
روزِ پدر چه روزی بُوَد قشنگ وزیبا
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
ولادت امام علی علیه السلام
حضرت علی علیه السّلام در سیزده رجب سال سیام عام الفیل در خانه کعبه متولد شد.[۱] . نام مادرش فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب نام داشت، امام علی قبل از هجرت - امام علی بعد از هجرت - امام علی بعد از وفات پیامبر . علی بن ابیطالب علیه السلام در سیام عام الفیل ۱۰ سال پیش از بعثت در روز جمعه سیزدهم ماه رجب[۱] در خانه کعبه[۲] متولد شد. پدر ایشان ابوطالب عموی گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله و مادرش فاطمه بنت اسد نام داشتند، که هر دو از تیره بنی هاشم از قبیله قریش در مکه بودند.[۳] . حداقل شانزده منبع اهل سنت و پنجاه منبع شیعه نقل کرده که امام علی(ع) در کعبه متولد شده است. منابع مختلف شیعه و سنی گزارش تولد امام علی(ع) در کعبه را متواتر دانسته اند. البته درباره جزئیات آن اختلافاتی وجود دارد. درباره تولد امام علی(ع) در کعبه، کتابهای متعددی نوشته شده است. از جمله آنها کتاب علی وَلیدُ الکَعبه ، نوشته میرزا محمدعلی اردوبادی ۱۳۱۲-۱۳۸۰ق است که ترجمه فارسی آن، یگانه مولود کعبه نام دارد. منظور از مولود کعبه ، امام علی ع نخستین امام شیعیان است و به تولد او در کعبه اشاره دارد.[۱] علامه امینی از شانزده منبع اهلسنت و پنجاه منبع شیعه نقل کرده که امام علی در کعبه متولد شده است.[۲] او از ۴۱ شاعر از قرن دوم تا قرن چهاردهم قمری نیز نام برده که در اشعار خود به تولد امام علی در کعبه اشاره کردهاند.[۳] . در شرحی که بر احقاق الحق نوشته شده، ولادت امام علی در کعبه از هفده منبع اهلسنت نقل شده است.[۴] در سایت مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) مستندات۳۰ تن از بزرگان اهل سنت ، از جمله شهاب الدین آلوسی، مسعودی شافعی، محمد بن اسحاق فاکهی، صفوری شافعی، محمد الأمیر الصنعانی سلفی و... آورده شده است که ولادت امام علی ع در درون کعبه را گزارش کرده اند.[۵] سبط بن جوزی،[۶] ابنصباغ مالکی،[۷] و علی بن برهانالدین حلبی،[۸] از علمای اهلسنت هستند که از تولد امام علی در کعبه سخن گفته اند. در المُستَدَرک عَلَی الصَّحیحَین[۹] و کفایة الطالب[۱۰] بر تولد امام علی در کعبه، ادعای تواتر شده است.
ولادت امام علی علیه السلام در سیزدهم رجب سال ۳۰ عام الفیل : رُوِیَ اَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْفُضَیْلِ الدَّرْوَقِیَّ عَنْ اَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ع یَقُولُاِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ اَسَدٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا ضَرَبَهَا الطَّلْقُ وَ هِیَ فِی الطَّوَافِ فَدَخَلَتِ الْکَعْبَةَ فَوَلَدَتْ اَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فِیهَا. قال عمر بن عثمان ذکرت هذا الحدیث لسلمة بن الفضل فقال حدثنی محمد بن اسحاق عن عمه و موسی بن بشار ان علی بن ابی طالب ع ولد فی الکعبة. از ابوحمزه ثمالی روایت شد که گفت از امام سجاد علیه السلام شنیدم که فرمود: فاطمه بنت اسد را درد زایمان گرفت در حالی که مشغول طواف بود پس داخل کعبه شد و علی بن ابی طالب علیه السلام را در آنجا به دنیا آورد. رُوِیَ عَنْ عَتَّابِ بْنِ اُسَیْدٍ اَنَّهُ قَالَ: وُلِدَ اَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی طَالِبٍ علیه السلام بِمَکَّةَ فِی بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ لِثَلَاثَ عَشْرَةَ لَیْلَةً خَلَتْ مِنْ رَجَب. ا ز عتاب بن اسید روایت شد که گفت: علی بن ابی طالب علیه السلام در مکه، در خانه خدا و در روز جمعه، در سیزدهم ماه رجب، تولد یافت.[۱۹] . زیارة اخری ل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه زَارَ بِهَا الصَّادِقُ علیه السلام فِی سَابِعَ عَشَرَ رَبِیعٍ الْاَوَّلِ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ عَلَّمَهَا لِمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِیِّ قَالَ: اِذَا اَتَیْتَ مَشْهَدَ اَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَاغْتَسِلْ غُسْلَالزِّیَارَةِ... وَ قُل: ... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَالِدَ الْاَئِمَّةِ... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَنْ وُلِدَ فِی الْکَعْبَة. زیارت دیگر برای امیرمؤمنان (علیه السلام) که امام صادق (علیه السلام) در هفده ربیع الاول در هنگام طلوع خورشید، با آن (عبارات) علی (علیه السلام) را زیارت نموده و آن را به محمد بن مسلم تعلیم نمود. فرمود: آنگاه که نزد امام (علیه السلام) آمدی، غسل زیارت به جای آور... سپس بگو: سلام بر توای پدر امامان... سلام بر تو ای کسی که در خانه خدا تولد یافتی.[۱۷] . روی ان فاطمة بنت اسد لما حملت ب امیرالمؤمنین (علیه السلام) کانت تطوف بالبیت فجاءها المخاض و هی فی الطواف فلما اشتد بها دخلت الکعبة فولدته فی جوف البیت. روایت شده که فاطمه بنت اسد در آن موقعی که به امیرالمؤمنین (علیه السلام) حامله بود، طواف کعبه میکرد که درد زائیدن او را فرا گرفت، همینکه درد زائیدنش شدت یافت داخل خانه کعبه شد و علی بن ابی طالب (علیه السلام) را در میان خانه کعبه به دنیا آورد.[۲۰] .
بررسی گزارشهای ولادت امیرمومنان علیه السلام : بنا به نقل علمای شیعه و بسیاری از اهل سنت، ولادت آن حضرت در خانه خدا (کعبه) اتفاق افتاده است. این جریان از اختصاصات آن حضرت بوده و در تاریخ بشریت سابقه نداشته و بعد از آن نیز تکرار نشده است. تولد حضرت علی علیه السلام در سیزدهم رجب سال ۳۰ عام الفیل، در شهر مکه معظمه و در داخل خانه خدا کعبه واقع گردید. تولد در خانه کعبه، فضیلتی ویژه حضرت علی علیه السلام است و خدای متعال تنها وی را به چنین امتیازی کرامت نمود. نه پیش از او و نه پس از او، برای هیچ کسی چنین فضیلتی پدید نیامده است.[۵] . داستان ولادت آن حضرت در برخی منابع چنین آمده است: روزی عباس بن عبدالمطلب با یزید بن قعنب و با گروهی از بنی هاشم و جماعتی از قبیله بنی العزی در برابر خانه کعبه نشسته بودند. ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد درآمد، در حالی که به علی (علیه السلام)، نُه ماه آبستن بود و او را درد زائیدن گرفته بود. پس در برابر خانه کعبه ایستاد و نظر به آسمان افکند و گفت: "پروردگارا! من ایمان آورده ام به تو و به هر پیامبر و رسولی که فرستادهای و به هر کتابی که نازل گردانیده ای و تصدیق کردهام به گفته های جدم حضرت ابراهیم علیه السلام که خانه کعبه را بنا کرده است، پس درخواست میکنم از تو به حق این خانه و به حق آن کسی که این خانه را بنا کرده است و به حق این فرزندی که در شکم من است -و با من سخن میگوید و به سخن گفتن خود مونس من گردیده است و یقین دارم که او یکی از آیات جلال و عظمت تو است- که آسان کنی بر من ولادت او را". عباس و یزید بن قعنب گفتند که چون فاطمه از این دعا فارغ شد، دیدیم که دیوار عقب خانه شکافته شد. فاطمه از آن رخنه داخل شد و از دیده های ما پنهان گردید، پس شکاف دیوار به اذن خدا به هم پیوست و ما چون خواستیم در خانه را بگشاییم چندان که سعی کردیم، در گشوده نشد. دانستیم که این امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز در اندرون کعبه ماند. اهل مکه در کوچهها و بازارها این قضیه را نقل میکردند و زنها این حکایت را یاد میکردند و تعجب مینمودند. تا روز چهارم رسید، پس همان موضع از دیوار کعبه که شکافته شده بود، دیگر باره شکافته شد، فاطمه بنت اسد بیرون آمد و فرزند خود علی بن ابیطالب را در دست خویش داشت و میگفت: "ای گروه مردم! به درستی که حق تعالی برگزید مرا از میان خلق خود و فضیلت داد مرا بر زنان برگزیده که پیش از من بوده اند. زیرا که حق تعالی برگزید آسیه دختر مزاحم را و او عبادت کرد حق تعالی را پنهان در موضعی که عبادت خدا در آنجا سزاوار نبود مگر در حال ضرورت، یعنی خانه فرعون. و مریم دختر عمران را حق تعالی برگزید و ولادت حضرت عیسی علیه السلام را بر او آسان گردانید و در بیابان درخت خشک را جنباند و رطب تازه از برای او از آن درخت فرو ریخت. و حق تعالی مرا بر هر دو فضیلت داد و همچنین بر جمیع زنان عالمیان که پیش از من گذشته اند. زیرا که من فرزندی آورده ام در میان خانه برگزیده او و سه روز در آن خانه محترم ماندم و از میوهها و طعامهای بهشتی تناول کردم و چون خواستم که بیرون آیم در هنگامی که فرزند برگزیده من بر روی دست من بود، هاتفی از غیب مرا ندا کرد که: ای فاطمه! این فرزند بزرگوار را "علی" نام کن، به درستی که منم خداوند علی أعلی و او را آفریده ام از قدرت و عزت و جلال خود و بهره کامل از عدالت خویش به او بخشیدم و نام او را از نام مقدس خود اشتقاق نموده ام و او را به آداب خجسته خود تأدیب نموده ام و امور خود را به او تفویض کرده ام و او را به علوم پنهان خود مطلع کردهام و در خانه محترم من متولد شده است و او اول کسی است که اذان خواهد گفت بر روی خانه من و بتها را خواهد شکست و آنها را از بالای کعبه به زیر خواهد انداخت و مرا به عظمت و مجد و بزرگواری و یگانگی یاد خواهد کرد و اوست امام و پیشوا بعد از حبیب من و برگزیده از جمیع خلق من محمد صلی الله علیه وآله که رسول من است و او وصی او خواهد بود. خوشا حال کسی که او را دوست دارد و یاری کند او را و وای بر حال کسی که فرمان او نبرد و یاری او نکند و انکار حق او نماید".[۶] .
ولادت حضرت علی در منابع اهل سنت : ولادت حضرت علی علیه السلام در کعبه در بسیاری از منابع اهل سنت نیز ذکر شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی در الذریعه از کتابی با نام «علی و الکعبه» یاد می کند که مهدی بن محمدتقی بن ابراهیم نقوی آن را نگاشته است و با استفاده از ۲۲ کتاب از کتب علمای اهل سنت ثابت نموده است که آن حضرت در کعبه متولد شده است.[۷] . علامه امینی به تفصیل پیرامون ولادت علی علیه السلام در کعبه بحث نموده و از جمله از حاکم نیشابوری عالم برجسته اهل سنت ، در کتاب مستدرک علی الصحیحین نقل می کند که گفته است: «وقد تواتر الاخبار أن فاطمة بنت اسد وَلدت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب کرّم الله وجهه فی جوف الکعبه»؛ اخبار به تواتر رسیده که فاطمه دختر اسد، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرّم الله وجهه را در درون کعبه زائید.[۸] . و از گنجی شافعی در کتاب «کفایه» نقل کرده که از طریق ابن نجار از حاکم نیشابوری روایت نموده که گفته است: امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در مکه در خانه خدا، شب جمعه سیزدهم ماه رجب سی سال گذشته از عام الفیل متولد گردید. نه قبل و نه بعد از وی، مولودی در بیت الله الحرام جز او متولد نگردید و این کرامتی برای آن حضرت به خاطر مقام با عظمت او بود . به پیروی از وی، احمد بن عبدالرحیم دهلوی مشهور به شاه ولی الله پدر عبدالعزیز دهلوی مصنف کتاب «تحفه اثنی عشریه» در کتاب ازالة الخفاء نوشته است: اخبار متواتر است که فاطمه دختر اسد امیرالمؤمنین علی را در درون کعبه زائید. آن حضرت در روز جمعه سیزدهم ماه رجب سی سال بعد از عام الفیل در کعبه متولد گردید و هیچ کس جز او -نه قبل و نه بعد از وی- در کعبه متولد نگردید. محمود آلوسی صاحب تفسیر روح المعانی در کتاب شرح قصیده عینیة عبدالباقی افندی عمری در ذیل این بیت قصیده او در مدح مولای متقیان: انت العلی الذی فوق العلی رفعا، ببطن مکة عندالبیت اذ وضعا، می نویسد: این که امیر (کرم الله وجهه) در خانه خدا متولد شده، در دنیا امری مشهور و در کتب فرقین سنی و شیعه ذکر شده است . تا آنجا که می گوید: «جز او (کرم الله وجهه) کسی در خانه خدا متولد نشده و چقدر مناسب است که امام ائمه در محلی که قبله مسلمین است متولد گردد. سبحان من یضع الاشیاء فی مواضعها و هو احکم الحاکمین.[۹] . لازم به ذکر است که شیعه معمولا حضرت علی را با وصف «علیه السلام» نام می برد، اما اهل سنت معمولا آن حضرت را با وصف «کرّم الله وجهَه» یاد می کنند. جلال الدین محمد دوانی فیلسوف مشهور درگذشته سال ۹۰۸ هجری که از مفاخر علمای عامه بوده و در اواخر عمر شیعه شده است، در مور علت آن در کتاب فارسی «نور الهدایه فی اثبات الولایه» از نظر اکثر علمای اهل سنت می نویسد: در زمانی که ایشان در رحم مادر خود فاطمه بنت اسد بود، چون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، فاطمه بنت اسد را می دید او از جای خود بی اختیار بر می خواست، چون از علت آن سوال نمودند فرمود: هر گاه ایشان را می بینم جنینی که در رحم من است حرکتی می نماید که می دانم حالت قیام به خود گرفت و چون آن حضرت در پیش من از طرفی به طرفی دیگر حرکت می کند، جنین نیز حرکتی می کند، چنانچه می دانم به آن طرف که حضرت حرکت نموده، رو آورده است.[۱۰] .
