آثارانصاف : آثار و پیامدها برای انصاف آثار و برکاتی در حوزه فردی و اجتماعی در دنیا و آخرت معرفی شده است. آسایش و راحتی،[۳۳] افزایش رزق و روزی، خردمندی، تاخیر اجل،[۳۴] بهشت،[۳۵] رهایی از عذاب دنیا،[۳۶] ایجاد دوستی و رفع اختلاف،[۳۷] محبت،[۳۸] کسب عزت الهی[۳۹] و کسب منزلت اجتماعی،[۴۰] از جمله آثاری است که برای رعایت انصاف برشمرده شده است. مراعات انصاف و جانب ‌داری از حق در شؤونات مختلف زندگی، آثار و برکات دنیوی و اُخروی متعددی را برای شخص به دنبال خواهد داشت که آگاهی از این آثار ضمن ترغیب افراد به اکتساب این خصلت انسانی اسلامی، آنان را از اهمیت و جایگاه ویژۀ این فضیلت ایمانی بیش از پیش آگاه می‌سازد. برخی از مهمترین این آثار، برکات و پیامدها عبارتند از: رسیدن به مكارم اخلاق : مردی خدمت رسول خدا (صلی ‌الله‌ علیه ‌وآله ‌و‌سلم) رسيد و گفت: مرا از مكارم اخلاق آگاه كن. پيامبر اكرم (صلی‌ الله ‌علیه‌ وآله ‌و‌سلم) فرمود: مكارم اخلاق عبارت است از: عفو كردن كسی كه به تو ستم كرده است. پيوند با كسی كه از تو بريده است. بخشش به كسی كه تو را محروم كرده است. حق‌گويی گرچه به ضرر خودت باشد. [۳۶] . مومن واقعی : پيامبر اكرم (صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌و‌سلم) يكی از نشانه ‌های مومن واقعی را انصاف دانسته و می ‌فرماید: كسی كه با فقير، همدردی كند و درباره مردم با انصاف باشد مؤمن واقعی است. [۳۷] . وسيله كسب عزّت : امير مؤمنان علی (علیه ‌السلام) می‌فرماید: هر كس با مردم به انصاف رفتار كند خداوند بر عزتش بيفزايد. [۳۸] . بهترين اعمال : امام صادق (علیه‌ السلام) می‌فرماید: بالاترين اعمال سه چيز است: رعايت انصاف نسبت به مردم تا آن‌جا كه هر چه برای خود دوست داری برای آنان نيز دوست بداری. مواسات نمودن با برادرت در مال، ياد خدا در هر حال.... [۳۹] . وسيله قرب به خدا : امام صادق (علیه ‌السلام) می‌فرماید: سه دسته ‌اند كه در روز قیامت از ديگران به رحمت خدا نزديك ‌ترند تا از حساب خلق فارغ شود: كسی كه در هنگام خشم، قدرتش او را به ستم كردن به زيردستانش دعوت نكند. كسی كه هنگام قضاوت بين دو نفر به اندازه يك جو به هيچ طرف گرايش پيدا نكند. كسی كه حق را بگويد؛ خواه به ضرر او باشد يا به سود او. [۴۰] . اعتماد و احترام : اولین اثر و فائده‌ای که رعایت انصاف در قبال دیگران برای انسان به دنبال دارد، اعتماد و احترام سایرین در برابر انسان خواهد بود؛ چرا که ثمرۀ رعایت انصاف در حق دیگران آن است که مردم برای او ارزش و اعتبار قائل شده و در نتیجه ضمن پذیرش سخن و داوریش، او را به جانب ‌داری از حق و عدالت می‌شناسند و با او همانند خودش رفتار می‌کنند؛ چنانچه امام صادق (علیه ‌السلام) در این رابطه می‌فرماید: مَن اَنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ رُضِیَ بِهِ حَکَما لِغَیرِهِ؛ [۴۱] . هر کس با مردم منصفانه رفتار کند، دیگران داوری او را می‌پذیرند . بدین صورت که در قبول این شخص به عنوان حَکَم و قاضی انصاف به خرج داده و رای صواب وی در مورد مسائل اختلافیشان را قبول می‌کنند. جلب محبت : فضیلت انصاف یکی از بهترین ابزارها جهت جلب محبت و دفع کدورت‌ها به شمار می‌رود؛ چرا که وقتی سایرین از حسن ظن و مساوات شخص نسبت به خودشان که هر چه برای خود می‌پسندد برای آنها نیز می‌پسندد و هر چه برای خود نمی‌پسندد برای آنان نیز نمی‌پسندد، آگاه می‌شوند، به صورت فطری به چنین شخصی محبت پیدا کرده و او را به عنوان یاور خود قلمداد می‌کنند؛ چنانچه امام علی (علیه‌ السلام) می‌فرماید: الْاِنْصَافُ یَرْفَعُ الْخِلَافَ وَ یُوجِبُ الِائْتِلَاف‌؛ [۴۲] . انصاف، اختلافات را از بین می‌برد و موجب الفت و همبستگی می‌شود . همچنین امام جواد علیه ‌السلام می ‌فرماید: ثَلاثُ خِصال تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّهُ: الاْنْصافُ فِی الْمُعاشَرَهِ...