخه صبحى صالح آمده اشتباهى در آن است و نسخه صحیح چنین است: «وَا عَجَبَاهْ أَتَکُونُ الْخِلاَفَةُ بِالصَّحَابَةِ وَالْقَرَابَةِ» این چیزى است که در بسیارى از نسخ نهج البلاغه و کتب دیگر آمده و با شعرى که بعد از آن ذکر شده نیز تناسب دارد. اما آنچه در نسخه صبحى صالح آمده نه از نظر معنا صحیح است و نه با شعر پیش گفته مى سازد و نه با نسخ دیگر. ابن ابى الحدید بعد از ذکر این کلام مى گوید: اصحاب ما (اهل سنت) این سخن را در کتب معروف به امامت ذکر کرده و پاسخ هایى به آن داده اند که اینجا جاى بحث آن نیست و نویسنده کتاب مصادر از کلام ابن ابى الحدید چنین نتیجه مى گیرد که اگر این جمله به صورت متواتر در روایات آنها نیامده بود احتیاج به تأویل و تفسیر آن نداشتند و مى توانستند آن را از اصل انکار کنند و این نشان مى دهد که این کلام شریف در میان آنها متواتر بوده است. اضافه بر این در مورد دو بیت شعرى که در انتهاى این کلام مولا آمده گروهى از شعرا آن را در کتب خود آورده اند که نشان از معروفیت آن دارد حتى پیش از سید رضى افرادى مانند «جلودى» (متوفاى 332) و «مرزبانى» (متوفاى 384) آن را نقل کرده اند و بعد از سید رضى عده زیاد دیگرى از جمله ادیب نیشابورى در تاج الاشعار و کیدرى در کشف اللسان و ابن الشجرى و جز آنها در کتب خود آورده و به شرح آن پرداخته اند. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 152-160 با تلخیص)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: همراه بـا حکمتهای نهج البلاغه
ادامه مطلب را ببينيد
ترجمه و شرح حکمت 191 نهج البلاغه: بیوفایی و ناپایداری دنیا
متن نهج البلاغه
نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح )
وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّمَا الْمَرْءُ فِي الدُّنْيَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِيهِ الْمَنَايَا وَ نَهْبٌ تُبَادِرُهُ الْمَصَائِبُ، وَ مَعَ كُلِّ جُرْعَةٍ شَرَقٌ وَ فِي كُلِّ أَكْلَةٍ غَصَصٌ؛ وَ لَا يَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى، وَ لَا يَسْتَقْبِلُ يَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ؛ فَنَحْنُ أَعْوَانُ الْمَنُونِ وَ أَنْفُسُنَا نَصْبُ الْحُتُوفِ، فَمِنْ أَيْنَ نَرْجُو الْبَقَاءَ؛ وَ هَذَا اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ لَمْ يَرْفَعَا مِنْ شَيْءٍ شَرَفاً إِلَّا أَسْرَعَا الْكَرَّةَ فِي هَدْمِ مَا بَنَيَا وَ تَفْرِيقِ مَا جَمَعَا.
و فرمود (ع): آدمى در اين دنيا همانند هدفى است كه تيرهاى مرگ به سوى آن روان است، يا چون متاعى است كه رنجها و محنتها براى ربودنش، پيشدستى كنند هر جرعه آبش، گلوگير شود و هر لقمه اش در حلق بماند.
هيچ بنده اى نعمتى را فراچنگ نياورد، مگر آنكه، نعمت ديگرى را از دست بدهد و به استقبال هيچ روزى از روزهاى عمرش نرود، مگر آنكه، يك روز از عمرش را سپرى سازد.
پس ما ياران مرگ هستيم و جانهاى ما هدف تباه شدنها. چگونه به جاويد زيستن اميد بنديم و، حال آنكه، اين شب و روز بنايى برنياورند، مگر آنكه، بشتاب ويرانش كنند و هر جمع را پريشان سازند.
شرح
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )منهاج البراعه (خوئی)جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )
چهره واقعى دنيا و سرانجام دنياپرستان:
امام(عليه السلام) در اين گفتار نورانى چهره واقعى دنيا را به همگان نشان داده و از بى وفايى و ناپايدارى و مشكلات گوناگون آن سخن مى گويد; سخنى كه از جان مولا برخاسته و بر جان مى نشيند. حضرت در آن به شش نكته مهم اشاره كرده است:
نخست مى فرمايد: «انسان در اين دنيا هدفى است كه تيرهاى مرگ همواره به سوى او نشانه گيرى مى كند و ثروتى است كه مصائب، در غارت آن شتاب دارند و بر يكديگر سبقت مى گيرند»; (إِنَّمَا الْمَرْءُ فِي الدُّنْيَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِيهِ الْمَنَايَا، وَنَهْبٌ تُبَادِرُهُ الْمَصَائِبُ).
«غرض» به معناى هدفى است كه به آن تير مى اندازند و «تَنْتَضِلُ» از ريشه «نضل» (بر وزن عزل) به معناى غلبه در مبارزه و «منايا» جمع «منية» به معناى مرگ است. جالب اينكه در اين عبارت انسان به دو چيز تشبيه شده; يكى هدفى كه تيراندازان آن را نشانه مى گيرند و ديگر سرمايه اى كه غارتگران آن را چپاول مى كنند. انسان آن هدف است و عوامل مرگ زا تيرهايى كه به سوى او پرتاب مى شوند. وجود انسان و استعدادهاى فراوان او همان سرمايه عظيمى است كه مصائب مختلف به غارت آن مى پردازند و به همين دليل آرامش واقعى هرگز در اين زندگى ديده نمى شود. چگونه انسانى مى تواند آرامش داشته باشد در حالى كه دشمنانى از اطراف، او را نشانه گرفته اند و غارتگرانى اطراف خانه او جمع شده اند.
در دومين نكته كه در واقع تكميل كننده نكته پيشين است مى فرمايد: «همراه هر جرعه اى گلوگير شدنى و همراه هر لقمه اى (نيز) گلوگرفتنى است»; (وَمَعَ كُلِّ جُرْعَة شَرَقٌ. وَفِي كُلِّ أَكْلَة غَصَصٌ).
«شَرَق» مایه اى است که گلوى انسان را مى گیرد و «غَصَص» غذایى که گلوگیر مى شود.
اشاره به این که در کنار هر لذتى از لذات دنیا خطرات و ناراحتى هایى وجود دارد; در کنار هر نوشى نیشى است و در کنار هر خوشبختى بدبختى. زندگى آمیخته با انواع مشکلات و مصائبِ از دست رفتن نیرو و توان جسمانى و بستگان و دوستان و ثروت ها و سرمایه ها. با این حال کدام عاقل مى تواند آن را به عنوان هدف اصلى خود برگزیند؟ زندگى خالى از هر گونه ناراحتى زندگى جاویدان آخرت در بهشت برین است. «(وَإِنَّ الدَّارَ الاْخِرَةَ لَهِىَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ); و فقط سراى آخرت، سراى زندگى (واقعى) است، اگر مى دانستند».(1)
در سوره «فاطر» آیات 34 و 35 مى خوانیم: «(وَقَالُوا الْحَمْدُ للهِِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکُورٌ * الَّذِى أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لاَ یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلاَ یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ); آنها مى گویند حمد (و ستایش) براى خداوندى است که اندوه را از ما برطرف ساخت پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است همان کسى که با فضل خود ما را در این سراى اقامت (جاویدان) جاى داد نه در آن رنجى به ما مى رسد و نه سستى و واماندگى».
سپس در ادامه معرفى حقیقت دنیا به سومین نکته پرداخته مى فرماید: «(یکى از مشکلات مهم دنیا این است که) انسان به نعمتى از آن نمى رسد جز با فراق نعمت دیگرى»; (وَ لاَ یَنَالُ الْعَبْدُ نِعْمَةً إِلاَّ بِفِرَاقِ أُخْرَى).