شبهه پیرامون ولادت امام علی در کعبه : برخی با استناد به اینکه در زمان ولادت امام علی علیه السلام، مشرکین، کعبه را به بتکده تبدیل نموده بودند، در صدد انکار فضیلت بودن ولادت آن حضرت در کعبه بر آمده اند. اما این شبهه با توجه به اینکه در قرآن از کعبه به عنوان خانه خدا یاد شده است «وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ. سوره حج، ۲۶،[۱۱] و نیز با توجه به اینکه تا قبل از نزول آیه تغییر قبله، کعبه با وجود بتها در آن، قبله گاه مسلمانان بوده است، وارد نیست.
القاب و کنیهها : امام علی علیه السلام، القاب و اوصاف بسیارى دارد که هر کدام، اشاره دارد به بُعدى از ابعاد والاى شخصیت ایشان دارد. بیشتر این القاب را پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به ایشان داده بودند. برخى از این القاب چنین اند : أمیرالمؤمنین ، إمام المتّقین ، قائد الغُرِّ المُحَجَّلین ، سید المسلمین ، سید المؤمنین ، یعسوب المؤمنین ، الأنزع البطین ، أعلمُ الاُمّة ، أقضَى الاُمّة ، أوّلُ مَن أسلَمَ ، أوّلُ مَن صلّى ، خیر البشر ، عمود الدین ، سید العرب ، رایة الهدى ، باب الهدى ، حَیدر ، المرتضى ، الولىّ و الوصىّ [۱۳] و... بر اساس برخی روایات لقب امیرالمؤمنین ، اختصاص به على علیه السلام داشته و دیگران حتی سایر امامان معصوم علیهم السلام را با این لقب نمی خوانند.[۱۴] . به عنوان نمونه پیامبر خدا صلى الله علیه وآله فرمود: آن گاه که شبانه به آسمان برده شدم و میان من و پروردگارم فاصله اى جز به اندازه دو سرِ کمان یا کمتر از آن نبود، پروردگارم آنچه که باید به من وحى کند، وحى کرد و سپس فرمود: اى محمّد! به على بن ابى طالب، امیر مؤمنان، سلام برسان، که پیش از او هیچ کس را به این نام ننامیده ام و پس از او نیز کسى را به این نام نمى نامم .[۱۵] در منابع اهل سنت نیز روایاتی وجود دارد که در آنها پیامبر او را به امیرالمؤمنین توصیف نموده است.[۱۶] . عنوان الوصىّ نیز، در زمان حیاتِ پیامبر صلی الله علیه و آله برای على علیه السلام مشهور بود، زیرا رسول خدا در زمان حیات خود بارها ایشان را با این عنوان یاد کردند. به عنوان نمونه در روز دعوت خویشاوندان که به یوم الدار یا یوم الانذار معروف است فرمودند: إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا ؛ این برادر، وصی و جانشین من در میان شماست. سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید .[۱۷] . همچنین امام علی علیه السلام ، کنیههاى متعدّدى داشته که مشهورترین آنها ابوالحسن است.[۱۸] . کنیه های دیگر ایشان، ابوالحسین، ابوالسبطین،[۱۹] ابوالریحانتین و ابوتراب می باشد. از روایات، چنین بر مى آید که کنیه ابوتراب ، محبوب ترین کنیه نزد امام علی علیه السلام بوده و هرگاه ایشان را با آن مى خوانده اند، شادمان مى شده است.[۲۰] .
پدر و مادر امام علی علیه السلام : پدر بزرگوار امام علی علیه السلام، ابوطالب بن عبدالمطلب است که با عبدالله بن عبدالمطلب پدر حضرت محمد صلی الله علیه وآله، برادر تنی و مادرشان فاطمه بنت عمرو مخزومی بود.[۱] ابوطالب کسی بود که بعد از مرگ عبدالمطلب سرپرستى حضرت محمد صلی الله علیه وآله را بر عهده گرفت و چون آن حضرت به پیامبری رسید، از او حمایت نمود.[۲] : مادر گرانقدر آن حضرت نیز، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبدمناف بود، و از این رو، حضرت علی علیهالسلام و برادران و خواهرانش، نخستین کسانی بودند که هم از سوی پدر و هم از سوی مادر هاشمی بودند.[۳] . فاطمه بنت اسد از جمله بانوان گروه نخست بود که به پیامبر صلی الله علیه وآله ایمان آورد و مسلمان شد و رنج های ایام حضور در مکه را به همراه همسر و خانواده اش متحمل گردید و در هنگام هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله، وی نیز به مدینه هجرت نمود و در همین شهر مقدس بدرود حیات گفت. پیامبر صلی الله علیه و آله با پیراهن خود وی را کفن کرد و اقرار به ولایت فرزندش علی بن ابیطالب علیهالسلام را به وی تلقین کرد.[۴] .
علی(ع) اولین مردی که به پیامبر ایمان آورد،[۲۴] امام اول شیعیان[۲۵] و خلیفه چهارم از خلفای راشدین از نظر اهل سنت است.
علی بن ابیطالب ع ، جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل ۲۳ سال قبل از هجرت در مکه و داخل کعبه متولد شد.[۲۷] ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله شیخ صدوق، سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از عالمان اهل سنت مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی، متواتر میدانند.[۲۸] ۱۳ رجب در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به مناسبت ولادت امام علی(ع)، روز پدر و تعطیل رسمی است.[۲۹] . علی(ع) در شش سالگی (۱۷ سال قبل از هجرت)، وقتی مکه دچار قحطی شد، به خانه حضرت محمد(ص) برده شد؛ همانطور که جعفر، برادر علی، به خانه عباس بن عبدالمطلب برده شد. ابوطالب، پدر امام علی(ع)، در این هنگام از تأمین خانواده پرجمعیت خود ناتوان بود.[۳۰] امام علی(ع) در یکی از خطبههای خود، به رفتار مهربانانه پیامبر در این دوره اشاره کرده است.[۳۱] . پس از بعثت پیامبر (۱۳ سال پیش از هجرت)، علی(ع) نخستین مرد و خدیجه س ، نخستین زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آوردند.[۳۲][۳۳] علی(ع) که در آن هنگام ده سال داشت به همراه پیامبر(ص) به صورت پنهانی و در کوههای اطراف مکه نماز میگزاردند.[۳۴][۳۵] پس از آنکه پیامبر(ص) دعوت به اسلام را در سال سوم بعثت علنی کرد، درواقعه دعوت از خویشاوندان نزدیک که به «انذار عشیره» یا واقعه یوم الدار معروف است، علی(ع) از وی حمایت کرد و پیامبر(ص) در پاسخ، او را برادر، وصی و جانشین خود خواند.[۳۶] در ابتدای سال هفتم بعثت، مسلمانان توسط مشرکان در شعب ابیطالب، محاصره شدند و از خرید و فروش و رفت و آمد منع شدند.[۳۷] در این دوران ابوطالب برای حفظ جان پیامبر(ص) بارها علی(ع) را در جای خواب او خواباند.[۳۸] مدتی پس از شکسته شدن محاصره، ۳ سال پیش از هجرت، علی(ع) در ۱۹ سالگی، پدرش ابوطالب را از دست داد.[۳۹] پس از درگذشت ابوطالب، شرایط مسلمانان دشوارتر شد و پیامبر(ص) به فکر هجرت به مدینه افتاد. در شب هجرت و با آگاهی از توطئه مشرکان برای کشتن پیامبر(ص)، علی(ع)، در ۲۳ سالگی، در خوابگاه وی خوابید که به لیلة المبیت مشهور است.[۴۰] حضرت علی(ع) چند روز بعد و پس از ادای دیون پیامبر(ص) به همراه گروهی که در میانشان حضرت فاطمه س و فاطمه بنت اسد مادر امام علی نیز بودند، به مدینه رفت.[۴۱] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
علی بن ابیطالب ع ، جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل ۲۳ سال قبل از هجرت در مکه و داخل کعبه متولد شد.[۲۷] ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله شیخ صدوق، سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از عالمان اهل سنت مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی، متواتر میدانند.[۲۸] ۱۳ رجب در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به مناسبت ولادت امام علی(ع)، روز پدر و تعطیل رسمی است.[۲۹] . علی(ع) در شش سالگی (۱۷ سال قبل از هجرت)، وقتی مکه دچار قحطی شد، به خانه حضرت محمد(ص) برده شد؛ همانطور که جعفر، برادر علی، به خانه عباس بن عبدالمطلب برده شد. ابوطالب، پدر امام علی(ع)، در این هنگام از تأمین خانواده پرجمعیت خود ناتوان بود.[۳۰] امام علی(ع) در یکی از خطبههای خود، به رفتار مهربانانه پیامبر در این دوره اشاره کرده است.[۳۱] . پس از بعثت پیامبر (۱۳ سال پیش از هجرت)، علی(ع) نخستین مرد و خدیجه س ، نخستین زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آوردند.[۳۲][۳۳] علی(ع) که در آن هنگام ده سال داشت به همراه پیامبر(ص) به صورت پنهانی و در کوههای اطراف مکه نماز میگزاردند.[۳۴][۳۵] پس از آنکه پیامبر(ص) دعوت به اسلام را در سال سوم بعثت علنی کرد، درواقعه دعوت از خویشاوندان نزدیک که به «انذار عشیره» یا واقعه یوم الدار معروف است، علی(ع) از وی حمایت کرد و پیامبر(ص) در پاسخ، او را برادر، وصی و جانشین خود خواند.[۳۶] در ابتدای سال هفتم بعثت، مسلمانان توسط مشرکان در شعب ابیطالب، محاصره شدند و از خرید و فروش و رفت و آمد منع شدند.[۳۷] در این دوران ابوطالب برای حفظ جان پیامبر(ص) بارها علی(ع) را در جای خواب او خواباند.[۳۸] مدتی پس از شکسته شدن محاصره، ۳ سال پیش از هجرت، علی(ع) در ۱۹ سالگی، پدرش ابوطالب را از دست داد.[۳۹] پس از درگذشت ابوطالب، شرایط مسلمانان دشوارتر شد و پیامبر(ص) به فکر هجرت به مدینه افتاد. در شب هجرت و با آگاهی از توطئه مشرکان برای کشتن پیامبر(ص)، علی(ع)، در ۲۳ سالگی، در خوابگاه وی خوابید که به لیلة المبیت مشهور است.[۴۰] حضرت علی(ع) چند روز بعد و پس از ادای دیون پیامبر(ص) به همراه گروهی که در میانشان حضرت فاطمه س و فاطمه بنت اسد مادر امام علی نیز بودند، به مدینه رفت.[۴۱] .
دوران کودکی حضرت علی : زمانی که علی (علیه السلام) خردسال بود قریش دچار قحطی شد. همین امر باعث شد پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوطالب که فرزندان زیادی داشت و نگهداری آنها در شرایط قحطی برایش دشوار شده بود پیشنهاد بدهد که سرپرستی علی علیه السلام را به او بسپارد. ابوطالب این پیشنهاد را پذیرفت و علی علیه السلام به خانه پیامبر وارد شد.[۲۱] . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) محبت فراوانی به علی علیه السلام داشت و در تربیت او بسیار دقیق و کوشا بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد آموزش و پرورش خویش به دست رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خطبه قاصعه می فرمایند: «شما موقعیت مرا نزد پیامبر خدا به سبب خویشاوندى نزدیک و منزلت ویژهام مىدانید. به گاه کودکىام مرا در دامنش مىنهاد و به سینهاش مى چسبانْد، و در بستر خویش جایم مىداد، و مرا به تن خویش مىسود، و بوى خوشش را به [مشام] من مىرسانْد، و غذا را مىجوید و لقمه لقمه در دهانم مىنهاد. از من نه سخن دروغى شنید و نه کار خطایى دید. بى تردید، خداوند از همان اَوانِ از شیر گرفته شدنِ پیامبر صلى الله علیه و آله، بزرگ ترین فرشته را از میان فرشتگانش شب و روز، همراه او ساخت تا راه بزرگوارى و محاسن اخلاقى جهان را بپیماید و من هماره در پى او بودم، همچون بچّه شتر از شیر گرفته شده در پىِ مادرش. هر روز از اخلاق خود، نشانه اى برایم بر پا مىداشت و مرا به پیروىاش وامىداشت .[۲۲] .
اولین مردی که بلافاصله پس از بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با ایشان بیعت کرد و رسالت ایشان را پذیرفت، امام علی (علیه السلام) بود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله، در این باره به اصحاب چنین فرمودند: نخستین کسی که در روز رستاخیر با من در حوض کوثرملاقات می کند پیش قدمترین شما در اسلام، علی بن ابی طالب است .[۲۳] علامه امینی احادیث و کلمات بسیاری از محدثان و مورخان اسلامی را پیرامون پیش قدم بودن علی علیه السلام در ایمان به پیامبر اکرم درالغدیر آورده است.[۲۴] بسیاری از محدثان و تاریخ نویسان نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روز دوشنبه به رسالت مبعوث شد و حضرت علی علیه السلام فردای آن روز ایمان آورد.
لیلة المبیت : در سال سیزدهم بعثت، با اوج گرفتن فشار مشرکان مکه بر مسلمانان و همچنین دعوت مردم یثرب"مدینه" از رسول خدا صلی الله علیه وآله، زمینه مهاجرت مسلمانان به یثرب فراهم شد. در این شرایط، مشرکان قریش تصمیم به قتل پیامبر اسلام گرفتند. آنها ۴۰ نفر از قبایل مختلف را برگزیدند تا شبانه به خانه پیامبر هجوم برده و ایشان را در بستر به قتل برسانند. رسول خدا به وحی الهی از این نقشه آگاهی یافته و از علی علیه السلام خواستند تا برای فریب قاتلان، در بستر ایشان بخوابد تا ایشان شبانه به سمت یثرب حرکت کنند. به این ترتیب در شبی که به لیلة المبیت معروف شد، علی علیه السلام فداکارانه در بستر پیامبر خوابید و پیامبر در غفلت مشرکان به مدینه هجرت نمود.[۲۵] آیه ۲۰۷ سوره بقره به مناسبت این واقعه در شأن علی علیه السلام نازل شد: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ؛ و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است.
