جانشینی پیامبر در غدیر خم -واقعه غدیر : در سال دهم هجری، پیامبر اسلام برای اولین بار پس از هجرت تصمیم به انجام حج تمتع گرفت.[۲۴۲] این تصمیم به اطلاع مسلمانان رسید و بسیاری همراه پیامبر عازم حج شدند.[۲۴۲] نامه ‌ای نیز برای امام علی(ع) که برای جهاد[۲۴۳] به یمن رفته بود، نوشت و او را به حج فراخواند.‏[۲۴۴] . پس از اتمام حج، در منطقه غدیر خم که مردم از یکدیگر جدا شده و هر یک به شهر خود می‌رفتند، خداوند به پیامبر دستور داد توقف نموده و آنچه به او دستور داده شده است، ابلاغ کند.‏[۲۴۵] . پیامبر پس از آنکه نماز ظهر را به جماعت اقامه کرد، خطبه‌ای خواند و خطاب به مسلمانان فرمود: «أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟؛ آیا نمی‌دانید من به مؤمنان از خودشان أولی هستم؟». مردم گفتند: آری، می‌دانیم. سپس پیامبر دست امام علی(ع) را بلند کرده و فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ؛ هر که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست، خدایا دوست بدار آن‌که او را دوست دارد و دشمن او را دشمن بدار .[۲۴۶] بر اساس برخی منابع، پیامبر در پاسخ به برخی از اصحاب خود که پرسیدند این دستور خدا و پیامبرش است؟، فرمود بله، این دستور خداوند و رسول او است.[۲۴۷] پس از این خطبه، برخی صحابه همچون عمر بن خطاب به امام علی(ع) تبریک گفتند.[۲۴۸] . بنابر نظر مفسران شیعه و برخی از اهل سنت، آیه اکمال در همین روز نازل شده است که می‌فرماید: امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم. [۲۴۹] . امام علی پس از رحلت پیامبر اسلام در موقعیت‌هایی به واقعه غدیر و گفتار پیامبر در آن اشاره می‌کرد تا بر حقانیت خود تأکید کند.[۲۵۰] شیعیان با توجه به قرائنی که در خطبه غدیر وجود دارد، و همچنین گفتارها و اشعار مسلمانان که پس از آن در منابع ذکر شده، معتقدند که پیامبر ص در جریان واقعه غدیر، امام علی را به فرمان الهی امام علی(ع) به جانشینی خود منصوب کرد.[۲۵۱] .

واقعه سقیفه بنی‌ساعده : بعد از رحلت پیامبر اسلام ص ، در حالی که علی(ع) بنابر وصیت پیامبر[۲۵۲] و با کمک بنی هاشم مشغول تجهیز و تدفین بود، انصار به دلایلی مانند ترس از اینکه قریش بخواهد انتقام کشته ‌شدگان در غزوات را از آنها بگیرد و نیز به این دلیل که می‌دانستند قریش زیر بار سفارش پیامبر(ص) در مورد جانشینی امام علی(ع) نخواهند رفت، جلسه ‌ای در سقیفه بنی ساعده تشکیل دادند تا جانشین پیامبر را از میان انصار برگزینند.[۲۵۳] ابوبکر و عمر وقتی از این اجتماع آگاهی یافتند به همراه ابو عبیده جراح، عبدالرحمن بن عوف و عثمان بن عفان به محل اجتماع رفتند و پس از مشاجراتی که میان آنها واقع شد، در نهایت بدون توجه به واقعه غدیر، ابوبکر را به عنوان خلیفه معرفی کردند.[۲۵۴] .