؛ [۴۳] . سه خصلت جلب محبّت می‌کند: انصاف در معاشرت با مردم... دفع عذاب : از مهمترین آثار و برکات مراعات انصاف آن است که شخص نه تنها خود از عذاب استیصال در دنیا رهایی می‌یابد، بلکه جامعه ‌ای که در آن زندگی می‌کند نیز به سبب وجود انسان منصف از عذاب و خشم الهی در امان خواهد بود و خداوند به سبب همین منصف بر آن دیار و جامعه رحم می‌کند؛ چنان‌که نبی مکرم اسلام صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌و‌سلم می‌فرماید: اَنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِکَ وَ انصَحِ الاُمَّهَ وَارحَمهُم فَاِذا کُنتَ کَذلِکَ وَ غَضِبَ اللّه‌ عَلی اَهلِ بَلدَهٍ اَنتَ فیها وَاَرادَ اَن یُنزِلَ عَلَیهِمُ العَذابَ نَظَرَ اِلَیکَ فَرَحِمَهُم بِکَ؛ [۴۴] . با مردم منصفانه رفتار کن و نسبت به آنان خیرخواه و مهربان باش، زیرا اگر چنین بودی و خداوند بر مردم آبادیی که تو در آن به سر می‌بری خشم گرفت و خواست بر آنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه می‌کند و به خاطر تو به آن مردم رحم می‌کند. فزونی رزق و تاخیر اجل : یکی دیگر از آثار مراعات انصاف این است که انصاف عامل افزایش رزق و روزی می‌باشد؛ چرا که خداوند نه تنها به سبب بی‌انصافی چاهی برای شخص بی‌انصاف می‌کَند که با هیچ درآمدی نمی ‌تواند جای خالی آن را پر کند، اما در مقابل آنچنان برکتی در مال و دارائی شخص منصف قرار می‌دهد که ‌اندکی آن با کثیر دیگران برابری می‌کند؛ چنانچه پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه‌ وآله ‌و‌سلم می‌فرماید: مَن اُلهِمَ الصِّدقَ فی کَلامِهِ وَ الانصافَ مِن نَفسِهِ وَ بِرَّ والِدَیهِ وَ وَصلَ رَحِمِهِ، اُنسِی‌ءَ لَهُ فی اَجَلُهُ وَ وُسِّعَ عَلَیهِ فی رِزقِهِ وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ؛ [۴۵] . به هر کس، راستگویی در گفتار، انصاف در رفتار، نیکی به والدین و صلۀ رحم الهام شود، اجلش به تاخیر می‌افتد، روزیش زیاد می‌گردد، از عقلش بهره‌مند می‌شود و هنگام سؤال "ماموران الهی" پاسخ لازم به او تلقین می‌گردد. حکایت: برکت سه درهم منصفانه : روزی مردی نزد امیرمؤمنان علی (علیه‌ السلام) آمد و از وضعیت خود شکایت کرد و گفت: من بنا هستم و روزی پنج درهم دستمزد می‌گیرم، ولی روز به روز وضعیت زندگی‌ام بدتر می‌شود. چه کنم تا وضعیت زندگی‌ام بهبود یابد؟ حضرت فرمود: روزی سه درهم بگیر! مرد با شگفتی گفت: روزی پنج درهم می‌گیرم، ولی وضعیت نابسامان است، حالا چگونه با سه درهم وضع من بهبود می‌یابد؟ حضرت فرمود: از من مشورت و راهنمایی خواستی، گفتم. اگر بدان عمل کنی وضعیت تو خوب می‌شود. آن مرد از نزد حضرت رفت و به توصیۀ آن حضرت عمل کرد. مدتی بعد بازگشت و به آن حضرت عرض کرد که وضعیت من بهبود یافته است، ولی می‌خواهم بدانم که چگونه چنین چیزی ممکن می‌شود؟ آن حضرت فرمود: دستمزد تو سه درهم بیشتر نبود و تو انصاف را رعایت نمی‌کردی و مزد بیشتری می‌گرفتی که ظلم بود. وقتی انصاف روا داشتی، خداوند در مالت برکت قرار داد و وضعیت زندگی ‌ات بهبود یافت. [۴۶] . آسایش و راحتی : هستند افرادی که می‌دانند در مسائل و پرونده ‌های مورد اختلافشان حق با آنها نیست، اما مدت‌های مدیدی وقت و فکر خود را صرف می‌کنند و نزاع و دادگاه را آنقدر ادامه می‌دهند تا به خیال خام خود پیروز گردند. در حالی که نمی‌دانند این پیروزی بر فرض هم که به دست آید، ظاهری است و به قیمت از دست دادن آرامش و آسایش دنیوی و اخروی آنها تمام می‌شود. این در حالی است که اگر انصاف به خرج داده و جانب‌ داری از حق کنند، به مراتب از راحتی و آسایش بیشتری برخوردار خواهند بود؛ چنانچه در حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه ‌السلام) می‌خوانیم: اَلانصافُ راحَهٌ؛ [۴۷] . انصاف، مایۀ آسایش و راحتی است . همچنین حضرت زهرا (علیهاالسّلام) می‌فرماید: فرض الله العدل تسکیناً القلوب؛ [۴۸] . خداوند عدالت و انصاف را برای آرامش دل‌ها واجب نموده است . انصاف در معامله : آیا از نظر شرعی سود حاصل از معامله ‌ای که در آن انصاف رعایت نشده است، حلال است؟ پاسخ: به طور کلی بی‌انصافی در داد و ستد، ظلم به مشتری، احتکار اجناس و گران‌ فروشی ازجمله راه‌های کسب حرام است؛ لکن از نظر مراجع معظم تقلید، سود بردن در معاملات تا زمانی که به حد اجحاف و ظلم به مشتری نرسد، نه به معامله و نه به سود حاصل از آن ضرری نمی‌رساند، اما در صورتی که بی‌انصافی به حد اجحاف و ظلم باشد، اصل معامله به جهت غرری بودن "زیان‌دِه بودن" باطل است و فروشنده حق تصرف در پولی که از مشتری دریافت کرده است را ندارد. [۵۰] . حکایت: برخورد امام صادق (علیه‌ السلام) با بی‌انصافی مصادف : امام ‌صادق (علیه‌ السلام) غلامی داشت به ‌نام مصادف. هزار دینار به او داد و فرمود: آماده شو و برای سفر تجاری به مصر حرکت کن؛ چرا که عیال و خانواده‌ام زیاد شده‌اند و باید بر تلاش معیشتی خود بیافزایم. غلام اجناسی تهیه کرد و همراه کاروانی به مصر رفت. نزدیک مصر که شدند، با خبر شدند که آن کالا در مصر نیست. با هم عهد بستند که اجناس را گران بفروشند تا سود بیشتری به دست بیاورند. وقتی ‌که تجارت کردند و پول اجناس را گرفتند، به مدینه برگشتند. مصادف خدمت امام (علیه ‌السلام) رسید و دو کیسۀ پول تقدیم کرد که در هر کدام هزار دینار بود و گفت: سرورم یک کیسه که سرمایۀ ما بود؛ کیسۀ دیگر سودی است که برده ‌ایم. حضرت فرمود: این سود خیلی زیاد است، مگر چه کرده‌ اید؟ وی ماجرا را نقل کرد که هم‌ قسم شدند اجناس را به دو برابر قیمت بفروشند. حضرت فرمود: سبحان ‌الله، هم قسم می‌شوید که در داد و ستد با گروهی از مسلمانان، دینار به ‌دینار "دو برابر" بفروشید؟ سپس یکی از دو کیسه را برداشت و فرمود: این سرمایۀ من که به تو داده‌ ام و ما را به این سود "که از راه بی‌انصافی و گران‌ فروشی به دست آورده‌ ای" احتیاجی نیست. آن‌ گاه فرمود: ‌ای مصادف، شمشیر زدن و پیکار در میدان، آسان ‌تر از طلب روزی حلال است. [۵۱] . انصاف با فرزندان : در صورت رعایت نکردن این امر میان فرزندان، انواع کینه ها و عقده ها در آنان نسبت به یکدیگر پدید می آید. با زیاد بودن تعداد فرزندان، وظیفه پدر و مادر درباره این مسئله حساس تر و سنگین تر است. پدر و مادر باید رفتار عادلانه ای با کودکان داشته باشند و در نقش یک قاضی عادل و عاقل با آن ها برخورد کنند. هیچ کدام را بر دیگری ترجیح ندهند و در رفتار و گفتار، در محبت و خشم، تنبیه و تشویق، یکسان عمل کنند. رسول خدا «صلی الله علیه و آله» به مردی که یکی از بچه های خود را بوسید و دیگری را از خود دور کرد، فرمود: چرا با فرزندان خود به طور مساوی رفتار نکردی؟. در روایت دیگری امام صادق «علیه السلام» فرمود: اِعْدِلُوا بَیْنَ اَولادِکُم کَما تُحِبُّونَ اَنْ یَعْدِلُوا بَیْنَکُم . بین فرزندان خود به عدالت رفتار کنید، همان گونه که خودتان مایلید فرزندان شما و مردم، بین شما به عدل و تساوی رفتار کنند. اگر رفتار بزرگ ترها با فرزندان از روی عدالت و برابری نباشد، عقده حقارت، بدبینی، کینه توزی، دشمنی های خطرناک، درگیری های بی مورد و بهانه گیری های بی جا دامن گیر آنان خواهد شد. پس بکوشیم تا توصیه های روایی و آموزه های دینی را فرارویمان بگشاییم و با عمل به آن ها، سعادت و سلامت را تحفه فرزندانمان بسازیم.