پس از هجرت پیامبر : وقتی پیامبر(ص) در مسیر هجرت به مدینه، به قبا رسید، حدود پانزده روز در آنجا منتظر ماند تا علی(ع) و همراهانش برسند.[۴۲] پس از ساختن مسجد النبی در مدینه، پیامبر در اولین خطبه خود، مهاجران و انصار را به برادریِ هم درآورد و علی(ع) را به برادری خویش برگزید.[۴۳] در سال دوم هجری، غزوه بدر میان مسلمانان و مشرکان درگرفت که طی آن، تعداد زیادی از لشکر دشمن از جمله چند نفر از سران قریش به دست علی(ع) کشته شدند.[۴۴] پس از غزوه بدر،[۴۵] حضرت علی(ع) در ۲۵ سالگی با فاطمه س ازدواج کرد؛[۴۶] با وجود اینکه حضرت فاطمه خواستگاران دیگری نیز داشت.[۴۷] پیامبر(ص) خود خطبه عقد آنها را خواند.[۴۸] . در سال سوم هجری، مشرکان برای جبران شکست بدر، جنگ اُحُد را علیه مسلمانان به راه انداختند.[۴۹] علی(ع) از کسانی بود که نبرد را رها نکرد و از جان پیامبر دفاع کرد[۵۰] و گفته شده در این نبرد ۱۶ زخم برداشت.[۵۱] کلینی و طبری گفته اند که جمله لا سَیفَ اِلّا ذوالفَقار، لا فَتی اِلّا عَلیّ را جبرئیل در این نبرد در مدح علی(ع) گفته است.[۵۲] در همین سال فرزند ارشد او، امام حسن مجتبی ع به دنیا آمد.[۵۳] در سال چهارم هجری، زمانی که امام علی(ع) ۲۷ ساله بود، مادرش، فاطمه بنت اسد، درگذشت.[۵۴] امام حسین ع ، فرزند دوم علی(ع) و فاطمه(س) در همین سال به دنیا آمد.[۵۵] . در سال پنجم هجری، غزوه خندق رخ داد[۵۷] و با رشادت علی(ع) در کشتن عمرو بن عبدود به پایان رسید.[۵۸] سومین فرزند علی(ع) و فاطمه(س)، حضرت زینب س در همین سال به دنیا آمد.[۵۹] در سال ششم هجری پیماننامه صلح حدیبیه میان پیامبر(ص) و قریش منعقد شد که کاتب آن، حضرت علی(ع) بود.[۶۰] ام کلثوم دختر امام علی ع ، چهارمین فرزند امام علی(ع) در این سال به دنیا آمد.[۶۱] در شعبان همین سال، پیامبر(ص)، علی(ع) را مأمور سریه فدک و سرکوب یهودیان قرار داد.[۶۲] در سال هفتم هجری قمری، نبرد خیبر روی داد.[۶۳] علی(ع) در این نبرد از پرچمداران سپاه بود[۶۴] و سپاه اسلام به رهبری او توانست خیبررا فتح کند.[۶۵]. درسال هشتم هجری، علی(ع) در۳۱ سالگی ازپرچمداران سپاه پیامبر(ص) هنگام فتح مکه بود[۶۶] ودرشکستن بتهای کعبه، پیامبر(ص) را یاری کرد.[۶۷] . غزوه تبوک در سال نهم هجری درگرفت. پیامبر ص برای اولین بار علی(ع) را به جانشینی خود در مدینه و محافظت از خانواده خویش منصوب کرد و این نبرد، تنها غزوه ای است که حضرت علی(ع) در آن حضور نداشته است.[۶۸] پس از شایعاتی که منافقان پراکندند، علی(ع) خود را به سپاه رساند و پیامبر(ص) را از آنچه در مدینه گذشته بود، آگاه کرد. پیامبر(ص) در پاسخ گفتند آیا از این خرسند نیستی که جایگاه تو نزد من، چون هارون نزد موسی باشد؟[۶۹] این گفته به حدیث منزلت مشهور است.[۷۰] علی(ع) در همین سال از سوی پیامبر(ص) به ابلاغ آیات برائت در هنگام اجتماع مشرکان در مکه، مأمور شد[۷۱] و علی(ع) بعدازظهر عید قربان این آیات را ابلاغ کرد.[۷۲] در ۲۴ ذیالحجه سال نهم[۷۳] پیامبر(ص) به همراه علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به مباهله با مسیحیان نجران برخاستند.[۷۴] در سال دهم هجری، پیامبر(ص)، علی(ع) را برای دعوت به اسلام به یمن فرستاد.[۷۵] در همین سال پیامبر به حج رفت.[۷۶] علی(ع) خود را از یمن به پیامبر(ص) رساند و در مکه به او ملحق شد.[۷۷] پیامبر(ص) به فرمان الهی پس از حج در منطقه غدیر خم، علی(ع) را جانشین و وصی خود قرار داد[۷۸] که به واقعه غدیر مشهور است. در این هنگام او ۳۳ سال داشت.
واقعه غدیر خم : رسول اکرم صلی الله علیه و آله در سال دهم هجری مسلمین را فرمان دادند تا همراه ایشان در آخرین حج رسول خدا که به حجة الوداع معروف است، شرکت کنند. در راه بازگشت در منطقه ای به نام غدیر خم ایی که کاروانیان از هم جدا می شدند آیه ای نازل شد: یا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ [۴۵] رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمان توقف دادند و در آن جا خطبه غدیر را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی نمودند. خود حضرت علی در این باره می فرمایند: پیامبر خدا به قصد حجة الوداع بیرون آمد. سپس (در بازگشت)، به غدیر خم رسید. به دستور او برایش چیزی شبیه منبر ساختند. سپس از آن، بالا آمد و بازوی مرا گرفت (و بالا برد)، تا آن جا که سفیدی زیر بغلش دیده شد و با صدای بلند، در همان جایگاه گفت: هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار! پس با ولایت من، ولایت خدا و با دشمنی با من، دشمنی با خدا محقق می شود. خداوند عزوجل در آن روز، نازل کرد: الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»[۴۶] پس، ولایت من مایه کمال دین و رضایت پروردگار بلند مرتبه است [۴۷] .
حدیث منزلت : حدیث منزلت، حدیث معتبری از پیامبر اکرم نزد اهل سنت و شیعه است که به علی علیه السلام فرمود: أنتَ مِنّى بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسى، اِلّا أنه لانَبىَّ بَعدى[۴۸] تو نسبت به من مثل هارون به موسی هستی، جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود. لازم به توضیح است که بر اساس آیات قرآن، هارون علیه السلام دارای پنج جایگاه بود: وزارت، با توجه به آیه: وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا[۴۹]؛ برادری و اخوت، با توجه به کلام موسی علیه السلام در آیه: هَارُونَ أَخِي [۵۰]؛ قرابت، با توجه به واژه اهلی در آیه: وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي [۵۱]؛ خلافت؛ قَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي [۵۲] موسى به برادر خود هارون گفت: تو اکنون جانشین من در قوم من باش؛ نبوت، با توجه به آیه: وَوَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا.[۵۳] . بر اساس حدیث منزلت و با توجه به این آیات، علی علیه السلام به جز نبوت، سایر مناصب هارون علیه السلام از جمله خلافت را داشته است. آیه ولایت - حدیث طیر مشوی - خاتمبخشی - امیرالمومنین
آیه ولایت : آیه ۵۵ سوره مائده معروف به آیه ولایت است که در شأن امام علی علیه السلام نازل شد: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ؛ ولیّ شما فقط خدا، پیامبر و مؤمنانی هستند که نماز را به پا داشته، در رکوع زکات میدهند. و این آن زمانی بود که نیازمندی به مسجد آمد و درخواست کمک کرد؛ پس علی علیه السلام در حال رکوع انگشترش را به او بخشید. این شأن نزول در منابع حدیثی فراوان شیعه و اهل سنت بیان شده و همه مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت نزول این آیه را در شأن علی علیه السلام دانسته اند.[۵۴] .
آیه اولیالأمر : آیه ۵۹ سوره نساء که به آيه اطاعت یا آیه اولی الامر نیز نامیده می شود، مؤمنان را به اطاعت از خدا، پیامبر صلى الله علیه وآله و اولى الأمر فرمان داده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ... در روایات فراوان منظور از اولی الامر، ائمه علیهم السلام دانسته شده است.[۵۵] از جمله حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله که در این باره فرمود: هُوَ عَلِی بنُ أبی طالِبٍ .[۵۶] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
علی بن ابیطالب ع ، جمعه ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل ۲۳ سال قبل از هجرت در مکه و داخل کعبه متولد شد.[۲۷] ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله شیخ صدوق، سید رضی، شیخ مفید، قطب راوندی، ابن شهرآشوب و بسیاری از عالمان اهل سنت مانند حاکم نیشابوری، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی، ابن صباغ مالکی، حلبی و مسعودی، متواتر میدانند.[۲۸] ۱۳ رجب در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به مناسبت ولادت امام علی(ع)، روز پدر و تعطیل رسمی است.[۲۹] . علی(ع) در شش سالگی (۱۷ سال قبل از هجرت)، وقتی مکه دچار قحطی شد، به خانه حضرت محمد(ص) برده شد؛ همانطور که جعفر، برادر علی، به خانه عباس بن عبدالمطلب برده شد. ابوطالب، پدر امام علی(ع)، در این هنگام از تأمین خانواده پرجمعیت خود ناتوان بود.[۳۰] امام علی(ع) در یکی از خطبههای خود، به رفتار مهربانانه پیامبر در این دوره اشاره کرده است.[۳۱] . پس از بعثت پیامبر (۱۳ سال پیش از هجرت)، علی(ع) نخستین مرد و خدیجه س ، نخستین زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آوردند.[۳۲][۳۳] علی(ع) که در آن هنگام ده سال داشت به همراه پیامبر(ص) به صورت پنهانی و در کوههای اطراف مکه نماز میگزاردند.[۳۴][۳۵] پس از آنکه پیامبر(ص) دعوت به اسلام را در سال سوم بعثت علنی کرد، درواقعه دعوت از خویشاوندان نزدیک که به «انذار عشیره» یا واقعه یوم الدار معروف است، علی(ع) از وی حمایت کرد و پیامبر(ص) در پاسخ، او را برادر، وصی و جانشین خود خواند.[۳۶] در ابتدای سال هفتم بعثت، مسلمانان توسط مشرکان در شعب ابیطالب، محاصره شدند و از خرید و فروش و رفت و آمد منع شدند.[۳۷] در این دوران ابوطالب برای حفظ جان پیامبر(ص) بارها علی(ع) را در جای خواب او خواباند.[۳۸] مدتی پس از شکسته شدن محاصره، ۳ سال پیش از هجرت، علی(ع) در ۱۹ سالگی، پدرش ابوطالب را از دست داد.[۳۹] پس از درگذشت ابوطالب، شرایط مسلمانان دشوارتر شد و پیامبر(ص) به فکر هجرت به مدینه افتاد. در شب هجرت و با آگاهی از توطئه مشرکان برای کشتن پیامبر(ص)، علی(ع)، در ۲۳ سالگی، در خوابگاه وی خوابید که به لیلة المبیت مشهور است.[۴۰] حضرت علی(ع) چند روز بعد و پس از ادای دیون پیامبر(ص) به همراه گروهی که در میانشان حضرت فاطمه س و فاطمه بنت اسد مادر امام علی نیز بودند، به مدینه رفت.[۴۱] .
دوران کودکی حضرت علی : زمانی که علی (علیه السلام) خردسال بود قریش دچار قحطی شد. همین امر باعث شد پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوطالب که فرزندان زیادی داشت و نگهداری آنها در شرایط قحطی برایش دشوار شده بود پیشنهاد بدهد که سرپرستی علی علیه السلام را به او بسپارد. ابوطالب این پیشنهاد را پذیرفت و علی علیه السلام به خانه پیامبر وارد شد.[۲۱] . رسول خدا (صلی الله علیه وآله) محبت فراوانی به علی علیه السلام داشت و در تربیت او بسیار دقیق و کوشا بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد آموزش و پرورش خویش به دست رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خطبه قاصعه می فرمایند: «شما موقعیت مرا نزد پیامبر خدا به سبب خویشاوندى نزدیک و منزلت ویژهام مىدانید. به گاه کودکىام مرا در دامنش مىنهاد و به سینهاش مى چسبانْد، و در بستر خویش جایم مىداد، و مرا به تن خویش مىسود، و بوى خوشش را به [مشام] من مىرسانْد، و غذا را مىجوید و لقمه لقمه در دهانم مىنهاد. از من نه سخن دروغى شنید و نه کار خطایى دید. بى تردید، خداوند از همان اَوانِ از شیر گرفته شدنِ پیامبر صلى الله علیه و آله، بزرگ ترین فرشته را از میان فرشتگانش شب و روز، همراه او ساخت تا راه بزرگوارى و محاسن اخلاقى جهان را بپیماید و من هماره در پى او بودم، همچون بچّه شتر از شیر گرفته شده در پىِ مادرش. هر روز از اخلاق خود، نشانه اى برایم بر پا مىداشت و مرا به پیروىاش وامىداشت .[۲۲] .
اولین مردی که بلافاصله پس از بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با ایشان بیعت کرد و رسالت ایشان را پذیرفت، امام علی (علیه السلام) بود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله، در این باره به اصحاب چنین فرمودند: نخستین کسی که در روز رستاخیر با من در حوض کوثرملاقات می کند پیش قدمترین شما در اسلام، علی بن ابی طالب است .[۲۳] علامه امینی احادیث و کلمات بسیاری از محدثان و مورخان اسلامی را پیرامون پیش قدم بودن علی علیه السلام در ایمان به پیامبر اکرم درالغدیر آورده است.[۲۴] بسیاری از محدثان و تاریخ نویسان نقل می کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله روز دوشنبه به رسالت مبعوث شد و حضرت علی علیه السلام فردای آن روز ایمان آورد.
لیلة المبیت : در سال سیزدهم بعثت، با اوج گرفتن فشار مشرکان مکه بر مسلمانان و همچنین دعوت مردم یثرب"مدینه" از رسول خدا صلی الله علیه وآله، زمینه مهاجرت مسلمانان به یثرب فراهم شد. در این شرایط، مشرکان قریش تصمیم به قتل پیامبر اسلام گرفتند. آنها ۴۰ نفر از قبایل مختلف را برگزیدند تا شبانه به خانه پیامبر هجوم برده و ایشان را در بستر به قتل برسانند. رسول خدا به وحی الهی از این نقشه آگاهی یافته و از علی علیه السلام خواستند تا برای فریب قاتلان، در بستر ایشان بخوابد تا ایشان شبانه به سمت یثرب حرکت کنند. به این ترتیب در شبی که به لیلة المبیت معروف شد، علی علیه السلام فداکارانه در بستر پیامبر خوابید و پیامبر در غفلت مشرکان به مدینه هجرت نمود.[۲۵] آیه ۲۰۷ سوره بقره به مناسبت این واقعه در شأن علی علیه السلام نازل شد: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ؛ و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا میفروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است.
پس از هجرت پیامبر : وقتی پیامبر(ص) در مسیر هجرت به مدینه، به قبا رسید، حدود پانزده روز در آنجا منتظر ماند تا علی(ع) و همراهانش برسند.[۴۲] پس از ساختن مسجد النبی در مدینه، پیامبر در اولین خطبه خود، مهاجران و انصار را به برادریِ هم درآورد و علی(ع) را به برادری خویش برگزید.[۴۳] در سال دوم هجری، غزوه بدر میان مسلمانان و مشرکان درگرفت که طی آن، تعداد زیادی از لشکر دشمن از جمله چند نفر از سران قریش به دست علی(ع) کشته شدند.[۴۴] پس از غزوه بدر،[۴۵] حضرت علی(ع) در ۲۵ سالگی با فاطمه س ازدواج کرد؛[۴۶] با وجود اینکه حضرت فاطمه خواستگاران دیگری نیز داشت.[۴۷] پیامبر(ص) خود خطبه عقد آنها را خواند.[۴۸] . در سال سوم هجری، مشرکان برای جبران شکست بدر، جنگ اُحُد را علیه مسلمانان به راه انداختند.[۴۹] علی(ع) از کسانی بود که نبرد را رها نکرد و از جان پیامبر دفاع کرد[۵۰] و گفته شده در این نبرد ۱۶ زخم برداشت.[۵۱] کلینی و طبری گفته اند که جمله لا سَیفَ اِلّا ذوالفَقار، لا فَتی اِلّا عَلیّ را جبرئیل در این نبرد در مدح علی(ع) گفته است.[۵۲] در همین سال فرزند ارشد او، امام حسن مجتبی ع به دنیا آمد.[۵۳] در سال چهارم هجری، زمانی که امام علی(ع) ۲۷ ساله بود، مادرش، فاطمه بنت اسد، درگذشت.[۵۴] امام حسین ع ، فرزند دوم علی(ع) و فاطمه(س) در همین سال به دنیا آمد.[۵۵] . در سال پنجم هجری، غزوه خندق رخ داد[۵۷] و با رشادت علی(ع) در کشتن عمرو بن عبدود به پایان رسید.[۵۸] سومین فرزند علی(ع) و فاطمه(س)، حضرت زینب س در همین سال به دنیا آمد.[۵۹] در سال ششم هجری پیماننامه صلح حدیبیه میان پیامبر(ص) و قریش منعقد شد که کاتب آن، حضرت علی(ع) بود.[۶۰] ام کلثوم دختر امام علی ع ، چهارمین فرزند امام علی(ع) در این سال به دنیا آمد.[۶۱] در شعبان همین سال، پیامبر(ص)، علی(ع) را مأمور سریه فدک و سرکوب یهودیان قرار داد.[۶۲] در سال هفتم هجری قمری، نبرد خیبر روی داد.[۶۳] علی(ع) در این نبرد از پرچمداران سپاه بود[۶۴] و سپاه اسلام به رهبری او توانست خیبررا فتح کند.[۶۵]. درسال هشتم هجری، علی(ع) در۳۱ سالگی ازپرچمداران سپاه پیامبر(ص) هنگام فتح مکه بود[۶۶] ودرشکستن بتهای کعبه، پیامبر(ص) را یاری کرد.[۶۷] . غزوه تبوک در سال نهم هجری درگرفت. پیامبر ص برای اولین بار علی(ع) را به جانشینی خود در مدینه و محافظت از خانواده خویش منصوب کرد و این نبرد، تنها غزوه ای است که حضرت علی(ع) در آن حضور نداشته است.[۶۸] پس از شایعاتی که منافقان پراکندند، علی(ع) خود را به سپاه رساند و پیامبر(ص) را از آنچه در مدینه گذشته بود، آگاه کرد. پیامبر(ص) در پاسخ گفتند آیا از این خرسند نیستی که جایگاه تو نزد من، چون هارون نزد موسی باشد؟[۶۹] این گفته به حدیث منزلت مشهور است.[۷۰] علی(ع) در همین سال از سوی پیامبر(ص) به ابلاغ آیات برائت در هنگام اجتماع مشرکان در مکه، مأمور شد[۷۱] و علی(ع) بعدازظهر عید قربان این آیات را ابلاغ کرد.[۷۲] در ۲۴ ذیالحجه سال نهم[۷۳] پیامبر(ص) به همراه علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به مباهله با مسیحیان نجران برخاستند.[۷۴] در سال دهم هجری، پیامبر(ص)، علی(ع) را برای دعوت به اسلام به یمن فرستاد.[۷۵] در همین سال پیامبر به حج رفت.[۷۶] علی(ع) خود را از یمن به پیامبر(ص) رساند و در مکه به او ملحق شد.[۷۷] پیامبر(ص) به فرمان الهی پس از حج در منطقه غدیر خم، علی(ع) را جانشین و وصی خود قرار داد[۷۸] که به واقعه غدیر مشهور است. در این هنگام او ۳۳ سال داشت.
واقعه غدیر خم : رسول اکرم صلی الله علیه و آله در سال دهم هجری مسلمین را فرمان دادند تا همراه ایشان در آخرین حج رسول خدا که به حجة الوداع معروف است، شرکت کنند. در راه بازگشت در منطقه ای به نام غدیر خم ایی که کاروانیان از هم جدا می شدند آیه ای نازل شد: یا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ [۴۵] رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمان توقف دادند و در آن جا خطبه غدیر را قرائت فرمودند و حضرت علی علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی نمودند. خود حضرت علی در این باره می فرمایند: پیامبر خدا به قصد حجة الوداع بیرون آمد. سپس (در بازگشت)، به غدیر خم رسید. به دستور او برایش چیزی شبیه منبر ساختند. سپس از آن، بالا آمد و بازوی مرا گرفت (و بالا برد)، تا آن جا که سفیدی زیر بغلش دیده شد و با صدای بلند، در همان جایگاه گفت: هر که من مولای اویم، پس علی مولای اوست. خدایا! دوستدارش را دوست و دشمنش را دشمن بدار! پس با ولایت من، ولایت خدا و با دشمنی با من، دشمنی با خدا محقق می شود. خداوند عزوجل در آن روز، نازل کرد: الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»[۴۶] پس، ولایت من مایه کمال دین و رضایت پروردگار بلند مرتبه است [۴۷] .
حدیث منزلت : حدیث منزلت، حدیث معتبری از پیامبر اکرم نزد اهل سنت و شیعه است که به علی علیه السلام فرمود: أنتَ مِنّى بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسى، اِلّا أنه لانَبىَّ بَعدى[۴۸] تو نسبت به من مثل هارون به موسی هستی، جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود. لازم به توضیح است که بر اساس آیات قرآن، هارون علیه السلام دارای پنج جایگاه بود: وزارت، با توجه به آیه: وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا[۴۹]؛ برادری و اخوت، با توجه به کلام موسی علیه السلام در آیه: هَارُونَ أَخِي [۵۰]؛ قرابت، با توجه به واژه اهلی در آیه: وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي [۵۱]؛ خلافت؛ قَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي [۵۲] موسى به برادر خود هارون گفت: تو اکنون جانشین من در قوم من باش؛ نبوت، با توجه به آیه: وَوَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا.[۵۳] . بر اساس حدیث منزلت و با توجه به این آیات، علی علیه السلام به جز نبوت، سایر مناصب هارون علیه السلام از جمله خلافت را داشته است. آیه ولایت - حدیث طیر مشوی - خاتمبخشی - امیرالمومنین
آیه ولایت : آیه ۵۵ سوره مائده معروف به آیه ولایت است که در شأن امام علی علیه السلام نازل شد: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ؛ ولیّ شما فقط خدا، پیامبر و مؤمنانی هستند که نماز را به پا داشته، در رکوع زکات میدهند. و این آن زمانی بود که نیازمندی به مسجد آمد و درخواست کمک کرد؛ پس علی علیه السلام در حال رکوع انگشترش را به او بخشید. این شأن نزول در منابع حدیثی فراوان شیعه و اهل سنت بیان شده و همه مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت نزول این آیه را در شأن علی علیه السلام دانسته اند.[۵۴] .
آیه اولیالأمر : آیه ۵۹ سوره نساء که به آيه اطاعت یا آیه اولی الامر نیز نامیده می شود، مؤمنان را به اطاعت از خدا، پیامبر صلى الله علیه وآله و اولى الأمر فرمان داده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ... در روایات فراوان منظور از اولی الامر، ائمه علیهم السلام دانسته شده است.[۵۵] از جمله حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله که در این باره فرمود: هُوَ عَلِی بنُ أبی طالِبٍ .[۵۶] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
جانشینی پیامبر در غدیر خم -واقعه غدیر : در سال دهم هجری، پیامبر اسلام برای اولین بار پس از هجرت تصمیم به انجام حج تمتع گرفت.[۲۴۲] این تصمیم به اطلاع مسلمانان رسید و بسیاری همراه پیامبر عازم حج شدند.[۲۴۲] نامه ای نیز برای امام علی(ع) که برای جهاد[۲۴۳] به یمن رفته بود، نوشت و او را به حج فراخواند.[۲۴۴] . پس از اتمام حج، در منطقه غدیر خم که مردم از یکدیگر جدا شده و هر یک به شهر خود میرفتند، خداوند به پیامبر دستور داد توقف نموده و آنچه به او دستور داده شده است، ابلاغ کند.[۲۴۵] . پیامبر پس از آنکه نماز ظهر را به جماعت اقامه کرد، خطبهای خواند و خطاب به مسلمانان فرمود: «أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟؛ آیا نمیدانید من به مؤمنان از خودشان أولی هستم؟». مردم گفتند: آری، میدانیم. سپس پیامبر دست امام علی(ع) را بلند کرده و فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ؛ هر که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست، خدایا دوست بدار آنکه او را دوست دارد و دشمن او را دشمن بدار .[۲۴۶] بر اساس برخی منابع، پیامبر در پاسخ به برخی از اصحاب خود که پرسیدند این دستور خدا و پیامبرش است؟، فرمود بله، این دستور خداوند و رسول او است.[۲۴۷] پس از این خطبه، برخی صحابه همچون عمر بن خطاب به امام علی(ع) تبریک گفتند.[۲۴۸] . بنابر نظر مفسران شیعه و برخی از اهل سنت، آیه اکمال در همین روز نازل شده است که میفرماید: امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم. [۲۴۹] . امام علی پس از رحلت پیامبر اسلام در موقعیتهایی به واقعه غدیر و گفتار پیامبر در آن اشاره میکرد تا بر حقانیت خود تأکید کند.[۲۵۰] شیعیان با توجه به قرائنی که در خطبه غدیر وجود دارد، و همچنین گفتارها و اشعار مسلمانان که پس از آن در منابع ذکر شده، معتقدند که پیامبر ص در جریان واقعه غدیر، امام علی را به فرمان الهی امام علی(ع) به جانشینی خود منصوب کرد.[۲۵۱] .
واقعه سقیفه بنیساعده : بعد از رحلت پیامبر اسلام ص ، در حالی که علی(ع) بنابر وصیت پیامبر[۲۵۲] و با کمک بنی هاشم مشغول تجهیز و تدفین بود، انصار به دلایلی مانند ترس از اینکه قریش بخواهد انتقام کشته شدگان در غزوات را از آنها بگیرد و نیز به این دلیل که میدانستند قریش زیر بار سفارش پیامبر(ص) در مورد جانشینی امام علی(ع) نخواهند رفت، جلسه ای در سقیفه بنی ساعده تشکیل دادند تا جانشین پیامبر را از میان انصار برگزینند.[۲۵۳] ابوبکر و عمر وقتی از این اجتماع آگاهی یافتند به همراه ابو عبیده جراح، عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان به محل اجتماع رفتند و پس از مشاجراتی که میان آنها واقع شد، در نهایت بدون توجه به واقعه غدیر، ابوبکر را به عنوان خلیفه معرفی کردند.[۲۵۴] .
پیشینه مخالفتها با امام علی ع : دوران زندگی امام علی(ع)، شرایطی پرتلاطم، بسیار حساس و تأثیرگذار در سراسر تاریخ اسلام است؛ خصوصاً پس از به خلافت رسیدن وی که اختلافات زیادی در میان مسلمانان روی داد. عبدالرحیم قنوات در دانشنامه امام علی ع بر این باور است که منشأ بسیاری از اختلافات در زمانه پیامبر ص و علی(ع)، رقابتهای خاندانی و قبیلگی در قریش و بین فرزندان عبدمناف بوده است.[۲۵۵] وی با اشاره به اختلافات میان فرزندان و نوادگان عبدمناف برای دستیابی به مناصب مکه،[۲۵۶] از تضعیف موقعیت بنیهاشم در برابر بنی امیه، پس از عبدالمطلب سخن گفته[۲۵۷] و تصریح کرده است که پس از آغاز فشارهای بنیامیه معاویه بر امام علی(ع) از آغاز خلافت، رقابت خانوادگی میان خاندان عبدالمطلب و خاندان حرب (پدربزرگ معاویه) به اوج خود رسید و بنیامیه در این مسیر تا جایی پیش رفتند که ایمان ابوطالب پدر علی(ع) را زیر سؤال بردند. این فشارها تا صد سال بعد و آغاز حکومت عباسیان ادامه داشت.[۲۵۸] به گفته قنوات، در دوران عباسیان نیز این فشارها با انگیزه دیگری ادامه یافت؛ چرا که نسب عباسیان به عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر میرسید و از آنجا که او از ابتدا مسلمان نبود و حتی در جنگ بدر به دست پیامبر(ص) به اسارت درآمد، عباسیان در برابر فضایل و افتخارات علویان، احساس حقارت میکردند.[۲۵۹] . وقایع غزوه بدر، از رخدادهای مهمی دانسته شده که ریشه برخی منازعات کلامی و سیاسی در زمانه علی بن ابیطالب(ع) بوده است.[۲۶۰] امام علی(ع) در جنگ بدر بیشترین سهم را در کشتن مشرکان داشته است؛ چرا که واقدی، کشته شدگان توسط امام علی را ۲۲ تن، ابن ابیالحدید، ۳۵ تن (نصف کشته شده ها) و شیخ مفید، ۳۶ تن ذکر کردهاند.[۲۶۱] حسن طارمی در دانشنامه جهان اسلام معتقد است ۱۳ تن از کشته شدگان به دست امام علی(ع)، از بزرگان قریش بوده اند؛ از جمله ابوجهل. این شکست و کشته شدن افراد سرشناس، برای مشرکان قریش شکست سنگینی بوده و به اعتبار و هیبت آنها لطمه زده است.[۲۶۲] بنابر شواهد تاریخی، قریشیان از روز بدر، کینه امام علی(ع) را به دل گرفتند و حتی پس از مسلمان شدن، با سرودن اشعاری، مردم قریش را به مبارزه با علی و شکستن بیعت خود تشویق میکرده اند[۲۶۳] و هیچ کس از یاران پیامبر(ص) را مانند حضرت علی(ع) دشمن بهشمار نیاورده اند.[۲۶۴] رشک و حسادت برخی از همرزمان امام(ع) به او نیز پس از بدر و همسو شدن این حسادت با کینه دشمنان، بعدها در جانشینی پیامبر(ص) و سرنوشت مسلمانان تأثیرگذار دانسته شده است.[۲۶۵] . سید حسن فاطمی در دانشنامه امام علی ع ، علاقه حضرت محمد(ص) به علی(ع) را نیز یکی از علل کینه و حسادت قریش به او دانسته است.[۲۶۶] به گفته فاطمی، رویدادهای سقیفه و متعاقب آن، انتخاب ابوبکر به جانشینی پیامبر(ص)، پیش از رحلت وی در جریان بوده و گروهی برای کنار زدن علی(ع) برنامهریزی کرده بوده اند.[۲۶۷] به عقیده او، ضربه خوردن منافقان و حسودان از شمشیر امام علی(ع) از یک سو و ضربه ای که مهاجران قریش از انصار مدینه خورده بودند از سوی دیگر، انصار را به تعجیل در انتخاب جانشین پیامبر(ص) از میان خود واداشت و ابوبکر و دیگر قریشیان مدینه از این فرصت بهره برداری کردند؛[۲۶۸] در حالی که امیرمؤمنان(ع) در حال کفن و دفن پیامبر(ص) بود.[۲۶۹] . در روز سقیفه، علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد و پس از آن در خصوص اصل بیعت و همینطور در مورد زمان بیعت، میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد.[۲۷۰] به گزارش برخی منابع، علی(ع) مناظرهای ملایم اما مفصّل و صریح با ابوبکر داشته و طی آن ابوبکر را به دلیل تخلفش در واقعه سقیفه در نادیده گرفتن حق اهل بیت پیامبر(ع) محکوم نمود. ابوبکر با پذیرش استدلالهای امیر المومنین منقلب شده و تا مرز بیعت با علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر نیز پیش میرود، اما در نهایت با مشورت برخی یارانش از این کار منصرف میگردد.[۲۷۱] علی(ع) به مناسبتهای مختلف و در سخنان متعددی به قضیه سقیفه اعتراض کرده و حق خود را در جانشینی پیامبر اسلام یادآوری نموده است. خطبه شقشقیه از معروف ترین خطبه هایی است که وی در آن به این واقعه اشاره کرده است.[۲۷۲] به گزارش برخی منابع دیگر، علی(ع) پس از واقعه سقیفه و در زمان حیات حضرت زهرا(س) شبها دختر پیامبر را سوار مرکبی نموده و به خانه ها و محافل انصار میبرد و یاری میخواست و پاسخ میشنید: ای دختر پیغمبر! ما با ابوبکر بیعت کرده ایم، اگر علی جلوتر آمده بود، از او عدول نمیکردیم . علی(ع) نیز جواب میداد: آیا پیغمبر را دفن نکرده، درباره خلافت نزاع میکردم؟ .[۲۷۳] . دفاع امام علی(ع) از حق خود در جانشینی رسول خدا(ص) منحصر به این موارد نبود. یکی از مهم ترین وقایعی که امام علی(ع) در آن بر حق جانشینی خود تأکید کرده، واقعه ای است که به مُناشده"به معنای سوگند دادن به خداوند" معروف است. در جریان مناشده ، امام علی(ع) صحابه پیامبر(ص) را به خدا قسم میدهد که در مورد آنچه از پیامبر(ص) در مورد امام علی(ع) شنیدهاند شهادت دهند. آنچنان که علامه امینی نقل کرده، منابع متعددی از شیعیان و اهل سنت بر وقوع مناشده در رحبه در سال ۳۵ق یعنی ابتدای خلافت امام علی(ع) تصریح کردهاند که در آنها امام علی(ع) از صحابه رسول خدا(ص) میخواهد در مورد آنچه از پیامبر(ص) در روز غدیر در مورد جانشینی امام علی(ع) شنیده اند شهادت دهند.[۲۷۴] منابع شیعی به وقوع مناشده دیگری در شورای ۶ نفره تعیین خلافت عمر نیز اشاره کرده اند. در اخبار این مناشده، امام علی(ع) فهرست بلندی از وقایعی را بیان میکند که عمدتا در آنها پیامبر(ص) به حق جانشینی او تصریح کرده و اعضای شورا را به خدا قسم میدهد که آیا اینها را از پیامبر شنیده اند یا خیر؟ که با تأیید آنها مواجه میشود.[۲۷۵] .
دوران خلفای سه گانه : در دوران ۲۵ ساله خلفای سه گانه، امام علی(ع) تقریباً از امور سیاسی و حکومتی به دور بود و تنها به انجام خدمات علمی و اجتماعی مشغول بود؛ از جمله جمع آوری قرآنی که به مصحف امام علی ع مشهور شد، مشاوره به خلفا در امور گوناگون، انفاق به فقیران، خریدن حدود هزار برده و آزاد کردن آنان، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مساجد از جمله مسجد فتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر حمزه، مسجدی در میقات، و همچنین وقف اماکن و املاکی که درآمد سالانه آن تا ۴۰ هزار دینار برآورد شده است.[۲۷۶] . در ادامه به برخی از امور مهم این دوره اشاره میشود؛ : ابوبکر - با آغاز خلافت ابوبکر، رخدادهایی برای اهل بیت اتفاق افتاد؛ از جمله هجوم به خانه علی(ع) و گرفتن بیعت برای ابوبکر،[۲۷۷] تصرف و غصب فدک[۲۷۸] و شهادت حضرت فاطمه س. بیعت اجباری - خودداری امام علی(ع) از بیعت و اقدام عده ای از صحابه که با خلافت ابوبکر به مخالفت پرداختند، برای ابوبکر و عمر خطری جدی به شمار میآمد. بنابراین ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند به این خطر پایان دهند و علی بن ابیطالب(ع) را به بیعت با ابوبکر مجبور کنند.[۲۷۹] بعد از اینکه چندین بار ابوبکر، قنفذ را به خانه امام علی(ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرد و علی(ع) نپذیرفت، عمر به ابوبکر گفت: خود برخیز تا نزد وی برویم. بدین ترتیب، ابو بکر، عمر، عثمان، خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، ابوعبیده جراح و قنفذ به خانه علی(ع) رفتند. وقتی این گروه به دَرِ خانه رسیدند، پس از اهانت به حضرت فاطمه س و کوبیدن در خانه بر او، در حالی که او میان در و دیوار مانده بود، و تازیانه زدن به او،[۲۸۰] به طرف امام علی(ع) حمله ور شدند و او را کشانکشان به سمت سقیفه بردند. وقتی امام علی(ع) را به مسجد بردند، از او خواستند تا با ابوبکر بیعت کند. امام(ع) پاسخ داد: من به خلافت، سزاوارتر از شما هستم و با شما بیعت نخواهم کرد. سزاوارتر است شما با من بیعت کنید؛ چرا که شما با استناد به خویشاوندی پیامبر ص ، خلافت را از انصار گرفتید و اکنون آن را از ما غصب میکنید .[۲۸۱] . درباره زمان این بیعت میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. عدهای بيعت علی(ع) را بعد از وفات حضرت فاطمه(س) و برخی دیگر، آن را چهل روز بعد و گروهی دیگر، شش ماه بعد دانسته اند.[۲۸۲] اما شیخ مفید معتقد است که علی بن ابیطالب(ع) هرگز با ابوبكر بيعت نكرد.[۲۸۳] . عملکرد امام در زمان خلافت ابوبکر - در زمان خلافت ابوبکر که در حدود دو سال طول کشید، علی(ع) علیرغم تمام محظورات، دستگاه خلافت را تا آنجا که رهنمودهایش را میپذیرفتند، راهنمایی میکرد. بنا بر اعتقاد علمای اهل سنّت، ابوبکر در کارهای مهم با علی ع مشورت میکرد،[۲۸۴] به صلاحدید او عمل میکرد و برای اینکه از مشورت او بهره مند باشد، به او اجازه نمیداد با سایر مسلمانان از مدینه خارج شود.[۲۸۵] امام علی(ع) هر چند از پذیرفتن هر نوع منصبی احتراز میکرد، اما با وجود این، در مواردی که طرف مشورت قرار میگرفت و مصلحت اسلام و مسلمانان اقتضا میکرد، از همکاری با خلیفه ابا نداشت. یعقوبی در اینباره مینویسد: از جمله کسانی که در زمان ابوبکر، فقه از او اخذ شد، علی بن ابیطالب بود .[۲۸۶] در زمینه جنگها و فتوحات در دوره ابوبکر، امام علی(ع) موضعی بیطرفانه یا حداکثر مشاورانه اتخاذ کرد و در هیچیک از آنها شرکت نداشت. طبق بعضی از گزارشهای تاریخی، ابوبکر برای فتح شام از اصحاب نظرخواهی کرد و تنها نظر علی(ع) را پذیرفت.[۲۸۷] . عمر - ابوبکر در وصیت خود که توسط عثمان نوشته شد، مردم را به پیروی از عمر فراخواند و اعلام کرد: من عمر بن خطّاب را به عنوان حاکم بر شما منصوب کردم. به او گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید .[۲۸۸] امام علی(ع) در مقابل این اقدام سکوت کرد، اما سالها بعد، این انتصاب را مذموم و ناحق دانست و این کار را چنین توصیف کرد: جای بسی شگفتی و حیرت است که ابوبکر در زمان حیاتش، فسخ بیعت مردم را درخواست می نمود (از آنجایی که میگفت مرا رها کنید که بهترینِ شما نیستم)، ولی بندهای خلافت را برای بعد از مرگش به سوی دیگری محکم میکرد. این دو نفر "ابوبکر و عمر" پستانهای شتر خلافت را به سختی دوشیدند! در صورتی که برجستگی من نسبت به آن اشخاص، به قدری است که من مانند رودی هستم که از آن، سیل خِرد جاری است و هیچ کس را یارای آن نیست که بتواند خود را به قله دانایی من برساند... و من شجاعانه در این مدت طولانی با شدت اندوه، صبر کردم .[۲۸۹] . عملکرد امام در زمان خلافت عمر - خلافت عمر ده سال طول کشید و امام علی(ع) همانطور که در زمان ابوبکر، مسندی را بر عهده نگرفت، در زمان عمر نیز از پذیرش هرگونه مسئولیتی خودداری کرد؛ اما بهعنوان یک مشاور در کنار عمر بود و بارها عمر را با راهنماییهای خود یاری کرد؛[۲۹۰] چنانکه مورّخان اهل سنت گفته اند، عمر کاری را بدون مشورت علی انجام نمیداد؛ زیرا به خردمندی و دقّت نظر و دین داری او معتقد بود.[۲۹۱] در مواردی بسیاری که حکم شرعی مسأله ای روشن نبود از امیرالمؤمنین(ع) کمک می خواست ونظر او را جویا می شد و امام هم بدون مسامحه و مماشات حکم را بیان می کردند به عنوان نمونه در روایتی امام صادق ع گزارش کرده که در زمان حکومت عمر (خلیفه دوّم) در شهر مدینه، زن بدکاره ای بود که به فساد شهرت داشت، خبر به عمر رسید، دستور داد مامورین او را به نزد وی بیاورند، زن ترسید و به خانههای اطراف فرار کرد و بر او درد زایمان عارض گردید و بچّهای که در رحم داشت، زنده سقط شد و بعد از چند لحظه مُرد. عمر از این قضیه(ترس مادر و مرگ فرزندش) ناراحت شد، افراد حاضر در جلسه او را دلداری می دادند که مقصر نیست و گناهی مرتکب نشده است عمر گفت: از اباالحسن"امیرالمؤمنین"سؤال کنید، حکم مساله چیست و چه باید کرد؟ آن حضرت به آنها فرمود اگر کارتان از روی اجتهاد بوده که به واقع نرسیده اید واگر از روی رأی خودتان بوده که خطا کرده اید آنگاه به عمر فرمود : دیه این کودک برعهده توست. قَالَ عَلَیْکَ دِیَةُ الصَّبِیِّ . [۲۹۲] على بن ابىطالب در برابر فتوحات اين دوران، همان موضعى را اتخاذ كرد كه در دوران خليفه اوّل در پيش گرفته بود؛ اما چون در اين عصر، فتوحات دامنه گستردهترى داشت، نقش على(ع) نسبت به دوران ابوبكر در اين باره، ملموستر و چشمگيرتر بود. در هيچ یک از مآخذ تاريخى و حديثى، شركت على ع در فتوحات اين دوران گزارش نشده است. در هیچ یک از منابع این دوره، دیده نشده است که عُمَر از علی بن ابیطالب(ع) نظر مشورتى بخواهد، و امام علی ع امتناع کند؛ بلكه بنابر روايتى از امام باقر ع ، عمر امور حكومت را كه از مهمترين آنها مسئله فتوحات بود، با نظرخواهى از على(ع) به سامان مىرساند.[۲۹۳] از سویی دیگر، اصحاب و پيروان على(ع) در فتوحات دوران عمر، نقش بسزايى داشتند.[۲۹۴] . عثمان - علی درشورای ششنفره - شورای شش نفره، گروهی بودند که عمر بن خطاب پیش از مرگش در سال ۲۳ق برای انتخاب خلیفه بعدی تعیین کرد که منجر به انتخاب عثمان بن عفان بهعنوان سومین خلیفه مسلمانان شد. عُمَر همگان را ملزم به پذیرش نظر شورا کرد و دستور داد گردن مخالفان زده شود.[۲۹۵] امام علی ع با توجه به جهتگیری اعضای انتخاب شده، پیشبینی کرده بود که شورا منجر به انتخاب عثمان خواهد شد.[۲۹۶] . اعضای این شورا عبارت بودند از علی بن ابیطالب(ع)، عثمان بن عفان، طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوام، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف.[۲۹۷] . عملکرد امام در دوران خلافت عثمان - علی(ع) در عصر خلافت عثمان بر خلاف گذشته، کمتر در صحنه حضور مییافت و به ندرت به مشورت و همکاری در امور حکومت می پرداخت. از اینرو هیچ گزارشی در مآخذ تاریخی مبنی بر راهنمایی و ارائه نظر در امر فتوحات از سوی امام علی(ع) وجود ندارد. علت چنین رویکردی را باید در تفاوت شیوه خلافت عثمان با خلفای پیشین دانست. عثمان با مخالفت آشکار با کتاب خدا و سنت پیامبر(ص)، تعطیلی حدود الهی، حیف و میل بیتالمال و بخششهای بیحساب و کتاب به نزدیکان و خاندان اموی، واگذاری مناصب و پستهای مهم حکومتی به خاندان بنیامیه و بنی ابیمعیط و سرانجام ضرب و شتم یاران پیامبر(ص) و تبعید آنان، از امام علی فاصله گرفت و امام به سبب صدور چنین اعمالی از عثمان که در تضاد آشکار با قرآن و سیره رسول خدا بود، به همکاری با عثمان به شیوه همکاری با خلفای پیشین حاضر نشد. با این همه، مآخذ تاریخی از حضور بعضی از یاران امیر مؤمنان همانند حذیفة بن یمان، سلمان فارسی و ـ بنا بر قولیـ براء بن عازب در فتوحات دوران خلافت عثمان خبر داده اند.[۲۹۸] . موضع امام علی(ع) در قتل عثمان - بنابر منابع تاریخ اسلام، امام علی ع با قتل عثمان مخالف بود و برای جلوگیری از قتل او، دو فرزندش حسن و حسین ع و چند تن دیگر را به نگهبانی از خانه او مأمور کرد.[۲۹۹][۳۰۰] به نقل برخی منابع، او پس از اطلاع از قتل عثمان گریست و نگهبانان خانهٔ او را توبیخ کرد و گفت که هیچ توجیهی برای قتل عثمان وجود ندارد.[۳۰۱] . سید جعفر مرتضی با توجه به قرائن تاریخی مانند مخالفت جدی حضرت علی(ع) با عملکرد عثمان و وجود اخبار معارض با این خبر، مانند رد پیشنهاد کمک امام حسن(ع) از سوی عثمان، این امر را بعید و غیر قابل قبول دانسته است. او با استدلال به فرموده امام علی(ع) مبنی بر خوشحال نشدن و ناراحت نشدن از قتل عثمان و همچنین سیره وی در برخورد با ظالمان و یاری مظلومان، به نقل از باقر شریف قرشی در کتاب حیاة الإمام الحسن(ع) میگوید: این جریان بر فرض وقوع، به خاطر دفع تهمت از حسنین(ع) نسبت به شراکت در خون عثمان بوده است.[۳۰۲] سید مرتضی پس از تردید در فرستادن حسنین(ع) توسط امیرالمؤمنین(ع)، علت آن را جلوگیری از قتل عمدی او و رساندن آب و غذا به خانواده او میداند، نه جلوگیری از برکناری او از خلافت؛ چرا که عثمان به جهت کارهای ناروایش مستحق خلع از خلافت بود.[۳۰۳] پیش از قتل عثمان نیز امام علی(ع) بارها وساطت کرد و کمک هایی به او رساند؛ برای نمونه وقتی معترضان وی را محاصره کردند و آب را بر او بستند، امام علی(ع) آب و غذا به او رساند.[۳۰۴] . سید جعفر مرتضی با بیان اینکه امیرالمؤمنین(ع) خلافت عثمان را شرعی نمیدانست و از فساد عملکرد او کاملا آگاه بود و بارها او را نصیحت کرده بود، معتقد است که امام علی(ع) مخالف قتل او بود، زیرا میدانست این کار، دستاویزی برای فرصت طلبان و طمع کنندگان در خلافت میشود و به بهانه خونخواهی او فتنه ایجاد میکنند و تلاش علی بن ابیطالب بر آن بود که شورشکنندگان به برکناری عثمان از خلافت اکتفا کنند. پس اگر بر فرض، حسنین را فرستاده باشد، به منظور دفع تهمت از خود بوده است.[۳۰۵] و از حضرت منقول است که فرمود: به خدا قسم آنقدر از او دفاع کردم که بیم داشتم گناهکار محسوب شوم.[۳۰۶] . ماجرای قتل عثمان
دوران حکومت : خلافت امام علی - پس از کشته شدن عثمان در سال ۳۵ قمری، جمعی از اصحاب نزد امام علی(ع) آمدند و گفتند: ما سزاوارتر از تو به خلافت کسی را نمیشناسیم؛ علی(ع) ابتدا خلافت را نپذیرفت و گفت: من وزیر شما باشم بهتر است تا امیر شما باشم. آنان گفتند: جز بیعت با تو چیزی نمیپذیریم. علی(ع) گفت که بیعت او در خفا نیست و باید در مسجد باشد.[۳۰۷] همه انصار جز چند نفر با علی ع بیعت کردند. مخالفان عبارت بودند از حسان بن ثابت، کعب بن مالک، مسلمة بن مخلَّد، محمد بن مَسلَمه و چند نفر دیگر که از یاران عثمان بهشمار میآمدند؛ از جمله عبدالله بن عمر، زید بن ثابت، و اسامة بن زید.[۳۰۸] در این باره که چرا امام علی(ع) زیر بار بیعت با مردم نمیرفت، از یکی از خطبههای نهجالبلاغه برمیآید که امام(ع)، جامعه موجود را فاسدتر از آن میدانست که او بتواند آن را رهبری کرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا درآورد.[۳۰۹] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
فهرست کارگزاران امام علی ع - حضرت علی(ع) پس از بیعت، عاملان خود را روانه نقاط مختلف اسلامی کرد، از جمله عثمان بن حنیف را به بصره، عمارة بن شهاب را به کوفه، عبیدالله بن عباس را به یمن، قیس بن سعد بن عباده را به مصر و سهل بن حنیف را به شام فرستاد. سهل بن حنیف در راه شام به تبوک رسید و در آنجا گفتگویی میان او و گروهی از مردم درگرفت و او را بازگرداندند.[۳۱۰] عبیدالله بن عباس چون به یمن رسید، یعلی بن منیه که از جانب عثمان، حکومت یمن را به عهده داشت، هرچه در بیت المال بود برداشت و به مکه رفت.[۳۱۱] عمارة بن شهاب، حاکم کوفه چون به زباله (جایی میان مدینه و کوفه) رسید، مردی به نام طلیحة بن خویلد که برای خونخواهی عثمان به راه افتاده بود، او را دید و چون دانست که برای حکومت کوفه آمده است، گفت: «بازگرد. مردم جز امیری که دارند کسی را نمیخواهند و اگر نپذیری، گردنت را خواهم زد»؛ بدین سبب بازگشت و علی ع چندی بعد به سفارش مالک اشتر، ابوموسی اشعری را در حکومت کوفه ابقا کرد.[۳۱۲] .
جنگ جمل : جنگ جمل نخستین جنگ امام علی(ع) بود که میان وی و ناکثین رخ داد نکث به معنی نقض و شکستن است و طلحه و زبیر و پیروانشان از آنجایی که در ابتدا با امام(ع) بیعت کرده و در نهایت پیمانشان را شکستند، آنها را ناکثین مینامند. [۳۱۳] در جمادی الاخر سال ۳۶ق. رخ داد.[۳۱۴] طلحه و زبیر که نخست چشم به خلافت دوخته بودند[۳۱۵] چون ناکام ماندند و خلافت به امام علی(ع) رسید، انتظار داشتند که با وی در خلافت شریک شوند. آن دو از علی(ع) خواستند که حکومت بصره و کوفه را به آنان دهد، ولی امام آنان را شایسته این کار ندانست.[۳۱۶] ازاینرو، در حالی که آنها خود از متهمان به قتل عثمان بودند و در میان مردم کسی آزمندتر از طلحه به کشتن عثمان نبود،[۳۱۷] اما برای پیشبرد مقاصد خود، با عایشه همراه شدند؛ در حالی که خود عایشه هنگام محاصره عثمان نه تنها هیچ کمکی بدو نکرده بود؛ بلکه معترضان به عثمان را جویندگان حق خوانده بود. ولی چون عایشه خبر بیعت مردم با علی(ع) را شنید، بلافاصله از کشته شدن عثمان به ستم، سخن سرکرد و در پی دادخواهی خون وی برآمد.[۳۱۸] عایشه پیشتر از امام علی(ع) کینه یا کینه هایی به دل داشت و از اینرو، با طلحه و زبیر همراهی کرد.[۳۱۹] بنابراین، اینان لشکری سه هزار نفره را تشکیل دادند و به طرف بصره حرکت کردند.[۳۲۰] در این جنگ عایشه بر شتری نر سوار بود و از اینرو، این جنگ، جمل، یعنی شتر، نام گرفت.[۳۲۱] . امام علی(ع) با رسیدن به بصره، بیش از پیش به نصیحت پیمانشکنان پرداخت تا از رخ دادن جنگ جلوگیری نماید. ولی نتیجهای نگرفت و آنان جنگ را با کشتن یکی از یاران وی آغاز نمودند.[۳۲۲] . زبیر قبل از شروع جنگ به خاطر حدیثی از پیامبر(ص) که امام علی(ع) آن را یادآوری کرد، از لشکر کناره گرفت. بنابر حدیث مذکور، پیامبر(ص) روزی به زبیر گفته بود تو به جنگ علی برمیخیزی. زبیر سرانجام در بیرون بصره توسط عمرو بن جرموز کشته شد.[۳۲۳] . اصحاب جمل، پس از چند روز نبرد و دادن کشته بسیار، شکست خوردند. در این جنگ طلحه کشته شد[۳۲۴] و عایشه پس از جنگ، محترمانه به مدینه بازگردانده شد.[۳۲۵] .
جنگ صفین - جنگ صفین بین امام علی(ع) و قاسطین" معاویه و سپاهش"[۳۲۶] در صفر سال ۳۷ قمری در شام و در نزدیکی فرات در محلی به نام صفین رخ داد و پایان آن حکمیتی بود که در رمضان سال ۳۸ق صورت گرفت.[۳۲۷] . معاویه هنگام محاصره عثمان با آنکه میتوانست وی را یاری کند، کاری انجام نداد و میخواست او را به دمشق ببرد، تا در آنجا خود کارها را به دست گیرد. وی پس از کشته شدن عثمان، تلاش کرد تا برای اهالی شام، علی را کشنده عثمان معرفی کند. امام علی(ع) در آغاز کار به او نامه نوشت و از وی بیعت خواست. اما او بهانه آورد که نخست باید کشندگان عثمان را که نزد تو به سر میبرند به من بسپاری تا آنان را قصاص کنم و اگر چنین کنی با تو بیعت خواهم کرد. امام پس از نامه نگاری و فرستادن نماینده ای نزد معاویه، چون دانست که معاویه سر جنگ دارد، لشکر خویش را به سوی شام به حرکت درآورد. از آنسو نیز معاویه با لشکر خویش حرکت کرد. هر دو لشکر در نزدیکی صفین جای گرفتند. امام علی(ع) میکوشید تا جایی که ممکن است کار به جنگ نکشد. لذا باز نامه نگاریهایی صورت گرفت؛ ولی نتیجه ای نداشت و سرانجام جنگ در سال ۳۶ق آغاز شد.[۳۲۸] . در آخرین حمله ای که ممکن بود به پیروزی سپاه علی(ع) بینجامد، معاویه با رایزنی عمرو بن عاص حیله ای به کار برد و دستور داد هر چه قرآن در اردوگاه دارند بر سر نیزه کنند و پیشاپیش سپاه علی روند و آنان را به حکم قرآن بخوانند. این حیله کارگر شد و گروهی از سپاه علی که از قاریان قرآن بودند، نزد او رفتند و گفتند: ما را نمیرسد با این مردم بجنگیم، باید آنچه را میگویند بپذیریم، و هر چه علی گفت این مکری است که میخواهند با به کار بردن آن از جنگ برهند، سود نداد.[۳۲۹] . امام(ع) به ناچار ضمن نامه ای به معاویه با قید اینکه ما میدانیم تو اهل قرآن نیستی، پذیرفتن حکمیت قرآن را یادآور شد.[۳۳۰] قرار شد یک نفر از سپاه شام و یک نفر از سپاه عراق، درباره حکم قرآن در این باره اظهارنظر کنند. اهل شام، عمرو بن عاص را برگزیدند. اشعث و شماری دیگر از کسانی که بعداً در گروه خوارج درآمدند، ابوموسی اشعری را پیشنهاد کردند. اما امام علی(ع) ابن عباس و یا مالک اشتر را پیشنهاد کرد؛ ولی مورد قبول اشعث و یارانش قرار نگرفت؛ به این بهانه که اشتر عقیده به جنگ دارد و ابن عباس نیز نباید باشد، زیرا عمرو بن عاص از مضریهاست، طرف دیگر باید یمنی باشد.[۳۳۱] سرانجام عمرو بن عاص، ابوموسی اشعری را فریب داد و حکمیت را به نفع معاویه به پایان برد.[۳۳۲] .
جنگ نهروان - ماجرای حکمیت در جنگ صفین، به اعتراض و مخالفت عملی برخی از یاران امام علی ع منجر شد که به او گفتند: «چرا در کار خدا حَکَم قرار دادی؟». این در حالی بود که امام از ابتدا مخالف این امر بود و خود آنها او را به تحکیم وادار کرده بودند. در هر حال، آنها امام را تکفیر و لعن کردند.[۳۳۳] . این دسته که خوارج یا مارقین نامیده شدند، سرانجام دست به کشتن مردم گشودند. عبدالله بن خباب را که پدرش صحابی رسول خدا بود کشتند و شکم زن حامله او را پاره کردند.[۳۳۴] بدین طریق، امام ناچار به جنگ با آنان شد. وی قبل از جنگ عبدالله بن عباس را به گفتگو با آنان فرستاد ولی سودی نبخشید. سرانجام خودش به میان آنها رفت و با آنان گفتگو کرد. بسیاری از آنها پشیمان شدند و بسیاری نیز بر عقیده خویش باقی ماندند. سرانجام جنگ درگرفت و از خوارج، ۹ تن باقی ماندند و از یاران علی ۷ یا ۹ تن کشته شدند.[۳۳۵] .
غارات - پس از جنگ نهروان، سپاهیان معاویة بن ابیسفیان حملاتی به مناطق تحت حکومت امام علی(ع) انجام دادند و به قتل و غارت مردم و طرفداران امام علی(ع) پرداختند.[۳۳۶] هدف از این حملات که به غارات مشهور شد، ایجاد هراس در میان هواداران امام علی(ع) و همچنین تحکیم پایه های حاکمیت معاویه دانسته شده است.[۳۳۷] برخی مورخان این نبردها را هفت مورد[۳۳۸] و برخی دیگر بیش از ده مورد دانستهاند.[۳۳۹] . حمله و غارتهای سپاه معاویه، شهرها و مناطقی چون مصر، یمن، مکه، مدینه، بصره، مدائن، حجاز و حتی تا نزدیک کوفه ادامه داشت.[۳۴۰] این حملات به گونه ای طراحی شده بود که پراکنده و ناگهانی باشد و عکسالعمل سریع سپاهیان امام علی(ع) نیز کارساز نباشد.[۳۴۱] . برخی از این حملات توسط سپاهیان امام علی(ع) دفع شد[۳۴۲] و در برخی نیز سپاه شام پیش از رسیدن سپاه امام علی(ع)، به شام فرار کردند.[۳۴۳] امام علی(ع) در این دوره، از نافرمانی کوفیان گلایه کرد و آنها را مورد سرزنش قرار داد.[۳۴۴ .
فضائل امام علی علیه السلام : فضایل امام علی(ع) به آیات، روایات و حوادثی اشاره دارد که در آنها فضایل، صفات و ویژگیهای امام علی(ع) نخستین امام شیعیان بیان شده است.[۳۶۵] ابن ابیالحدید از علمای اهل سنت در قرن ۷ق معتقد است که امام علی(ع) سررشته تمام فضیلتها است و به همین خاطر هر فرقه و گروهی خود را به او منتسب میکند[۳۶۶] و همچنین منشأ علومی چون علم کلام، فقه، تفسیر، قرائت، نحو، فصاحت و بلاغت علی(ع) است.[۳۶۷] گفته شده همه سلسلههای صوفیه اجازهنامه مشایخ خود را از طریق علی(ع) به پیامبر میرسانند.[۳۶۸] . برپایه روایتی از پیامبر اکرم ص نقل شده فضائل امام علی(ع) به جهت کثرتشان قابلشمارش نیستند.[۳۶۹] . شافعی سومین فقیه از فقهای چهارگانه اهلسنت در زمانی به امام علی(ع) اظهار مودت و موالات میکرد که بزرگداشت علویان و بیان مناقب آنان گناهی نابخشودنی و موجب تعقیب و محاکمه و مجازات بود.[۳۷۰] با این حال شافعی در مورد امام علی(ع) چنین سروده است: إنّا عَبیدٌ لِفتی أُنزلَ فِیهِ هَل أتَی - إلی مَتی أکتُمُهُ؟ إلی مَتی؟ إلی مَتی؟ : من بنده آن جوانمردی هستم که سوره هل اتی در شأن او نازل شده تا کی آنرا پنهان کنم و تا کی آنرا بپوشانم [۳۷۱] . از احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی، نقل شده که آن مقدار که برای علی بن ابیطالب فضایل آمده، برای هیچ یک از صحابه نقل نشده است.[۳۷۲] فضائل امام علی(ع) دو دسته اند: فضائل اختصاصی و فضائل مشترک با دیگر اهل بیت : آیه ولایت، آیه شِراء، آیه انفاق، حدیث غدیر، حدیث طیر، حدیث منزلت، مولود کعبه و خاتم بخشی از فضائل اختصاصی او بهشمار میآیند. آیه تطهیر، آیه اهلالذکر، آیه مَوَدّت و حدیث ثقلین هم از فضایل مشترک او با دیگر اهل بیت است. همچنین فضایل امام علی(ع) به اعتبار اینکه در قرآن یا روایات آمده اند به فضایل قرآنی و روایی تقسیم میشوند. ابنعباس نزول بیش از ۳۰۰ آیه قرآن را درباره علی(ع) دانسته است.[۳۷۳] .
فضایل امام علی علیهالسلام : بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله هیچ کس در فضایل و مناقب در پایه امام علی علیه السلام نیست. علاوه بر احادیث متعددی از پیامبر که فضائل آن حضرت را بیان می کند، آیاتی از قرآن نیز در شأن ایشان نازل شده است. به جز آیه ولایت، آیه اطاعت و آیه لیلةالمبیت - که پیش از بیان شد- ، آیات فراوان دیگری از قرآن در شأن امام علی علیه السلام نازل شده، یا ایشان یکی از برترین مصادیق آن به شمار می آیند. برخی از این آیات عبارتند از: آیه تطهیر:...إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا؛[۸۷] جز این نیست که همواره خدا می خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت که به روایت شیعه و سنی: پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند، برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان] پاک و پاکیزه گرداند. آیه مباهله که منظور آیه ۶۱ سوره آل عمران است: فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ... از آن پس که به آگاهی رسیده ای، هر کس درباره او حضرت عیسی علیه السلام، با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما خودمان را و شما خودتان را. آنگاه دعا کنیم... ؛ که در جریان مباهله پیامبر با مسیحیان نجران نازل شد. پیامبر در این ماجرا حسنین علیهما السلام را به عنوان ابناءنا و فاطمه علیها السلام را به عنوان نساءنا و علی علیه السلام را به عنوان انفسنا با خود همراه نمود و این فضیلت بزرگی برای امام علی علیه السلام به شمار می آید که نفس رسول الله صلی الله علیه وآله است. آیه قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ .[۸۸] کافران رسالت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله را انکار کرده و گفتند تو پیغمبر نیستی. این آیه در پاسخ آنان به حضرتش نازل شد که بگو (من برای رسالت خود دو شاهد دارم، یکی) خداوند، که برای شهادت میان من و شما کافی است و دیگری کسی است که علم کتاب در نزد اوست. ثعلبی در تفسیر آیه مزبور می نویسد آن که علم کتاب در نزد اوست علی بن ابیطالب علیه السلام است. همچنین ابوسعید خدری گوید از رسول خدا صلی الله علیه وآله پرسیدم آن کس که علم کتاب در نزد اوست کیست؟ فرمود: «آن کس برادرم علی بن ابی طالب است.» همچنین شیخ سلیمان بلخی از ابن عباس نقل می کند که گفت آن که علم کتاب در نزد اوست علی علیه السلام است زیرا او به تفسیر و تأویل و ناسخ و منسوخ آن عالم بود. آیه: وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ ؛ آن ها را نگهدارید که مورد سؤال خواهند بود.[۸۹] ابوسعید خدری از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل می کند که: آن چه مورد سؤال خواهد بود ولایت علی بن ابی طالب است. [۹۰] . آیه: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ؛ و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید.[۹۱] صاحب کتاب مناقب الفاخرة از عبدالله بن عباس روایت کرده است که ما در خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله بودیم، عربی آمد و عرض کرد: یا رسول الله شنیدم که می فرمودی «اعتصموا بحبل الله» حبل خدا کدام است که به او تمسک جوئیم؟ رسول خدا صلی الله علیه وآله دست خود را بر دست علی علیه السلام زد و فرمود: به این شخص تمسک جوئید که این حبل المتین است. [۹۲] . آیه: ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ؛ آن گاه در آن روز از نعمت ها پرسیده شوند.[۹۳] ابونعیم و حاکم حسکانی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده اند که فرمود: مقصود از نعیم در این آیه، ولایت امیرالمؤمنین و ما است که از آن پرسیده خواهد شد. [۹۴] . آیه: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ؛[۹۵] علی علیه السلام چهار درهم پول داشت یکی را در موقع شب انفاق نمود و یکی را در روز و یک درهم آشکارا و یک درهم در نهان، آنگاه این آیه نازل شد. مفسرین شأن نزول آن را در مورد انفاق آن حضرت دانسته اند.[۹۶] .
برخی احادیث نبوی درباره امیرالمؤمنین : علمای شیعه و اهل سنت به طرق مختلف نقل کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: علی مع الحق والحق مع علی ، علی همیشه همراه با حق بوده و حق هم با علی است. بحرانی در «غایة المرام» پانزده حدیث از عامه و یازده حدیث از خاصه در این مورد نقل کرده است.[۹۷] . رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی [۹۸]؛ علی از من و من هم از او هستم و او ولی هر مؤمنی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: من اطاعنی فقد اطاع الله و من عصانی فقد عصی الله، و من اطاع علیا فقد اطاعنی و من عصی علیا فقد عصانی.[۹۹] هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هر که مرا نافرمانی کند خدا را نافرمانی کرده است، و کسی که علی را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که علی را نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ان الله جعل ذریة کل نبی فی صلبه و جعل ذریتی فی صلب علی بن ابی طالب [۱۰۰]؛ خداوند نسل و اولاد هر پیغمبری را در صلب او قرار داد و ذریه مرا در صلب علی بن ابی طالب گذاشت. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: حب علی بن ابیطالب یأکل السیئات کما تأکل النار الحطب [۱۰۱]؛ دوستی علی بن ابی طالب بدی ها را می خورد (از بین می برد) همچنان که آتش هیزم را می سوزاند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیأت الباب [۱۰۲]؛ من شهر علم هستم و علی هم دروازه آن است؛ پس هر که علم را بخواهد باید از در آن وارد شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: حق علی علیه السلام علی المسلمین کحق الوالد علی ولده [۱۰۳]؛ حق علی بر مسلمین؛ مانند حق پدر بر فرزندش است. حدیث سدّ الابواب: رسول اکرم صلی الله علیه وآله درب خانه های ابوبکر و عمر و عباس بن عبدالمطلب و دیگران را که به مسجد باز می شد مسدود کردند و فقط درب خانه حضرت امیر علیه السلام را بازگذاشتند، عباس علت این امر را از حضرتش پرسید: پیغمبر صلی الله علیه وآله چنین فرمود: ما انا سددت ابوابکم و فتحت باب علی ولکن الله فتح باب علی و سد ابوابکم [۱۰۴] من درهای خانه های شما را نبستم و در خانه علی را بازنگذاشتم، ولکن خداوند درهای شما را مسدود کرد و در خانه علی را بازگذاشت. رسول اکرم صلی الله علیه وآله میان هر دو نفر از اصحابش عقد اخوت بست. علی علیه السلام در حالی که چشمانش اشک آلود بود آمد و عرض کرد: یا رسول الله میان اصحاب عقد اخوت برقرار کردی و مرا با کسی برادر ننمودی، پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: انت اخی فی الدنیا والآخرة .[۱۰۵] تو در دنیا و آخرت برادر من هستی.
سخن صحابه درباره امیرالمؤمنین : حذیفه بعد از بیعت مردم با علی علیه السلام گفت: «إنّ الناس قد بایعوا علیا فعلیکم بتقوى اللّه و انصروا علیا و وازروه، فو اللّه إنّه لعلى الحق آخرا و أولا و إنّه لخیر من مضى بعد نبیکم و من بقی إلى یوم القیامة»؛ ای مردم! همانا مردم با علی بیعت کردند. بر شما باد تقوای الهی، علی را یاری کنید و پشتیبان او باشید. قسم به خدا او از ابتدا تا آخر بر حق بوده و در میان گذشتگان و آیندگان تا روز قیامت بهترین فرد بعد از پیامبر شماست.[۱۰۶] . بریده اسلمی نقل می کند: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند سلام کنید بر علی علیه السلام به عنوان امیرالمومنین. عمر پرسید: آیا این فرمان از جانب خداست یا رسولش؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: از جانب خدا و رسولش.[۱۰۷] . عکرمه از ابن عباس نقل می کند که گفت: در قرآن آیه ای به این تعبیر «الذین آمنوا و عملوا الصالحات» وجود ندارد مگر این که علی علیه السلام امیر آن و شریف آن است و از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله کسی نیست مگر این که خداوند او را مورد عتاب قرار داده، اما علی علیه السلام را جز به نیکی یاد نکرده است.[۱۰۸] . محمد بن منصور گفت، از احمد بن حنبل شنیدم که گفت: برای هیچ یک از اصحاب پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فضایلی بیشتر از آنچه برای علی بن ابی طالب علیه السلام آمده، نقل نشده است. این سخن را حاکم نیشابوری نیز از ابن حنبل نقل کرده است.[۱۰۹] . ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: همه مردم اجماع دارند بر این که احدی از صحابه و علماء نگفته «سَلونی قبل أن تفقدونی» مگر علی بن ابی طالب علیه السلام. عمر بن خطاب می گوید: ای کاش سه فضیلتی که نصیب علی علیه السلام شد نصیب من شده بود، و آن سه فضیلت عبارتند از: پیامبر دختر خود را در عقد علی درآورد، تمام درهایی را که به مسجد باز می شد بست، جز در خانه علی، در جنگ خبیر، پیامبر صلی الله علیه و آله پرچم را بدست علی داد.[۱۱۰] . ابو مسعود انصارى گفت: ما او را «خیر البشر»؛ (بهترین افراد بشر) می دانستیم.[۱۱۱] .
سیره علوی : اخلاص : از دید امام علی(ع)، گفتار و رفتار بی اخلاص، هیچ ارزش و اعتباری ندارد.[۳۷۴] برخورد حضرت علی با عمرو بن عبدود در جنگ احزاب یکی از نمونههای اخلاص ایشان است؛ پس از آنکه علی(ع) بر عمرو دست یافت، عمرو به سوی امام آب دهان انداخت. امام برای آنکه از روی خشم عمرو را نکشته باشد، او را رها کرد و پس از آنکه خشمش فرونشست، برگشت و او را کشت.[۳۷۵] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
سیره علوی : نماز : در سیره عبادی علی(ع) نماز اهمیت ویژهای دارد؛ تا آنجا که وی پیشتازی خود در اقامه نماز در کنار پیامبر را از امتیازات خویش دانسته است.[۳۷۶] نمازهای حضرت علی بسیار طولانی بود[۳۷۷] و به نماز شب اهتمام داشت.[۳۷۸]امام صادق(ع) در روایتی می فرماید که امام علی(ع) در آخر عمرش در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می گزارد. [۳۷۹] .
سیره علوی : عدالت : امام علی(ع) در نخستین روزهای خلافتش، در برابر سنت خلفا -که بیت المال را بر اساس سوابق افراد در جنگهای صدر اسلام و یا سبقت در ایمان و مانند آن تقسیم میکردند- ایستاد و این عدم مساوات در تقسیم بیتالمال را خلاف دستور قرآن برشمرد.[۳۸۷] وی عمار یاسر و ابوالهیثم بن تیهان را مسئول بیتالمال کرد و به آنها کتباً دستور داد که عرب و عجم و هر مسلمان از هر تیره و تبار که باشد، در سهم بیتالمال یکساناند.[۳۸۸] همچنین وقتی خلافت را به دست گرفت، تمام زمینهایی را که عثمان به افراد مختلف واگذار نموده بود، مال خدا خواند و دستور بازگرداندن آنها به بیتالمال را صادر نمود.[۳۸۹] .
سیره علوی : اقامه حق و دفع باطل : نگاه امام علی(ع) به حکومت به عنوان ابزاری برای اقامه حق و دفع باطل بود وا گر این هدف مهم و مقدس در پرتو حکومت برایش میسر نمی شد هیچ دلبستگی به حکومت نداشت وچنین حکومتی کمترین ارزش را نیز برایش نداشت ابن عباس نقل می کند که در منزل «ذى قار» بر اميرمؤمنان وارد شدم در حالى كه مشغول وصله نمودن كفش خود بود!به من فرمود: «قيمت اين كفش چقدر است؟» گفتم: «بهايى ندارد!» فرمود: «به خدا سوگند همين كفش بى ارزش برايم از حكومت بر شما محبوبتر است، مگر اينكه با اين حكومت حقّى را بپا دارم و يا باطلى را دفع نمايم [۳۹۰] .
سیره علوی : رفتار با دوستان و خویشاوندان در بیت المال : علی(ع) در بیت المال سختگیری میکرد، چنانچه وقتی دخترش گردنبند مرواریدی را از علی بن ابی رافع، کلیددار بیتالمال، به صورت امانت گرفت، هم دخترش و هم علی بن ابی رافع را بهشدت بازخواست کرد.[۳۹۱] در جریان دیگری نیز به یکی از یارانش که درخواست مالی خاص از وی کرده بود، تذکر داده و او را از درخواستی بیش از حق خود منع نمود.[۳۹۲] .
سیره علوی : سخت گیری در اجرای دین و قانون : امام علی(ع) در کار دین، اجرای دقیق قانون و شیوه صحیح حکومت داری، بسیار جدی و بیاغماض بود و همین عامل او را برای برخی تحمل ناپذیر کرده بود. وی در این راه حتی به نزدیکترین یاران خویش نیز سخت گیری میکرد؛ مثلاً در جریانی به قنبر دستور داد که مردی را حد بزند. قنبر تحت تأثیر احساسات، سه تازیانه اضافه زد. علی(ع) آن مرد را وادار کرد به جبران آن سه تازیانه، قنبر را تازیانه بزند.[۳۹۳] همچنین در نهج البلاغه آمده است که یکی از توانگران بصره، عثمان بن حنیف، فرماندار بصره را مهمان کرد و غذاهای رنگارنگ در سفره گذاشت و نیازمندان به آن ضیافت راه نداشتند. وقتی گزارش این ضیافت به گوش علی(ع) رسید، فوراً نامه ای به عثمان بن حنیف نوشت و او را بهخاطر رفتن به چنین محفلی سرزنش کرده و او را به پیروی از راه و روش زاهدانه خویش دعوت نمود. نامه امیرالمؤمنین به عثمان بن حنیف[۳۹۴] .