پیشینه مخالفت‌ها با امام علی ع : دوران زندگی امام علی(ع)، شرایطی پرتلاطم، بسیار حساس و تأثیرگذار در سراسر تاریخ اسلام است؛ خصوصاً پس از به خلافت رسیدن وی که اختلافات زیادی در میان مسلمانان روی داد. عبدالرحیم قنوات در دانشنامه امام علی ع بر این باور است که منشأ بسیاری از اختلافات در زمانه پیامبر ص و علی(ع)، رقابت‌های خاندانی و قبیلگی در قریش و بین فرزندان عبدمناف بوده است.[۲۵۵] وی با اشاره به اختلافات میان فرزندان و نوادگان عبدمناف برای دستیابی به مناصب مکه،[۲۵۶] از تضعیف موقعیت بنی‌هاشم در برابر بنی ‌امیه، پس از عبدالمطلب سخن گفته[۲۵۷] و تصریح کرده است که پس از آغاز فشارهای بنی‌امیه معاویه بر امام علی(ع) از آغاز خلافت، رقابت خانوادگی میان خاندان عبدالمطلب و خاندان حرب (پدربزرگ معاویه) به اوج خود رسید و بنی‌امیه در این مسیر تا جایی پیش رفتند که ایمان ابوطالب پدر علی(ع) را زیر سؤال بردند. این فشارها تا صد سال بعد و آغاز حکومت عباسیان ادامه داشت.[۲۵۸] به گفته قنوات، در دوران عباسیان نیز این فشارها با انگیزه دیگری ادامه یافت؛ چرا که نسب عباسیان به عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر می‌رسید و از آنجا که او از ابتدا مسلمان نبود و حتی در جنگ بدر به دست پیامبر(ص) به اسارت درآمد، عباسیان در برابر فضایل و افتخارات علویان، احساس حقارت می‌کردند.[۲۵۹] . وقایع غزوه بدر، از رخدادهای مهمی دانسته شده که ریشه برخی منازعات کلامی و سیاسی در زمانه علی‌ بن ابی‌طالب(ع) بوده است.[۲۶۰] امام علی(ع) در جنگ بدر بیشترین سهم را در کشتن مشرکان داشته است؛ چرا که واقدی، کشته ‌شدگان توسط امام علی را ۲۲ تن، ابن ابی‌الحدید، ۳۵ تن (نصف کشته ‌شده ‌ها) و شیخ مفید، ۳۶ تن ذکر کرده‌اند.[۲۶۱] حسن طارمی در دانشنامه جهان اسلام معتقد است ۱۳ تن از کشته ‌شدگان به دست امام علی(ع)، از بزرگان قریش بوده‌ اند؛ از جمله ابوجهل. این شکست و کشته ‌شدن افراد سرشناس، برای مشرکان قریش شکست سنگینی بوده و به اعتبار و هیبت آنها لطمه زده است.[۲۶۲] بنابر شواهد تاریخی، قریشیان از روز بدر، کینه امام علی(ع) را به دل گرفتند و حتی پس از مسلمان شدن، با سرودن اشعاری، مردم قریش را به مبارزه با علی و شکستن بیعت خود تشویق می‌کرده ‌اند[۲۶۳] و هیچ ‌کس از یاران پیامبر(ص) را مانند حضرت علی(ع) دشمن به‌شمار نیاورده ‌اند.[۲۶۴] رشک و حسادت برخی از هم‌رزمان امام(ع) به او نیز پس از بدر و همسو شدن این حسادت با کینه دشمنان، بعدها در جانشینی پیامبر(ص) و سرنوشت مسلمانان تأثیرگذار دانسته شده است.[۲۶۵] . سید حسن فاطمی در دانشنامه امام علی ع ، علاقه حضرت محمد(ص) به علی(ع) را نیز یکی از علل کینه و حسادت قریش به او دانسته است.[۲۶۶] به گفته فاطمی، رویدادهای سقیفه و متعاقب آن، انتخاب ابوبکر به جانشینی پیامبر(ص)، پیش از رحلت وی در جریان بوده و گروهی برای کنار زدن علی(ع) برنامه‌ریزی کرده بوده‌ اند.