قصه همان است: اتّحاد مقدّس

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
دویسمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید محسن شاهنظری تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست
سرمقاله
قصه همان است: اتّحاد مقدّس
صدای ایران به دویستمین شماره خود رسید. رسانهای که در دل جنگ ۱۲روزه متولد شد و به پاس و حرکت انسجام ملّی ایران شکل گرفت. واقعیتی که حرمتش واجب است و شکرش مزید نعمت. از همین رو هم شماره اول، لایه پدافندی اصلی کشور را انسجام و همبستگی ملّی اعلام کرد.
قوتی اگر در دست و بازوی مدافعان است که هست، جدا از جهاد و تلاش رزمندگان و نیروهای مسلح از چشمه جوشان انسجام ملّی و مردمی سیراب میشود.
دستی که بر صورت دشمن متجاوز سیلی میزند به یُمن اتکا به تار و پود درهم بافته همبستگی ملّی ایرانیان است که در هنگامه تجاوز خارجی همه یکدل شدند.
قصه هنوز همان قصه است با این تفاوت که حالا دیگر دشمنی و کینه شتری بیگانه بر همه عیان است. غریبه و بیگانهای که برای طمع به این مُلک چنگ و دندان تیز کرده. قصه امروز این دیار، قصه این جریان سیاسی و آن جناح حزبی نیست بلکه قصه ایران است.
آن سو و در برابر این کشور و مردم، اجنبی برای انداختن گسل میان مردم از یک سو و مردم و حاکمیت از سوی دیگر به دسیسههای شیطانی دخیل بسته.
هرچند به مانند همه این سالها ره به ترکستان میبرد اما از این سو هم نباید دست به اقداماتی زد که هیزم به آتش تبلیغاتی و نیرنگ و طرح فریبکارانه او میریزند.
در این شرایط هر صدا و ندا و زمزمهای که ماهیت معضل و مشکل را از آن سوی مرزهای ایران اسلامی به داخل کشور منتقل کند نه تنها به چرخه اختلاف و نزاع دامن زده بلکه با آدرس غلط دادن، بی مُزد و منت آب به آسیاب دشمن عبری و آمریکایی ریخته است ولو آنکه کارش نیت خیر و صورتی به ظاهر موجه داشته باشد.
هیچ آبی نمیتواند ماهیت خدمت به طرح ناپاک ابلیس را پاک و این رفتار غلط را توجیه کند. چنین اقداماتی از نظر ماهیت، تفاوتی با منطق به نیزه کردن قرآن در معرکه صفین ندارند که در هر دو، ترکیبی از غفلت و خیانت، صورتی موجه و مقبول را به استخدام سیرت ابلیس در آوردهاند.
نقطه اصلی معضل و نزاع و نقار نه داخل مرزهای ایران که بیرون از این آب و خاک است. هیچ منطق و تریبونی هم در تحلیل شرایط فعلی نباید این مساله اصلی را از یاد ببرد و آن را به حاشیه براند. مقصر این وضعیت نه در بین ما که خارج از ماست و دقیقا در مقابل ما.
قصه صدای ایران در دویستمین شماره همان قصه شماره اول است؛ اتحاد مقدس! در این شرایط و وضعیت، نخبگان وظیفه و ماموریت و تکلیفی به مراتب سنگینتر از مردم بر عهده دارند؛ از نخبگان اقتصادی برای باز کردن گرههای معیشتی و نخبگان امنیتی برای در نطفه خفه کردن هستههای ضدامنیتی گرفته تا سیاسیون و تریبوندارانی که با غفلت از وضعیت موجود، فرعیات درجه چندم را تبدیل به مسائل اصلی نکنند، حریص شدن دشمن را ببینند و مایه شکاف و بدگمانی در ملّت و دولت و حاکمیت نشوند. قصه همان است: اتحاد مقدس.

اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