سیره علوی : حقوق متقابل مردم و حاکم : از نظر امام علی(ع) حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر زمامدار بزرگ ترین حقی است که خداوند قرار داده و کاملاً دوسویه است[۳۹۵] و رعایت حقوق متقابل زمامدار و مردم ثمرات فراوانی دارد؛ از جمله عزت یافتن حق، استوار شدن پایههای دین، آشکار شدن نشانههای عدالت و اجرا شدن سنتهای پیامبر اسلام(ص)[۳۹۵] امام علی(ع) برای شخصیت و حقوق مردم ارزش بسیاری قائل بود و این امر در نامههایی که به مأموران دولتی فرستاده، کاملاً آشکار است. در دستورالعملی که برای مأمورین جمعآوری خراج نوشته است، آنان را به رفتار عادلانه و منصفانه و صبر و حوصله در برخورد با مردم سفارش کرده است.[۳۹۶] همچنین هنگامی که امام علی ع مالک اشتر را به استانداری مصر منصوب کرد، او را به مهربانی و خوشرفتاری با همه مردم، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، و برخورد انسانی با آنان دعوت نمود.[۳۹۷] . امام علی(ع) در یکی از سخنانش محورهای اصلی حقوق متقابل مردم و حاکم را اینگونه بیان کرده است:اى مردم! مرا بر شما، و شما را بر من حقّى است، امّا حقّ شما آن است كه از خير خواهى شما دريغ نورزم و بیت المال شما را در راه شما صرف كنم، و شما را تعليم دهم تا از جهل و نادانى نجات يابيد و تربيتتان كنم، تا فرا گيريد.و امّا حقّ من بر شما اين است كه در بيعت خويش با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان خيرخواهى را از دست ندهيد. هر وقت شما را بخوانم اجابت نماييد و هر گاه فرمان دادم اطاعت كنيد. [۳۹۸] .
سیره علوی : برخورد با متملقان و چاپلوسان : به گفته آیتالله مکارم شیرازی در شرح نهجالبلاغه از آنجا که هدف امام علی(ع) از حکومت اقامه حق، دفع باطل و گسترش عدالت بود، اجازه نداد که متملقان بتوانند با ادبیات تملقآلودشان مسیر حکومت علوی را به انحراف بکشانند. از او خطاب به مردم نقل شده است: من از این ناراحتم که حتّى به ذهن شما خطور کند که مدح و ستایش را دوست دارم؛ از شنیدن آن لذّت مىبرم. من- بحمدالله- چنین نیستم و اگر (فرضاً) دوست هم مىداشتم، به خاطر خضوع در برابر ذات پر عظمت و کبریایى خدا- که از همه کس به ثنا و ستايش سزاوارتر است- آن را ترک گفتم.[۳۹۹] .
سیره علوی : تشویق به کار : در شرح نهج البلاغه آمده است که امیر المومنین(ع) با دستانش کار میکرد، زمین را آماده میکرد، درخت خرما میکاشت، آبیاری میکرد و همه اینها را خود انجام میداد.[۴۰۰] از دیدگاه امام علی(ع) ارزشِ حرکت برای جهاد در راه خدا، بیشتر از ارزشِ تلاش در راه کسب روزی برای خانواده نیست.[۴۰۱]در روایتی از امام صادق(ع) است که امام علی(ع) هزار برده را با تلاش و کار و دسترنج خویش آزاد کرد. [۴۰۲]
سخنان امام علی علیه السلام : در زمان حیات امام علی(ع)، مردم سخنان، خطبهها و برخی از اشعار وی را به خاطر سپردند و سینه به سینه نقل کردند و بعدها برخی از عالمان مسلمان، چه شیعه و چه سنی، به گردآوری آنها اقدام نموده و مجموعههایی از این گفتارها را به صورت کتاب درآوردند.[۴۰۳] . نهج البلاغه : مشهورترین اثر گردآوری شده از سخنان و نوشتههای امام علی(ع)، کتاب نهج البلاغه است که سید رضی از علمای قرن چهارم هجری آنها را جمعآوری کرده است. نهج البلاغه، پس از قرآن، مقدسترین متن دینی شیعه و برجستهترین متن ادبی عرب است.[۴۰۴] این کتاب در سه بخش خطبهها و نامهها و گزیدهای از سخنان کوتاه امام علی(ع) است که در موقعیتهای گوناگون بیان فرموده یا برای افراد مختلف نوشته شده است: خطبهها، شامل ۲۳۹ خطبه است. نامهها، شامل ۷۹ نامه است و تقریباً تمام آنها در زمان خلافت نوشته شده اند. کلمات قصار یا قصار الحکم، شامل ۴۸۰ کلام است. برخی از شرحهای نهج البلاغه، عبارتند از : شرح ابن میثم بحرانی، شرح ابن ابی الحدید معتزلی، شرح محمد عبده، شرح محمدتقی جعفری، شرح فخر رازی، منهاج البراعه خویی و شرح نهج البلاغه از محمدباقر نواب لاهیجانی.[۴۰۵] . با توجه به اینکه «نهج البلاغه»، برگزیده سخنان امام(ع) است و نه همه آنها، ازاینرو، برخی از محققان در پی گردآوری همه سخنان وی برآمده اند که این کتابها اصطلاحاً مستدرکات نهج البلاغه نامیده میشوند. پیش از سید رضی، افراد متعددی خطبهها و سخنان امام را جمعآوری کرده بودند.[۴۰۶] به گفته برخی محققان، نخستین فردی که خطبههای امام علی(ع) را در کتابی نوشت، زید بن وهب، از یاران امام علی(ع) بود که «کتاب الخطب» را تألیف کرد و کتابش تا قرن پنجم وجود داشت.[۴۰۷]. خُطَب امیرالمؤمنین تألیف مَسعدَة بن صَدَقه، خُطَب علی(ع) نوشته ابراهیم بن حَکَم فَزاری، خُطَب امیرالمؤمنین تألیف عبدالعظیم حَسَنی و خُطَب عَلیّ و کُتُبِه اِلی عُمّالِه به قلم علی بن محمد مَدائِنی، از دیگر کتابهای نخستین در جمعآوری خطبههای امام علی(ع) به شمار آمدهاند.[۴۰۸] . غرر الحکم و درر الکلم : غرر الحکم و درر الکلم به همت عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی، از علمای قرن پنجم هجری جمع آوری شده است. در غرر الحکم بیش از ده هزار سخن از امام(ع) به صورت الفبایی در موضوعات اعتقادی، عبادی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، گرد آمده است.[۴۰۹] . دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم - دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم، توسط قاضی قضاعی جمعآوری شده است. او از علمای شافعی قرن ۵ قمری است و در میان اهل حدیث دارای اعتبار است. برخی او را شیعه قلمداد کرده اند.[۴۱۰] کتاب دستور معالم الحکم در ۹ باب نوشته شده است؛ حکمتهای سودمند امام علی(ع)، سرزنش دنیا و بیمیلی به آن، موعظهها، وصیتها و نواهی، پاسخ به پرسشها، کلام غریب، سخنان نادر، دعاها و مناجات، و شعری که از امام علی ع نقل شده است.[۴۱۱] . برخی دیگر از تألیفاتی که کلام امام علی(ع) در آنها گرد آمده است، عبارتند از: نثر اللآلی، نوشته ابوعلی فضل بن حسن طبرسی . مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع)، انتخاب جاحظ، شرح رشید وطواط . قلائد الحکم و فرائد الکلم، گردآوری شده توسط قاضی ابویوسف یعقوب بن سلیمان اسفراینی . امثال الامام علی بن ابیطالب، سخنان و نامههای امام علی(ع) در کتاب صفین، نوشته نصر بن مزاحم منقری . دیوان امام علی ع : اشعار منسوب به امام علی(ع) در یک دیوان گردآوری شده که بارها توسط ناشران مختلف منتشر شده است.[۴۱۲] . مکتوبات : در منابع شیعه و برخی از منابع اهل سنت، به نوشته هایی از امام علی(ع) اشاره شده است: جَفْر و جامعه : جَفْر و جامعه، عنوان دو کتاب حدیثی به املای پیامبر اکرم(ص) و نگارش حضرت علی(ع) است.[۴۱۳] این دو کتاب از ودایع امامت و از منابع علم امام به شمار آمده است.[۴۱۴] محتوای کتاب جفر، ذکر حوادث آینده تا روز قیامت است.[۴۱۵] بنا بر روایتی از امام کاظم(ع)، جز نبی و وصی نبی، کسی نمیتواند در آن بنگرد و نگریستن در آن از امتیازات اوصیای پیامبر(ص) است.[۴۱۶] کتاب جامعه نیز دربردارنده اخبار گذشته و آینده تا روز قیامت و تأویل همه آیات و همچنین نام اوصیا از خاندان پیامبر(ص) است و آنچه بر آنها میگذرد. کتاب جامعه را افرادی دیدهاند.[۴۱۷] . مصحف امام علی ع : مصحف علی یا مصحف امام علی(ع)، نخستین نسخه جمعآوریشده قرآن است که پس از درگذشت پیامبر ص ، توسط امام علی ع آماده شد.[۴۱۸] این مصحف امروزه در دسترس نیست و بنابر روایات، به دستخط امام علی ع و بر اساس ترتیب نزول سورهها گردآوری شده بود. بر اساس برخی روایات، شأن نزول آیات و همچنین آیات ناسخ و منسوخ، در حاشیه این مصحف آمده بود.[۴۱۹] به باور شیعیان، مصحف امام علی ع در دست ائمه معصومین بوده و هم اکنون نزد امام دوازدهم است.[۴۲۰] . مُصْحَف فاطمه س ، کتابی است که فرشته الهی، مطالب آن را برای حضرت فاطمه س بیان کرده و امام علی ع آنها را نوشته است.[۴۲۱] مطالب این کتاب، شامل جایگاه پیامبر ص در بهشت و اخبار و رویدادهای آینده است.[۴۲۲] این کتاب نزد امامان شیعه بوده و بین آنان دست به دست میشده است و دیگران بدین کتاب دسترسی نداشته و ندارند. این کتاب اکنون در دست امام زمان عج است.[۴۲۳] .
فهرست اصحاب امام علی : سلمان فارسی از برترین یاران پیامبر ص و امام علی(ع) است. احادیث فراوانی از معصومین ع درباره وی رسیده است؛[۴۲۴] از جمله اینکه رسول خدا(ص) فرمود: «سلمان از ما اهل بیت است .[۴۲۵] . جندب بن جناده، مشهور به ابوذر غفاری، چهارمین شخصی است که به پیامبرص ایمان آورد.[۴۲۶] وی در دفاع از حق امام علی(ع)، در آغاز از بیعت با ابوبکر سر باز زد.[۴۲۷] . مقداد بن عمرو، از جمله هفت نفری است که در ابتدای بعثت رسول خدا ص به او ایمان آورد و مسلمان شد. پس از رحلت رسول خدا(ص) مقداد از جمله کسانی بود که با ابوبکر بیعت نکرد و در طول ۲۵ سال سکوت امام علی(ع)، همواره همراه وی بوده است.[۴۲۸] . عمار یاسر از اولین کسانی است که به پیامبر(ص) ایمان آورد و همراه اولین گروه از مسلمانان به حبشه هجرت کرد و پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه، به او پیوست. عمار پس از رحلت پیامبر(ص) همچنان در راه دفاع از اهل بیت و امام علی(ع) استوار ماند و در دوران حکومت عمر بن خطاب، مدتی امارت کوفه را عهده دار بود؛ ولی چون فرد عادل و ساده زیستی بود، عده ای زمینه برکناری او را فراهم آوردند. وی سپس به مدینه برگشت و در کنار علی(ع) ماند و از او بهره برد.[۴۲۹] . مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، مشهور به مالک اشتر نخعی، در یمن به دنیا آمد و اولین کسی بود که با امام علی ع بیعت کرد. در جنگهای جمل، صفین و نهروان از فرماندهان علی(ع) بود.[۴۳۰] . عبدالله بن عباس، معروف به ابن عباس، پسرعموی پیامبر ص و امام علی(ع) است. او احادیث بسیاری از پیامبر(ص) نقل کرده است.[۴۳۱] ابنعباس در دوران خلفا، همواره علی(ع) را شایسته مقام خلافت میدانست و در دوران حکومت امام علی(ع) در جنگهای جمل، صفین و نهروان حاضر بود و از طرف امام علی(ع) استاندار بصره بود.[۴۳۲] . ابوالهیثم بن تیهان، از نخستین افراد از انصار که اسلام آوردند[۴۳۳]؛ وی یکی از ۱۲ نفری بود که در زمان ابوبکر بر حق خلافت امام علی ع و اینکه پیامبر او را به جانشینی خود برگزید شهادت دادند.[۴۳۴] او در صفین پس از شهادت عمار به شهادت رسید[۴۳۵] و از کسانی است که امام علی(ع) به خاطر از دست دادنشان ابراز تأسف کرد و فرمود: أین عمار؟ أین ابن تیهان؟...[۴۳۶] . صعصعه بن صوحان، او در زمان پیامبر مسلمان شد اما آن حضرت را ندید.[۴۳۷] وی در جنگهای سه گانه جمل، صفین و نهروان حضور داشت. امام علی(ع) او را سخنرانی زبردست،[۴۳۸] و معاویه زبان او را آهنین توصیف کردهاند.[۴۳۹] او از سخنوری خود در دفاع از امام علی(ع) استفاده میکرد.[۴۴۰] . کمیل بن زیاد، از تابعین اصحاب رسول خدا(ص) و از یاران خاص امام علی(ع) و امام حسن ع بود.[۴۴۱] او از جمله شیعیانی است که در روزهای اول خلافت حضرت علی(ع) با او بیعت کرد و در جنگهای امام علی(ع) علیه دشمنان جنگید.[۴۴۲] . محمد بن ابی بکر، فرزند خلیفه اول در سال دهم هجری به دنیا آمد. او از اصحاب خاص امام علی(ع) بود که اعتقاد داشت خلفای پیشین، حق علی(ع) را پایمال کرده و معتقد بود کسی سزاوارتر از علی بن ابیطالب برای احراز مقام خلافت نیست.[۴۴۳] محمد در دوران خلافت امام علی(ع) در جنگهای جمل، صفین امام علی(ع) را یاری کرد. او در رمضان سال ۳۶ هجری حاکم مصر شد و در صفر سال ۳۸ هجری توسط سپاه معاویه کشته شد.[۴۴۴] . میثم تمار، مشهور به میثم تمار، از اصحاب خاص امام علی(ع) و حسنین ع است. او جزء شرطة الخمیس بود.[۴۴۵] .
نهج البلاغه ، فزت و رب الکعبه ، امام علی در اشعار فارسی ، امامت ، دعای ناد علی ، امام علی(ع) از نگاه نامسلمانان ، فضائل امام علی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع
ادامه مطلب را ببينيد