[۲۶۷] به عقیده او، ضربه خوردن منافقان و حسودان از شمشیر امام علی(ع) از یک ‌سو و ضربه ‌ای که مهاجران قریش از انصار مدینه خورده بودند از سوی دیگر، انصار را به تعجیل در انتخاب جانشین پیامبر(ص) از میان خود واداشت و ابوبکر و دیگر قریشیان مدینه از این فرصت بهره‌ برداری کردند؛[۲۶۸] در حالی که امیرمؤمنان(ع) در حال کفن و دفن پیامبر(ص) بود.[۲۶۹] . در روز سقیفه، علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد و پس از آن در خصوص اصل بیعت و همینطور در مورد زمان بیعت، میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد.[۲۷۰] به گزارش برخی منابع، علی(ع) مناظره‌ای ملایم اما مفصّل و صریح با ابوبکر داشته و طی آن ابوبکر را به دلیل تخلفش در واقعه سقیفه در نادیده گرفتن حق اهل بیت پیامبر(ع) محکوم نمود. ابوبکر با پذیرش استدلال‌های امیر المومنین منقلب شده و تا مرز بیعت با علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر نیز پیش می‌رود، اما در نهایت با مشورت برخی یارانش از این کار منصرف می‌گردد.[۲۷۱] علی(ع) به مناسبت‌های مختلف و در سخنان متعددی به قضیه سقیفه اعتراض کرده و حق خود را در جانشینی پیامبر اسلام یادآوری نموده است. خطبه شقشقیه از معروف‌ ترین خطبه‌ هایی است که وی در آن به این واقعه اشاره کرده است.[۲۷۲] به گزارش برخی منابع دیگر، علی(ع) پس از واقعه سقیفه و در زمان حیات حضرت زهرا(س) شب‌ها دختر پیامبر را سوار مرکبی‌ نموده‌ و به خانه ‌ها‌ و محافل‌ انصار می‌برد و یاری می‌خواست و پاسخ می‌شنید: ای دختر پیغمبر! ما با ابوبکر‌ بیعت‌ کرده ‌ایم، اگر علی جلوتر آمده بود، از او عدول نمی‌کردیم . علی(ع) نیز جواب میداد: آیا‌ پیغمبر‌ را دفن نکرده، درباره خلافت نزاع می‌کردم؟ .[۲۷۳] . دفاع امام علی(ع) از حق خود در جانشینی رسول خدا(ص) منحصر به این موارد نبود. یکی از مهم‌ ترین وقایعی که امام علی(ع) در آن بر حق جانشینی خود تأکید کرده، واقعه‌ ای است که به مُناشده"به معنای سوگند دادن به خداوند" معروف است. در جریان مناشده ، امام علی(ع) صحابه پیامبر(ص) را به خدا قسم می‌دهد که در مورد آنچه از پیامبر(ص) در مورد امام علی(ع) شنیده‌اند شهادت دهند. آن‌چنان که علامه امینی نقل کرده، منابع متعددی از شیعیان و اهل سنت بر وقوع مناشده در رحبه در سال ۳۵ق یعنی ابتدای خلافت امام علی(ع) تصریح کرده‌اند که در آنها امام علی(ع) از صحابه رسول خدا(ص) می‌خواهد در مورد آنچه از پیامبر(ص) در روز غدیر در مورد جانشینی امام علی(ع) شنیده ‌اند شهادت دهند.[۲۷۴] منابع شیعی به وقوع مناشده دیگری در شورای ۶ نفره تعیین خلافت عمر نیز اشاره کرده‌ اند. در اخبار این مناشده، امام علی(ع) فهرست بلندی از وقایعی را بیان می‌کند که عمدتا در آنها پیامبر(ص) به حق جانشینی او تصریح کرده و اعضای شورا را به خدا قسم می‌دهد که آیا اینها را از پیامبر شنیده‌ اند یا خیر؟ که با تأیید آنها مواجه می‌شود.[۲۷۵] .