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله انصاف --- سایت مجمع جهانی صادقین، برگرفته از مقاله انصاف --- عدل مفردات ‌قرآن --- عدل لغات‌ قرآن --- انصاف مفردات ‌نهج‌البلاغه --- قاعده عدل و انصاف --- عدل مقالات مرتبط.--- تبیین فقهی عدالت اجتماعی به مثابه وظیفه حاکمیت سیاسی در اندیشه امام خمینی --- عدالت اجتماعى از منظر نهج البلاغه --- تبیین جایگاه اصل آزادی در عدالت اجتماعی با رویکرد اسلامی --- مفهوم، ‌مبانی و شاخص‌های اصلی عدالت اجتماعی از منظر انقلاب اسلامی --- عدالت فرهنگی؛ عنصر مقوم حکومت علوی --- پیش فرض‌ها و رویکردهای نظری عدالت اجتماعی --- تصویر معیارهای عدالت فرهنگی --- عدالت اجتماعی از دیدگاه هایک، رالز، شهید مطهری و شهید صدر --- مقدمه ‌ای بر تبیین عدالت اجتماعی در اندیشه‌های امام خمینی --- عدالت اجتماعی در کلام و سیره امیر مومنان ع --- نیاز به مفهوم عدالت اجتماعی، مروری بر دیدگاه‌های جاری در فلسفه سیاسی --- عدالت اجتماعی در قرآن --- تحلیل گفتمان عدالت اجتماعی با تأکید بر آموزه‌های قرآن کریم در سیره امام علی ع --- بررسی قاعده فقهی عدالت اجتماعی .

عدالت و انصاف

امام على عليه السلام : إنَّ مِن العَدلِ أن تُنصِفَ في الحُكمِ و تَجتَنِبَ الظُّلمَ . از عدالت است كه در قضاوت انصاف به خرج دهى و از ظلم و حق كشى دورى كنى. غررالحکم / 3441 .

امام على عليه السلام ـ درباره آيه «همانا خداوند به عدل و احسان فرمان مى دهد» ـ فرمود : العَدلُ : الإنصافُ ، و الإحسانُ : التَّفَضُّلُ . عدل، انصاف دادن است و احسان، دست بخشش گشودن. نهج البلاغه / حکمت 231.

امام باقر عليه السلام: لا عَدلَ كالإنصافِ . هيچ عدالتى چون انصاف نيست. بحارالانوارج78 ص165 ح1.

تشويق به رعايت انصاف با كسى كه انصاف ندارد

امام على عليه السلام : المؤمِنُ يُنصِفُ مَن لا يُنصِفُهُ . مؤمن [حتّى] با كسى كه نسبت به او انصاف به خرج نمى دهد، با انصاف عمل مى كند. غررالحکم / 1410 .

امام على عليه السلام : أعدَلُ النّاسِ مَن أنصَفَ مَن ظَلَمَهُ . عادلترين مردم كسى است كه در حقّ ستم كننده اش با انصاف عمل كند. غررالحکم / 31 86 .

امام على عليه السلام : إنَّ مِن فَضلِ الرّجُلِ أن يُنصِفَ مِن نَفسِهِ ، و يُحسِنَ إلى مَن أساءَ إلَيهِ . از فضيلت مرد است كه از خود انصاف به خرج دهد و به كسى كه به او بدى كرده است خوبى كند . غررالحکم/ 3481.

امام على عليه السلام : أجوَرُ السِّيرَةِ أن تَنتَصِفَ مِن النّاسِ و لا تُعامِلَهُم بهِ . ظالمانه ترين روش آن است كه از مردم انصاف بخواهى، اما خودت با آنان به انصاف رفتار نكنى. غررالحکم/ 3171 .

امام صادق عليه السلام : لَيسَ مِن الإنصافِ مُطالَبَةُ الإخوانِ بالإنصافِ . مطالبه كردن انصاف از برادران، از انصاف به دور است. امالی شیخ طوسی / 280 .

دادخواهى از خود

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ثَلاثٌ لا تُطيقُها هذهِ الاُمَّةُ : المُواساةُ لِلأخِ في مالِهِ ، و إنصافُ النّاسِ مِن نَفسِهِ ، و ذِكرُ اللّه ِ على كلِّ حالٍ . سه چيز است كه اين امّت آنها را بر نمى تابد : سهيم كردن برادر [دينى] در مال خود، انصاف به خرج دادن با مردم، و هميشه به ياد خدا بودن. بحارالانوارج75،ص27 ح11.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مَن واسَى الفَقيرَ ، و أنصَفَ النّاس مِن نَفسِهِ ، فذلكَ المؤمِنُ حَقّا . كسى كه به تهيدست كمك مالى كند و نسبت به مردم، از خود انصاف به خرج دهد چنين كسى مؤمن حقيقى است. خصال/47.

امام على عليه السلام : غايَةُ الإنصافِ أن يُنصِفَ المَرءُ نفسَهُ . اوج انصاف اين است كه انسان [از ]خودش واخواهى كند. غررالحکم / 6367 .

امام على عليه السلام : إنَّ أفضَلَ الإيمانِ إنصافُ الرّجُلِ مِن نَفسِهِ . برترين ايمان اين است كه آدمى از خودش دادخواهى كند "حق ديگران را از خودش بستاند" . غررالحکم /3439 .

امام على عليه السلام : أنصَفُ النّاسِ مَن أنصَفَ مِن نَفسِهِ مِن غَيرِ حاكِمٍ علَيهِ . دادگرترين و با انصافترين مردم كسى است كه بى آنكه پاى داورى در ميان باشد از خودش دادخواهى كند. غررالحکم / 3345.

امام على عليه السلام : الإنصافُ مِن النَّفسِ كالعَدلِ في الإمرَةِ . دادخواهى از خود همانند دادگرى در زمامدارى است. غررالحکم / 1951 .

كسانى كه داد خود نمى ستانند

امام على عليه السلام : ثَلاثَةٌ لا يَنتَصِفونَ مِن ثَلاثَةٍ أبَدا : العاقِلُ مِن الأحمَقِ ، و البَرُّ مِن الفاجِرِ ، و الكَريمُ مِن اللَّئيمِ . سه گروهند كه هرگز از سه گروه داد خود نمى ستانند : خردمند از نابخرد، نيكوكار از نابكار و بزرگوار از فرومايه. غررالحکم / 4674 .

امام على عليه السلام : لا يَنتَصِفُ البَرُّ مِن الفاجِرِ ، لا يَنتَصِفُ عالِمٌ مِن جاهِلٍ . نيكوكار از نابكار داد خود نمى ستاند؛ هيچ شخص دانا و فهميده اى از نادان داد خود را نمى گيرد. غررالحکم / 10732- 10733 .

انصاف

امام على عليه السلام : الإنصافُ أفضَلُ الفَضائلِ . انصاف، برترين فضايل است. غررالحکم / 805 .

امام على عليه السلام : نِظامُ الدِّينِ خَصلَتانِ : إنصافُكَ مِن نَفسِكَ ، و مُواساةُ إخوانِكَ . نظام و رشته دين دو خصلت است : انصاف داشتن و همدردى و كمك نسبت به برادران. غررالحکم / 9983 .

امام على عليه السلام : الإنصافُ أفضَلُ الشِّيَمِ . انصاف داشتن، برترين خصلت هاست. غررالحکم / 971.

امام على عليه السلام : الإنصافُ زَينُ الإمرَةِ . انصاف، زيور زمامدارى است. غررالحکم / 923 .

امام على عليه السلام : الإنصافُ يَستَديمُ المَحَبَّةَ . انصاف داشتن محبّت و دوستى را دوام مى بخشد. غررالحکم / 1076 .

امام على عليه السلام : الإنصافُ يُؤلِّفُ القُلوبَ . انصاف دل ها را الفت مى بخشد. غررالحکم / 1130 .

امام على عليه السلام : الإنصافُ يَرفَعُ الخِلافَ ، و يُوجِبُ الايتِلافَ . انصاف، اختلافات را از بين مى برد و موجب الفت و همبستگى مى شود. غررالحکم / 1702 .

امام على عليه السلام : الإنصافُ شِيمَةُ الأشرافِ . انصاف، خصلت بزرگان است. غررالحکم / 570 .

امام على عليه السلام : الإنصافُ راحَةٌ . انصاف، مايه آسايش است. غررالحکم / 16 .


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اخلاق قرآنی

تاريخ : سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ | 9:1 | تهيه وتنظيم توسط : حُجَّةُ الاسلام سیدمحمدباقری پور |