این نکته واقعیتى ملموس و شایان دقت و عبرت است; فى المثل کسى که فرزند ندارد واقعاً در زحمت است; اما هنگامى که خدا این نعمت را به او ارزانى مى دارد مشکلات زیادى براى نگهدارى و اداره و تربیت فرزند به سراغ او مى آید، هنگامى که مرکبى ندارد در زحمت است و وقتى صاحب مرکبى شد آسودگى هاى دیگرى را از دست مى دهد و هنگامى که نام و نشان و شهرتى پیدا مى کند به نعمتى رسیده اما نعمت هاى دیگرى را به سبب این شهرت از دست مى دهد. در واقع تمام نعمت هاى دنیا این گونه است که نعمت ها با هم جمع نمى شوند، بلکه یکى مى آید و دیگرى از دست مى رود.
در چهارمین نکته که بى شباهت به نکته قبل نیست مى فرماید: «انسان به استقبال هیچ روز از عمرش نمى رود جز این که از روز دیگرى از عمرش جدا مى شود»; (وَ لاَ یَسْتَقْبِلُ یَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ).
گرچه هر روزى از عمر نعمتى از نعمت هاى گرانبهاى الهى است ولى این نعمت از سرمایه عمر انسان برداشته مى شود و او را یک گام به مرگ نزدیک تر مى کند.
این شبیه همان چیزى است که در یکى دیگر از گفتارهاى حکیمانه امام(علیه السلام) (در حکمت 74 گذشت) که مى فرماید: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ; نفس هاى انسان گام هاى او به سوى پایان عمر است» بسیارند کسانى که از این نکته غافلند; گویى عمر خود را در این دنیا جاویدان مى دانند به همین سبب به سادگى روزها و ماه ها و سال هایى را به هدر مى دهند بى آنکه چیزى در برابر این سرمایه عظیم دریافت دارند.
این حقیقت را قرآن مجید به صورت دیگرى بیان کرده، مى فرماید: «(وَالْعَصْرِ * إِنَّ الاِْنسَانَ لَفِى خُسْر); سوگند به عصر که انسان در زیان کارى است».(2) چه زیانى از این بالاتر که هر روز که مى گذرد بخشى از سرمایه گرانبهاى عمر او کاسته مى شود.
آن گاه در پنجمین نکته که باز در ارتباط با نکات پیشین است مى فرماید: «بنابراین ما اعوان و یاران مرگیم و جانمان هدف (عوامل) مرگبار و با این حال چگونه مى توانیم امید بقا داشته باشیم»; (فَنَحْنُ أَعْوَانُ الْمَنُونِ وَأَنْفُسُنَا نَصْبُ الْحُتُوفِ فَمِنْ أَیْنَ نَرْجُو الْبَقَاءَ).
«منون» از ریشه «منّ» به معناى قطع و نقصان گرفته شده و از آنجا که مرگ عمر انسان را قطع مى کند و مایه نقصان عدد انسان ها مى گردد به آن «منون» گفته شده است.
تعبیر به «أعْوانُ الْمَنُون» (یاران و کمک کاران مرگ) از این نظر است که انسان با گذراندن عمر خود گویى به مرگ خویش کمک مى کند و تعبیر به «نَصْبُ الْحُتُوف» (حتُوف جمع «حَتف» به معناى مرگ) اشاره به این است که عوامل نابودى، بیمارى ها، سیل ها، زلزله ها، جنگ ها و حادثه هاى ناگوار هر کدام جان انسان را نشانه گرفته اند و سرانجام یکى از آنها تیر خود را به هدف مى زند و به زندگى انسان پایان مى دهد و به این دلیل امام(علیه السلام) مى فرماید: با وجود این عوامل مرگبار ما چگونه امید بقا داریم؟ هیچ کس از یک روز بعد از این و یا حتى یک ساعت بعد آگاه نیست که چه سرنوشتى دارد. آیا در زمره زندگان است، یا در کنار مردگان آرمیده; خواه پیر باشد یا جوان، سالم باشد یا بیمار.
حضرت در ششمین و آخرین نکته در تکمیل بحث هاى گذشته مى فرماید: «این شب و روز هرگز ارزش چیزى را بالا نبرده جز این که به سرعت باز مى گردند و آنچه را بنا کرده ویران مى سازند و هرچه را جمع کرده پراکنده مى کنند»; (وَهَذَا اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ لَمْ یَرْفَعَا مِنْ شَیْء شَرَفاً إِلاَّ أَسْرَعَا الْکَرَّةَ فِی هَدْمِ مَا بَنَیَا وَتَفْرِیقِ مَا جَمَعَا).
شب و روز در واقع واحدهاى زندگى انسان را تشکیل مى دهند که عمر انسان با گذشت آنها سپرى مى شود و نسبت حوادث به شب و روز (با آنکه آنها ظرف زمانند نه عامل حوادث) نوعى مجاز در نسبت است. شبیه آنچه در خطبه اى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده که مى فرماید: «وَقَدْ رَأیْتُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهارَ کَیْفَ یُبْلِیانِ کُلَّ جَدید وَیُقَرِّبانِ کُلَّ بَعید; شما مردم شب و روز را دیده اید که چگونه هرچیز نو و جدیدى را کهنه و هر دورى را نزدیک مى سازند».(3)
امیرمؤمنان(علیه السلام) با تعبیر دیگرى در خطبه 90 که در جلد سوم گذشت آن را بیان فرموده و به جاى شب و روز خورشید و ماه را عامل کهنه شدن نوها و دور شدن نزدیک ها مى شمرد. (وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دائِبانِ فی مَرْضاتِهِ یُبْلِیانِ کُلَّ جَدید وَیُقَرِّبانِ کُلَّ بَعید).
در یک جمع بندى از مجموع این گفتار حکیمانه مى توان چنین گفت: از آنجا که «حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطیئَة»(4) و علاقه به مادیات سرچشمه همه یا اغلب گناهان است، امام(علیه السلام) براى کاستن حب دنیا به ناپایدارى آن از تعبیرات بسیار پرمعنا در این کلام نورانى استفاده کرده است.
نخست هدف بودن انسان را در برابر تیرهاى مرگ که سرانجام هر کسى است مطرح مى کند و سپس به خطراتى که در هر لحظه حیات انسان را تهدید مى کند ـ مانند گلوگیر شدن جرعه آب یا لقمه غذا ـ اشاره مى فرماید سپس به این نکته مهم توجه مى دهد که همیشه مواهب دنیا با محرومیت هایى همراه است و هرگز انسان نمى تواند تمام آنها را یکجا در اختیار بگیرد. آن گاه هشدار مى دهد که روزهاى عمر پى در پى در گذرند و هر روز، انسان گام تازه اى به سوى مرگ بر مى دارد و مهم اینجاست که از دست دادن سرمایه عمر در اختیار ما نیست; چه بخواهیم و چه نخواهیم پى در پى از ما گرفته مى شود.
مجموع این سخن درس عبرتى است براى همگان تا زهد در دنیا را پیشه کنند و از حرص و آز و طمع و غرق شدن در لذات بپرهیزند و از این دنیا براى سعادت جاویدان خود در سراى آخرت بیندوزند.
*****
پی نوشت:
(1). عنکبوت، آیه 64 .
(2). عصر، آیه 1 و 2 .
(3). بحارالانوار، ج 74، ص 177.
(4). کافى، ج 2، ص 130.
(1). سند گفتار حکیمانه: خطیب(رحمه الله) در کتاب مصادر مى گوید: شبیه همین کلام در خطبه 143 (مطابق نسخه صبحى صالح خطبه شماره 145 است) گذشت و به مصادر آن اشاره شد و هنگامى که به مصادر آن بر گردیم مى بینیم که مرحوم خطیب آن را از تحف العقول در ذیل خطبه اى که به نام خطبه «وسیله» معروف شده نقل کرده است وهمچنین مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد با تفاوت مختصرى و نیز مرحوم شیخ طوسى در کتاب امالى آن را آورده و در اشعار «ابوالعطائیة» به مضمون بعضى از اشعار آن اشاره شده است. مرحوم خطیب در اینجا مى افزاید: ابوعلى قالى نیز بخشى از آن را در کتاب امالى خود از ابو حاتم اصمعى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل کرده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 160 و 161). البته آنچه در خطبه 145 آمده تفاوت زیادى با آنچه در این کلام نورانى آمده است دارد، هرچند در قسمتى مشابه آن است. اضافه بر اینها مرحوم کلینى نیز در خطبه «وسیله» (ج 8، ص 24) به بخشى از آن اشاره کرده است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: همراه بـا حکمتهای نهج البلاغه
ادامه مطلب را ببينيد