دوران خلفای سه ‌گانه : در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌ گانه، امام علی(ع) تقریباً از امور سیاسی و حکومتی به دور بود و تنها به انجام خدمات علمی و اجتماعی مشغول بود؛ از جمله جمع ‌آوری قرآنی که به مصحف امام علی ع مشهور شد، مشاوره به خلفا در امور گوناگون، انفاق به فقیران، خریدن حدود هزار برده و آزاد کردن آنان، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مساجد از جمله مسجد فتح در مدینه، مسجدی در کنار قبر حمزه، مسجدی در میقات، و همچنین وقف اماکن و املاکی که درآمد سالانه آن تا ۴۰ هزار دینار برآورد شده است.[۲۷۶] . در ادامه به برخی از امور مهم این دوره اشاره می‌شود؛ : ابوبکر - با آغاز خلافت ابوبکر، رخدادهایی برای اهل بیت اتفاق افتاد؛ از جمله هجوم به خانه علی(ع) و گرفتن بیعت برای ابوبکر،[۲۷۷] تصرف و غصب فدک[۲۷۸] و شهادت حضرت فاطمه س. بیعت اجباری - خودداری امام علی(ع) از بیعت و اقدام عده ‌ای از صحابه که با خلافت ابوبکر به مخالفت پرداختند، برای ابوبکر و عمر خطری جدی به ‌شمار می‌آمد. بنابراین ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند به این خطر پایان دهند و علی بن ابی‌طالب(ع) را به بیعت با ابوبکر مجبور کنند.[۲۷۹] بعد از اینکه چندین بار ابوبکر، قنفذ را به خانه امام علی(ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرد و علی(ع) نپذیرفت، عمر به ابوبکر گفت: خود برخیز تا نزد وی برویم. بدین ترتیب، ابو بکر، عمر، عثمان، خالد بن ولید، مغیرة بن شعبه، ابوعبیده جراح و قنفذ به خانه علی(ع) رفتند. وقتی این گروه به دَرِ خانه رسیدند، پس از اهانت به حضرت فاطمه س و کوبیدن در خانه بر او، در حالی که او میان در و دیوار مانده بود، و تازیانه زدن به او،[۲۸۰] به طرف امام علی(ع) حمله ‌ور شدند و او را کشان‌کشان به ‌سمت سقیفه بردند. وقتی امام علی(ع) را به مسجد بردند، از او خواستند تا با ابوبکر بیعت کند. امام(ع) پاسخ داد: من به خلافت، سزاوارتر از شما هستم و با شما بیعت نخواهم کرد. سزاوارتر است شما با من بیعت کنید؛ چرا که شما با استناد به خویشاوندی پیامبر ص ، خلافت را از انصار گرفتید و اکنون آن را از ما غصب می‌کنید .[۲۸۱] . درباره زمان این بیعت میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. عده‌ای بيعت علی(ع) را بعد از وفات حضرت فاطمه(س) و برخی دیگر، آن را چهل روز بعد و گروهی دیگر، شش ماه بعد دانسته ‌اند.[۲۸۲] اما شیخ مفید معتقد است که علی بن ابی‌طالب(ع) هرگز با ابوبكر بيعت نكرد.[۲۸۳] . عملکرد امام در زمان خلافت ابوبکر - در زمان خلافت ابوبکر که در حدود دو سال طول کشید، علی(ع) علی‌رغم تمام محظورات، دستگاه خلافت را تا آنجا که رهنمودهایش را می‌پذیرفتند، راهنمایی می‌کرد. بنا بر اعتقاد علمای اهل سنّت، ابوبکر در کارهای مهم با علی ع مشورت می‌کرد،[۲۸۴] به صلاح‌دید او عمل می‌کرد و برای اینکه از مشورت او بهره‌ مند باشد، به او اجازه نمی‌داد با سایر مسلمانان از مدینه خارج شود.[۲۸۵] امام علی(ع) هر چند از پذیرفتن هر نوع منصبی احتراز می‌کرد، اما با وجود این، در مواردی که طرف مشورت قرار می‌گرفت و مصلحت اسلام و مسلمانان اقتضا می‌کرد، از همکاری با خلیفه ابا نداشت. یعقوبی در این‌باره می‌نویسد: از جمله کسانی که در زمان ابوبکر، فقه از او اخذ شد، علی بن ابی‌طالب بود .[۲۸۶] در زمینه جنگ‌ها و فتوحات در دوره ابوبکر، امام علی(ع) موضعی بی‌طرفانه‌ یا حداکثر مشاورانه‌ اتخاذ کرد و در هیچ‌یک از آنها شرکت نداشت. طبق بعضی از گزارش‌های تاریخی‌، ابوبکر برای فتح‌ شام از اصحاب نظرخواهی کرد و تنها نظر علی(ع) را پذیرفت‌.[۲۸۷] . عمر - ابوبکر در وصیت خود که توسط عثمان نوشته شد، مردم را به پیروی از عمر فراخواند و اعلام کرد: من عمر بن خطّاب را به عنوان حاکم بر شما منصوب کردم. به او گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید .[۲۸۸] امام علی(ع) در مقابل این اقدام سکوت کرد، اما سال‌ها بعد، این انتصاب را مذموم و ناحق دانست و این کار را چنین توصیف کرد: جای بسی شگفتی و حیرت است که ابوبکر در زمان حیاتش، فسخ بیعت مردم را درخواست می نمود (از آنجایی که می‌گفت مرا رها کنید که بهترینِ شما نیستم)، ولی بندهای خلافت را برای بعد از مرگش به سوی دیگری محکم می‌کرد. این دو نفر "ابوبکر و عمر" پستان‌های شتر خلافت را به ‌سختی دوشیدند! در صورتی که برجستگی من نسبت به آن اشخاص، به ‌قدری است که من مانند رودی هستم که از آن، سیل خِرد جاری است و هیچ‌ کس را یارای آن نیست که بتواند خود را به قله دانایی من برساند... و من شجاعانه در این مدت طولانی با شدت اندوه، صبر کردم .[۲۸۹] . عملکرد امام در زمان خلافت عمر - خلافت عمر ده سال طول کشید و امام علی(ع) همان‌طور که در زمان ابوبکر، مسندی را بر عهده نگرفت، در زمان عمر نیز از پذیرش هرگونه مسئولیتی خودداری کرد؛ اما به‌عنوان یک مشاور در کنار عمر بود و بارها عمر را با راهنمایی‌های خود یاری کرد؛[۲۹۰] چنانکه مورّخان اهل سنت گفته ‌اند، عمر کاری را بدون مشورت علی انجام نمی‌داد؛ زیرا به خردمندی و دقّت نظر و دین ‌داری او معتقد بود.[۲۹۱] در مواردی بسیاری که حکم شرعی مسأله ای روشن نبود از امیرالمؤمنین(ع) کمک می خواست ونظر او را جویا می شد و امام هم بدون مسامحه و مماشات حکم را بیان می کردند به عنوان نمونه در روایتی امام صادق ع گزارش کرده که در زمان حکومت عمر (خلیفه دوّم) در شهر مدینه، زن بدکاره‌ ای بود که به فساد شهرت داشت، خبر به عمر رسید، دستور داد مامورین او را به نزد وی بیاورند، زن ترسید و به خانه‌های اطراف فرار کرد و بر او درد زایمان عارض گردید و بچّه‌ای که در رحم داشت، زنده سقط شد و بعد از چند لحظه مُرد. عمر از این قضیه(ترس مادر و مرگ فرزندش) ناراحت شد، افراد حاضر در جلسه او را دلداری می دادند که مقصر نیست و گناهی مرتکب نشده است عمر گفت: از اباالحسن"امیرالمؤمنین"سؤال کنید، حکم مساله چیست و چه باید کرد؟ آن حضرت به آنها فرمود اگر کارتان از روی اجتهاد بوده که به واقع نرسیده اید واگر از روی رأی خودتان بوده که خطا کرده اید آنگاه به عمر فرمود : دیه این کودک برعهده توست. قَالَ عَلَیْکَ دِیَةُ الصَّبِیِّ . [۲۹۲] على بن ابى‌طالب در برابر فتوحات اين دوران‌، همان موضعى را اتخاذ كرد كه در دوران‌ خليفه اوّل در پيش گرفته بود؛ اما چون در اين عصر، فتوحات دامنه گسترده‌ترى‌ داشت‌، نقش على‌(ع) نسبت به دوران ابوبكر در اين باره‌، ملموس‌تر و چشمگيرتر بود. در هيچ ‌یک از مآخذ تاريخى و حديثى‌، شركت على ع در فتوحات اين دوران گزارش نشده است. در هیچ یک از منابع این دوره، دیده نشده است که عُمَر از علی بن ابی‌طالب(ع) نظر مشورتى بخواهد، و امام علی ع امتناع کند؛ بلكه‌ بنابر روايتى از امام باقر ع ، عمر امور حكومت را كه از مهمترين آنها مسئله فتوحات بود، با نظرخواهى از على‌(ع) به سامان مى‌رساند.[۲۹۳] از سویی دیگر، اصحاب و پيروان على(ع) در فتوحات دوران عمر، نقش بسزايى‌ داشتند.[۲۹۴] . عثمان - علی درشورای شش‌نفره - شورای شش نفره، گروهی بودند که عمر بن خطاب پیش از مرگش در سال ۲۳ق برای انتخاب خلیفه بعدی تعیین کرد که منجر به انتخاب عثمان بن عفان به‌عنوان سومین خلیفه مسلمانان شد. عُمَر همگان را ملزم به پذیرش نظر شورا کرد و دستور داد گردن مخالفان زده شود.[۲۹۵] امام علی ع با توجه به جهت‌گیری اعضای انتخاب شده، پیش‌بینی کرده بود که شورا منجر به انتخاب عثمان خواهد شد.[۲۹۶] . اعضای این شورا عبارت بودند از علی بن ابی‌طالب(ع)، عثمان بن عفان، طلحة بن عبیدالله، زبیر بن عوام، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف.[۲۹۷] . عملکرد امام در دوران خلافت عثمان - علی(ع) در عصر خلافت عثمان بر خلاف گذشته‌، کمتر در صحنه حضور می‌یافت و به ‌ندرت به مشورت و همکاری در امور حکومت می ‌پرداخت‌. از این‌رو هیچ گزارشی در مآخذ تاریخی مبنی بر راهنمایی و ارائه نظر در امر فتوحات از سوی امام علی(ع) وجود ندارد. علت چنین رویکردی را باید در تفاوت شیوه خلافت عثمان با خلفای پیشین دانست‌. عثمان با مخالفت آشکار با کتاب خدا و سنت پیامبر(ص)، تعطیلی حدود الهی‌، حیف و میل بیت‌المال و بخشش‌های بی‌حساب و کتاب به نزدیکان و خاندان اموی، واگذاری‌ مناصب و پست‌های مهم حکومتی به خاندان بنی‌امیه و بنی ابی‌معیط و سرانجام ضرب و شتم یاران پیامبر(ص) و تبعید آنان، از امام‌ علی‌ فاصله گرفت و امام‌ به سبب صدور چنین اعمالی از عثمان که در تضاد آشکار با قرآن و سیره رسول خدا بود، به همکاری با عثمان به شیوه همکاری با خلفای پیشین حاضر نشد. با این همه‌، مآخذ تاریخی از حضور بعضی از یاران‌ امیر مؤمنان‌ همانند حذیفة بن یمان، سلمان فارسی و ـ بنا بر قولی‌ـ براء بن عازب در فتوحات دوران خلافت عثمان خبر داده ‌اند.[۲۹۸] . موضع امام علی(ع) در قتل عثمان - بنابر منابع تاریخ اسلام، امام علی ع با قتل عثمان مخالف بود و برای جلوگیری از قتل او، دو فرزندش حسن و حسین ع و چند تن دیگر را به نگهبانی از خانه او مأمور کرد.[۲۹۹][۳۰۰] به نقل برخی منابع، او پس از اطلاع از قتل عثمان گریست و نگهبانان خانهٔ او را توبیخ کرد و گفت که هیچ توجیهی برای قتل عثمان وجود ندارد.[۳۰۱] . سید جعفر مرتضی با توجه به قرائن تاریخی مانند مخالفت جدی حضرت علی(ع) با عملکرد عثمان و وجود اخبار معارض با این خبر، مانند رد پیشنهاد کمک امام حسن(ع) از سوی عثمان، این امر را بعید و غیر قابل قبول دانسته است. او با استدلال به فرموده امام علی(ع) مبنی بر خوشحال نشدن و ناراحت نشدن از قتل عثمان و همچنین سیره وی در برخورد با ظالمان و یاری مظلومان، به نقل از باقر شریف قرشی در کتاب حیاة الإمام الحسن(ع) می‌گوید: این جریان بر فرض وقوع، به خاطر دفع تهمت از حسنین(ع) نسبت به شراکت در خون عثمان بوده است.[۳۰۲] سید مرتضی پس از تردید در فرستادن حسنین(ع) توسط امیرالمؤمنین(ع)، علت آن را جلوگیری از قتل عمدی او و رساندن آب و غذا به خانواده او می‌داند، نه جلوگیری از برکناری او از خلافت؛ چرا که عثمان به جهت کارهای ناروایش مستحق خلع از خلافت بود.[۳۰۳] پیش از قتل عثمان نیز امام علی(ع) بارها وساطت کرد و کمک‌ هایی به او رساند؛ برای نمونه وقتی معترضان وی را محاصره کردند و آب را بر او بستند، امام علی(ع) آب و غذا به او رساند.[۳۰۴] . سید جعفر مرتضی با بیان اینکه امیرالمؤمنین(ع) خلافت عثمان را شرعی نمی‌دانست و از فساد عملکرد او کاملا آگاه بود و بارها او را نصیحت کرده بود، معتقد است که امام علی(ع) مخالف قتل او بود، زیرا می‌دانست این کار، دستاویزی برای فرصت‌ طلبان و طمع‌ کنندگان در خلافت می‌شود و به بهانه خون‌خواهی او فتنه ایجاد می‌کنند و تلاش علی بن ابی‌طالب بر آن بود که شورش‌کنندگان به برکناری عثمان از خلافت اکتفا کنند. پس اگر بر فرض، حسنین را فرستاده باشد، به منظور دفع تهمت از خود بوده است.[۳۰۵] و از حضرت منقول است که فرمود: به خدا قسم آنقدر از او دفاع کردم که بیم داشتم گناهکار محسوب شوم.[۳۰۶] . ماجرای قتل عثمان

دوران حکومت : خلافت امام علی - پس از کشته شدن عثمان در سال ۳۵ قمری، جمعی از اصحاب نزد امام علی(ع) آمدند و گفتند: ما سزاوارتر از تو به خلافت کسی را نمی‌شناسیم؛ علی(ع) ابتدا خلافت را نپذیرفت و گفت: من وزیر شما باشم بهتر است تا امیر شما باشم. آنان گفتند: جز بیعت با تو چیزی نمی‌پذیریم. علی(ع) گفت که بیعت او در خفا نیست و باید در مسجد باشد.[۳۰۷] همه انصار جز چند نفر با علی ع بیعت کردند. مخالفان عبارت بودند از حسان بن ثابت، کعب بن مالک، مسلمة بن مخلَّد، محمد بن مَسلَمه و چند نفر دیگر که از یاران عثمان به‌شمار می‌آمدند؛ از جمله عبدالله بن عمر، زید بن ثابت، و اسامة بن زید.[۳۰۸] در این باره که چرا امام علی(ع) زیر بار بیعت با مردم نمی‌رفت، از یکی از خطبه‌های نهج‌البلاغه برمی‌آید که امام(ع)، جامعه موجود را فاسدتر از آن می‌دانست که او بتواند آن را رهبری کرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا درآورد.[۳۰۹] .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت علی ع

تاريخ : دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ | 8:55 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |