معنی فاطمه
در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: براى فاطمه نزد خداى عز و جل نه نام است: فاطمه، صدیقه، مبارکة، طاهرة، راضیة، مرضیة، محدثة، زهراء.[۱] . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نام ایشان را «فاطمه» گذشتند. کلمه فاطمه اسم فاعل است که از مصدر "ف ط م" گرفته شده؛ فَطمَ در زبان عربی به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمدهاست. در مورد علت این نامگذاری در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: "إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطمَ ابْنَتِی فاطِمَة وَ وُلدَها وَمَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِک سُمّیتْ فاطِمَة؛ خداوند دخترم فاطمه و فرزندانش و هر کس که آنها را دوست داشته باشد را از آتش دوزخ جدا کرده است به این دلیل او فاطمه نامیده شده است."[۲] . در جایی دیگر دلیل گذاشتن نام فاطمه را این گونه بیان کردند که از هر گونه بدی جدا و بریده شده است.[۳] .
القاب و کنیهها
از القاب ایشان لقب زهرا از شهرت بیشتری برخوردار است، و گاه با نام او همراه می آید (فاطمه الزهرا). زهرا مونث أَزْهَر است به معانی: روشن، آنکه چهره درخشان دارد، آنکه رنگ پاک و سفید دارد، ماه درخشان.[۴] . از امام صادق ع پرسیدند چرا فاطمه را «زهرا» نامیدند؟ فرمود: زیرا فاطمه چنان بود که چون در محراب می ایستاد نوری از او برای اهل آسمان درخشش می کرد همان طور که ستارگان برای اهل زمین درخشش دارند.[۵]. از القاب آن حضرت که نشان از جایگاه بسیار رفیع ایشان دارد، لقب سیدة نساء العالمین "بزرگ بانوی زنان جهان" که پیامبر اکرم (ص) آن حضرت را چنین خوانده است.[۶] . برخی از کنیه های آن حضرت عبارتند از: ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه،[۷] ام ابیها، اُمّالخیرة، اُمّالمؤمنین، اُمّالأخیار، اُمّالفضایل، اُمّالأزهار، اُمّالعلوم، اُمّالأسماء.[۸] . القاب حضرت فاطمه سلام الله علیها.
از تولد تا جوانی
در تاریخ تولّد فاطمه اختلاف نظر هست: از پنج سال پیش از آغاز پیامبری محمّد تا پنج سال پس از آن تخمین زده اند.[۱۶] به گمان عموم سیره نویسان و تاریخ نگاران اهل سنت، ازجمله ابن سعد و طبری و ابن اثیر و ابوالفرج اصفهانی و ابن اسحاق، تولّد فاطمه مصادف با سال بازسازی کعبه در پنج سال پیش از بعثت، برابر با سال ۶۰۴ م، بوده است. بَلاذُری نیز بر همین نظر است.[۱۷] اگر این گمان درست باشد، سنّ ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال میشود؛ که در سرزمین حجاز در آن روزگار غیرمعمول مینماید.[۱۸] بعضی منابع نیز تولّد او را پیش از بعثت میدانند، بی آنکه به سال و ماه آن اشاره کنند. امّا نظرهای دیگر بر یک یا پنج سال پس از بعثت و سه سال پس از معراج است.[۱۹] . بنا بر نظر مشهور منابع شیعه، تاریخ ولادت فاطمه پنج سال پس از بعثت است؛ ولی یعقوبی و شیخ طوسی ولادت فاطمه را مصادف با سال بعثت میدانند. بعضی محدّثان شیعه تاریخ ولادت را در سال معراج محمّد روایت کرده اند، امّا در تاریخ معراج هم اختلاف هست و آن را از دو سال پس از بعثت تا شش ماه پیش از هجرت گزارش کرده اند؛[۲۰] و با توجه به داستان تولّد فاطمه،[یادداشت ۱] زمان تولد او را از دو تا پنج سال پس از بعثت میدانند.[۲۱] اگر ولادت فاطمه پنج سال پس از بعثت بوده باشد، سنّ خدیجه هنگام تولد فاطمه بیش از ۵۰ سال بودهاست.[۲۲] . فاطمه در بسیاری منابع، چهارمین فرزند دختر محمّد، پس از زینب، رُقَیّه و امّکُلثوم شمرده میشود. البته، بهعقیدهٔ برخی از محققان شیعه مانند سید جعفر مرتضی عاملی، او تنها دختر محمّد است.[۲۳] فاطمه تنها فرزند محمّد بود که بهاندازه ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۲۴] . پس از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً بهعهده گرفت و این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه به دنیا آمدهٔ خود را به دایه هایی از روستاها و بادیهنشینان اطراف میسپردند.[۲۵] او ایام کودکی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنجهای زیادی را برای پدرش بابت تبلیغ اسلام به وجود آورده بودند، گذراند.[۲۶] فاطمه سه سال پیش از هجرت در خلال محاصرهٔ شعب ابیطالب، مادر خود را از دست داد.[۲۷] . چند روز پس از هجرت محمد به مدینه، مقارن با ۶۲۲ م، فاطمه زهرا به همراه فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت زُبَیر بن عبدُالمُطَّلِب و احتمالاً سوده و ام کلثوم بنت محمد در کاروانی به سرپرستی علی بن ابیطالب از مکه به مدینه هجرت کرد و در قُبا به پدرش پیوست.[۲۸] .
حضرت زهرا در مکه
زندگی حضرت فاطمه (س) از آغاز کودکی آمیخته به سختی ها و رنجها و مشکلات فراوان بود. هنوز بیش از دو سال از زندگی حضرت زهرا (س) نگذشته بود که قریش در صدد کشتن رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برآمدند.[۲۱] و چون ابوطالب از این تصمیم مطلع گشت از بنی عبدالمطلب خواست تا داخل شعب ابوطالب شده و از جان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دفاع کنند. آنان به جز ابولهب و ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب به شعب رفتند.[۲۲] قریش نیز در واکنش به این حرکت، پیوندهای اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و ... را با آنان قطع کرد. این محاصره سه سال به طول انجامید.[۲۳] مطابق با گزارش های تاریخی کسانی که درون شعب بودهاند، وضعیت سختی داشتند آنها قادر به برطرف کردن مایحتاج خود نبوده و حتی قریش راه ورود طعام و آب را بر روی آنان بسته بودند.[۲۴] . در سال دهم بعثت پس از آنکه بنی هاشم از شعب ابی طالب بیرون آمدند و وضعیت آنها رو به بهبودی می رفت، حضرت ابوطالب (علیه السلام) از دنیا رفت و به فاصله چند روز پس از آن در حالی حضرت فاطمه سلام الله علیها بیش از پنج سال نداشتند، مادرش حضرت خدیجه سلام الله علیها ، از دنیا رفت. در روایتی آمده است، پیش از خاکسپاری، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به قبر ایشان فرود آمدند در حالی که «فاطمه» دامان پدرش، پیامبر را گرفته بود و دور پدر می گشت و می پرسید: پدر جان! مادرم کجاست؟ و پیامبر پرسش او را بی پاسخ می گذاشت. او به سوی دیگران می رفت و از آنان سراغ مادر پرمهر خویش را می گرفت که در این هنگام «جبرئیل» فرود آمد و به پیامبر خبر داد که: «پروردگارت به شما فرمان می دهد که سلام ما را به «فاطمه» برسان و به او بگو: مادرش «خدیجه» اینک در بهشت زیبا و پرطراوت خداست... و او در کنار «آسیه» و «مریم» دختر «عمران» و مادر «مسیح» است. پیامبر، «فاطمه» را در آغوش گرفت و مورد محبت قرار داد و پیام خدا را به او رسانید.[۲۵] . پس از وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها، سالهای حضور پیامبر در مکه مملوّ از آزارها و اهانت ها و تلاش های مستمر دشمنان برای محو اسلام و مسلمین بود. گاه دشمنان سنگدل، خاک یا خاکستر بر سر پیامبر (صلی الله علیه وآله) می پاشیدند، هنگامی که پیامبر به خانه می آمد، فاطمه (علیها السلام) خاک و خاکستر را از سر و صورت پدر پاک می کرد، در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، پیامبر می فرمود: «دخترم! غمگین مباش و اشک مریز که خداوند حافظ و نگهبان پدر توست».[۲۶] . در روایت آمده است دشمنان در حِجْر اسماعیل اجتماع داشتند و به بت ها سوگند خوردند که هر کجا «محمّد» را پیدا کنند، او را به قتل برسانند. فاطمه(علیها السلام) این خبر را شنید و به اطلاع پدر رسانید تا مراقبت بیشتری از خود کند.[۲۷] . در صحیح بخاری آمده است: ابوجهل مشتی از اراذل مکه را تحریک کرد که به هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مسجدالحرام به سجده رفته بود، شکمبه گوسفندی را بیاورند و بر سر حضرت بیفکنند، هنگامی که این عمل انجام شد ابوجهل و اطرافیانش صدا به خنده بلند کردند و پیامبر را به باد مسخره گرفتند. بعضی از یاران، منظره را دیدند اما دشمن بی رحم چنان آماده بود که توانایی بر دفاع نداشتند. این خبر به گوش دختر کوچکش فاطمه (علیها السلام) رسید، به سرعت به مسجدالحرام آمد و با شجاعت مخصوص خودش ابوجهل و یارانش را با شمشیر زبان مجازات کرد، و به آنها نفرین فرمود.[۲۸]
حضرت زهرا وهجرت به مدینه
پس از رحلت ابوطالب و عدم حمایت بنی هاشم از رسول خدا (ص)، مکه دیگر جای امنی برای ایشان نبود و هر لحظه امکان قتل ایشان وجود داشت. پس از آنکه عده ای از مردم یثرب مسلمان شدند و دو بار در عقبه وفاداری خود را به رسول خدا (ص) اعلام کردند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) تصمیم به هجرت به مدینه گرفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شبی که به لیلة المبیت معروف است و در آن شب قریشیان تصمیم به قتل ایشان گرفته بودند، با فداکاری امیرالمؤمنین علی علیه السلام راهی مدینه شدند. در آن شب پیامبر (ص)، على (ع) را فرمود که صبح و شام بر دامنه کوه فریاد زند: هر که نزد محمّد امانتى دارد بیاید تا امانتش را به او پس دهیم. سپس به او فرمود: على؛ از این پس ناپسندى از قریش نخواهى دید تا به من بپیوندى. پس امانت مرا در حضور مردم و آشکارا ادا کن. من فاطمه دخترم را به تو مى سپارم و هر دوى شما را به خداوند؛ او شما را حفظ کند. پس از ورود رسول الله به قباء آن حضرت در منزل عمرو ابن عوف ساکن شدند و زمانی که ابوبکر پیشنهاد رفتن به مدینه را داد، آن حضرت نپذیرفتند و فرمودند: «من داخل مدینه نمی شوم تا اینکه پسر برادرم (یعنی علی علیه السلام) و دخترم فاطمه نزد من بیایند». وقتی شب شد ابوبکر از رسول الله (ص) جدا شده و داخل مدینه شد اما پیامبر در قباء باقی ماند و نامه ای برای علی (ع) نوشت و در آن از او خواست تا به ایشان بپیوندد. وقتی نامه به امیرالمومنین (ع) رسید حضرت به همراه حضرت فاطمه و مادرش فاطمه بنت اسد و فاطمه دختر زبیر بن عبدالمطلب و به راه افتاد و به دنبال آنها ایمن فرزند ام ایمن غلام رسول خدا و ابو واقد فرستاده رسول خدا نیز آمده و به آنها ملحق شدند. وقتی قریشیان مطلع شدند، عده ای را به دنبال آن حضرت و همراهان فرستادند و قصد وادار نمودن امام علی علیه السلام برای بازگرداندن کاروان به مکه را نمودند که با دفاع قهرمانانه ی آن حضرت، خوار و حقیر به مکه بازگشتند. و حضرت علی علیه السلام به همراه همسفرانش راه مدینه را پیش گرفتند و پس از مدتی به ضجنان رسیدند؛ شب را در آنجا مانده و در طول شب به عبادت خداوند مشغول بودند، در حال ایستاده یا نشسته و حتی در حالی که به پهلو دراز کشیده بودند. صبح هنگام مجددا راه مدینه را پیش گرفته و به هر منزلگاهی می رسیدند به همین وضعیت به عبادت می پرداختند.[۲۹] . در روایت ابو عبیده از پدرش و ابن ابی رافع آمده است که: در شأن آنها قبل از رسیدنشان به پیامبر این آیات نازل گردید: «الَّذِینَ یذْکرُونَ اللَّهَ قِیامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا ...» «آنهائی که در هر حال، ایستاده و نشسته و در حال خفتن، خدا را یاد کنند و دائم در خلقت آسمانها و زمین فکر کرده، پروردگارا تو این را بیهوده نیافریده ای ...».(آل عمران، ۱۹۱) تا آنجا که می فرماید: «فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکمْ مِنْ ذَکرٍ أَوْ أُنْثى» که «ذکر» علی علیه السلام و «انثی» فاطمه سلام الله علیهاست و «بعضکم من بعض» اشاره دارد به اینکه علی از فاطمه است.[۳۰] .
پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، عمر و ابوبکر و چند تن دیگر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمّد پیشنهاد ازدواج آنها را نپذیرفت و گفت که برای این موضوع منتظر فرمان خداست.[۲۹][۳۰] مدت کمی پس از هجرت، محمّد به علی گفت که خداوند به وی فرمان دادهاست که دخترش، فاطمهٔ زهرا، را به ازدواج وی درآورد.[۳۱] . علی به سبب فقرش جرأت پاپیش گذاشتن نداشت و این محمّد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمّد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد، میتواند پول کافی برای مَهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر مانند شتر یا میش، حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود، که مبلغ خیلی معمولی بود. به توصیهٔ محمّد یک سوم تا دوسوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آنگاه، محمّد فاطمه را از قولی که به علی داده بود، آگاه نمود. به گفتهٔ ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمّد این را نشانهٔ رضا دانست.[۳۲] برخی نویسندگان شیعه مانند شیخ طوسی گفته اند که وقتی علی فاطمه را از محمّد خواستگاری کرد، محمّد به او گفت قبل از تو نیز چند نفر این تقاضا را داشتند؛ ولی هرگاه من به فاطمه میگفتم اظهار بیمیلی میکرد، چند لحظه صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم. سپس خواستگاری علی را به گوش فاطمه رسانید. فاطمه ساکت ماند و صورتش را برنگرداند و محمّد کراهتی در چهرهاش ندید و بههمین دلیل آن را نشان بر رضا دانست.[۳۳] وَلیِری میگوید مطابق سایر منابع[یادداشت ۲] فاطمه اعتراض میکند و محمّد مجبور میشود که دخترش را اینگونه راضی کند، که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده که اسلام آوردهاست.[۳۴] دِنیس سوفی روایت گلایهٔ فاطمه در ازدواج با علی و به دنبال آن برشمردن صفات خوب علی از جانب محمّد را در زمرهٔ روایتهای مناقشه برانگیزی میداند که مقصود آشکار آن، استخراج مدح برای علی است.[۳۵] علی خانهای نزدیک محمّد برای فاطمه ساخت. اما فاطمه خانه ای نزدیک تر به پدر از علی خواست و بههمین سبب یکی از اهالی مدینه به نام حارِثَة بن نُعمان، خانهٔ خود را به زوج جوان بخشید.[۳۶] . منابع در خصوص سال و ماه برگزاری مراسم ازدواج اختلاف دارند. ازدواج با تأخیری چند ماهه از عقد، در سال اول یا دوم هجرت رخ دادهاست. به روایتی ازدواج پس از بازگشت علی از غزوهٔ بدر انجام شد و علی در این زمان ۲۵ سال داشت، اما سن فاطمه دقیقاً مشخص نیست. بنابر سنتی که محمّد معین نمود، برای مراسم ازدواج ولیمه داده شد و علی گوسفندی را برای آن سربرید. مسلمانان در میهمانی شرکت کردند. در شب زِفاف، محمّد به خانه آنها رفت و درخواست ظرف آبی کرد. دستهایش را با آن شست و مقداری از آب را مَزمَزه کرد. سپس، مقداری را روی سر و شانه و سینهٔ علی و فاطمه ریخت. درآخر، در حقشان دعا کرد و آنها را تبرک نمود.[۳۷] . سید حسین نصر میگوید ازدواج علی با فاطمه، دارای اهمیت معنوی خاصی برای تمام مسلمانان است؛ زیرا بهعنوان ازدواجی میان مهم ترین شخصیتهای مقدس از خویشان محمّد تلقّی میشود. محمّد که تقریباً هر روز به دیدار دخترش میرفت، با این ازدواج به علی نزدیک تر شد و یک بار به وی گفت که تو برادر من در این دنیا و آخرت هستی.[۳۸] به نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ خانوادهای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمّد مورد ستایش قرار میگرفت و محمّد از آن در واقعههایی مانند رویداد مُباهِله و حدیث آل عبا، به عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تَطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده است.[۳۹] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
زندگی زناشویی با علی
زندگی علی و فاطمه به همکاری گذشت. ایشان در آغاز نزد پیامبر رفتند و از او خواستند تا کارهای خانه را میانشان بخش کند. پیامبر کارهای بیرون از خانه را به علی سپرد و کارهای درون خانه را به فاطمه واگذارد. فاطمه زهرا از این تقسیم کار، بهخاطر معافشدن از کارهای بیرون از خانه، بسیار خوشحال شد. او چنان در خانه کار میکرد و سختی میکشید که علی ناراحت میشد. روایات فراوانی دربارهٔ مشاهدهٔ صَحابهٔ پیامبر کار سخت فاطمه زهرا را و کمک آنان به وی نقل شدهاست. غیر از اینها، همسرداری او نیز بهگونهای بود که علی بن ابیطالب را در ایفای نقشش در پیشبرد اسلام یاری میکرد و پیگیر اوضاع سیاسی و اجتماعی روز نیز بود؛ و در غیاب او در زمان نبرد، همهٔ کارهای داخل و خارج از خانه را عهده دار میشد. علی نیز هنگام بازگشت و حضور در خانه جویای حال فاطمه میشد.[۴۰] . با این که چندهمسری مُجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد.[۴۱] رابطهٔ زناشویی علی و فاطمه رابطهٔ ویژهای بود و تکهمسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این مسئله را — که چرا علی تکهمسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده — با روایتی توضیح میدهند که در آن علی از دختر ابوجهل خواستگاری میکند، ولی پیامبر به او این اجازه را — به ایندلیل که باعث ناراحتی فاطمه میشود — نداد. سه نسخهٔ مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخرَمه روایت شده اند که در هنگام درگذشت پیامبر حدود نُه سال داشته است. دنیس سوفی برخی از این روایتها را در راستای بدنام کردن علی و برخی دیگر را در جهت تثبیت اعتقادات اهل سنّت میداند که در آن مرتبهٔ فضیلت خلفای راشدین، براساس ترتیب حکم فرمایی آنهاست و خلیفههای قبل از علی، از او برتر شمرده میشوند.[۴۲] و به نظر جعفر شهیدی سندیّت ماجرای خواستگاری «ضعیف» و «بدون پایهٔ استوار» است، چرا که راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را بهکار میبرد که اشاراتی نامنطبق با اطلاعات تاریخی دارد، مانند زندهبودن ابوجهل در زمان ماجرا.[۴۳] سید علی میلانی در کتاب سِلسِلةُ إعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أهْلَه، حَدیثِ خِطْبَةِ علیٍّ بنتَ أبیجَهل با بررسی دقیق این حدیث در منابع صِحاح، مُسْنَدها و مُعْجَمهای مُتِأَخِّر، اسناد و طُرُق آن و بررسی روایت مِسوَر بن مَخرَمه، متن روایت و مَدلول آن، به این نتیجه میرسد که این، حدیثی ساختگی از سوی آل زبیر بوده است.[۴۴] . مطابق منابع شیعه، علی در پاسخ محمّد که از او دربارهٔ فاطمه پرسید فاطمه را بهترین یاور در اطاعت خدا دانست؛ و فاطمه نیز در پاسخ پرسشی مشابه، علی را بهترین شوهر معرفی کرد. در برخی روایات آمده که فاطمه در پاسخ محمّد دربارهٔ این پرسش، میگوید که علی بهترین مردان است، اما زنان قریش به او کنایه میزنند که علی تهیدست است. محمّد در پاسخ فاطمه میگوید که پدر و شوهرش فقیر نیستند و با آنکه خداوند ثروتهای زمین را به او پیشنهاد کرد، او آخرت را بر دنیا ترجیح داد؛ و علی نیز کسی است که زودتر از دیگران اسلام آورده و علم و بردباری و عقل او از همهٔ مردم برتر است و خدا از بین همهٔ انسانها، او و علی را برگزید؛ و سپس به فاطمه سفارش کرد که قدرشناسی علی را کند و از او سرپیچی نکند. درمقابل، محمّد به علی گفت که با فاطمه با مدارا و محبت رفتار کند و اینکه فاطمه پارهٔ تن اوست و هرکه فاطمه را بیازارد، او را آزرده و هرکه فاطمه را خشنود کرده محمّد را خشنود کردهاست.[۴۵] . به گفتهٔ ولیری، زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکشهایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شِدَّة» و «غِلاظ» بودهاست. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمّد میرفت.[۴۶] امیرمُعِزّی با توجه به گزارش دو عالم اهل سنّت، احمد بن حَنبَل در کتاب مسند و بُخاری در کتاب صَحیح میگوید که در چندین مورد محمّد مجبور به دخالت شد، که احتمالاً به خاطر تلاشِ علی برای ازدواج مجدد بودهاست.[۴۷] وِرِنا کِلِم به استناد طَبَقات اثر ابن سعد، نوشته است که فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد، به پدرش برای میانجیگری رجوع کرد که در نتیجهٔ آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد.[۴۸] دنیس سوفی معتقد است در روایتهای شکایت بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه بهعنوان وسیلهای برای بالابردن شأن علی استفاده شده است. چراکه گلایه ها از علی، مقدمه ای برای مدح علی میشوند. درواقع، هرگاه فاطمه مشکل یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرامکردن او استفاده میشود. او با اشاره به اینکه صفات برشمردهشده از علی در برخی از این احادیث، مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعدکردن فاطمه استفاده شده اند، این احادیث را صرفاً ابزاری رِوایی برای مدح علی میداند. به زعم او دلیل حذف نشدن این احادیث — با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد میشود — همانا استفادهای است که از این احادیث برای بالابردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مسئلهٔ خلافت میشود.[۴۹] ازسوی دیگر، در گزارشهایی در منابع مانند کَشفُالْغُمَّة از قول علی چنین آمده که محمّد در شب ازدواج به او گفت که با فاطمه با لطف و مدارا رفتار کند، چراکه فاطمه پارهٔ تن اوست و کسی که او را بیازارد، محمّد را آزار داده است؛ و پس از آن علی سوگند خورده که تا هنگامی که فاطمه زنده بود، باعث خشم او نشده و فاطمه نیز کاری نکرده که علی خشمگین شود؛ و نگاه به چهرهٔ فاطمه، برطرفکنندهٔ غم و اندوه علی بودهاست.[۵۰] همچنین گزارشهای شیعی مشابه این سخنان را در ساعتهای پایانی زندگی فاطمه زهرا روایت میکنند. آنگونه که فاطمه خطاب به علی از عدم دروغگویی، خیانتنکردن و عدم مخالفت خود با دستورهای علی در طول زندگی زناشویی میگوید؛ و علی در پاسخ، پناه به خدا میبرد که فاطمه در خانهٔ او رفتار ناپسندی داشته بودهباشد، چراکه خداترسی و نیکوکاری و تقوای فاطمه بیش از آن است که بتوان بر آن خردهای گرفت.[۵۱] به گفتهٔ جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجیگری محمّد میان علی و فاطمه، در نوشتههای تاریخ نویسان امروزی و در منابع اولیه هم در منابع سنی و هم در منابع شیعه آمده است، علمای شیعه مانند مجلسی و صَدوق احتمال صحّت این روایات را پائین دانسته اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میانشان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به نوشتهٔ جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمّد میان آنان بینجامد، با اعتقاد شیعیان مبنی بر عِصمَت علی و فاطمه مغایرت دارد.[۵۲] ازسویدیگر، منابع شیعی گزارش میکنند که فاطمه هرگز بیاجازهٔ علی از خانه بیرون نرفت و علی را هیچگاه خشمگین نکرد. او هیچ گاه به علی دروغ نگفت و هرگز خیانت نکرد؛ و از علی نیز نقل شده که هرگز فاطمه را خشمگین نکرد و فاطمه نیز او را هیچ گاه خشمگین ننمود.[۵۳] . به گفتهٔ ولیری یکی از تعابیر کنیهٔ ابوتُراب — از کُنیههای علی این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی به جای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشاندهاست. محمّد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۵۴] به گفتهٔ علامهٔ امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آنگاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته است به او داد. به گفتهٔ امینی ابوتراب، از محبوب ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمّد پیش از ازدواج علی در جِمادیُالاوّل یا جمادیالثّانی سال دوم هجرت در غزوهٔ عَشیره یا روز پیوند برادری میان مسلمان به او داده شده است.[۵۵] .
ازدواج فاطمه با امیرالمؤمنین
علماى شیعه در تعیین سن حضرت فاطمه علیها السلام به هنگام ازدواج از چهارده سال بیشتر نگفته اند.[۳۱] اکثر عالمان شیعه معتقدند که، سن حضرت در زمان ازدواج، ۹ یا ۱۰ یا حداکثر ۱۱ سال بوده است.[۳۲] . آن حضرت به ازدواج امام علی علیه السلام در آمد که مطابق با برخی منابع در آن زمان ۲۱ سال داشتند.[۳۳] پیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر بن خطاب آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است.[۳۴] . مطابق با روایات وقتی حضرت علی علیه السلام به خواستگاری فاطمه سلام الله علیها رفت، پیامبر به نزد فاطمه رفت و فرمود: «على بن ابى طالب، کسى است که خویشاوندى و فضیلت و اسلامش را مى شناسى و من از خدا خواستهام که تو را به ازدواج بهترینِ آفریدگانش و محبوب ترینِ آنان در نزدش درآورد و على از تو خواستگارى کرده است. چه نظرى دارى؟ . فاطمه علیها السلام ساکت ماند و صورتش را برنگردانْد و پیامبر خدا، کراهتى در چهره اش ندید. پس برخاست، در حالى که مى گفت: «اللّه اکبر! سکوت او [نشانه] رضایت اوست. پس جبرئیل علیه السلام نزدش آمد و گفت: اى محمّد! او را به ازدواج على بن ابى طالب درآور که خداوند، این دو را براى هم پسندیده است.[۳۵] . از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که خطاب به على علیه السلام فرمود: «لولاک یا على لما کان لفاطمه کفو على وجه الارض:[۳۶] یا على اگر تو نبودى، فاطمه را بر روى زمین کفوی نبود . علامه حسن زاده آملی در شرح این روایت گفتهاند: نکاح بر کفائت است -که باید مرد و زن کفو هم باشند- و مرد غیر معصوم را بر زنى که صاحب عصمت است راهى نیست.[۳۷] . (برای تفصیل رجوع شود به : ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه س) . حضرت زهرا(س) صاحب سه پسر و دو دختر شدند. فرزندان این دو بزرگوار عبارتند از: امام حسن ع دومین امام شیعیان که در سال سوم هجرت به دنیا آمدند. امام حسین ع سومین امام شیعیان که در سال چهارم هجرت به دنیا آمدند. حضرت زینب س که در سال پنجم هجری به دینا آمدند. حضرت ام کلثوم س حضرت محسن (ع) اولین شهید راه ولایت که به علت ضربه ای که به حضرت زهرا(س) وارد شد، ایشان در شکم مادرشان سقط شدند و به شهادت رسیدند.
زندگی حضرت زهرا و امیرالمؤمنین
حضرت زهرا سلام الله علیها و امام علی علیه السلام زوجی هستند که هر دو معصوم و از خطا و اشتباه مبرا هستند. لذا زندگی ایشان زندگی کامل، سرتاسر طهارت و از هر نقص و اشتباهی بدور است. از روایات اندکی که در این مورد به دست رسیده است بر می آید که رفتار آنها با یکدیگر و با فرزندانشان به بهترین وجه و سرشار از عشق و علاقه بوده است. و آن دو همه امور خویش را بر اساس دستورات پیامبر اکرم (ص) تنظیم مینمودند.
رضایتمندی از یکدیگر: امیرالمؤمنین علیه السلام در وصف زندگی شان با حضرت فاطمه سلام الله علیها می فرمایند: به خدای سوگند که در همه ی عمر زندگی مشترک، هرگز به فاطمه خشم نگرفته و هرگز او را به کاری وادار نساختم... . و او نیز به من هرگز خشم نگرفت و در هیچ کاری مرا نافرمانی نکرد. او به گونه ای بود که هر گاه به او می نگریستم غمها و اندوه هایم زدوده میشد.[۳۸]
تقسیم کارها: حضرت على (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) آمدند و تقاضا کردند که خدمات خانه و زندگى را براى هر یک مقرر فرماید. رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را به خدمات درون خانه گماشت و بیرون خانه را به على (علیه السلام) واگذاشت. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: فقط خدا مىداند که من چه قدر مسرورم از این که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) مرا ماءمور به امورى نساخت که فقط از عهده مردان برمىآید (کنایه از این که زنان توانایى حمل بار گران زندگى را ندارند).[۳۹] البته در موارد متعددی نیز ذکر شده است که امیرالمؤمنین (ع) در کارهای خانه به همسرشان کمک میکنند.[۴۰] . از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: حضرت امیر علیه السلام هیزم میآورد، آب میآورد، جاروب میکرد و فاطمه زهراء علیها السلام آسیاب میکرد، خمیر میکرد، نان میپخت.[۴۱]
تحمل سختیهای زندگی: از روایات و گزارشهای تاریخی مشخص می گردد که زندگی این زوح با سختی و البته صبر ایشان در برابر این سختیها همراه بوده است.
تنگدستی در سالهای آغازین ازدواج
علی و فاطمه زندگی فقیرانه ای را آغاز کردند؛ زیراندازشان پوست گوسفندی بود که شب بر رویش میخوابیدند و روز به شتر آبکش خود بر روی آن علوفه میدادند. رواندازشان نیز تکه عبای مُندَرِسی یَمَنی بود که درازایش نمیرسید که هم زمان روی سر و هم پاشان را بپوشاند. بالشی از چرم داشتند که درونش با لیف خرما پر شده بود؛ ولیری میگوید دلیلی نیست که احادیث دربارهٔ فقر فاطمه و علی را رد کرد؛ ولی این فقط مربوط به سالهای آغازین ازدواجشان است - یعنی دوره ای که بسیاری از اعضای اجتماع مسلمانان همچون علی و فاطمه تنگدست بودند. پس از فتح خیبر در سال هفتم ه.ق بود که روزگار عُسْرَت این زوج به سر آمد؛ زیرا توانستند، همچون مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات فدک را بگیرند.[۵۶] به گفتهٔ کارِن رافِل سرسختی فاطمه در تنگدستی الگویی از بهر شیعیان است، تا با ایمان به خدا با رنجهای زندگی درآویزند.[۵۷] .
در سالهای اول ازدواج، علی پول کمی کسب میکرد. او از چاه آب میکشید و مزارع دیگران را آبیاری میکرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلّات را با دست آسیاب میکرد و بر اثر کار دستانش تاول زده بود. روزی علی خبردار میشود که پیامبر چند بَرده دریافت کرده است. علی، فاطمه را میفرستد تا یکی از این بردهها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر میرود، اما در خود این جسارت را نمیبیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود بههمراه فاطمه راهی منزل پیامبر میشود، اما درخواست او از طرف پیامبر رد میشود. پیامبر به آنها میگوید که «او نمیتواند اجازه دهد که اصحابِ صُفّه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید بردهها را بفروشم و پول آنها را صرف کمک به آنها کنم». پیامبر درعوض، ذکری که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان میآموزد. گویند علی هیچ گاه پیش از خواب، گفتن این ذکر را ترک نمیکرد.[۵۸] .
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعّال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کردهاند، و او را اهل زُهد و کنار نهادن امور دنیا ندانسته اند. دانش حقوقی فاطمه و دادخواهی او نشانهٔ حضورش در امور اجتماعی است.[۵۹] در نبرد احد وی خون را از زخمها و شمشیر پدرش پاک میکند و به روایت واقدی زنانِ مداواکنندهٔ مجروحان را رهبری، و برای کشتگان مسلمان سوگواری میکند.[۶۰] . به نظر میرسد که فاطمه تنها در سه کار سیاسی مهم دخالت داشته که در همه منابع شیعه و سنّی، هرچند به روایات گوناگون، ثبت شدهاست. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع دلیرانه از علی پس از درگذشت محمّد و مخالفت با گزیدن ابوبکر به خلیفگی و منازعات خشن با عمر، و سرانجام ادّعای مالکیت بر میراث پدر و ستیهندگی با ابوبکر بهویژه دربارهٔ فدک و سهم خیبر که ابوبکر کلّاً نپذیرفت.[۶۱] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
رویداد خانه فاطمه زهرا و جانشینی محمد
رویداد خانهٔ فاطمه (به عربی: حَرْقِ دار)، به روایاتی اشاره میکند که براساسش ابوبکر پس از برگزیدگی به خلیفگی مسلمانان همراهِ گروهی ازجمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانهٔ علی میرود و آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبه رو میشود. بهنوشتهٔ ویلفرد مادلونگ پس از این که در سَقیفه با ابوبکر همچون خلیفه بیعت میشود، علی و هوادارانش که عباس بن عبدالمطلب و بنیهاشم و زبیر از ایشان بودند در خانهٔ فاطمه گرد میآیند.[۶۲] عمر «تهدید» میکند که اگر پیروان علی بیرون نیایند و با ابوبکر بیعت نکنند، خانه را به آتش میکشد. نشانه هایی هست که پس از خروج حامیان علی، خانهٔ فاطمه تَفتیش شده است.[۶۳] بهعقیدهٔ لَئورا وِچّا وَلیِری، حتی اگر به این داستان شاخ وبرگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد، ریشهٔ تاریخی آن را نمیشود نادیده گرفت.[۶۴] . سید جعفر شهیدی، نویسندهٔ شیعه، تهدید به آتشزدن را تأیید میکند. از نظر او با توجه به اینکه شیعیان یا گروههای سیاسی موافقشان در نخستین سالیان هجرت نیرویی نداشته اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن مینماید. بهعلاوه میگوید که بعضی از این روایات در نوشتارهای مَغربِ اسلامی هم آمده است.[۶۵] اما در این باره که «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزردهاند»، یا «میخواسته اند با زور به درون خانه راه یابند و او که پشت در بودهاست، صدمه دیده» مینویسد «در آن گیرودارها ممکن است چنین حادثه هایی رخ داده باشد».[۶۶] به گفتهٔ دنیس سوفی، روایتِ طَبَری از گفتهٔ ابوبکر در بستر مرگ که «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشودهبودم» به طور غیرمستقیم به این معناست که خانهٔ فاطمه ممکن بوده بهزور باز شدهباشد.[۶۷] .
پس از درگذشت پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر، خلیفهٔ وقت، ازیکسو و فاطمه و عباس، عموی محمّد، ازسوی دیگر بر سر اموال محمّد به وجود آمد. به گفتهٔ ولیری، این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خِیبَر بود. فاطمه و عباس ادعای تَمَلُّک و بهارثرسیدن این اموال را داشتند. اما ازسویدیگر ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد، با این استدلال که پیامبر به او گفته است که اموال او به ارث نمیرسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان میدهد که در طی دو مرحله، فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحلهٔ اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت.[۶۸] در برخی منابع اهل سنت مانند طبری به مصادرهٔ فدک، اعتراض فاطمه، پاسخ ابوبکر و خشم فاطمه نسبت به او اشاره شده یا برخی مانند بلاذری مفصّلتر موضوع را نقل کردهاند. اما بیشتر آنها از دید میراث به آن نگریسته اند و با گزارش گفتهٔ ابوبکر موضوع را ختم کرده اند و گاهی تا جایی پیش رفتهاند که گفته اند فاطمه پس از شنیدن استدلال ابوبکر از اعتراض دست کشید. ازسویدیگر، پژوهشگران شیعه براساس منابع اهل سنت، گزارشهای احتجاجهای فاطمه زهرا را نقل کرده اند. آنان برپایهٔ همین منابع نشان دادهاند که پس از مصادرهٔ فدک به دست ابوبکر، فاطمه زهرا بارها با او و در منظر عمومی احتجاج کرده است. در یکی از این گزارشها که در حضور مُهاجِر و اَنصار انجام شده، فاطمه گفته که فدک هِبِهٔ پیامبر است و بر این گفتهٔ خویش، علی، حسن، حسین و اُمِّاَیْمَن را شاهد آورد؛ و پس از آن ادامه داده که حدیث مورد استناد ابوبکر را نه تنها کسی نشنیده، بلکه برخلاف نَصِّ صریح قرآن است. اما این استدلالها مورد اعتنا واقع نشد.[۶۹] . ویلفرد مادلونگ میگوید ابوبکر بدین ترتیب، نه تنها اموال خاندان محمّد را از اختیار آنها درآورد، بلکه اظهار کرد که اگر آنها نیاز مالی داشته باشند صدقه بگیرند. این کار در مخالفت قطعی با سنّت محمّد بود که خاندانش را بهجهت موقعیت طَهارَت از پذیرش صدقه منع کرده بود. همچنین، بدینترتیب پرداخت سهم ویژهٔ خُمس آنها از غنائم و فَیْء هیچ توجیهی نداشت. علاوه برآن، این حدیث که ابوبکر طرح کرد، به ابوبکر این اعتبار را میداد که محمّد به او دستورهای ویژه ای برای خلافت پس از خود دادهاست. چنانکه عایشه میگوید، فاطمه پس از آن ابوبکر را ترک کرد و تا شش ماه بعد که از دنیا رفت با وی سخن نگفت. علی نیز، فاطمه را شبانه دفن کرد و به خلیفه اطلاع نداد.[۷۰] بهطور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه است و آنها توسط ابوبکر غصب شده است.[۷۱] سید جعفر شهیدی، از افراد غیرشیعه ای چون ابن ابِی الْحَدید و نَقیبِ بَصْری یاد میکند که به نقل رویداد خطبهٔ فَدَکیّه پرداخته اند. او با این استدلال که این افراد اهل سنت مُعْتَزِلی سودی از جعل این روایات نمی بردند، رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح میداند.[۷۲] . افزون بر این احتجاجها، گزارشهای واگذاری مجدد فدک به فاطمه یا فرزندان او در کتابهای تاریخ و حدیث اهل سنّت و شیعه، دلیل روشنی بر حقانیّت دعوی فاطمه از سوی پژوهشگران شیعه دانسته شدهاست، مانند گزارش نوشتن سندِ مالکیّتِ فدک برای فاطمه از سوی ابوبکر،[یادداشت ۳] و پس از او، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه در دوره های گوناگون توسط عُمَر بن عبدُالعَزیز اُمَوی، سَفّاح عباسی، مَهدی عباسی و مَأمون عباسی. برخی از اهل سنّت، مصادرهٔ فدک را اجتهاد دانسته اند. اما شیعه با توجه به اینکه این مصادره، تنها مصادرهٔ ابوبکر بوده و ازسویدیگر بخششهای فراوانی از بیت المال برای مستحکم کردن خلافت در منابع گزارش شده، با نکوهش این کار، رنجاندن فاطمه را که با توجه به حدیث پیامبر، مساوی با رنجاندن خدا و پیامبر اوست گناهی بزرگ از سوی ابوبکر دانسته اند.[۷۳] . دنیس سوفی مینویسد احادیثی که بر دخیل بودن فاطمه در رویدادهای پس از درگذشت پیامبر دلالت دارند، باوجود جانب دارانه بودنشان حاوی مقداری حقیقت هستند. به ایندلیل که اهل سنّت نتوانستند بهطور کامل آنچه را که به وضوح برای بازسازی تاریخ شان زیان آور بود محو کنند: این مسئله که فاطمه با ابوبکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته است، اینکه فاطمه هیچ گاه او را بهخاطر کارهایش نبخشید، و اینکه درگذشت او برای مدتی احتمالاً به خواست خود فاطمه مخفی نگاه داشته شد تا مانع سرپرستی ابوبکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه آمیز است، این است که این پنجرهٔ کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته شده یا کوچک شمرده شده، ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تأکید شده است.[۷۴] . پس از حجة الوداع، محمّد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده اش است که پس از درگذشتش به وی ملحق خواهد شد. محمّد چند روز پس از آن درگذشت. فاطمه بسیار غم زده گشت[۷۵] و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین مینماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشتهاست، آشتی میکند. اما اکثریت منابع چنین مینویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود.[۷۶] رسول جعفریان بر این باور است که تردیدی در خشمگینبودن فاطمه زهرا نسبت به ابوبکر و عمر به خاطر موضوع فدک و جانشینی پیامبر نیست؛ و فاطمه بیرضایت از آنان از دنیا رفت.[۷۷] .
آیات نازله در شأن حضرت فاطمه
آیه مباهله: واقعه مباهله واقعه ای مربوط به سال نهم یا دهم هجری است. وقتى مسیحیان نجران از روى لجاجت و عناد سخن پیامبر را درباره یگانگى آفریدگار و شخصیت حضرت عیسی علیه السلام نپذیرفتند، آیه نازل شد که: «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ»". سوره آل عمران، آیه ۶۱" پس هر کس با تو درباره عیسی در مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان (و کافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. پیامبر صلی الله علیه و آله در موعد مقرر به همراه خویش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، حضرت فاطمه سلام الله علیها و دامادش حضرت علی علیهالسلام را آورد.[۶۱] . علامه طباطبایی در مورد آیه مباهله می گوید: رسول خدا در مقام امتثال این فرمان از «انفسنا» به غیر از علی و از «نسائنا» بجز فاطمه و از «ابنائنا» بجز حسنین (علیهم السلام) را نیاورد. معلوم میشود برای کلمه اول به جز علی علیه السلام و برای کلمه دوم به جز فاطمه سلام الله علیها و از سوم بجز حسنین علیهماالسلام مصداق نیافت و گویا منظور از «ابناء» و «نساء» و «انفس» همان اهل بیت رسول خدا بوده، همچنان که در بعضی روایات به این معنا تصریح شده، بعد از آن که رسول خدا نامبردگان را با خود آورد عرضه داشت: «بارالها ایناناند اهل بیت من»، چون این عبارت میفهماند پروردگارا من بهجز اینان کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم.[۶۲] . این مطلب را نقلی از روایت مباهله که زمخشری از علمای اهل سنت در تفسیر کشاف از عایشه نقل می کند تایید می نماید: حضرت رسول(ص) در روز مباهله بیرون آمد و عبایی از موی سیاه پوشیده بود چون امام حسن رسید، او را در ذیل عبای خود جای داد، سپس امام حسین رسید، او را نیز در ذیل عبای خود جای داد، و پس از آن، فاطمه و سپس علی؛ آنگاه گفت: «...إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا...»"سوره احزاب/آیه۳۳" (ترجمه: جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند.)[۶۳] (برای تفصیل رجوع شود به مقاله «مباهله).
آیه تطهیر: منظور از آیه تطهیر بخش دوم آیه ۳۳ سوره احزاب/۳۳ است که می فرماید: «...انَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا». . این آیه بیان می کند که اراده خداوند بر این امر تعلق گرفته است که اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله از هر رجس و پلیدی پاک باشند. تعبیر «یُطهِّرکم» در پى «لِیُذهِبَ عَنکم الرِّجسَ» تأکیدى بر طهارت و پاکیزگى به دنبال دور شدن پلیدىها است و «تَطهِیرًا» که مفعول مطلق است نیز تأکیدى دیگر براى طهارت به شمار مىرود. «الرِجسَ» که با الف و لام جنس است، هر گونه پلیدى فکرى و عملى اعم از شرک، کفر، نفاق و جهل و گناه را دربر مىگیرد.[۶۴] مطابق با روایاتی که در منابع شیعه[۶۵] و برخی از منابع اهل سنت[۶۶] آمده است، منظوراز اهل البیت علیهم السلام؛ خمسه طیبه یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند.
آیه مودّت: آیه موّدت بخشی از آیه ۲۳ سوره شوری است که می فرماید: «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی...». سعید بن جبیر از ابن عباس نقل کند وقتى که این آیه نازل شد، گفتند: یا رسول اللّه اقربا و خویشاوندان شما چه کسانى هستند که مودّت و دوستى آنها بر ما واجب گردیده است؟ فرمود: على و فاطمه و حسن و حسین.[۶۷] (برای تفصیل رجوع شود به «آیه موّدت)
سوره کوثر: مطابق با نقل ابن عباس، شأن نزول سوره کوثر آن است که عاص بن وائل پیامبر را نزد درب مسجد الحرام ملاقات نمود و با او گفتگو نمود. گروهى از بزرگان قریش در مسجد الحرام نشسته بودند، هنگامی که عاص بن وائل وارد بر افراد قریش شد در مسجد از او سؤال نمودند که با چه شخصى گفتگو و صحبت مى نمودى؟ عاص پاسخ داد: با «ابتر» سخن می گفتم. و این سخن را بدین علت گفت که در همان ایام فرزند پیامبر از خدیجه بنام عبداللّه وفات نموده بود و کسی که پسر نداشت را ابتر و مبتور مى نامیدند (یعنی کسی که از او نسلی باقی نمی ماند).[۶۸] . این سوره کوتاهترین سوره قرآن است و متن آن چنین است: « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ * إِنَّا أَعْطَینَاک الْکوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّک وَانْحَرْ * إِنَّ شانِئَک هُوَ الْأَبْتَرُ»؛ اى پیامبر، ما به تو خیر و برکت فراوان (فاطمه) عطا کردیم، کنون در برابر این نعمت بزرگ، براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن، مسلّما دشمن تو که مى گوید صاحب فرزندى نخواهى شد و بلا عقب خواهى ماند، خود او ابتر و بلا عقب است. مفسران گویند ظاهر آنست که بمناسبت شأن نزول سوره، مراد از کوثر، کثرت نسل باشد و منظور از آن فاطمه زهرا سلام اللّه علیها است که چهار فرزند مانند حسن و حسین علیهما السّلام و دو دختر داشت و از آنان نیز فرزندانى بسیار بوجود آمدند.[۶۹] .
سوره انسان: در شأن نزول مشهور سوره انسان از ابنعباس آمده است: حسن و حسین علیهماالسلام بیمار شدند. پیامبر صلى الله علیه و آله به همراه جمعى اصحاب به عیادت آنان آمدند و به على علیه السلام پیشنهاد کردند تا براى شفاى فرزندان خود نذر کند. حضرت على و حضرت فاطمه علیهماالسلام و کنیزشان (فضه) نذر کردند که اگر آنها شفا یابند سه روز روزه بگیرند. حسنین علیهماالسلام از بیمارى شفا یافتند (و آنان روزه گرفتند در حالى که) چیزى در خانه آنان نبود. على علیهالسلام از شمعون خیبرى سه صاع جو به قرض گرفت. فاطمه علیهاالسلام یک صاع آن را آرد کرد و ۵ قرص نان پخت. هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: سلام بر شما اى خاندان محمد صلى الله علیه و آله بىتوانى مسلمان هستم، غذایى به من دهید، خداوند به شما از غذاهاى بهشتى عطا کند. آنان مسکین را بر خود مقدم داشتند و در آن شب جز آب ننوشیدند. روز دوم را همچنان روزه گرفتند و به هنگام افطار یتیمى بر در خانه آمد و غذاى خود را به وى دادند. در سومین روز نیز به هنگام افطار اسیرى بر در خانه آمد و آنان سهم غذاى خود را به او بخشیدند. صبح هنگام امام على علیه السلام دست حسنین علیهماالسلام را گرفته به نزد پیامبر آورد. پیامبر صلى الله علیه و آله آنها را مشاهده کرد که از شدت گرسنگى مىلرزیدند. فرمود: مشاهده چنین حالى در شما براى من بسیار دشوار است، سپس برخاست و به همراهى آنان وارد خانه فاطمه علیهاالسلام شد و دخترش را دید که در محراب ایستاده در حالى که از شدت گرسنگى شکم او به پشت چسبیده و چشمهایش به گودى نشسته است. پیامبر صلى الله علیه و آله ناراحت شد. در همین هنگام جبرئیل فرود آمد و گفت: اى محمد این سوره را بگیر. خداوند با چنین خاندانى به تو تهنیت مىگوید، آنگاه سوره هل اتى (انسان) را بر او خواند.[۷۰] (برای تفصیل رجوع شود به شأن نزول سوره انسان)
فضایل حضرت فاطمه
برخی از فضایل و مناقب حضرت فاطمه علیهاالسلام طبق روایات چنین است: اشتراک حضرت فاطمه علیهاالسلام با پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین و حسن و حسین علیهم السلام در مقام عصمت و طهارت بلکه طبق روایات آن حضرت عصمت کبرای الهی است . اشتراک حضرت صدیقه سلام الله علیها با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود و توقف در مسجد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در جمیع حالاتشان. مادر ائمه اطهار علیهم السلام است. هنگام ولادت فاطمه علیهاالسلام نور او تمام خانه هاى مکه را فراگرفت. نام گذارى زهرا علیهاالسلام از طرف خداوند متعال مى باشد. نام فاطمه بر ساق عرش و درهای بهشت درج شده است. جنگ و یا صلح با آن حضرت مانند جنگ و صلح با پیامبر و على و حسنین است. سیده ى زنان عالم است. دوستى و دشمنى با او مانند دوستى و دشمنى با پیامبر است. آن حضرت محدَّثه است، یعنی فرشتگان با او سخن میگفتند. شیعیان آن حضرت به بهشت بشارت داده شده اند. مخالفان حضرتش به هلاکت میافتند. در روز قیامت همانند پدر و همسر و فرزندانش سواره محشور میشود. شفیعه کبرای روز قیامت است. حبّ فاطمه علیهاالسلام همانند حبّ همسر و فرزندان معصومش (که اجر رسالت خاتم الانبیاء است)، بر همگان واجب است. با پدر و همسر و فرزندانش در قبّه اى از نور که زیر عرش برپا مى شود و جز پنج تن علیهم السلام کسى را به آن رتبه ى والا راه نیست جای دارد. در صفات و ارزشهاى معنوى هم کفو امام على علیه السلام است. بشر از آدم تا خاتم مأمور به توسل به حضرت صدیقه زهرا علیهاالسلام بوده است. هنگام ورود فاطمه علیهاالسلام به صحنه محشر، از جانب حضرت حق تبارک و تعالى ندا مى شود: «اى اهل محشر نگاهتان را فروافکنید تا فاطمه عبور نماید».[۷۱] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
زن، شخصیت انسانی، نقش، جایگاه و حقوق سیاسی اجتماعی زنان
بر اساس آیات قرآن کریم، زن و مرد از نظر گوهر هستی و حقیقت وجودی، یکساناند و ملاک برتری آنان نه جنسشان، بلکه تقواست. پیامبر اکرم ص دختران را بهترین فرزندان انسان شمرد و امامان معصوم(ع) نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. به اعتقاد امامخمینی با ظهور اسلام، زنان از ستمهایی که در دوره جاهلیت بر آنان میرفت، نجات یافتند و اسلام نه تنها با آزادی زن موافق است، بلکه خود پایهگذار آزادی زن در همه ابعاد وجودی اوست. به اعتقاد امام خمینی، نگرش به زن در عصر پهلوی، نگرشی ابزاری و شیءگونه بود و رژیم میخواست زنان را به منزله کالایی درآورد و به اسم آزادی آنان را به تباهی و فحشا بکشاند اما زنان با یک تحول روحی و فکری درباره سرنوشت خود و خانواده خود و اسلام احساس مسئولیت کردند و توطئه های رژیم و غرب را نقش بر آب کردند و دوشادوش مردان به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداختند. با شکل گیری جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی، نقطه عطفی در بازیابی هویت اصیل زن مسلمان در ابعاد وجودی او و نیز حقوق و وظایف آنان حاصل شد که در اصول ۲۰ و ۲۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شدهاست. در دیدگاه امام خمینی، انقلاب اسلامی باعث نجات زنان از نقشههای دوره طاغوت، آزادی آنان در چارچوب عفت عمومی و دخالت و فعالیت آنان در مسائل کشور و سرنوشت خود شد. در سخن و سیره عملی امامخمینی، از موضوعات مهم و حیاتی در مورد زنان، الگوطلبی و الگوسازی و نقش مهم آن در شکلگیری شخصیت زنان است و ایشان بدین منظور روز ولادت فاطمه زهرا س را روز زن خواند و زهد و تقوا و عفاف ایشان را، سرمشق زنان دانست.
زنان در قرآن
به طور کلی قرآن در حدود دویست آیه مستقیما دربارۀ زنان سخن گفته است. آیاتی که به طور مستقیم به موضوع زنان میپردازند با واژههایی همچون «نساء، اِمرَأة، امّ، مومنات، صالحات، بنات، زوجة، اخت و ...» آمدهاند.[۵] از دیدگاه قرآن، زن و مرد هر دو از یک سرچشمه جوشیدهاند و آن دو را خداوند مستقل آفرید اما طبیعتشان را گوناگون قرار داد.[۶] . بیشتر زنان در قرآن به عنوان مادر یا همسر رهبران یا پیامبران معرفی شده اند. آنها از برخی جنبهها استقلال خاصی از مردان را حفظ کردند. به عنوان مثال، قرآن زنانی را توصیف میکند که قبل از همسرانشان یا زنانی که به طور مستقل با محمد بیعت کردند، به دین اسلام روی آوردند.[۷] . مریم تنها زنی است که در قرآن به نام او ذکر شدهاست. نام دیگران از سنتهای مختلف ناشی میشود. بیشتر زنان در قرآن به عنوان مادر یا همسر رهبران یا پیامبران معرفی شدهاند. آنها از برخی جنبهها استقلال خاصی از مردان را حفظ کردند. به عنوان مثال، قرآن زنانی را توصیف میکند که قبل از همسرانشان یا زنانی که بهطور مستقل با محمد بیعت کردند، به دین اسلام روی آوردند.[۱] قرآن مریم دختر عمران را برتری یافته نسبت به تمام زنان میداند.[۲][۳] .
پیش از بیان روایات باید گفت؛ قرآن بارها اعلام کرده که زن و مرد با یکدیگر در برابر خداوند از جایگاه مساوی برخوردار بوده و ملاک ارزش افراد تقوای آنان است:
آیه ۱۹۵ سوره آلعمران : فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ»؛ «خداوند، درخواست آنها را پذیرفت؛ (و فرمود:) من عمل هیچ عملکنندهای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد؛ شما همنوعید، و از جنس یکدیگر!». [۱] .
آیه ۱۲۴ سوره نساء : وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقیراً»؛ «و کسی که چیزی از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، درحالیکه ایمان داشته باشد، چنان کسانی داخل بهشت میشوند؛ و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد». [۲]
آیه ۴۰ سوره غافر : وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِسابٍ»؛ «هرکس بدی کند، جز بمانند آن کیفر داده نمیشود؛ ولی هرکس کار شایستهای انجام دهد ـ خواه مرد یا زن ـ درحالیکه مؤمن باشد، آنها وارد بهشت میشوند و در آن روزی بیحسابی به آنها داده خواهد شد». [۳]
روایاتی که در شأن و منزلت زن در منابع روایی ذکر شده بسیار است که به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم:
روایتی از امام صادق : هرگاه زن نماز پنجگانه خود را بخواند و روزه ماه رمضانش را بگیرد، و حج خانه خدا را (در صورت استطاعت) انجام دهد، و از شوهر خود اطاعت کند و دارای ولایت امیرمؤمنان علی علیه السلام باشد، پس از هر دری از درهای بهشت که بخواهد داخل بهشت شود».[۴] .
روایتی از امام علی : رسول خدا صلی اللهعلیه وآله از جهاد یاد کرد. زنی به رسول خدا گفت: ای رسول خدا! از این جهاد چیزی برای زنان نیست؟ پیامبر فرمود: برای زن در فاصله حاملگی تا زایمانش و تا از شیر گرفتن فرزندش اجری است چونان اجر کسی که خود را در راه خدا (و جهاد) قرار داده است، پس اگر در این فاصله بمیرد موقعیت شهید را دارد».[۵] .
روایتی از رسول خدا : مردی خدمت پیامبر اکرم ـ صلی اللهعلیه وآله ـ آمد و گفت: همسری دارم که چون به خانه درمیآیم به استقبالم میشتابد و چون بیرون میآیم مرا بدرقه میکند و چون مرا غصهدار میبیند میپرسد که چه غصه ای داری؟ اگر به خاطر روزیت غصه میخوری که دیگری (خدا) آن را برای تو به عهده گرفته است و اگر در ارتباط با امور آخرتت غصه میخوری خداوند بر غصه ات بیفزاید، رسول خدا ـ صلیاللهعلیهوآله ـ فرمود: «خداوند کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران خداست و نیمی از اجر شهیدان از آن اوست».[۶] .
روایتی دیگر از پیامیر : ابوحمزه گوید: از جابر انصاری شنیدم که میگفت: ما همراه پیامبر ـ صلی اللهعلیه وآله ـ نشسته بودیم سخن از زنان و فضیلت برخی از آنان بر بعضی بود. رسول خدا ـ صلی اللهعلیه وآله ـ فرمود: «آیا شما را از بهترین زنانتان با خبر سازم. گفتیم: آری ای رسول خدا! حضرت به ما خبر داد و فرمود: از بهترین زنان شما همان زنی است که در فرزندآوری سستی نکند، بسیار مهرپیشه، پوشیده و خویشتن دار باشد در میان بستگان، وزین و گرانقدر بوده و با شوهرش فروتن باشد. خود را برای شوهرش بیاراید، اما خویشتن را از دید دیگران مصون نگه دارد، به سخن شوهرش گوش فرا دهد و خواهش او را بپذیرد و هنگامی که با او خلوت کند، نیازهای جنسی شوهرش را برطرف کند...».[۷] .
زنان الگو در قرآن
قالَ رسولُ اللهِ صلی الله علیه وآله: خَیْرُ نِساءِ العالَمینَ أربعٌ: مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَخَدیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ، وَفاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، وَآسِیةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ. (مسند أحمد، جلد ٣، صفحه ١٣٥) . عن الإمامالصادق علیه السلام، عن آبائه علیهم السلام، قالَ رسولُ اللهِ صلی اللهعلیه وآله:
«سَیِّداتُ نِساءِ أهلِ الجَنّةِ أربعٌ: مَرْیَمُ بنْتُ عِمرانَ، وَآسِیةُ بنْتُ مُزاحِمٍ، وَخَدیجةُ بنْتُ خُوَیْلِدٍ، وَفاطِمَةُ بنْتُ مُحَمَّدٍ(أمالی الصدوق، صفحه ١٧٤) . در کتاب ذخائر العقبی از ابن عباس از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) چنین نقل شده است: اَرْبَعُ نِسْوَة سَیِّداتُ ساداتِ عالَمِهِنَّ: مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزاحِم، وَ خَدیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد، وَ اَفْضَلُهُنَّ فاطِمَةُ ؛ (چهار زن بانوی بانوان جهان خود بودند: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمّد(صلی الله علیه وآله) و از همه آنها برتر فاطمه(علیها السلام) بود. [5] . در روایات از چهار زن به عنوان بهترین زنان بهشتی یاد شده است. از جمله پیامبر (ص) فرمود: "خیر نساءالجنّهْ ، مریم بنت عمران و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و آسیه بنت مزاحم امرأهْ فرعون". (بحارالانوار، ج 13، ص 162) در روایت دیگر به این تعبیر امده است: " افضل نساء الجنهْ أربع: خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمّد و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم امرأهْ فرعون". (بحارالانوار، ج 13، ص 162). بهترین یا برترین زنان بهشتی: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد(ص) و آسیه دختر مزاحم (زن فرعون) می باشند. مریم، مادر حضرت عیسی(ع) و دختر عمران از پیامبران بنی اسرائیل می باشد. قرآن کریم مریم را در حدّ اعلای ستایش یاد کرده و به پاکی او شهادت داده و نامش را سی و چهار بار ذکر کرده است. از امام باقر (ع) در تفسیر آیة "یا مریم انّ الله اصطفاک و طهرّک و اصطفاک علی نساء العالمین" آمده : " یعنی تو را از نسل پیامبران انتخاب نمود و از تهمت زنا پاک گردانید و به زادن عیسی بدون همسر برگزید" . فاطمة زهرا (س) دختر پیامبر (ص) و همسر امیرالمؤمنین و مادر امام حسن و امام حسین و حضرت زینب و ام کلثوم می باشد. نام های دیگر آن حضرت: صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیّهْ، راضیه، مرضیهْ ، محدّثه و زهرا می باشد. او پنج سال پس از بعثت در مکه متولد شد و هیجده سال و هفتادو پنج روز زیست. پیامبر (ص) فرمود : "فاطمه پاره تن من است. آن که او را بیآزارد، مرا آزرده و دشمنی با او دشمنی با من است". نیز فرمود: "فاطمه سرور زنان اهل بهشت است". هم چنین فرمود: "خداوند به خشنودی فاطمه خشنود میگردد و به خشم او خشم می گیرد". (معارف و معاریف، ج 7، ص 676، با تلخیص ، به نقل از کنز العمال) مریم، مادر حضرت عیسی(ع) و دختر عمران از پیامبران بنی اسرائیل می باشد. قرآن کریم مریم را در حدّ اعلای ستایش یاد کرده و به پاکی او شهادت داده و نامش را سی و چهار بار ذکر کرده است. از امام باقر (ع) در تفسیر آیه "یا مریم انّ الله اصطفاک و طهرّک و اصطفاک علی نساء العالمین" آمده : " یعنی تو را از نسل پیامبران انتخاب نمود و از تهمت زنا پاک گردانید و به زادن عیسی بدون همسر برگزید". (معارف و معاریف، ج 9، ص 306، با تلخیص). حضرت خدیجه، دختر خویلد از نسل عامر بن لؤی است. در جاهلیت خدیجه را طاهره می گفتند و پیامبر او را کُبریَ لقب داد. وی اولین زنی است که اسلام آورد و با ثروت و مالی که داشت، پیامبر را یاری کرد. او زنی عاقله بود. در سنّ چهل سالگی با پیامبر (ص) که در 25 سالگی بود، ازدواج کرد و در شصت و پنج سالگی، سه سال پیش از هجرت در مکّه درگذشت. پیامبر بعد از فوت خدیجه بسیار محزون شد و همواره او را به خوبی یاد می کرد. حضرت خدیجه مادر حضرت فاطمة زهرا (س) می باشد. (معارف و معاریف، ج 5، ص 101، با تلخیص و اضافات) . آسیه دختر مزاحم(همسر فرعون) از زنان شایسته تاریخ است. وی از بنی اسرائیل و از نسل پیامبران بود. قرآن وی را از زنان نمونه یاد کرده است. در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است: "سه نفر حتی یک چشم به هم زدن به خدا و وحی الهی کفر نورزیدند: 1- مؤمن آل یاسین، 2- علی بن ابی طالب ع ، 3- آسیه زن فرعون". آسیه به حضرت موسی ایمان آورد. فرعون او را از این کار منع کرد، ولی آسیه نپذیرفت. فرعون او را به شکنجه کشید و دست ها و پاهایش را با میخ به زمین در میان آفتاب کوبید تا او به شهادت رسید. (معارف و معاریف، ج 1، ص 90، با تلخیص) .
قرآن کریم افزون بر هدایتهای عقیدتی و رهنمودها و پند و اندرزهای اخلاقی و رفتاری که زنان را به گونه عام یا خاص مورد توجه و خطاب قرار داده اند، با هدف تعلیم و تربیت زنان با استفاده از شیوه الگومحور، از برخی زنان به طور مشخص نام برده و با بیان ویژگیهای مثبت یا منفی ایشان، زنان مسلمان را به طور ضمنی به درسآموزی و عبرتگیری از راه و روش زندگی آنان ترغیب کرده است[۱۲۰]. بیتردید در جانب زنان شایسته، حضرت مریم س به عنوان نمونه آرمانی دینداری در قرآن، گوی سبقت را از دیگر زنان ربوده است. مریم زنی است که فرشتگان الهی با وی همسخن میشوند و او را زن برگزیده و پاک خطاب میکنند ﴿وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ﴾[۱۲۱]، با مائدههای آسمانی از وی پذیرایی میشود ﴿فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾[۱۲۲]، خداوند او و فرزندش را نشانه خود معرفی میکند ﴿وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ﴾[۱۲۳] و با تأکید بر ویژگیهایی همچون پاکدامنی و مجاهدت او در عبادت، بارها از او به بزرگی یاد میکند؛ همچنین آسیه، همسر فرعون با صبر و استقامت مثالزدنیاش این حقیقت را عملاً ثابت میکند که زن، بلکه هر انسانی با برخورداری از اراده و اختیار فطری، میتواند در نامساعدترین اوضاع و شرایط اجتماعی، مانند زندگی تحت سلطه همسری چون فرعون نیز، ایمان خود را حفظ کند و به این ترتیب، از سوی خداوند "مَثَل" و نمونهای آرمانی برای انسانهای باایمان مطرح شده است.
در قرآن، زنان دیگری نیز به نیکویی نام برده شده اند که میتوان از حیا و متانت دختران شعیب ﴿فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾[۱۲۴] و برخورد عاقلانه و حکیمانه ملکه سبأ ﴿قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُونَ﴾[۱۲۵].[۱۲۶] نام برد. البته الگوی زن مسلمان در قرآن به زنانی اختصاص ندارد که نامشان به صراحت در قرآن آمده است. با توجه به آیات فراوانی که بر حسب روایات، در بیان شأن و منزلت والای اهل بیت پیامبر(ع) نازل شده اند، از جمله آیه مباهله ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾[۱۲۷]، آیه تطهیر ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾[۱۲۸] و آیاتی از سوره دهر[۱۲۹]، دخت گرامی آن حضرت، فاطمه زهرا(س) نیز الگوی قرآنی زن مسلمان و بر پایه روایاتی از شیعه[۱۳۰] و سنی[۱۳۱] از پیامبر(ص)، برترین زنان عالَم از ابتدا تا پایان جهان است.
قرآن کریم در جانب زنان ناشایسته نیز به همسر نوح و همسر لوط اشاره میکند که به رغم برخوردار بودن از نعمت پیوند زناشویی با دو تن از پیامبران برگزیده و بزرگ الهی، به آرمان آنان خیانت کرده، مسیر باطل را برگزیدند و در نتیجه، مشمول غضب و عذاب خداوند شدند[۱۳۲].
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
تصویر تمثیلی زن در قرآن
قرآن کریم در مورد جایگاه و کارکرد اجتماعی زن از دو تشبیه جالب توجه و تأمل برانگیز استفاده کرده است: نخست، تشبیه زن و مرد به لباس یکدیگر در آیه ﴿هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ﴾[۱۳۳] است که به نقش همسری زن و مرد مربوط میشود. این آیه ظاهرا به این نکته اشاره دارد که همانگونه که لباس، زشتیها و شرمگاههای بدن انسان را میپوشاند و باعث زینت و حفظ آبروی وی میگردد، زن و شوهر نیز از جهت ارضای متقابل غریزه جنسی و جلوگیری از انحرافات و زشتیها همدیگر را میپوشانند و به این ترتیب، زینتی برای یکدیگر تلقی میشوند[۱۳۴]؛ اما برخی از مفسران، واژه لباس را به معنای "سَکن" (مایه سکون و آرامش) گرفتهاند؛ چنان که لباس در آیه ﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا﴾[۱۳۵] را به این معنا دانستهاند[۱۳۶]. مورد دوم نیز تشبیه زنان به کشتزار در آیه ﴿نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ﴾[۱۳۷] است که با نقش مادری زن ارتباط دارد. مفاد این آیه نیز آن است که زنان برای جامعه انسانی به مثابه کشتزار برای افرادند، پس همچنان که افراد انسان برای پرورش دانههای خوراکی و تهیه مواد غذایی در جهت حفظ حیات خود به کشتزار نیاز دارند، جامعه انسانی برای تداوم نوع بشر به زنان نیازمند است؛ زیرا خداوند متعال تکوّن انسان و شکلگیری جسمانی او در این جهان را در رحِم زن قرار داده است[۱۳۸].[۱۳۹]
پیامبر و زنان
حوا : قرآن، نام همسر آدم را مشخص نکردهاست؛ هرچند در روایات نام حوا آمدهاست، و حوا را نخستین زن و مادر نسل بشر میدانند.
مریم مقدس : یکی از زنانی که در قرآن از وی نام برده شدهاست، مریم دختر عمران است؛ قرآن برخلاف انجیل حوادث زندگی مریم را از ابتدای تولد او دنبال میکند، و اینکه زکریا سرپرستی او را برعهده گرفت.[۲۱] در قرآن آمدهاست که از نزد خدا به مریم در محراب عبادت روزی بیحساب رسیده است. همچنین در قرآن، مریم بر تمامی زنان جهان برتری یافتهاست. فرشتگان به مریم به فرزندی به نام عیسی بشارت دادند و مریم باکره، به عیسی حامله شد.[۲۲][۲۳][۲۴] و همچنین در این آیات به حنا مادر مریم مقدس نیز اشاره میکند.[۲۵] . وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ (ترجمه: و (به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برتری دادهاست [آل عمران–۴۲]
جایگاه زن در اسلام
بر اساس آیات قرآن کریم، زن و مرد از نظر گوهر هستی و حقیقت وجودی، یکساناند و ملاک برتری آنان نه جنسشان، بلکه تقواست.[۳۶] اسلام زن را در رسیدن به کمال معنوی برابر دانسته و آزار او را نکوهش کرده[۳۷] و برای آنان حق بیعت قائل شدهاست.[۳۸] قرآن کریم از ظلم و ستم به زنان و زنده به گورکردن دختران جلوگیری کرد و به آنان احترام گذاشت، آنان را صاحب ارث دانست[۳۹] و حجاب را برای مصونیت آنان از نامحرمان واجب برشمرد.[۴۰] . پیامبر اکرم(ص) دختران را بهترین فرزندان انسان شمرد[۴۱] و زنان توانستند در صدر اسلام در صحنههای مختلف فرهنگی و اجتماعی ازجمله در بیعت با پیامبر (ص) در عقبه و بیعت رضوان،[۴۲] در هجرت به حبشه،[۴۳] در هجرت به مدینه[۴۴] و حتی در جهاد با دشمن،[۴۵] همراه با دیگر مسلمانان حاضر شوند. امامان معصوم(ع) نیز همواره برای زنان احترام قائل بودند. امام صادق ع بیشترین خیر و خوبی را در وجود بانوان دانسته است.[۴۶] در مجموع اسلام، مقام و موقعیت انسانی زن را تکریم کرد و زمینه رشد و تعالی او را فراهم کرد و زنان از شخصیت حقوقی، اجتماعی و سیاسی نسبتاً متمایز از گذشته برخوردار شدند[۴۷] و زنانی چون فاطمه زهرا س و زینب کبری س چنانکه امامخمینی خاطرنشان کرده در مقام انسانهایی دارای شأن و منزلت کامل، میتوانند مدارج کمال را طی و در بنای جامعه اسلامی نقش مهمی ایفا کنند.[۴۸] . به اعتقاد امام خمینی با ظهور اسلام، زنان از ستمهایی که در دوره جاهلیت بر آنان میرفت، نجات یافتند[۴۹] و اسلام نه تنها با آزادی زن موافق است، بلکه خود پایه گذار آزادی زن در همه ابعاد وجودی اوست[۵۰] و زنان چون مردان در ساختن جامعه اسلامی شرکت دارند.[۵۱] ایشان بر اساس مبانی اسلامی معتقد است آنچه موجب تفاوت در برخی حقوق زن و مرد شده، مربوط به اقتضائات طبیعی مرد و زن است و بانوان در مسائلی که با حیثیت و شرافت زن منافاتی ندارد، آزادند.[۵۲] .
ارزش انسانی زن
در بینش قرآنی، مرد و زن از منشأ واحدی آفریده شده اند. ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا﴾[۴]، ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴾[۵]، ﴿خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ﴾[۶] بر این اساس، تفاوتی بین زن و مرد از نظر ارزش انسانی، امکان کسب فضایل معنوی و پیمودن راه کمال و دستیابی به قرب الهی وجود ندارد[۷] و معیار برتری همگان نزد خداوند، پرهیزگاری است. ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾[۸] قرآن کریم در بیانی جذّاب، ضمن برشمردن مجموعهای از فضایل مشترک میان مرد و زن، به آمرزش و پاداش بزرگی اشاره میکند که در آخرت برای ﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا﴾[۹] فراهم شده است.
از دیدگاه قرآن، زن این قابلیت را دارد که در کسب فضایل معنوی تا به آنجا پیش رود که همچون مریم(س) از سوی خداوند برگزیده شده و با فرشتگان همسخن شود ﴿وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ﴾[۱۰]، روح الهی در وجود او دمیده شود ﴿وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ﴾[۱۱]، به مقام صدّیقان دست یابد ﴿مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلَانِ الطَّعَامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآيَاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾[۱۲] و به همراه فرزندش عیسی، پیامبر بزرگ الهی آیهای از آیات خداوند به شمار آید. ﴿وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ﴾[۱۳] البته درباره امکان دستیابی زن به مقام نبوّت میان مفسران اختلاف است: بر خلاف بسیاری که این احتمال را منتفی یا بیدلیل دانستهاند، برخی به امکان آن قائل شدهاند[۱۴]. برخی هم با تفکیک میان دو نوع نبوّت، (نبوّت مشتمل بر رسالتی از جانب خداوند به سوی مردم و نبوّت محض که به دخالت در امور اجتماعی نیاز ندارد و به پیوندی وحیانی میان خدا و نبی محدود میشود) احتمال نبوت زنان را در فرع دوم پذیرفته اند[۱۵].[۱۶] .
هدف آفرینش زن
سؤال از هدف آفرینش زن از گذشته های دور مطرح بوده و در پاسخ به آن، دو دیدگاه اصلی هست: دیدگاهی که آفرینش زنان را مانند دیگر جانوران و نیز گیاهان برای بهرهمندی مردان میدانسته و در نتیجه، وجود زن را طفیلی و برای غیر در نظر میگرفته است. این دیدگاه به برخی تفاسیر نیز راه یافته است[۱۷]. دیدگاهی که آفرینش زنان را تنها برای مردان ندانسته است[۱۸]. بنابراین دیدگاه، نفعرسانی زنان به مردان، نه به عنوان هدف غایی آفرینش آنان، بلکه هدفی ثانوی است که در جهت تنظیم مناسبتر روابط انسانها مقدر شده است، چنان که متقابلاً نفعرسانی مردان به زنان از اهداف ثانویه آفرینش مردان است. تدبر در آیات قرآن و احادیث معصومان(ع) تردیدی باقی نمیگذارد که موجودیت زن، موجودیتی مستقل است و از زن نیز همانند مرد، پیمودن مسیر کمال و تعالی خواسته شده است. از میان شواهد بیشمار این مدعا میتوان به خطابهای عام قرآن به انسانها و مؤمنان و از جمله، دو پیام کلی الهی اشاره کرد که بیهیچ تفکیکی میان مرد و زن، غایت آفرینش جن و انس را صرفا پرستش خداوند ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[۱۹] و پرهیزگارتر بودن افراد را معیار گرامیتر بودن آنان نزد خدا ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾[۲۰] معرفی کرده اند. در این باره، تحلیلهایی در مدلول دو آیه قرآن که هدف از آفرینش زوجها را دستیابی به سکون و آرامش معرفی کردهاند ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۲۱]، ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴾[۲۲]، صورت گرفته است. در آیه ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ﴾[۲۳]، هرچند محتمل است خطاب خداوند به مردان باشد و زنان مایه آرامش آنان معرفی شده باشند[۲۴]؛ اما این احتمال برخلاف ظاهر سیاقی آیات قبل و بعد است که در آنها به عموم انسانها خطاب شده است. ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ﴾[۲۵]، ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ﴾[۲۶]، ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ﴾[۲۷]، ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾[۲۸] از سوی دیگر، احتمال اینکه خطاب خدا عام باشد و مردان و زنان به گونه متقابل مایه آرامش یکدیگر معرفی شده باشند[۲۹]، با ظاهر خود آیه کاملاً سازگاری دارد؛ زیرا واژه "زوج" در زبان عربی به معنای همسر است[۳۰] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
زنان در دوره پهلوی
رضاشاه پهلوی با ادعای اصلاحات و تجدد، خواستار حضور زنان در نقشهای اجتماعی بود.[۵۳] کشف حجاب یکی از برنامه های ویژه این برنامه تجددگرایانه بود و حجاب به مثابه رفتاری نابهنجار و مهمترین مانع سعادت و خوشبختی زنان معرفی شد و از سال ۱۳۱۴، کنارگذاشتن آن اجباری گردید.[۵۴] رژیم پهلوی با کشف حجاب، ایجاد برخی مراکز آموزشی برای زنان و دادن آزادی به سبک غربی، سعی میکرد به نظر خود بخشی از جمعیت زنان را به صحنه اجتماع بکشاند[۵۵]؛ اما به دلیل شهرت پهلوی به بیدینی و پایبندی جامعه به اسلام و مخالفت مراجع دینی، نتوانست به همه اهداف خود برسد.[۵۶] . به اعتقاد امامخمینی، نگرش به زن در عصر پهلوی، نگرشی ابزاری و شیءگونه بود و رژیم میخواست زنان را به منزله کالایی درآورد و به اسم آزادی آنان را به تباهی و فحشا بکشاند.[۵۷] ایشان با مفهوم «زن شیءشده» که شرافت و حیثیت زن را از میان میبرد، مخالف بود[۵۸] و اسلام را مخالف بزککردن و شیءشدن و به فسادکشاندن زن و مدافع کرامت، شخصیت و حقوق زن میشمرد.[۵۹] ایشان که با اقدامات فریبنده رضاخان سخت مخالف بود، عمل او در کشف حجاب را «خانمانسوزترین اعمال ظالمانه دیکتاتور» شمردهاست.[۶۰] . در سال ۱۳۴۱ لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی مطرح شد. بر اساس این لایحه، زنان اجازه شرکت در انتخابات و نامزدشدن برای انتخابات را پیدا میکردند.[۶۱] امامخمینی این لایحه را مخالف قانون اساسی و شریعت دانست و بر اساس مبانی فکری خود کوشید از این اقدامات خودسرانه و خلاف قانون حاکم نامشروع جلوگیری کند.[۶۲] . (ببینید: انجمنهای ایالتی و ولایتی) . ایشان در مقطعی در سالهای ۱۳۴۱–۱۳۴۳ حق رأی و انتخاب کردن و انتخاب شدن زنان را مخالفت با اسلام اعلام کرد؛ زیرا آن را تعبیرات فریبنده ای از طرف حاکمان و بانیان وابسته به غرب میدانست که حاصل آن بدبختی و فساد و فحشاست.[۶۳] ایشان با حضور اجتماعی ای که همراه با سوء استفاده های سیاسی و خدشه به کرامت انسانی زن باشد، مخالفت میکرد[۶۴]؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تغییر این شرایط، نه تنها این حقوق را به رسمیت شناخت، بلکه به آن، صورت تکلیف شرعی هم بخشید و حضور زنان در عرصههای انقلاب و دخالت در امور مختلف را به صورت یک وظیفه و حق مطرح کرد.[۶۵] . امام خمینی بر این باور بود که در زمان حکومت پهلوی، به زنان مانند مردان ظلم و ستم شد و زن بیش از مرد از حقوق انسانی و اجتماعیاش محروم بود[۶۶] و رژیم پهلوی با اقدامات ضد فرهنگی و شعار آزادی زنان و بیرونکشیدن آنان از محیط خانه میخواست زنان از تربیت فرزندانی با هویت و شخصیت اسلامی دور شوند و با سپردن آنان به مهد کودک و شیرخوارگاهها، این کودکان در راستای سیاستهای رژیم تربیتشوند و در مسیر اراده او عمل کنند.[۶۷] ایشان با اعتقاد به اینکه این طرح موضوعی فرعی و مقدمهای برای تشدید برنامه های ضداسلامی پهلوی است و اصل نظر، مخالفت و مقابله با اسلام است، ورود زنان به صحنه سیاسی اجتماعی را در آن شرایط، زمینه سازِ گسترش فساد و فحشا دانست و هدف دولت از این امر را نه گسترش مشارکت سیاسی زنان، بلکه گسترش بیبند و باری و فحشا در جامعه و شیطنت برشمرد.[۶۸] ایشان پس از انقلاب در برابر کسانی که خواهان سلب حق زنان در انتخاب کردن و انتخابشدن بودند، تأکید کرد که سلب این حق خلاف شرع است و در رژیم گذشته همه کارهای مجلس حرام بود، نه اینکه اشکالی در شرکت زنان بود و امروز شرکت آنان مانند مردان، عقلی و انسانی است.[۶۹] . به مرور زمان و در سالهای بعد مشخص شد رژیم پهلوی در عمل مجال کمتری به زنان جهت حضور در امور اجتماعی و سیاسی و مسائل روز داد.[۷۰] از دهه پنجاه اندک تحولی در رشد و توسعه آموزشی بانوان ایجاد شد و تعدادی از زنان به نمایندگی مجلس شورای ملی برگزیده شدند؛ ولی مدارج یادشده صرفاً به قشر خاصی از طبقه مرفه و مرتبط با دربار تعلق گرفت و توده مردم از این جریانها بیخبر و به دور بودند.[۷۱] زنانی به مقامات سیاسی دست مییافتند که مطیع بدون چون و چرای سیاستهای محمدرضا پهلوی بودند[۷۲]؛ اما امامخمینی باور داشت با وجود این سیاستها و عملکردهای رژیم پهلوی، زنان با یک تحول روحی و فکری[۷۳] دربارهٔ سرنوشت خود و خانواده خود و اسلام احساس مسئولیت کردند و توطئههای رژیم و غرب را نقش بر آب کردند[۷۴] و دوشادوش مردان به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداختند. ایشان نقش زنان در مبارزات علیه رژیم پهلوی و در روند پیروزی انقلاب اسلامی را بسیار تعیینکننده میدانست[۷۵] و معتقد بود زنان در نهضت اسلامی، پیشگام و پیشرو بودند و پیشاپیش مردان در صفهای تظاهرات علیه نظام طاغوت و استکبار حرکت میکردند[۷۶] و سهم زیادی در کوتاه کردن دست بیگانگان داشتند.[۷۷] .
زنان پس از انقلاب اسلامی
با شکل گیری دولت اسلامی به رهبری امامخمینی، نقطه عطفی در بازیابی هویت اصیل زن مسلمان در ابعاد وجودی او و نیز حقوق و وظایف آنان حاصل شد که در اصول ۲۰ و ۲۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است. در این دوره زمینه حضور فعال و سازنده زن در نظام اسلامی فراهم شد.[۷۸] در دیدگاه امامخمینی، انقلاب اسلامی باعث نجات زنان از نقشههای دوره طاغوت،[۷۹] آزادی آنان در چارچوب عفت عمومی[۸۰] و دخالت و فعالیت آنان در مسائل کشور و سرنوشت خود شد؛ به گونه ای که آنان با حفظ عفت و شرف خود توانستند در تمام امور کشور مانند حضور در نمایندگی مجلس شورای اسلامی حضور یابند و حتی بر اعمال و رفتار دولت نظارت و اظهار نظر کنند.[۸۱] ایشان در ارزشگذاری شخصیت انسانی و اجتماعی زنان، علاوه بر شرایط اجتماعی و مقتضیات جامعه، معیارهایی را بر اساس آموزه های اسلام در نظر میگرفت[۸۲] و معتقد بود شخصیتِ یک انسان را فضایل و ارزشهایی شکل میدهد که اکتسابی و بر اساس اراده خود فرد است؛ بنابراین زن و مرد از حیث انسانی با هم برابرند[۸۳] و کسانی که به بهانه های مختلف از حضور زنان در اجتماع جلوگیری و کارشکنی میکنند، مرتکب گناه کبیره میشوند.[۸۴] . به باور امام خمینی با پیروزی انقلاب، تکتک افراد جامعه به خصوص زنان به تحولی روحی رسیدند که این تحول باعث ورود آنان به عرصه های عمومی، حضور در مناطق جنگی و کمک به مردان، فداکردن جان خود و جان فرزندان خود برای اسلام و نهراسیدن از مسائل ناگوار و خطرها شد.[۸۵] ایشان همچنین بر نقش و فعالیت زنان در جنگ تحمیلی تأکید میکرد و آنان را پشتیبان مردها میخواند[۸۶] و زنان علاوه بر حضور در صحنه، نقش هدایتگری، پشتیبانی روحی و تشویق مردان را نیز بر عهده داشتند.[۸۷] . امام خمینی حضور زنان در فعالیتهای فرهنگی، اقتصادی، کشاورزی، صنعت و هنر را از برکات انقلاب اسلامی میدانست[۸۸] و معتقد بود پس از انقلاب، ایران تبدیل به محل تعلیم و تربیت سالم شد و زنان با حفظ عفت و شرف مشغول فعالیت دینی، سیاسی و اجتماعی شدند.[۸۹] ایشان انقلاب اسلامی را فرصتی میدانست که زنان باید از آن برای رشد فضائل اخلاقی خود و تربیت کودکان و جوانان استفاده کنند.[۹۰] .
نقش زنان در جامعه اسلامی
زنان به دلیل داشتن روح لطیف و عاطفه عمیق، مکمل مردان در ساختن زندگی بهشمار میروند و اگر این ویژگی زنان در قالب صحیح خود ایفای نقش کند، هم در صحنه جامعه و هم در صحنهگردانی میتواند نقشآفرین باشد.[۹۱] در جامعه اسلامی، زن هم مدیر خانواده است و هم مربی فرزندان و هم همسری برای مرد است.[۹۲] . با بررسی سخنان امامخمینی میتوان برای زنان دو نقش انسانسازی و مسئولیت اجتماعی قائل شد: زن مظهر انسانسازی: امامخمینی ضمن ایجاد خودباوری و اعتماد به نفس در زنان، آنان را همانند قرآن انسانساز معرفی میکرد و معتقد بود اگر زنانِ انسانساز از ملتی گرفته شوند، آن ملت رو به فروپاشی خواهند رفت.[۹۳] به اعتقاد ایشان زن مبدأ همه سعادتهاست و پرورشدهنده و مربی بزرگ زنان و بزرگمردان است و به تعبیر ایشان از دامن زن است که مرد به معراج میرود.[۹۴] در نظام تربیتی امامخمینی نهاد خانواده جایگاه ویژهای دارد و مبدأ بروز و ظهور عواطف انسانی و رکن اصلی جامعه است و زن عنصر اصلی تشکیل خانواده محسوب میشود و نقش اساسی و زیربنایی دارد[۹۵] . (ببینید: خانواده) . ایشان به زن در جایگاه مادر توجه کرده و معتقد است زن باید در محیط خانه، مایه آرامش و آسایش فرزندانش باشد و در دامن پرمهر خود فرزندان سالم از لحاظ جسمی و روحی تربیت کند[۹۶] و صلاح و فساد یک جامعه از صلاح و فساد زنان سرچشمه میگیرد . [۹۷] . )ببینید: مادر) . مسئولیتهای اجتماعی: امامخمینی معتقد است زنان در حفظ اسلام و نهضت اسلامی مسئولاند[۹۸] و باید بر آنچه در جامعه و نظام اسلامی میگذرد و تلاش برای حسن اجرای امور، نظارت فعال و متعهدانه داشته باشند.[۹۹] ایشان نقش زنان را در حفظ و پایداری اسلام و کشور مؤثر میدانست و حضور فعال آنان در اجتماع را ارزش برمیشمرد و ضمن تکریم و تحسین زنان، آنان را عضوی فعال در صحنههای مختلف معرفی میکرد و از آنان میخواست همانند مردان با حضور در جبهه علمی و فرهنگی[۱۰۰] و با مشارکت فعال و سالم در اجتماع و صحنههای مختلف جامعه از قبیل فرهنگ، سیاست و اقتصاد از کشور و اسلام دفاع کنند[۱۰۱] و در کنار مردان در امر سازندگی و پیشرفت کشور تلاش کنند تا ملتی مستقل و آزاد بسازند[۱۰۲]؛ البته با این تأکید که شخصیت اجتماعی و کرامت انسانی زن مسلمان و حضور سازنده او در جامعه، تنها با حفظ همه جهات شرعی ازجمله حفظ شرف و عفاف و حجاب، ممکن است[۱۰۳] و از اینرو همواره بر حجاب زنان تأکید میکرد[۱۰۴] . (ببینید: حجاب و نگاه) .
زنان الگو
در دوره حکومت پهلوی، زن غربی الگوی زن متمدن مطرح میشد؛ الگویی که اساس آن، آزادیهای نامحدود و حذف الزامات اخلاقی در حضور و تعاملات اجتماعی بود.[۱۰۵] در سخن و سیره عملی امام خمینی، از موضوعات مهم و حیاتی در مورد زنان، الگوطلبی و الگوسازی و نقش مهم آن در شکل گیری شخصیت زنان است.[۱۰۶] امامخمینی، خدیجه کبری س را زنی شایسته و الگو میخواند که در آن شرایط دشوار نخستین زنی بود که به پیامبر اکرم ص ایمان آورد[۱۰۷]؛ چنانکه با اشاره به دشواریهای تحمیلشده بر مردم در جریان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و کمبود و گرانی کالاهای ضروری، به زنان توصیه کرد با اقتدا به خدیجه کبری (س) در استقامت در برابر دشمنان اسلام و محاصره اقتصادی مسلمانان به دست کفار قریش در شعب ابیطالب، سختیها را بر خود هموار سازند و در ادامه افزود مسلمانان در آن شرایط دشوار برای ادامه زندگی مشک را در آب نهادند و برای استفاده از چربی، آن مشک را میمکیدند.[۱۰۸] ایشان همچنین فاطمه زهرا س را نمونه زن عالم و الگوی برازنده و فراگیر میخواند و معتقد بود ایشان زنی است که دارای تمام هویتهای کمالی انسان[۱۰۹] و دارای فضایل همتراز با فضایل پیامبر اکرم ص و خاندانش است[۱۱۰]؛ بنابراین زن مسلمان با تمسک به این الگو به مرتبه والایی از تعالی اخلاقی، روحی و معنوی دست مییابد.[۱۱۱] . امام خمینی با توجه به اهمیتی که برای جایگاه زن قائل است، روز ولادت فاطمه زهرا س را روز زن خواند و زهد و تقوا و عفافی ایشان را، سرمشق زنان دانست.[۱۱۲] ایشان معتقد بود از دامن چنین زنی، دختری تربیت میشود که در مقابل حکومتهای ستمگر میایستد و آنان را محکوم میکند[۱۱۳] . (ببینید: حضرت فاطمه زهرا س). چنانکه به اعتقاد امام خمینی زینب کبری س در نقش پرچمدار بزرگ نهضت حسینی و چهره ای سیاسی و انقلابی از زن مسلمان، الگوی عملی و ملموس زنان خواهد بود و زن مسلمان باید با تمسک به این الگوها و با حضور خود در عرصههای مختلف جامعه ازجمله حضور در جبهه جنگ حق علیه باطل در حفظ اسلام بکوشد[۱۱۴] حضرت مریم ع، مادر حضرت عیسی ع از دیگر زنان شایسته و برتر در نظر امامخمینی است. ایشان از مریم (ع) به مریم عذرا و صدیقه حورا یاد کرده و صلوات و سلام خداوند را بر وی که با نفخه الهی چنین فرزند بزرگی را به تشنگان رحمت الهی تسلیم کرد، فرستاده است[۱۱۵]؛ نیز یادآور شده قرآن کریم، مریم (ع) را منزه و پاک شمرده و از حریم مقدس وی در برابر مخالفان دفاع کرده[۱۱۶] و به سخنان ناروای بدخواهان پاسخ داده است[۱۱۷]؛ چنانکه آن حضرت را همانند اولیا و انسانهای کامل، شایسته تجسم فرشته خداوند بر وی شمرده است[۱۱۸] و از اینرو از مسیحیان جهان میخواهد که دَین خود را به مسلمانان ادا و از مظلومیت آنان دفاع کنند.[۱۱۹] .
منزلت زن
از دیدگاه قرآن، زن و مرد هویت یکسان داشته و از موهبتهای الهی به یک میزان برخوردارند. این دو مایه ی عفت و آرامش یکدیگرند. اما تفاوتهای انکار ناپذیری نیز بین این دو وجود دارد. اگر به نظام حقوقی اسلام به صورت مجموعه توجه شود، روشن میشود که اختلافات حقوقی بین زن و مرد در اسلام دقیقا بر واقعیت و حکمت استوار است و هریک به میزان برخورداری از حقوق، به وظایفی نیز مکلّف گشته اند.
جایگاه اجتماعی زن در اسلام
هر چند نقش زنان در خانواده و حضور او در آن مؤثر و از اهمیّت ویژه ای برخوردار است، اما حضور او در جامعه در حد ضرورت و برطرف ساختن نیازهای جامعه در حد واجب کفایی "پزشکی، تدریس و..." و با توجه به اصل عفاف بدون اشکال است. برخی از نکاتی که درباره جایگاه اجتماعی زن باید مد نظر داشت از قرار زیر است.
در اسلام زن، علاوه بر مسئولیت اداره خانه و تربیت فرزندان که از مهمترین وظایف اوست، در بسیاری از مسئوولیتهای اجتماعی با مردان شریک است و انجام این وظیفه خواه و ناخواه او را از حصار خانه به صحنههای اجتماعی میکشاند، که این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که از وظایف دیگر اوست منافات ندارد بلکه او را در بهتر انجام دادن مسئوولیتهای اجتماعی و سلامت روانیاش یاری میکند. [۱] . اسلام در هیچ زمینه سخت گیری نکرده است. و در همه شرایط مصالح فرد و اجتماع را در نظر گرفته است. یرید اللهُ بکم الیسر ولایرید بکم العسر[۲]. خداوند راحتی را برای شما میخواهد سختی را نمیخواهد.[۳] . خداوند در قرآن درباره کیفیت حضور زنان در نزد نامحرم و اجتماع میفرماید: لایُبدینَ زینتهنّ الاّ ماظهر منها [۴] . زینت خود را بیش آن مقدار که نمایان است (دست و صورت) آشکار ننمایند. [۵] . در زمان پیامبر اکرم صلّی اللهعلیه وآله وسلم زنانی به ایشان درخواست بیعت کردند ایشان فرمودند برگردید و آنچه برایتان واجب است را حفظ نمائید و دستانت را بپوشانید و بعد برای بیعت حاضر شوید. [۶] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
حضرت زهرا سلام اللهعلیها و بعد از رحلت پدر بزرگوارش (صلّی اللهعلیه وآله وسلم) مسئوولیت سنگینی را برعهده داشتند ایشان نتوانستند در مقابل بدعت و نوآوری جامعه آن روز آرام و خاموش بنشینند، و برای دفاع از ولایت و اسلام در برابر مهاجرین و انصار در مدینه همراه و یاور همسرشان بودند، ایشان برای اخذ حق خود با عفاف و حجاب کامل در مسجد حاضر شدند و بین زنان و مردان پرده کشیدند. [۷] . و از پس پرده به سخنرانی مشغول شدند. شخصاً در مساجد و مکانهای عموم در برابر زنان انصار و مهاجر حاضر شدند و حجت را بر آنان تمام کردند و از آنها یاری میطلبید. با همه اینها آن حضرت خانه داری و انجام تکالیف منزل را سعادت بزرگی میدانستند، زمانی که ابتدای زندگیشان پدر بزرگوارشان (صلّی اللهعلیه وآله وسلم) کار را بین او و علی علیه السّلام تقسیم نمودند. حضرت فاطمه زهرا (سلام اللهعلیها) میفرمایند: تنها خدا میداند که چقدر خوشحالم، زیرا پیامبر مرا از پذیرفتن وظایف خارج از منزل و کاری که برای مردان است آزاد و راحت ساخت، اما با این حال هرگاه وظیفه الهی ایشان بود که در جامعه حاضر شوند با اصل عفاف و حجاب کامل وارد جامعه میشدند. مثلاً در دوران حضرت علی (علیه السّلام) مسجد ایشان و مسجد حضرت علی (علیه السّلام) مشخص و جدا از هم بود که به تبلیغ دین و حدیث میپرداختند و حتی زنان جداگانه در آن مسجد بر جنازهها نماز میگذاردند. [۸] .
زن در قبال منکرات اجتماعی مکلّف است، و وظایف بسیاری دارد تا نه تنها حرکتهای مثبت و منفی همجنسان خود را هوشیارانه بنگرد و تحرکات سیاسی آنها را در نظر داشته باشد بلکه در خودسازی و پاکسازی فکری جامعه نیز مسئول است. «کلکم راع و کلکم مسؤولٌ عن رعیته» بنابراین زن با امر به معروف و نهی از منکر کردن زنها میتواند فضای اجتماعی سالم و معنوی سازد. با توجه با ظرافتی که در سرشت و خلقت زن وجود دارد آنها نمیتوانند همانند مردان مسؤولیت حرفهای پرمشقت و سنگینی را پذیرا باشند، چون آنها موجودی حساس آفریده شده اند. انّ المراةَ ریحانةٌ لیستْ بقهرمانة [۹] . حضرت علی (علیه السّلام) میفرماید: زن گلی از گلزار زندگی است نه قهرمان.
نگاهی تاریخی به فعالیت زن در جامعه
زنان با ایمان و متدین در دوران پیامبر و امامان ما نیز در عرصههای مختلف اجتماعی فعالیت بسیاری داشتند. زنانی بودند که برای تحقیق و پرس و جو در باره عقاید مذهبی مسافت زیادی را طی میکردند تا به خدمت رسول خدا برسند و مسائل خود را عرضه دارند. در مساجد و اماکن عمومی به تدریس و بیان مسائل شرعی میپرداختند. [۱۴] . و نیز در کارهای پزشکی (از جمله قابلگی) برای زنان و همسر پیامبر و امامان دیگر پرستاری میکردند. [۱۵] . در جنگ خیبر همراه پیامبر اکرم صلّی اللهعلیه وآله وسلم حضور داشتند و برای دفاع از دین در زمینههایی به پرستاری و طبابت و آب رسانی خدمت میکردند، این افراد از شیعیان خالص نزد امیرالمؤمنین علیه السّلام به شمار میرفتند. [۱۶] . اما تمام این موارد در قالب پوشش کامل و عفاف اسلامی و در حد ضروری بوده است. پس الان هم زنان میتوانند با رعایت عفاف و در حد ضرورت وارد جامعه شوند. خداوند درباره پوشش زن در جامعه میفرماید: ای پیامبر به زنان و دختران مؤمن خود بگو، که خودشان را با چادر بپوشانند آن برای این است که آنها با عفت شناخته شوند و از تعرض و جسارت مردان بوالهوس آزار نکشند و آن امر برای آنان بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است. [۱۷] [۱۸] .
تفاوتهای زن و مرد در وظایف و حقوقی که دارند همواره مورد بحث بوده است. ثمرهی مباحث در دو دیدگاه متقابل ارایه شده است. در یک دیدگاه، زن از سطح انسانیت تنزل میکند و صورت ابزار و وسیله به خود میگیرد. از سوی دیگر، دیدگاهی نیز هیچ تفاوتی بین زن با مرد قایل نمیشود و معتقد است زن در همهی زمینهها همتای مرد است. این همان فمینیسم است. این نوشتار بر آن است تا با توجه به کاستیهای دو دیدگاه یاد شده به تحقیق وتبیین دیدگاه قرآن در این باره بپردازد. در میان اقوام و دانشمندان گذشته نظر بسیار بدبینانه ای نسبت به زن وجود داشته است. افلاطون، با جرئت و تهور فراوان، از ورود زن به هر کاری و از برابری زن و مرد در همه ی موقعیتها پشتیبانی میکرد. اما ارسطو، که با تعصبات روزگار خود بیشتر سازگار بود، زن را ناقص میدانست و به عقیده ی او طبیعت آنجا که از آفریدن مرد ناتوان است، زن را میآفریند. زنان و بندگان، از روی طبیعت، محکوم به اسارت اند و به هیچ وجه سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند. [۱] .
آگوستین قدیس قائل بود: زن حیوانی است که نه استوار است و نه ثابت قدم، بلکه کینه توز است و زیانکار و منبع همه مجادلات و نزاعها و بی عدالتیها و حقکشیها. [۲] . بعضی از پیروان فروید معتقدند: زن خدمت قابلی به فرهنگ بشر نکرده و در هیچ فنی موقعیتی به دست نیاورده است جز در شستن و بافتن و آرایش کردن که فنون جنبی است و مجاهدهای برای پوشانیدن دستگاههای جنسی و جلب مرد. [۳] . در تورات کنونی آمده است که وجود زن، طفیلی وجود مرد است و از دنده ی چپ مرد آفریده شده است. [۴] . در مقابل نظریه های افراطی، نظر بسیار خوشبینانه ای نیز نسبت به زن وجود دارد. گاندی میگوید: هیچ یک از شرارتهایی که مرد مسئول آن است، چنان پست و مفتضح و خشن نبوده که توهین به نیمه ی برتر انسانیت. جنس زن را ضعیف تر نمیدانم، چون اصیل تر از مرد است. حتی امروز هم زن تجسم ایثار، رنج کشیدن خاموش، فروتنی، ایمان و معرفت است. شهود زن اغلب صادق تر است تا تصور خود بینانه ای که مرد از دانش برتر خود دارد. [۵] . زن در نزد مصریان مقام والایی داشت تا جایی که تسلط زن و مادر شاهی بر تسلط مرد یا پدر شاهی غلبه داشته است. [۶] .
اسلام تنها دینی است که شخصیت و حقوق زن را در ابعاد گوناگون و با توجه به توانمندیها و وظایفی که دارد منظور کرده است. گوستا ولوبون میگویدکه اسلام اولین مذهبی است که در اصلاح حال زنان و ترقی و تعالی آنان قدمهای خیلی وسیعی برداشته است. زیرا این مطلب مسلم است که در میان تمام مذاهب و اقوامی که قبل از اسلام آمده اند وضع و حالت زیاده از حد ضایع و خراب بوده است. اینک لازم است موضع اسلام را در اینباره از متن قرآن جویا شویم. از دیدگاه قران سرشت زن و مرد یکسان بوده و این دو دارای هویتی یکسان اند. قرآن میفرماید: یا اَیُّهاالنَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ منْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ منْها زَوْجَها وَبَثَّ منْهُما رجالاً کَثیراً وَ نِساءً...؛ [۷] . ای مردم از پروردگارتان پروا کنید، آن که شما را از یک نفس آفرید و از آن نفس واحد، همسر او را و از آن دو مردان و زنان بسیار پدید آورد . در آیه ی دیگر آمده است: هُوَ اَلّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ منْها زَوجَها لِیَسْکُنَ اِلَیْها؛ [۸] . اوست که همه ی شما را از یک تن آفرید و از آن یک تن، زنش را آفرید تا به او آرامش یابد . از منظر قرآن، خلقت زن مایه ی آرامش مرد است.
وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً لِتَسْکُنوُا الَیْها؛ [۹] . و از نشانههای قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید، تا به ایشان آرامش یابید . علامه طباطبایی در تفسیر این آیه میگوید: معنای آیه این است که برای سود رساندن به شما از جنس خودتان همانند آفرید، چرا که هریک از زن و مرد دارای جهاز تولیدمثل است که با همراهی جنس دیگر کارش به ثمر میرسد و با کار هردو، مسئله تولید و تکثیرمثل به انجام میرسد، بر این اساس، هریک به تنهایی نقص دارد و به قرین خود نیازمند است و از مجموع این دو، یک واحد تام حاصل میشود. به جهت همین نیاز و نقص هرکدام به سمت دیگری حرکت میکند و زمانی که وصلت حاصل گشت، آرام میگیرد. زیرا هر ناقصی به کمال خود شائق است و هر نیازمندی به چیزی که رفع نیازش کند، میل دارد. این همان میل جنسی است که در این دو قرین نهاده شده است. [۱۰] .
برخورداری از مواهب یکسان : قرآن کریم بعضی از موهبتهای الهی را به انسان، صرفنظر از جنسیت، نسبت داده است، از جمله: لَقَدْ خَلَقْنَا الْانْسانَ فی اَحْسَن تَقْویم؛ [۱۱] . ما انسان را در بهترین ساختار خلق کردیم. در آیه دیگری میفرماید : فَاَقِمْ وَجْهَکَ لِلدّین حَنیفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدّینُ القَیِّمُ وَ لکِنَّ اَکْثَرَ النَّاسِ لایَعْلَمُونَ؛ [۱۲] . پس تو ای رسول، مستقیم روی به جانب آیین پاک اسلام آور و پیوسته از طریق دین خدا که فطرت خلق را بر آن آفریده است پیروی کن که هیچ تغییری در خلقت خدا نباید داد. این است آیین استوار حق ولیکن اکثر مردم از حقیقت آن آگاه نیستند.
برخورداری از امکانات یکسان : امکاناتی را که خداوند خلق کرده است، برای انسان است و طبق جنسیت تقسیم صورت نگرفته است: اَلّذی جَعَلَ لَکُمُ اْلاَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بناءً وَ اَنْزَلَ منَ السَّماء ماءً فَاَخْرَجَ به منَ الثَّمَرات رزْقاً لَکُمْ؛ [۱۳] . آن خدایی که برای شما زمین را گسترد و آسمان را برافراشت و فرو بارید از آسمان آبی که به سبب آن بیرون آورد میوههای گوناگون برای روزی شما .
عمومیت هدف آفرینش : آیاتی که هدف آفرینش را بیان میکند عمومیت دارد، از جمله: الّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ اَیُّکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ؛ [۱۴] . خدائی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکوکارتر است و او مقتدر و آمرزنده است». همچنین: «وَ مَنْ عَمِلَ صالحاً مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً؛ [۱۵] . هرکس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدای آرد، ما او را در زندگانی خوش و باسعادت زنده میگردانیم.
تساوی عمل و پاداش : در صورت تساوی عمل زن و مرد، پاداش این دو یکسان خواهد بود: فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ اِنّی لا اُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی؛ [۱۶] . پس خدا دعاهای ایشانرا اجابت کرد که البته من که پروردگارم عمل هیچکس از مرد و زن را بی مزد نگذارم.
ستودن مطلق اهل علم و دانش : خداوند اهل علم و دانش را ستوده و فرقی بین زن و مرد قایل نشده است: یَرْفَعِ اللّهُ الّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالّذینَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ؛ [۱۷] . خدا مقام اهل ایمان و دانشمندان عالم را رفیع میگرداند.
یکسان بودن اهداف انبیاء : یکی از مهمترین اهداف انبیاء، تزکیه و تعلیم انسانها است و در این خصوص فرقی بین زن و مرد نیست: کَما اَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکّیکُم وَ یُعَلِّمُکُمْ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ. [۱۸] . چنانکه رسول گرامی خود را فرستادیم که آیات ما را برای شما تلاوت کند و نفوس شما را از پلیدی و آلودگی جهل و شرک پاک و منزه گرداند و به شما تعلیم شریعت و حکمت دهد و از او بیاموزید هرچه را نمیدانید. در تعدادی از روایات علاوه بر تعابیر عام نسبت به زنان تصریح صورت گرفته است، از جمله: قال النبی (صلی الله علیه وآله وسلم: طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة. [۱۹] . فراگیری دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
تساوی فراگیری احکام شرعی : از منظر فقیهان امامیه فراگیری احکام شرعی مورد ابتلا بر هر زن و مردی واجب است: یجب علی کل مکلف فی عباداته و معاملاته ان یکون مجتهداً او مقلداً او محتاطا. [۲۰] . واجب است بر هر مکلفی در عبادتها و معاملهها یا مجتهد باشد و یا مقلد و یا به [احتیاط] عمل نماید. زنان بسیاری از اصحاب و یاران پیامبر و ائمه، اهل فضل و دانش بودند. مجلس تفسیر زینب در کوفه هنگام حکومت حضرت علی، نمونه بارزی از این امر است. [۲۱] . همچنین برخی از زنهای منسوب به فقها و عالمان، صاحب اجازه نقل حدیث و اجتهاد بوده اند مانند ام علی، همسر شهید اول و آمنه بیگم دختر مجلسی اول. و در تاریخ معاصر، شهیده بنتالهدی صدر و بانو مجتهده اصفهانی از مصادیق بارز زنان اهل فضل و دانش بوده اند. [۲۲] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
تساوی در کسب مدارج معنوی : از دید قرآن، در کسب مدارج معنوی و تحصیل تقوا، فرقی بین زن و مرد نیست. یا اَیُّها النَّاسُ اِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ اُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ اَتْقاکُمْ؛ [۲۳] . ای مردم ما همه شما را از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسند. بزرگوارترین شما نزد خدا باتقوی ترین مردمند.
بهره مندی زن و مرد از فضیلت جهاد : یکی از ارزشمندترین مفاهیم و اعمال دینی جهاد در راه خداست تا جایی که جهاد برای حفظ کیان اسلام بر زن و مرد واجب است. [۲۴] . زن و مرد از فضیلت جهاد بهره میبرند: لا یَسْتَوی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤمِنینَ غَیْرُ اُولی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهمْ فَضَّلَ اللَّهُ اَلْمُجاهِدینَ بَاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلّاً وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی فَضَّلَ اللَّهُ اَلْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ اَجْراً عَظیماً؛ [۲۵] . هرگز مومنانی که بیهیچ عذری مانند نابینایی، مرض فقر و غیره از کار جهاد باز نشینند با آنانکه به مال و جان کوشش میکنند، یکسان نخواهد بود. خدا مجاهدان فداکار با مال و جان را بر بازنشستگان، بلندی مقام و برتری بخشیده و همه اهل ایمان را وعده نیکو فرموده و مجاهدان را بر بازنشستگان با اجر و ثوابی بزرگ برتری داده.
شراکت در بعضی ارزشها : آیه زیر بیان کننده ارزشهایی است که زن و مرد در آن شراکت دارند و در این آیه از مردان و زنان به نیکی یاد شده است: اِنّ الْمُسْلِمینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤمِنینَ وَ الْمؤمِناتِ وَ الْقانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصَّادِقینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرینَ وَ الصَّابِراتِ وِ الْحافِظینَ فُرُجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللّهَ کَثیراً وَ الذَّکِراتِ اَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْراً عَظیماً؛ [۲۶] . همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان و مردان و زنان اهل طاعت و مردان و زنان راستگوی و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خداترس خاشع و مردان و زنان خیرخواه مسکیننواز و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، برای همه آنها خدا مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است.
تکمیل خلقت زن و مرد بر دیگری : خلقت زن و مرد هر کدام برای تکمیل دیگری است: هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ و اَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛ [۲۷] . آنان [۲۸] . جامه ستر و عفاف شما و شما (مردان) نیز لباس عفت آنها هستید. در تفسیر المیزان آمده است: ظاهر از لباس همان معنای معروف آن است. لباس آن چیزی است که انسان به آن بدنش را میپوشاند و دو جمله از قبیل استعاره است. زیرا هر یک از زوجین دیگری را از دنبال گناه رفتن و شایع ساختن آن، باز میدارد. پس هرکدام برای دیگری به منزله لباسی است که با آن پلیدی خود را پنهان و عورت خود را میپوشانند. [۲۹] .
یکسان بودن جنس زن و مرد : قرآن حتی جنس زن و مرد را نیز یکسان میداند: وَ اللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَزْواجِکُمْ بَنینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبتِ؛ [۳۰] . خدا برای شما از میان خودتان همسرانی قرار داد و از همسرانتان فرزندان و فرزند زادگان پدید آورد، و از چیزهای پاک روزیتان داد. درآیه دیگر از قرآن آمده است: فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلاَرْضَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً؛ [۳۱] . آفریدگار آسمانها و زمین است. برای شما، هم از شما، همسرانی بیافرید. بعضی مفسرین از این آیه یکسانی و مماثلت جنس زن و مرد را نتیجه گرفتهاند. [۳۲] . علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، نیز این قول را ترجیح داده است. [۳۳] . ممکن است گفته شود در آیات مذکور، هدف از آفرینش زن آرامش و سکون مرد تلقی شده است بهگونه ای که گویا اصل در حیات، مرد است و زن طفیل وجود اوست. اما باید گفت با توجه به ظاهر آیات هریک از این دو جنس به یکدیگر نیاز دارند و آرامش طرفینی است همانگونه که مودت و رحمت برای هر دو طرف است. در استعمالات قرآنی، واژه زوج به معنای همسر بر هریک از زن و مرد اطلاق میگردد و اصولا کلمه زوجه در قرآن به کار نرفته و از نظر لغت شناسان استعمال واژه زوجه برای زن، غیرفصیح است. [۳۴] .
برخورداری زنان از شخصیت کامل : آیات ذکر شده نشان داد که زنان هم چون مردان از شخصیتی کامل و مستقل برخوردارند و در هویت انسانی میان صنف زن و مرد تفاوتی نیست. ویژگیهای انسانی را هر دو به نحو برابر دارا هستند. همانگونه که در قابلیت رشد و تکامل، لغزش و انحراف، آسیب پذیری و آسیبرسانی یکساناند. بهعبارت دیگر، خدای متعال انسان را آفرید، اما برای بقای نسل و تبار وی او را به دو صنف زن و مرد تقسیم کرد. در آنچه لازمه نوع انسانی است هر دو برابرند و در برخی خصلتها و خصوصیتها که لازمه صنف است از یکدیگر متفاوتاند. این تفاوتها چنان نیست که به انسانیت آنها آسیب برسانند. [۳۵] . حقیقت انسان نه مذکر است نه مونث. قرآن کریم میگوید: این دو را از چهره ذکورت و انوثت نشناسید. بلکه از چهره انسانیت بشناسید. در حقیقت انسان را روح او تشکیل میدهد، نه بدن او، انسانیت انسان را جان او تعیین میکند نه جسم او و نه مجموع جسم و جان. [۳۶] . علامه طباطبایی نیز با استدلال فلسفی به وحدت نوعی زن و مرد قایل است. [۳۷] . بنابراین میتوان گفت که هر کمال نوعی را که یک صنف میتواند آنرا بهدست آورد، صنف دیگر نیز قدرت بهدست آوردن آنرا دارد. و از آن جمله کمالی است که به وسیله ایمان به خدا و اطاعت فرمان او حاصل میشود. بهترین و جامعترین تعبیر حاکی از این معنا آیه شریفه ای است که میفرماید: اِنّی لا اُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ؛ [۳۸] .
شخصیت زن از دیدگاه اندیشمندان معاصر
امام خمینی ره در خصوص شخصیت زن قایل است: تمام هویت های کمالی که در انسان مطرح است در زن مطرح است. [۳۹] . علامه طباطبایی در این خصوص میگوید: واقعیت خارجی و تجربه نشان میدهد که زن و مرد دو فرد از یک جوهر واحد به نام انسان میباشند. [۴۰] . ایشان در جای دیگر میگوید: قرآن بیان کرده که هویت زن مانند مرد است هر انسان چه زن و چه مرد، انسان است و در ماده انسانیت مشترک است.[۴۱] . علامه مطهری شخصیت زن را از منظر قرآن اینگونه ترسیم میکند: قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی میفرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدیم. قرآن درباره آدم اول میگوید: همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم... قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدسی از یک زن بزرگ و قدسیه یاد میکند. از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسی و عیسی در نهایت تجلیل یاد کرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنانی ناشایسته برای شوهران ذکر میکند از زن فرعون نیز به عنوان زن بزرگی که گرفتار مرد پلیدی بوده است غفلت نکرده. گویی قرآن خواسته است در داستانهای خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننمایند. [۴۲] . آیت اللّه جوادی آملی زن و مرد را از یک گوهر دانسته و میگوید: آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و همه زنان و مردان مبدا قابلی واحد داشته، چه اینکه مبدا فاعلی همه آنها خدای یگانه و یکتاست و هیچ مزیتی برای مرد نسبت به زن در اصل آفرینش نیست و اگر برخی از روایات عهدهدار اثبات این مزیتاند یا از لحاظ سند نارسا و یا از جهت دلالت ناتماماند و اگر فرضا از هر دو جهت تمام باشند، چون مسئله مورد بحث یک امر تعبدی محض نیست، نظیر مسائل فقهی صرف، نمیتوان آن را به یک دلیل ظنی غیر قطعی ثابت کرد، مگر در حد مظنه و گمان که سودمند به حال مسائل علمی نخواهد بود. [۴۳]
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
انسان باید همیشه به یاد داشته باشد که مادر چه سختیهایی را در دوران بارداری تحمل میکند و در راه حفظ و سلامت او چه فداکاریهایی نموده است. حضرت مسیح علیه السّلام اگر چه بدون پدر تولد یافت، در مقام برشمردن افتخارات خود، نیکوکاری نسبت به مادر را ذکر میکند، و این خود، دلیل روشنی بر اهمیت مقام مادر است. خداوند در قرآن از زبان عیسی علیه السّلام میفرماید: و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا؛ [۱] . خداوند مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبار و شقی قرار نداده است .
مفهوم شناسی : مادر به زنی که یک یا چند فرزند به دنیا آورده باشد، گفته میشود.[۱] معادل عربی آن «اُمّ» است که در اصل به معنای اصل و ریشه هر چیز و ستون آن است[۲] و «والده» از ریشه «وَلَدَ» به معنای زاینده فرزند میباشد.[۳] مفهوم مادر در قرآن کریم به شکلهای مختلفی، به صورت مفرد «اُمّ»[۴] و جمع «اُمهّات»،[۵] «والده»[۶] و جمع «والدات»[۷] بهکار رفته است.
جایگاه، حقوق و نقش مادر در خانواده و جامعه
مادر در اصطلاح، زنی است که یک یا چند فرزند به دنیا آورده باشد. مادر در زبانها و فرهنگهای مختلف، همواره از احترام و تقدس خاصی برخوردار بوده است. امام خمینی در بیان شأن و منزلت مادران، مهربانی و رحمتِ نهفته در دیدگان مادر را پرتوی از رحمت و عطوفت پروردگار دانسته و قلب و جان مادران را آمیخته به نور رحمت ربوبیت او برشمرده است. ایشان شرافت مادری را به دلیل رسالت خطیری که بر دوش مادران است، غیر قابل وصف دانسته است. همچنین مسئولیت مادران را که تربیت فرزند و تحویل یک انسان به جامعه است، با مسئولیت انسانسازی پیامبران ع مقایسه میکرد. امامخمینی با مهمشمردن آثار تربیت فردی در جامعه، خرابی و آبادی کشورها، اصلاح و ایجاد فساد در جامعه، ساخت آینده ملتها و حتی حفاظت از اهداف پیامبران(ع) را وابسته به نوع تربیتی میدانست که در دامن مادران انجام میگیرد. ایشان از همین جایگاه یادآور شد که مرد از دامن زن به معراج میرود.
خداوند در قرآن به زحمات فوق العاده مادر اشاره میکند و میفرماید: و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن؛ [۵] . ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش او را با زحمت روی زحمت حمل کرد. مادران در دوران بارداری، دچار سستی و ضعف میشوند؛ زیرا از عصاره بدن آنان جنین پرورش مییابد. به همین دلیل، مادران در دوران بارداری، گرفتار کمبود انواع ویتامینها میشوند. خداوند در جای دیگر میفرماید: والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین؛ [۶] . مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر میدهند. حق شیر دادن در دو سال شیرخوارگی، مخصوص مادر است و او از کودک خود نگهداری میکند. تغذیه جسم و جان نوزاد در این مدت، با شیر و عواطف مادر، پیوند ناگسستنی دارد و حق نگهداری و سرپرستی را بر عهده او گذارده است.
گر چه در جهان امروز درباره مقام مادر سخن بسیار گفته میشود و حتی در کشور ما روز با شکوهی را به نام روز مادر نامگذاری کرده انده؛ بیستم جمادی الثانی، روز ولادت فاطمه زهرا علیهاالسلام اما متاسفانه وضع تمدن ماشینی چنان است که رابطه پدران و مادران را از فرزندان خیلی زود قطع میکند. در معارف اسلامی، اهمیت فوق العادهای به مقام مادر داده شده است. حتی در کتاب وسائل بابی به این امر اختصاص داده شده به نام: باب استحباب الزیاده فی بر الام علی بر الاب. [۲] . از امام صادق علیه السّلام روایت شده است: جاء رجل الی النبی (صلی اللهعلیه وآله وسلّم) فقال: «یا رسول الله! من ابر؟»، قال: «امک»، قال: «ثم من؟»، قال: «امک»، قال: «ثم من؟»، قال: «امک»، قال: «ثم من؟»، قال: اباک.[۳] . مردی خدمت پیامبر صلی اللهعلیه وآله وسلّم آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! به چه کسی نیکویی کنم؟». فرمود: «به مادرت»، عرض کرد: «بعد از او به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، بار سوم عرض کرد: «بعد ازاو به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد فرمود: به پدرت. در حدیث دیگری آمده است که جوانی برای شرکت در جهاد، آنجا که جهاد واجب عینی نبود نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلّم) آمد. حضرت به او فرمود: «الک والدة؟»، قال: «نعم»، قال: فالزمها فان الجنه تحت قدمها. [۴] . فرمود آیا مادری داری؟ عرض کرد: «آری» فرمود: در خدمت مادرت باش که بهشت زیر پای مادران است.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است: جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله فقال: «یا رسول الله! من أبرّ؟»، قال: «اُمّک»، قال: «ثمَّ من؟»، قال: «اُمُّک»، قال: «ثمّ من؟»، قال: «اُمُّک»، قال: «ثمّ من؟»، قال: أباک. (وسائل الشیعة، کتاب النکاح، أبواب أحکام الأولاد، باب 94، ح 1.63) مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا! به چه کسی نیکویی کنم؟». فرمود: «به مادرت»، عرض کرد: «بعد از او به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، بار سوم عرض کرد: «بعد ازاو به چه کسی؟» فرمود: «به مادرت»، در چهارمین بار که این سؤال را تکرار کرد فرمود: به پدرت. در حدیث دیگری آمده است که جوانی برای شرکت در جهاد، (آنجا که جهاد واجب عینی نبود) نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد. حضرت به او فرمود: "الک والدة؟"، قال: «نعم»، قال: فالزمها فانّ الجنّه تحت قدمها. (جامع السعادات، ج 2، ص 261.65 ، قد روی: «أن رجلا هاجر من الیمن إلی رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله- و أراد الجهاد، فقال له ارجع إلی أبویک فاستأذنهما، فان إذنا فجاهد، و إلا فبرهما ما استطعت، فان ذلک خیر مما کلف به بعد التوحید» و جاء آخر إلیه للجهاد، فقال «أ لک والدة؟» قال: نعم! قال: «فالزمها، فان الجنة تحت قدمها» و جاء آخر، و طلب البیعة علی الهجرة إلی الجهاد، و قال: ما جئتک حتی أبکیت والدیّ. قال: «ارجع إلیهما، فأضحکهما کما أبکیتهما».) فرمود: آیا مادری داری؟ عرض کرد: «آری» فرمود: درخدمت مادرت باش که بهشت زیر پای مادران است. عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)، قَالَ: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ أَبَرُّ؟ قَالَ: أُمَّكَ، قَالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ: أُمَّكَ، قَالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ: أُمَّكَ، قَالَ: ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ: أَبَاكَ». امام صادق (ع) فرمود: مردی به حضور رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله آمده و عرضه داشت: ای رسول خدا! به کدامیک از بستگانم نیکی کنم؟ فرمود: به مادرت. مرد پرسید: بعد از آن؟ فرمود: به مادرت. برای بار سوم پرسید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: مادرت. در نوبت چهارم حضرت فرمود: به پدرت نیکی کن! (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص: 409) . عَنِ النَّبِی (ص) أَنَّهُ قَالَ: الْجَنَّةُ تَحْتَ أَقْدَامِ الْأُمَّهَات ، پیامبر اعظم (ص) فرمود: بهشت زیر قدم مادران است. (نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول (ص) ، ص: 434) . قِيلَ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع): أَنْتَ أَبَرُّ النَّاسِ بِأُمِّكَ وَ لَا تَزَالُ تَأْكُلُ مَعَهَا قَالَ أَخَافُ أَنْ يَسْبِقَ يَدِي إِلَى مَا سَابَقَتْ عَيْنُهَا إِلَيْهِ فَأَكُونَ قَدْ عَقَقْتُهَا. از حضرت امام سجاد علیه السلام پرسیدند: تو که از نیکو کار ترین مردم نسبت به مادرت هستی، چرا با او سر یک سفره نمی نشینی؟ امام فرمود: می ترسم دستم به غذایی پیشی گیرد که پیش از آن چشم مادرم به سوی آن رفته [و می خواهد بردارد] و به همین مقدار نافرمانیش کرده باشم. » (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 101، ص: 93) . قال رسول الله (ص): إِذَا حَمَلَتِ الْمَرْأَةُ كَانَتْ بِمَنْزِلَةِ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْمُجَاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا وَضَعَتْ كَانَ لَهَا مِنَ الْأَجْرِ مَا لَا تَدْرِي مَا هُوَ لِعِظَمِهِ فَإِذَا أَرْضَعَتْ كَانَ لَهَا بِكُلِّ مَصَّةٍ كَعِدْلِ عِتْقِ مُحَرَّرٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ فَإِذَا فَرَغَتْ مِنْ رَضَاعِهِ ضَرَبَ مَلَكٌ عَلَى جَنْبِهَا [جَنْبَيْهَا] وَ قَالَ استأنف [اسْتَأْنِفِي] الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكِ. پیامبر(ص) فرمود: هنگامی که زن باردار می شود در تمام طول مدت حمل به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است و هنگامی که وضع حمل می کند آنقدر خدا به او پاداش می دهد که هیچکس حد آنرا از عظمت نمی داند و هنگامی که فرزندش را شیر می دهد در برابر هر مکیدنی از سوی کودک خداوند پاداش آزاد کردن برده ای از فرزندان اسماعیل را به او می دهد و هنگامی که دوران شیرخوارگی کودک تمام شد یکی از فرشتگان بزرگوار بر پهلوی او می زند و می گوید: برنامه اعمال خود را از نوآغاز کن چرا که خداوند همه گناهان ترا بخشید. (الأمالی(للصدوق)، ص: 411) . قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ ، مَا حَقُّ الْوَالِدَةِ فَقَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لَوْ أَنَّهُ عَدَدَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ قَطْرِ الْمَطَرِ أَيَّامَ الدُّنْيَا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهَا مَا عَدَلَ ذَلِكَ يَوْمَ حَمَلَتْهُ فِي بَطْنِهَا. از رسول خدا (ع) سؤال کردند حق مادر چیست؟ فرمود: هیهات: هیهات: اگر به عدد ریگ های بیابان و قطره های باران در خدمت مادر بایستید معادل یک روزی که در شکم او بوده اید نخواهد بود. (مستدرک الوسائل، ج 15، ص 203) . الامام زین العابدین علیه السلام: فَحَقُّ أُمِّک فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْک حَیثُ لَا یحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَطْعَمَتْک مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لَا یطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَنَّهَا وَقَتْک بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ یدِهَا وَ رِجْلِهَا وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِیعِ جَوَارِحِهَا مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِک فَرِحَةً مُوَابِلَةً مُحْتَمِلَةً لِمَا فِیهِ مَکرُوهُهَا وَ أَلَمُهَا وَ ثِقْلُهَا وَ غَمُّهَا حَتَّی دَفَعَتْهَا عَنْک یدُ الْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْک إِلَی الْأَرْضِ فَرَضِیتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِی وَ تَکسُوَک وَ تَعْرَی وَ تُرْوِیک وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّک وَ تَضْحَی وَ تُنَعِّمَک بِبُؤْسِهَا وَ تُلَذِّذَک بِالنَّوْمِ بِأَرَقِهَا وَ کانَ بَطْنُهَا لَک وِعَاءً وَ حَجْرُهَا لَک حِوَاءً وَ ثَدْیهَا لَک سِقَاءً وَ نَفْسُهَا لَک وِقَاءً تُبَاشِرُ حَرَّ الدُّنْیا وَ بَرْدَهَا لَک وَ دُونَک فَتَشْکرُهَا عَلَی قَدْرِ ذَلِک وَ لَا تَقْدِرُ عَلَیهِ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَ تَوْفِیقِه . امام زین العابدین علیه السلام فرمود: حق مادرت این است که بدانی او تو را چنان برداشته که کسی دیگری را بدان گونه برنگیرد و از میوه دل خود تو را چنان خورانده که هیچ کس دیگری را بدان سان نخوراند و به راستی تو را به گوش و چشم و دست و پای و پوست و تمام اندامهایش (به تمام وجود خود) نگهداری کرده و بدین نگهداری به خوشرویی و دلشادی مواظبت در پیوسته و هر ناگواری و درد و گرانی و نگرانی (دوران بارداری را) تحمّل کرده چنان که دست تطاول (آفات) را از تو دور ساخته و تو را بر زمین نهاده و خرسند بوده است که تو سیر باشی و او خود گرسنه ماند و تو جامه پوشی و او برهنه باشد و تو را سیراب کند و خود تشنه ماند و تو را در سایه دارد و خود زیر آفتاب باشد و با بیچارگی خود تو را نعمت بخشد و با بیخوابی خود تو را لذّت خواب چشاند و شکمش ظرف هستی تو بوده و دامنش پرورشگاهت و پستانش چشمه نوشت و جانش نگهدارت، سرد و گرم دنیا را برای تو و به خاطر تو چشیده است پس به قدرشناسی از این همه او را سپاس گزار، و این قدردانی را نتوانی جز به یاری و توفیق خداوند. (تحف العقول، النص، ص: 263) . قَالَ رَجُلٌ لِرَسُولِ اللَّهِ (ص): إِنَّ وَالِدَتِي بَلَغَهَا الْكِبَرُ وَ هِيَ عِنْدِي الْآنَ أَحْمِلُهَا عَلَى ظَهْرِي وَ أُطْعِمُهَا مِنْ كَسْبِي وَ أُمِيطُ عَنْهَا الْأَذَىَ بِيَدِي وَ أَصْرِفُ عَنْهَا مَعَ ذَلِكَ وَجْهِيَ اسْتِحْيَاءً مِنْهَا وَ إِعْظَاماً لَهَا فَهَلْ كَافَأْتُهَا قَالَ لَا لِأَنَّ بَطْنَهَا كَانَ لَكَ وِعَاءً وَ ثَدْيَهَا كَانَ لَكَ سِقَاءً وَ قَدَمَهَا لَكَ حِذَاءً وَ يَدَهَا لَكَ وِقَاءً وَ حِجْرَهَا لَكَ حِوَاءً وَ كَانَتْ تَصْنَعُ ذَلِكَ لَكَ وَ هِيَ تَمَنَّى حَيَاتَكَ وَ أَنْتَ تَصْنَعُ هَذَا بِهَا وَ تُحِبُّ مَمَاتَهَا. روزی شخصی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گفت: ای رسول خدا! مادرم پیر شده و پیش من زندگی می کند، او را در پشت خود حمل کرده، برای رفع حوائجش به این طرف و آن طرف می برم، و از درآمد خویش نیازهای وی را تامین می نمایم، با دست خود او را از آزار و اذیتها محافظت می کنم، با کمال ادب و تعظیم و احترام با او رفتار می نمایم. آیا زحمات وی را تا حدودی جبران کرده ام؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: نه، زیرا شکم او جایگاه تو، پستانهایش منبع تغذیه تو، قدمهایش وسیله حرکت تو، دستهایش محافظ تو، و آغوش او گهواره ات بوده است. او این همه خدمات را با رضایت خاطر برای تو انجام می داد و آرزو می کرد که تو زنده بمانی؛ ولی تو خدماتی را به وی ارائه می دهی، در حالی که انتظار مرگ او را داری. (مستدرک الوسائل، ج 15، ص 180)
شأن و منزلت مادر
مادر در زبانها و فرهنگهای مختلف، همواره از احترام، تقدس و جایگاه خاصی برخوردار بوده است؛[۸] چنانکه در تورات و انجیل به حرمت پدر و مادر و مقام و منزلت آن دو اشاره شده است.[۹] در فرهنگ و متون اسلامی توجه ویژهای به مادر و پدر وجود دارد. در قرآن چندبار پس از دعوت به بندگی خداوند متعال، به احسان و نیکی به والدین سفارش شده[۱۰] و فرزندان از بیان کوچکترین سخن ناملایم به آنان نهی شدهاند؛[۱۱] چنانکه قرآن به طور خاص به دوران دشوار بارداری مادر، وضع حمل و شیرخوارگی آن اشاره کرده است.[۱۲] در سخنی از پیامبر ص نیز ارزش این دوران سخت با مرزبانی در راه خدا برابر دانسته شده است؛ به طوری که اگر این دوران منجر به فوت مادر شود، نزد خداوند جایگاهی چون شهید خواهد داشت.[۱۳] در سخنی دیگر از پیامبر اکرم(ص)، عظمت این جایگاه و پاداش دوران دشوار آن غیر قابل درک معرفی شده است؛[۱۴] حتی آن حضرت بر احسان و نیکی به مادر بیش از پدر تأکید کرده است[۱۵] و در عین حال خدمات مادر را غیر قابل جبران میداند[۱۶] و این بشارت را به مادران داده که بهشت زیر پای آنان است.[۱۷] امامان معصوم ع نیز بر وجوب نیکی به پدر و مادر تأکید کردهاند و در کنار جهاد در راه خدا، آن را والاترین عمل مؤمن دانسته اند[۱۸] و در این وظیفه، فرقی میان پدران و مادران شایسته و ناشایست نگذاشتهاند.[۱۹] .
توجه امام خمینی ره به مقام مادر
امامخمینی توجه ویژه ای به جایگاه مادر و نقش تربیتی آن در خانواده دارد و در آثار و سخنان خود بارها بر آن تأکید کرده است. ایشان در بیان شأن و منزلت مادران، مهربانی و رحمتِ نهفته در دیدگان مادر را پرتوی از رحمت و عطوفت پروردگار دانسته و قلب و جان مادران را آمیخته به نور رحمت ربوبیت او برشمرده است؛ پروردگاری که مادران را تحمّلی چون عرش در مقابل رنجها و زحمتها از زمان جایگیری نطفه در رحم و دوران بارداری و وقت زاییدن و از نوزادی تا به آخر، داده است؛ رنجهایی که پدران یک شب آن را تحمّل نکرده و از آن ناتوانند.[۲۰]. این است که ایشان یک شبِ مادر را از سالها عمر پدر متعهد، ارزندهتر دانسته و با اشاره به حدیث نبوی(ع) «بهشت زیر پای مادران است»،[۲۱] آن را حقیقتی برشمرده که با چنین تعبیر لطیفی برای بیان بزرگی مادر و هوشیاری به فرزندان ذکر شده، تا سعادت و بهشت را در زیر گامهای مبارک آنان جستجو کنند و حرمتشان را نزدیک حرمت حقتعالی نگه دارند و خشنودی پروردگار را در خشنودی مادران بیابند.[۲۲] . به دلیل رسالت خطیری که بر دوش مادران است، امامخمینی شرافت مادری را غیر قابل وصف[۲۳] و حتی از شرافت پدری بالاتر دانسته[۲۴] و زنان را از این لحاظ مقدم بر مردان برشمرده است؛[۲۵] همچنین خدمت مادر به جامعه را از هر خدمتی بالاتر[۲۶] و آن را بزرگترین خدمت یک انسان به انسان دیگر خوانده است.[۲۷] ایشان همچنین با توجه به شأن والای مادران و اهمیت مسئولیت مهم آنان، شغل مادران را که تربیت فرزند و تحویل یک انسان به جامعه است، با شغل انسانسازی پیامبران(ع) که خداوند در طول تاریخ آنان را برای آن مبعوث کرده، مقایسه میکرد[۲۸] و آن را شریفترین و بالاترین شغل در عالم میدانست.[۲۹] ایشان در این مقایسه خاطرنشان میکند همانگونه که پیامبران ع برای انسانسازی و تزکیه انسان مأمورند، مادران نیز باید درباره فرزندان خود همین مسئولیت را احساس کنند؛ زیرا اساس تربیت از دامان پاک مادران شروع میشود.[۳۰] ایشان همچنین زن را مربی انسانها[۳۱] و پرورشدهنده بزرگمردان و بزرگزنان[۳۲] معرفی کرده از همین جایگاه یادآور شده است که مرد از دامن زن به معراج میرود.[۳۳] . (ببینید: زن)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
نقش مادر در تربیت فرزند
سالهای نخستین زندگی و نوع تربیت کودک در شکل گیری شخصیت، رفتار، عقیده و احساس وی در دورههای بعدی زندگی، بسیار بااهمیت است.[۳۴] در این مرحله حساس که نخستین مرحله اجتماعیشدن فرزند نیز به شمار میرود، عاطفه نقش تعیینکنندهای در تربیت و احساس انطباق و یگانگی کودک با اطرافیان و درونیسازی نقشها و گرایشهای آنان دارد؛[۳۵] همچنین بر رفتارهای اجتماعی و حتی سلامت جسمانی و روانی کودک تأثیرگذار است.[۳۶] از سوی دیگر، رفتار کودک تقلیدی است و شدت تأثیرپذیری او از مادر بسیار است؛[۳۷] چنانکه آثار آن نیز در آگاهی فرد ماندگارتر است.[۳۸] . امامخمینی نیز در تبیین اهمیت نقش حساس مادران به خصوص در تربیت کودکان،[۳۹] همواره با نکتهسنجیهای تربیتی و اجتماعی، دامان مادران را نقطه آغاز، مبدأ اصلی[۴۰] و بالاترین و اثرگذارترین مدرسه در تربیت فرزند[۴۱] میدانست و از اینرو بود که ایشان آداب و تکالیفی را حتی پیش از تولد فرزند متوجه والدین، بهویژه مادران میکرد؛[۴۲] زیرا به دلیل رابطه قوی عاطفی میان مادر و فرزند و شدت دلبستگی فرزند به مادر که از همه علایق بالاتر است، آنان بیش از همه، تحت تأثیر مادر قرار دارند[۴۳] و مسائل را از مادر بهتر یاد میگیرند.[۴۴] ایشان با توجه به این سخن رسول اکرم ص که هر کودکی بر فطرت الهی متولد میشود،[۴۵] کودکان را به ملکوت نزدیک تر و از کدورتها و آلودگیها دور میدانست[۴۶] و تأکید میکرد پرورش صحیح اسلامی باید از کودکی آغاز شود[۴۷] و تربیت فرزند را نباید دست کم گرفت؛ چه بسا که تربیت درست یک کودک مایه پرورش و اصلاح یک کشور و ملت شود.[۴۸] . امامخمینی بر مراقبتهای دوران بارداری و شیردادن، برای تربیت صحیح فرزندان[۴۹] و به آموزش نماز و مسائل شرعی به کودکان از هفتسالگی سفارش میکرد؛[۵۰] زیرا اثر تربیت در دوران کودکی را پایدارتر و ماندگارتر از دیگر دورانهای زندگی شخص میدانست.[۵۱] ایشان همواره ضمن اینکه همه را در تربیت فرزندان مسئول میدانست، نقش تربیت نخستین در دامن مادر را مهمتر و مؤثرتر بر میشمرد[۵۲] و سهم اصلی و اساسی در تربیت کودک را بر عهده مادر میدانست و نقش پدر و دیگر کارگزاران تربیتی همچون معلم و استاد را در مقایسه با نقش مادر در مراتب بعدی اهمیت قرار میداد.[۵۳] ایشان آثار و نمود تربیت فردی را در جامعه مهم میخواند و خرابی و آبادی کشورها،[۵۴] اصلاح و ایجاد فساد در جامعه،[۵۵] ساخت آینده ملتها[۵۶] و حتی حفاظت از اهداف پیامبران ع را وابسته به نوع تربیتی میدانست که در دامن مادران انجام میگیرد؛[۵۷] به همین جهت وظیفه مادری را بزرگ ترین وظیفه ای میدانست که اسلام به آن احترام گذاشته است.[۵۸] . به عقیده امامخمینی پس از خانواده، آموزش و پرورش مهمترین نقش را در تربیت و پرورش کودک دارد و این نهاد باید در کنار آموزش، به وظیفه اصلیاش که تربیت و تهذیب است، عمل کند.[۵۹] ایشان به متصدیان امر تعلیم و تربیت و فرهنگ بهخصوص معلمان سفارش میکرد برای حفظ کشور از آسیبها کودکان را که امانتی در دست آناناند، درست و بر اساس فطرت الهی و تربیت صحیح اسلامی پرورش دهند.[۶۰] . (ببینید: خانواده، معلم، و آموزش و پرورش)
وظایف مادران
امامخمینی با توجه به اهمیت نقش مادران در تربیت فرزندان در چند محور بر مسئولیت آنان تأکید کرده است: الگوبودن و تربیت عملی: امامخمینی به مادران توصیه میکرد معلم فرزندان خود باشند[۶۱] و از همان آغاز به تزکیه فرزندانشان بپردازند و دامان خود را مدرسهای علمی و ایمانی قرار دهند[۶۲] و با مسئولدانستن خود در قبال اعمال فرزندانشان، همواره مراقب گفتار و رفتار خود باشند.[۶۳] ایشان با توجه به پایداری اثر تربیت در دوران کودکی، به مادران توصیه میکرد در خانه فضایی اسلامی و آکنده از صمیمیت و سازش و تفاهم را پدید آورند[۶۴] و با تربیت صحیح و اسلامیانسانیِ فرزندان خود[۶۵] آنان را افرادی بااراده،[۶۶] مؤمن، متقی، متعهد و اسلامی[۶۷] پرورش دهند. حضور عاطفی در کنار فرزندان: امامخمینی تربیت کودک در دامن مادر و نیاز او به مادر را به قدری بااهمیت میدانست که ریشه بسیاری از فسادها، نابسامانیها و مشکلات اجتماعی را نتیجه جداشدن فرزند از دامن مادر و درکنکردن محبت مادری و پیدایش عقدههای ناشی از آن معرفی میکرد و در این خصوص به مادران هشدار میداد.[۶۸] ایشان ضمن اشاره به آثار منفی جداکردن فرزند از دامن مادر، به توطئه رژیم پهلوی برای بی اهمیتکردن نقش مادری زنان و نقش مهم آنان در تربیت فرزند اشاره میکرد که از این طریق تلاش میشد تا با کشاندن زنان در محیطهای اداری و جداکردن فرزندان از دامن مادرانشان، مانع از تربیت انسانهای صحیح و فاضل در دامن مادرانی بافضیلت باشند؛ زیرا آن رژیم نگران پرورش انسانهای صحیحی بود که منافع آنان را به خطر میانداخت.[۶۹] ایشان در عین اینکه از حضور اجتماعی زنان غافل نبود،[۷۰] با توجه به اهمیتی که برای تربیت فرزند در دامان مادر قائل بود، همواره تربیت صحیح فرزند را برای زنان در درجه اولِ اهمیت و شغل اول آنان میدانست.[۷۱] . مراقبت از رفتار فرزندان: امامخمینی با توجه به اهمیت دوره کودکی و نوجوانی،[۷۲] همواره مادران را به هوشیاری و مراقبت از اعمال و رفتار و رفت و آمدهای فرزندانشان،[۷۳] پیگیری وضع درسی آنان[۷۴] و ارتباط متقابل با استادان فرزندانشان،[۷۵] هوشیاری درباره گرفتارنشدن فرزندانشان در دام افراد و گروههای منحرف[۷۶] سفارش میکرد. از سوی دیگر، امام خمینی علاوه بر اینکه به تمامی فرزندان بر حفظ حقوق و احترام مادران[۷۷] و اطاعت و خدمت و جلب رضایت آنان از حیث مادی و معنوی[۷۸] سفارش میکرد، فرزندان شهدا را فراوان به داشتن رفتاری توأم با مهربانی با مادران داغدیده شان تأکید میکرد.[۷۹] ایشان در توصیه ای از همگان میخواست تا مراقب رفتار خود با مادران شهدا باشند که مبادا موجب آزردگی قلب آنان شود.[۸۰]
حقوق فقهی مادر و فرزند
از نگاه فقهی هر یک از مادر و کودک دارای حقوقی می باشند و ازجمله این حقوق که بر اساس فطرت در شرع مقرر شده است شیردادن مادر به فرزند خود است؛[۸۱] حتی در روایتی از پیامبر اکرم ص آمده است گناهان زن با شیردادن بخشیده میشود.[۸۲]. دوره کامل شیردهی، چنانکه در قرآن آمده[۸۳] دو سال کامل است و حداقل آن یک سال و نُه ماه میباشد.[۸۴] . شیردادن مادر به فرزند خود اگر چه از نگاه فقهی بر مادر واجب نیست،[۸۵] اما به دلیل آثار و برکات آن، در رهنمودهای پیشوایان اسلام[۸۶] و نظر کارشناسان تربیتی،[۸۷] مادر در شیردادن به فرزند خود بر دیگران اولویت دارد[۸۸] و در صورتی که فرزند به شیر مادر نیاز داشته باشد جداکردن او از مادر حرام است.[۸۹] در عین حال همانگونه که در قرآن[۹۰] و منابع فقهی[۹۱] آمده است، مادر میتواند برای شیردادن فرزند خود از پدر دستمزد بگیرد؛ چنانکه پرداخت نفقه زن شیرده اگرچه طلاق گرفته باشد، بر شوهر لازم است.[۹۲] امامخمینی نیز بهترین فرد برای شیردادن به کودک را مادر او شمرده است[۹۳] و مادر در شیردادن به فرزند خود بر دیگری اولویت دارد؛[۹۴] چنانکه مادر حق دارد از پدرِ کودک برای شیردادن درخواست مزد کند.[۹۵] ایشان نیز بر مادر واجب نمیداند که فرزندش را حتی در برابر مزد شیر دهد، مگر در شرایطی خاص که مادر موظف است مجانی شیر دهد یا دایه بگیرد.[۹۶] . به زنی که فرزندی را شیر دهد، مانند دایه، مادر رضاعی "مادر شیری" میگویند که با وجود شرایطی، از نگاه شرعی خویشاوندی رضاعی حاصل میشود.[۹۷] تأثیر این نوع خویشاوندی صرفاً در منع ازدواج میان خویشان رضاعی است و آثار دیگرِ خویشاوندی نَسَبی مانند ارث بردن در آن مطرح نیست.[۹۸] فرزندخوانده نیز موضوعی است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است؛[۹۹] البته فرزندخوانده، از پدرخوانده و مادرخوانده ارث نمیبرد و اثری که در خویشاوندی نَسَبی به لحاظ منع ازدواج وجود دارد، در فرزندخوانده نیست.[۱۰۰] . از دیگر حقوق مادران و کودکان، حقِ حضانت است. حضانت یعنی نگهداری و تربیت کودک که بنابر نظر مشهور، چنانکه در برخی روایات آمده[۱۰۱] در پسران تا دوسالگی و در دختران تا هفت سالگی بر عهده مادر است. اگر مادر خواسته باشد کودک را در این مدت نگه دارد، پدر یا ولی طفل در عین حال که بر کودک ولایت دارد، نمیتواند مانع او شود و پدر در هیچ صورتی نمیتواند نفقه کودک را قطع کند.[۱۰۲] امامخمینی نیز بر این حق تصریح کرده است.[۱۰۳] . (ببینید: حضانت) . در ارث نیز، چنانکه در قرآن تصریح شده است[۱۰۴] و فقها ازجمله امام خمینی ذکر کرده اند، پدر و مادر هر دو از فرزند ارث میبرند[۱۰۵] و پرداختن مخارج مادر به هنگام تنگدستی چنانکه امام خمینی نیزگفته برفرزند، اگرتوانایی مالی دارد؛ واجب است.[۱۰۶] بنا بر اصل ۲۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز دولت به حفظ و حمایت از حقوق مادران بهخصوص در دوران بارداری و حضانت از فرزند و نیز دادن قیمومیتِ فرزندان به مادران شایسته در صورت نبودن سرپرست شرعی، موظف شده است.
نقش مادران در انقلاب اسلامی و دفاع
حضور زنان ایرانی در عرصههای سیاسی و اجتماعی سابقه دیرینهای ندارد و آغاز آن به تاریخ معاصر ایران و تحولات منتهی به انقلاب مشروطه بر میگردد.[۱۰۷] اوج این مشارکت در آستانه انقلاب اسلامی ایران به رهبری امامخمینی رخ داد[۱۰۸] که زنان عمدتاً مذهبی به طور خودجوش داخل حوادث و جریانات فرهنگی و سیاسی شده، با شرکت در مجالس مذهبی، اجتماعات و سخنرانیهای سیاسی و نیز راهپیماییها و تظاهرات و پخش اعلامیه[۱۰۹] و حتی زندانی و شکنجه شدن،[۱۱۰] نقش عظیم و مهمی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کردند. این نقش در دفاع ملت ایران در برابر متجاوزان، به ویژه رژیم متجاوز عراق و جنگ تحمیلی هشت ساله، به شکل پررنگ تری خود را نشان داد و علاوه بر اینکه رزمندگان در دامان مادرانی مؤمن و متدین پرورش یافته و خود آنان فرزندانشان را به حضور در جبهه های جنگ تشویق میکرده اند،[۱۱۱] بخش زیادی از همان مادران در جنگ تحمیلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم مشارکت فعال داشته اند.[۱۱۲] . امامخمینی نیز در جریان نهضت اسلامی و دفاع مقدس سهم زیادی برای مادران و زنان قائل بود[۱۱۳] و حتی آنان را پیش قدم[۱۱۴] و معلم مردان[۱۱۵] میدانست. ایشان به نقش بسیار ارزنده مادران در مبارزات نهضت اسلامی، اعم از گرفتارشدن به زندان پهلوی، شرکت در تظاهرات خیابانی، برپایی جلسات سیاسی و تأثیرگذاری بر فرزندانشان در مبارزه با رژیم پهلوی اشاره میکرد[۱۱۶] و همواره در سخنان خود در جمع بانوان، ضمن تشکر از مادرانی که در نهضت و مبارزه شریک بودند، بهخصوص مادرانی که فرزندان خود را از دست دادند،[۱۱۷] به وجود مادرانی که اسلام را با عزم راسخ همراهی کردند، افتخار میکرد و کشور را نیازمند چنین مادرانی میدانست.[۱۱۸] . امامخمینی در تبیین نقش بزرگ بانوان در نهضت اسلامی، این نهضت را در گرو تحولی میدانست که در بانوان ایران رخ داده است؛[۱۱۹] تحولی که باعث چنین رشادتهایی در جریان انقلاب شد و مادران خون فرزندان خود را نثار آبیاری درخت آزادی کردند؛[۱۲۰] مادرانی که در دفاع مقدس و روزهای جنگ نیز نقش فعالی در تشویق و فرستادن جوانانشان به جبههها داشتند[۱۲۱] و با وجود ایثار مال[۱۲۲] و جان فرزندان و عزیزانشان،[۱۲۳] از سلحشوران جبههها ادامه جنگ را طلب میکردند و حاضر به سازش و تسلیم نبودند.[۱۲۴] به تعبیر امامخمینی آنان چون کوهی در مقابل حوادث ایستادگی کردند[۱۲۵] و با غلبه بر مشکلات،[۱۲۶] آنچنان با گشاده رویی و شجاعت معنوی از شهادت فرزندانشان استقبال و ابراز رضایت کردند که انسان را به یاد علیاکبر فرزند امامحسین ع و به یاد حضرت زینب س میانداخت.[۱۲۷] مادران شهدا با الگوگیری از مصیبت دیدگان قیام کربلا، نه تنها در فراق عزیزانشان شِکوه نمیکردند،[۱۲۸] بلکه حاضر بودند دیگر فرزندان خود را نیز در راه اسلام نثار کنند[۱۲۹] و حتی غبطه و دوری از قافله شهیدان را بر زبان داشتند.[۱۳۰] . (ببینید: شهدا) . امامخمینی همچنین با سپاسگزاری از حضور ارزشمند و شجاعانه مادران در جبههها و پشت جبهه ها و پشتیبانی آنان از مجاهدان اسلام،[۱۳۱] در دیدار با مادران شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی، بسیار متأثر میشد[۱۳۲] و ضمن عذرخواهی از این مادران،[۱۳۳] در برابر مشاهده شجاعتها و شهامتهای فوق تصورِ آنان، ابراز کوچکی میکرد.[۱۳۴] ایشان ضمن همدردی با آنان،[۱۳۵] سخن خود را ناتوان از تسلیت به این مادران داغدیده بیان میکرد[۱۳۶] و خود را در غم آنان شریک میدانست.[۱۳۷]
سیره امام خمینی
امام خمینی که خود در دامن زنانی فداکار و شجاع پرورش یافته بود، در طول دورانهای مختلف زندگی شخصی؛ ازجمله در دوران تبعید همواره به فرزندان خود بر رفتار نیکو با مادرشان و جلب رضایت وی توصیه و تأکید میکرد و خیر دنیا و آخرت و رضایت خداوند و خود را در آن میدانست.[۱۳۸] . (ببینید: خانواده امامخمینی) . خدیجه ثقفی، همسر امامخمینی نیز از احترام بسیار ایشان به او که منجر به الگوگیری فرزندان در رفتار محترمانه با مادر میشد و فرزندان را به عظمت جایگاه مادر آگاه میکرد، همچنین از سفارشهای پیاپی ایشان به فرزندان در خصوص رعایت ادب و احترام به مادر یاد کرده است.[۱۳۹] امام خمینی در کارهای خانه نیز فرزندان را به پیشی گرفتن بر مادر توصیه میکرد[۱۴۰] و در صورت مشاهده رفتار تند آنان با مادر، آنان را مؤاخذه میکرد.[۱۴۱] ایشان با وجود مسئولیتهای بسیار سنگین سیاسی، اجتماعی و علمی خود، روز مادر را که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برابر سالروز ولادت حضرت فاطمه ع و روز زن قرار داده شد، فراموش نمیکرد و حتی در چنین روزی در عملی تعلیمی و نمادین برای زنده نگه داشتن ارزش و عظمت مقام مادر، با دادن مبلغی به نوههای خود، آنان را تشویق به خریدن هدیه ای برای مادرانشان میکرد.[۱۴۲] . (ببینید: اخلاق و سیره امامخمینی) . امام خمینی با کودکان نیز رفتار مهربانانه و صمیمی داشت؛[۱۴۳] چنانکه کودکان بسیاری برای امام خمینی نامه مینوشتند و ایشان پاسخ نامهها را به همراه هدایایی میفرستاد.[۱۴۴] ایشان به فرزندان شهدا علاقه ویژه ای داشت[۱۴۵] و آنان را فرزندان اسلام و پیامبر ص [۱۴۶] و نورچشمان[۱۴۷] و فرزندان عزیز خود[۱۴۸] میخواند و در زمینه تحصیل و نیازهای آنان به مسئولان سفارش میکرد[۱۴۹] . (ببینید: شهدا، و سیره امامخمینی)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ولادت حضرت زهرا،روززن ومادر
ادامه مطلب را ببينيد
نقدی بر استانداردهای دوگانه و ضرورت توجه ویژه به اخلاق دفاع در میان محبان اهلبیت(ع)
اخلاق دفاع از مقدسات
مناظره اخیر میان حجج اسلام حامد کاشانی و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، غبار از آینهای زدود و حقیقتی تلخ را پیش چشمان جامعه دینی ما قرار داد.

مناظره اخیر میان حجج اسلام حامد کاشانی و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، غبار از آینهای زدود و حقیقتی تلخ را پیش چشمان جامعه دینی ما قرار داد. موج گستردهای از غیرت و تحسین در برابر دفاع مستند و عالمانه از حریم فاطمی نشان داد رگهای این مکتب همچنان از خون حب اهلبیت(ع) گرم است. اما این رویداد مبارک، پرسشی بزرگتر را به میان آورد: آیا عیار غیرت دینی ما همواره یکسان است یا براساس دستهبندی گروهی و جناحی و پایگاه اجتماعی تغییر میکند؟ این نوشتار نه برای تخریب، که برای آسیبشناسی این درد جمعی است؛ دردی به نام استاندارد دوگانه که میرود تا اصالت دفاع مقدس ما از حریم آلالله(ع) را مخدوش کند.
غیرت گزینشی؛ دفاع از حق یا قبیله؟
وقتی فردی در جایگاه یک روحانی، با استدلالهایی سست، بنیان یکی از مسلمات تاریخی و هویتی تشیع را به چالش میکشد، وظیفه هر شیعه غیوری است که با منطق و برهان به میدان آید. این یک تکلیف ایمانی است. اما آزمون اصلی زمانی آغاز میشود که تعدی به حریم اهلبیت(ع)، نه از اردوگاه رقیب، بلکه از قلب جبهه خودی صورت میگیرد؛ آنگاه که سخنرانی پرمخاطب، با تکیه بر طرفداران انبوه خود برای جذابیت کلام یا از سر جهل، شأن امام معصوم(ع) را تا حد بیان شوخیهایی تنزل میدهد که با عصمت و طهارت آن بزرگواران فرسنگها فاصله دارد. اینجاست که سؤال بنیادین رخ مینماید: چرا فریادهایی که علیه یک منتقد بلند میشود، در برابر خطای فردی که یا از خود میدانیم یا از لشکر سایبریاش واهمه داریم به نجواهایی ترسان یا سکوتی سنگین بدل میشود؟ سکوتی که گاه با عنوان مصلحتاندیشی یا مسامحهگری توجیه میشود. در صورتی که قرآن کریم به ما آموخته است عدالت، اصلی بیقید و شرط است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَیٰ أَنفُسِکُمْ (نساء، ۱۳۵)؛ ای اهل ایمان، همواره به عدالت قیام کنید و برای خدا شهادت دهید، هرچند به زیان خودتان باشد. اگر عدالت ایجاب میکند علیه خود شهادت دهیم، به طریق اولی باید در برابر خطای همسنگرانمان نیز ساکت نمانیم.
تحریف معنوی؛ جراحتی عمیقتر از انکار
استاد شهید مطهری در کتاب گرانسنگ حماسه حسینی به درستی هشدار میدهد خطر تحریف معنوی به مراتب از تحریف لفظی بیشتر است. تحریف لفظی، انکار یک واقعه است؛ کاری که آقای اردستانی در مناظره به سمت آن رفت. اما تحریف معنوی، حفظ ظاهر واقعه اما تهی کردن آن از روح و حقیقتش است. انتساب شوخیهای سخیف و دون شأن به امام معصوم، مصداق بارز همین تحریف معنوی است. این نگاه، امام را از جایگاه اسوه حسنه و الگوی کامل انسانیت، به سطح یک فرد معمولی با ضعفهای گفتاری پایین میکشد. این جراحت، عمیقتر از انکار یک واقعه تاریخی است، زیرا اصل و اساس الگو بودن امام را مخدوش میکند. اگر امام نیز چنین سخن بگوید، دیگر چه نیازی به پیروی از او است؟ سکوت در برابر این تحریف معنوی، به بهانه اینکه گویندهاش قصد بدی نداشته و... خیانتی بزرگ به مکتب است؛ چرا که اولی ریشه را میزند و دومی، شاخه را. اشاره دلسوزانه برخی بزرگان و علما در چنین مواقعی، نباید در هیاهوی طرفداریهای کورکورانه گم شود.
اخلاق دفاع؛ با منطق امیرالمؤمنین(ع)، نه با عصبیت معاویه
و اما مصیبت بزرگتر، روش دفاع برخی از هواداران است. در هر دو ماجرا، شاهد بودیم فضای مجازی به جای آنکه عرصه تبیین عالمانه باشد، به میدان فحاشی، تهمت و ارعاب تبدیل شد. این آفت، در دفاع از چهرههای به اصطلاح مدافع حریم اهلبیت(ع) به اوج خود میرسد و هر منتقدی، حتی اگر عالمی دلسوز باشد، با برچسب و توهین نواخته میشود. اینجاست که باید از خود بپرسیم آیا ما سربازان مکتب امیرالمؤمنین(ع) هستیم یا پیادهنظام لشکر معاویه؟ امیرالمؤمنین(ع) در گرماگرم نبرد، یارانش را از دشنام دادن به دشمن بازمیداشت و راه و رسم گفتوگو را به آنان میآمـوخت.(نهجالبلاغه، خطبه ۲۰۶) آیا میتوان با زبان شمر و منطق ابنزیاد، از حسین(ع) دفاع کرد؟ این بزرگترین تناقض است. دفاع از اهلبیت(ع) باید آینهدار اخلاق خودشان باشد. همانطور که حامد کاشانی در مناظره با اردستانی نشان داد میتوان با ادب، متانت، استدلال پولادین و تسلط علمی، قویترین شبههها را پاسخ داد، بدون آنکه لحظهای از دایره انصاف و اخلاق خارج شد. این روش، هم دفاع از حریم مکتب است و هم تبلیغ عملی آن.
میراثداری عالمانه؛ رسالت امروز ما
این وقایع تلخ، بیش از آنکه نیازمند محکومیت صرف باشند، ما را به یک مکاشفه دردناک اما ضروری فرامیخوانند: ما در حال گذار از پارادایم دفاع احساسی به ضرورت میراثداری عالمانه هستیم. میراثدار، تنها کسی نیست که در برابر مهاجمان به یک گنجینه فریاد میکشد؛ بلکه کسی است که اولاً، خود ارزش آن گنجینه را به عمیقترین شکل ممکن درک کرده و ثانیاً، آن را به زیباترین و متقنترین شیوه به دیگران عرضه میکند. مشکل امروز ما این است که گاهی فریادهایمان برای دفاع، از فهممان از اصل گنجینه بلندتر است.
اینجاست که باید به یک اصل بنیادین در هویت شیعی بازگردیم: اصل تولی و تبری. ما همواره تصور کردهایم تبری، صرفاً بیزاری جستن از اشخاص و دشمنان اهلبیت(ع) است. اما غفلت کردهایم که تبرای عمیقتر، بیزاری از روشها و اخلاق دشمنان ایشان است. چگونه میتوان ادعای برائت از بنیامیه را داشت، اما در عمل، از روشهای آنان در تخریب، تهمت و ارعاب مخالف بهره برد؟ این یک تناقض ویرانگر در هویت ماست. سرباز حقیقی اهلبیت(ع) کسی است که نه تنها از دشمنان ایشان، که از شبیه شدن به دشمنان ایشان نیز بیزاری میجوید. این مرز باریکی است که بسیاری از ما امروز روی آن در حال لغزشیم.
رسالت ما در این عصر، احیای امر اهلبیت(ع) است و خود آن بزرگواران، راه این احیا را به ما نشان دادهاند. امام رضا(ع) در حدیثی نورانی، نقشه راه را برای همیشه ترسیم فرمودند: �رَحِمَ اللّهُ عَبْداً أَحْیا أَمْرَنا... یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَ یُعَلِّمُهَا النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا (عیون اخبارالرضا(ع)، ج ۱، ص ۳۰۷)؛ رحمت خدا بر آن بندهای که امر ما را زنده کند... علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردم زیباییهای کلام ما را بشناسند، بیشک از ما پیروی خواهند کرد. امام نمیفرماید با فریاد و توهین، دشمنان ما را نابود کنید بلکه میفرماید زیباییهای کلام ما را به مردم نشان دهید. بنابراین، دفاع استراتژیک و کارآمد امروز، ساختن یک جبهه تبیین است، نه یک لشکر تخریب. جبهه تبیین در برابر هر تحریف، سخن نابجا و زیادهگوییهای افرادی که تریبون دارد. بهترین پاسخ به شبهه آقای اردستانی و بهترین اصلاح برای خطای فلان سخنران محبوب یا مداح پرطرفدار، تربیت صدها کارشناس چون حامد کاشانی است که با تسلط بر علم، منطق و اخلاق، محاسن کلام اهلبیت(ع) را چنان هنرمندانه عرضه کنند که جایی برای شبهه و تحریف باقی نماند. وظیفه ما ساختن بنایی آنچنان زیبا و مستحکم از معارف اهلبیت(ع) است که هر بینندهای را مجذوب خود کند، نه آنکه تمام انرژی خود را صرف پرتاب سنگ به سوی کسانی کنیم که به این بنای نیمهکاره و غبارگرفته، خرده میگیرند. این تغییر نگاه، همان درسی است که باید از این آزمونها بیاموزیم و رسالتی است که بر دوش تکتک ما به عنوان میراثداران این مکتب نورانی سنگینی میکند.
آقا حساب کردند
در ایام میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) خدام بارگاه رضوی به بیمارستانهای منتخب شهر میروند و صورتحساب برخی از خانوادههای احسان پذیر را با نام مبارک حضرت رضا(ع) و مادرشان تسویه میکنند.
«روستازایی» شیوه جدید زمینخواری
بر اساس آمار رسمی مرکز ملی آمار ایران در سال ۱۴۰۱ به طور کلی ۲۶ درصد از جمعیت کشور در ۶۲ هزار آبادی و روستا ساکن هستند که ۳۹ هزار روستا بالای ۲۰ خانوار جمعیت دارند و ۲۳ هزار روستا دارای جمعیتی کمتر از ۲۰ خانوار هستند.
- شنبه بدون غافلگیری
- چک سفیدامضای دولت برای سرمایهگذاری ایرانیان خارج از کشور
- وزیر صمت از تصویب سند راهبرد پیشرفت صنعتی خبر داد
- آموزش عالی در آستانه تحول جدید
- کیفیت آموزش نباید کم شود
- بخش خصوصی باید انرژی تولید کند نه دولت
- باران، آسمان ایران را شست
- تحول تازه در راه بورس تهران
- بلوغ دیپلماسی ایران - باکو
- همزمان با سالروز تولد استاد فتحالله مجتبایی جلد دوم گفتارهایی در تاریخ و فرهنگ رونمایی میشود
- محیط فضل و آداب
- مناظره دانشگاه آکسفورد: خطر منطقه ای؟! (۴)
- موج دوم بازگشت اجباری دستهجمعی شهروندان ایرانی از آمریکا
- هوای پایتخت؟ قابل قبول!
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
اطلاعیه شرکت پخش فرآوردههای نفتی در خصوص کارت سوخت مالکین چندخودرو
روابط عمومی شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران، اطلاعیه در خصوص تعیین تکلیف کارت سوخت مالکین دارای چندخودرو منتشر کرد.
جوان آنلاین: روابط عمومی شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران، اطلاعیه در خصوص تعیین تکلیف کارت سوخت مالکین دارای چندخودرو منتشر کرد.
در این اطلاعیه آمده است: با توجه به ماده (۴) مصوبه شماره ۱۴۶۸۴۳ مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۰۲ هیات وزیران، نکات زیر را در خصوص نحوه تعریف و انتخاب یک خودرو از سایرخودروهای یک مالک حقیقی برای دریافت سهمیه یارانهای به اطلاع عموم مردم عزیز میرساند:
۱- تعریف چندخودرویی: ماده (۴) مصوبه مزبور صرفا" شامل خودروهای سواری شخصی میشود و سایر وسایل نقلیه موتوری یک شخص (اعم از موتورسیکلت یا خودروهای عمومی متعلق به اشخاص حقیقی) مشمول تعریف گروه چندخودرویی نمیباشد. همچنین در خصوص خودروهایی که مالک آنها بیش از یک نفر است، ملاک اجرای حذف سهمیه چندخودرویی، مالکیت پلاک خودرو خواهد بود.
۲- عدم انتخاب خودرو توسط مالک: در صورتیکه مالک دارای چند خودرو در موعد مقرر یک ماهه نسبت به انتخاب خودروی خود برای دریافت سهمیه در سامانه معرفی شده توسط شرکت ملی پخش اقدام ننماید، کارت سوختی که دارای بیشترین تراکنش در بازه سه ماهه گذشته میباشد به عنوان کارت سوخت دارای سهمیه نرخ اول و دوم تلقی میگردد و باقی کارتهای سوخت مشمول تعریف چندخودرویی ابطال خواهد شد.
۳- وضعیت کارت سوخت خودروهایی که ابطال شده است: صدور کارت سوخت جدید مالکین مشمول چند خودرو که طبق بند ۲ اطلاعیه حاضر کارتهای سوخت ایشان ابطال شده است، براساس نرخ و سهمیه سوم و صرفا با درخواست مجدد متقاضی در سامانه خدمات کارت هوشمند سوخت شرکت ملی پخش قابل انجام خواهد بود.
۴- سامانه اینترنتی شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران: تارنمای خدمات کارت هوشمند سوخت شرکت مزبور به نشانی FCS.NIOPDC.IR از ساعت ۹ صبح روز سهشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۸ به منظور ثبتنام مالکین چندخودرو در دسترس عموم قرار میگیرد. متقاضیان با ورود به سامانه ابتدا با استفاده از پنجره ملی خدمات دولت هوشمند (دولت من) وارد سامانه شده و سپس نسبت به تعریف خودروهای خود با وارد نمودن سریال برگ سبز (سند مالکیت) و پلاک خودرو اقدام مینمایند. پس از آن، در صورتیکه بیش از یک خودرو مشمول دریافت سهمیه یارانهای باشد، نسبت به انتخاب خودروی مدنظر خود جهت تخصیص سهمیه اول و دوم یارانهای مبادرت میورزند.
لشکر مجردها !
تعداد مجردها به نسبت حدود ۴ دهه قبل ۷ برابر شده و به دنبال آن بهطور متوسط ۶.۸ فرزند برای هر زن در آن زمان اکنون به کمتر از ۱.۵ فرزند رسیده است
پشت پرده نگرانی بی بی
لفاظی های نخست وزیر رژیم صهیونیستی علیه کشورمان نه تحلیل امنیتی است نه محصول یک ارزیابی میدانی،او بیش از هر زمانی نگران قدرت گرفتن ایران است
شفا در زیستن با قرآن / به سفارش امام معصوم(ع) قرآن بخوانید تا درهای رحمت گشوده شوند
از نگریستن به سیره و سبک زندگی ائمه اطهار(ع) میتوان به تشخیص و آگاهی رسید که در چه موقعیتهایی چه کنیم و راه به کدام سمت بریم.
گزارش تصویری | اجتماع بزرگ "در پناه مادر" به مناسبت میلاد حضرت زهرا (س)
اجتماع بزرگ خانوادههای مشهدی با عنوان "در پناه مادر" عصر دوشنبه ۱۷ آذرماه به مناسبت میلاد بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) و به همت کانون فرهنگی هنری خیمه الانتظار و هیات قرار در سالن شهید بهشتی مشهد مقدس برگزار شد.
تحرکات اسرائیل برای اجرای یک نقشه ۵ ساله در کرانه باختری
منابع عبری به تحرکات وزیر دارایی رژیم صهیونیستی برای گسترش شهرک سازی ها در کرانه باختری اشاره کردند.
لابی اسرائیل در حال فروپاشی؛ دروغهای استثناءپندارانهی صهیونیستها دیگر خریدار ندارد
دیرزمانی نمیگذرد که چنین انتقاداتی به لابی اسرائیل به عنوان "نظریههای توطئه یهودستیزانه" رد میشد. اکنون اما، یک سازمان برجستهی یهودی همین حقایق را منتشر میکند.
او مرد میدان بود چه در جبهه دفاع چه در عرصه زندگی
روحیه از خودگذشتگی راه شهادت را برای هسرم باز کرد. چون زمانی که دوستشان شهید علیرضا بوستانافروز بعد از اصابت موشک رژیم منحوسصهیونیستی زیر آوار گیر میافتد، آقامرتضی و شهید علیرضا نوری که از بچههای سپاه پاسداران بودند، با شنیدن صدای داد و فریاد شهید بوستان افروز برای کمک به ایشان میروند که در حمله بعدی صهیونیستها هر سه به شهادت میرسند
پرواز قیمتها بالای سر مدیران بیخیال
سند اذعان به شکست ۵۰ ساله سیاست خارجی آمریکا (یادداشت روز)
اخبار ویژه
گزارش تکان دهنده از وضعیت روانی صهیونیستها 280 نظامی خودکشی کردند
توصیه به نفع اسرائیل در پوشش زیست محیطی!
دستور رئیس قوه قضائيه برای برخورد با آشفتهبازار ارز
سوریه، یک سال پس از بشار اسد از تشدید بحرانهای طایفهای تا جولان اشغالگران
نزول رحمت الهی در استانهای مختلف با ورود پیدرپی سامانههای بارشی به کشور
نفتکشهای ایرانی،ترامپ را درجنگ اقتصادی با ایران شکست دادهاند
همه خانواده و نزدیکانم فدای یک لحظه سربلندی سرزمینمان ایران
رد پای سند 2030 در شورای عالی انقلاب فرهنگی(مقاله وارده)
پهپادهای ایرانی دکترین نظامی آمریکا را دچار تغییر کردند
تکذیب امضای کیهان در بیانیه اهالی رسانه کیش
آیتالله خامنهای نقش بسزایی در آگاهسازی مردم نسبت به حقوق زنان و اقلیتها ایفا کردهاند
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
ترجمه و شرح حکمت 169 نهج البلاغه: آشکار بودن راه حق
متن نهج البلاغه
نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح )
وَ قَالَ (علیه السلام): قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِي عَيْنَيْنِ.
و فرمود (ع): براى كسى كه دو چشم بينا دارد، صبح روشن است.
شرح
شرح : پیام امام امیر المومنین ( مکارم شیرازی )شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )منهاج البراعه (خوئی)جلوه تاریخ درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ( مهدوی دامغانی )
نشانه هاى حق آشكار است:
امام(عليه السلام) در اين كلام حكيمانه به كسانى كه حق را با تمام ظهور و بروز آن فهم نمى كنند هشدار مى دهد و مى فرمايد: «صبح براى آنها كه دو چشم بينا دارند روشن است»; (قَدْ أَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِي عَيْنَيْنِ).
اشاره به این که کسانى که چشم بصیرت دارند حق را به خوبى درک مى کنند، زیرا نشانه هاى آن کاملاً آشکار است; خواه این حق به معناى ذات پاک پروردگار باشد آن گونه که قرآن مجید مى فرماید: «(سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِى الاْفَاقِ وَفِى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَىْء شَهِیدٌ); به زودى نشانه هاى خود را در اطراف عالم و در درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است. آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است»(1) و یا این که مراد از صبح قرآن مجید است، همان گونه که مى فرماید: «(قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ); (آرى) از طرف خدا نور و کتاب روشنگرى به سوى شما آمد».(2) یا این که منظور آیین اسلام و آورنده آن باشد آن گونه که قرآن مى فرماید: «(لاَ إِکْرَاهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَىِّ); اکراهى در قبول دین نیست. (زیرا) راه راست از راه انحرافى روشن شده است»(3) و یا این که مراد رسول گرامى اسلام باشد همان گونه که مى خوانیم: «(یَا أَیُّهَا النَّبِىُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِیراً * وَدَاعِیاً إِلَى اللهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً); اى پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و بیم دهنده; و تو را دعوت کننده به سوى خدا به فرمان او قرار دادیم و چراغى روشنى بخش».(4)
یا مقصود خود حضرت (و امامان اهل بیت) باشد، چنان که در زیارت «جامعه» آمده است: «خَلَقَکُمُ الله أنواراً فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقینَ حَتّى مَنَّ عَلَیْنا بِکُمْ». و در خطبه 87 نهج البلاغه نیز به این معنا اشاره شده است. یا این که منظور تمام آنچه گذشت و تمام حقایق عالم هستى است.
قرآن مجید در سوره «اسراء» آیه 72 نیز مى فرماید: «(وَمَنْ کَانَ فِى هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِى الاْخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِیلا); اما کسى که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است در آخرت نیز نابینا و گمراه تر است».
به هر حال این جمله به صورت ضرب المثلى در آمده و واژه «صبح» کنایه از حق و «ذى عَیْنَیْن» کنایه از صاحبان بصیرت و آگاه و واژه «أضاء» اشاره به ظاهر بودن حق است. حال اگر کسانى گمراه شوند به علّت نابینایى آنهاست، یا این که چشم دارند و بر هم مى گذارند یا خفاش صفت از دیدن آفتاب حق به شب هاى تاریک و ظلمانى پناه مى برند. آنها سزاوار هرگونه سرزنش و مجازاتند آن گونه که شاعر پارسى زبان مى گویند:
راه است و چاه و دیده بینا و آفتاب *** تا آدمى نگاه کند پیش پاى خویش
چندین چراغ دارد و بیراهه مى رود *** بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش! (5)
*****
پی نوشت:
(1). فصلت، آیه 53.
(2). مائده، آیه 15.
(3). بقره، آیه 256 .
(4). احزاب، آیه 45 و 46.
(5). سند گفتار حکیمانه: در کتاب دستور معالم الحکم (نوشته قاضى القضاعى از علماى قرن پنجم) حکمت پیش گفته به این صورت آمده است: «ما أوْضَحَ الْحَقُّ لِذی عَیْنَیْنِ» نویسنده مصادر بعد از نقل این سخن از منبع مزبور مى گوید: شاید این روایت ترجیح بر آنچه در کلام سید رضى آمده است داشته باشد. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 142). مرحوم علامه شوشترى در شرح نهج البلاغه خود تصریح مى کند که این کلام حکیمانه به عنوان یک ضرب المثل در کتاب امثال میدانى و امثال ابوهلال عسکرى آمده است. (بهج الصباغة، ج 14، ص 551) مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالى خود این کلام حکمت آمیز را از حضرت در نامه اى که به «شریح» نوشت نقل کرده است: «ما أبْیَنَ الْحَقُّ لِذِی عَیْنَیْنِ» (امالى صدوق، ص 388). در کتب زیاد دیگرى نیز این جمله با تعبیرات مختلفى از آن حضرت نقل شده است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: همراه بـا حکمتهای نهج البلاغه
ادامه مطلب را ببينيد
۶ بیمار طی ۳ هفته فقط در یک بیمارستان مشهد بستری شدند
ماجرای وحشتناک «خرمالو» در اتاق های عمل!
طی ۳ هفته گذشته فقط در یکی از بیمارستان های مشهد،۶نفر به دلیل مصرف خرمالو با پوست، درحالی بستری شدند که ۳ تن از آنان زیرتیغ جراحی قرار گرفتند که دچار بیماری های وحشتناک گوارشی و انسداد روده شده بودند.
به گزارش اختصاصی خبرنگار ارشد روزنامه خراسان، ماجرای وحشتناک «خرمالو» در اتاق های عمل بیمارستانی هنگامی فاش شد که طی روزهای گذشته چند بیمار با علایم دردهای شدید شکمی و روده ای به بیمارستان ۱۷شهریور مشهد مراجعه کردند و بنا به تشخیص پزشکان ، زیرتیغ جراحی قرارگرفتند؛ اما وقتی پزشکان جراح، توده ها را از طریق شکافتن معده خارج کردند، ناگهان با ماجرایی عجیب و رمزآلود روبه رو شدند چرا که توده های مذکور بر اثر مصرف خرمالو با پوست در معده و یا روده ایجاد شده بود.
درهمین حال پیگیری های روزنامه خراسان نشان داد: این ماجرا از سال های گذشته به یک موضوع حاد تبدیل شده است و هنوز پزشکان متخصص در حال تحقیق هستند تا علت اصلی آن را بیابند.
یکی از پزشکان جراح حاذق که آخرین عمل جراحی«توده خرمالو» را در اتاق عمل بیمارستان ۱۷شهریور مشهد انجام داده است، در تشریح این موضوع به منظور آگاهی مردم از بروز این گونه بیماری گوارشی به خبرنگار ارشد روزنامه خراسان گفت: طی چند سال گذشته و در فصول مصرف «خرمالو» و «انار»، افرادی با دردهای شدید معده یا انسداد روده به مراکز درمانی مراجعه می کنند که پس از بررسی های تخصصی درمانی و آندوسکوپی مشخص می شود توده ای به شکل و اندازه یک نارنگی در معده وجود دارد که گاهی از طریق آندوسکوپی و خرد کردن توده ، بیماری درمان می شود اما در بسیاری از این بیماران باید با روش های جراحی، توده را خارج کرد.
«دکتر حسن حسن زاده» با بیان این که ۳ تن از جراحان زبده بیمارستان ۱۷ شهریور (دکتر برهمت، دکتر میرزاپور و دکتر وحدتی) طی ۳ هفته گذشته ۴ تن از بیماران را با همین علایم جراحی کردند که توده های «خرمالو» از معده آنان خارج شد، اضافه کرد: در پنجمین عمل جراحی مشابه که در اتاق عمل بیمارستان انجام دادیم نیز توده بزرگ «خرمالو» را از معده یک بیمار مرد بیرون آوردیم که بیمار مدعی بود ۵ خرمالو را با پوست خورده است؛ البته او بیان کرد در کنار«خرمالو» انار هم مصرف کرده ولی ما بعد از بررسی «توده خرمالو» دانه های انار را درون آن ندیدیم؛ با این حال در عمل های دیگر دانه های انار هم درون توده به هم چسبیده خرمالو وجود داشت.
وی با اشاره به این که در۲ مورد دیگر نیز مصرف «خرمالو با پوست» موجب انسداد شدید روده شده بود، خاطرنشان کرد: اگرچه این دو مورد را به سختی با بهره گیری از شیوه های غیرجراحی درمان کردیم اما این موضوع به مشکل خاصی تبدیل شده است که باید برای آگاه سازی شهروندان تا به دست آمدن نتایج دقیق تحقیقاتی، اطلاع رسانی کرد.این پزشک متخصص جراحی عمومی در تماس خبرنگار ارشد روزنامه خراسان تصریح کرد: هنوز اطلاعات دقیقی نداریم که چرا این مشکل در گوارش ایجاد می شود و «خرمالو» یا «خرمالوی نارس» یا مصرف «خرمالو با پوست» چه تاثیری در بروز این بیماری دارد؛ موضوعی که در پی یافتن پاسخ های علمی و تخصصی برای آن هستیم اما هماکنون فقط به شهروندان توصیه می کنیم در مصرف «خرمالو» دقت بیشتری داشته باشند و حداقل آن را با پوست مصرف نکنند و همزمان با «انار» هم به هیچ وجه نخورند؛ چرا که اکنون در آستانه شب یلدا قرارداریم و باید به آحاد جامعه اطلاع رسانی کنیم تا دچار این گونه بیماری نشوند.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: در امتداد تاریکی
ادامه مطلب را ببينيد
درمان دردهای بشر

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
صد و هفتادمین شماره «صدای ایران» به روح مطهر شهید قربانعلی فلاحینیا تقدیم شده است.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره صد و هفتاد
سرمقاله
درمان دردهای بشر
«هر روز حتماً قرآن بخوانید. حالا نمیگویم روزی مثلاً فرض کنید نیم جزء یا یک حزب بخوانید. روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه، امّا ترک نشود. در طول سال روزی نباشد که شما قرآن را باز نکنید و قرآن را تلاوت نکنید.»
این جملات را که رهبر انقلاب اول ماه مبارک رمضان ۱۴۰۲ شمسی بیان کردهاند نمونهای از توصیهی ایشان به تلاوت و انس روزانه با قرآن کریم است. ارتباط با قرآن در نگاه رهبر انقلاب، جزو ضرورتهای زندگی روزانه است، نه فعالیتی مناسبتی و محدود.
تازهترین توصیه ایشان به تلاوت و انس روزانه با قرآن کریم در دیدار روز دانش آموز امسال بود. «به همه سفارش میکنم که اُنس با قرآن را فراموش نکنید. بارها گفتهام؛ قرآن را هر روز بخوانید، ولو نیم صفحه از هر جای قرآن؛ قرآن را باز کنید، نیم صفحه قرآن بخوانید، یک صفحه قرآن بخوانید، هر چقدر رغبت و میل دارید بخوانید. ارتباطتان با معنویّات را حفظ کنید.»
به این بهانه رسانه KHAMENEI.IR از روز هشتم فروردین ۱۴۰۳ متن و قرائت روزی یک صفحه از قرآن کریم را در کانالهای مرتبط با خود منتشر میکرد و امروز دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ آخرین صفحه از مصحف شریف تلاوت شد.
اهمیت و جایگاه قرآن اینقدر در اندیشه ایشان والا است که در دیدار شرکتکنندگان مسابقات بینالمللی قرآن در سال ۱۴۰۲ فرمودند: «قرآن کتاب درمان دردهای بشر است؛ چه دردهای افراد بشر مانند دردهای معنوی و روحی و فکریشان، چه دردهای جوامع بشری از قبیل جنگها، ظلمها، بیعدالتیها؛ قرآن درمان اینها است.»
حضرت آیتالله خامنهای بارها در سخنرانیهای خود به تبیینِ جوانب گوناگون سبک زندگی، اخلاق و رفتار فردی و اجتماعی براساس آیات قرآن پرداختهاند و علاج همه مشکلات بشر را در قرآن میدانند.
«قرآن، هم کتاب علم و معرفت است یعنی دل را و اندیشهی انسانی را سیراب میکند، قرآن برای آن کسانی که اهل معرفتآموزی هستند یک سرچشمهی تمامنشدنی است؛ لکن علاوهی بر اینها قرآن دستور زندگی هم هست؛ قرآن دستورات کاربردی دارد برای زندگی؛ یعنی محیط زندگی را آباد میکند، زندگی را از امنیّت و سلامت و آسایش برخوردار میکند. یَهدی بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوانَه سُبُلَ السَّلام. راههای سلامت، راههای امنیّت، راههای آسایشِ در زندگی را به انسانها نشان میدهد. انسانها در طول تاریخ دستبهگریبانِ ظلم و تبعیض و جنگ و ناامنی و لگدمال شدن ارزشها بودهاند، امروز هم هستند؛ راه علاج اینها قرآن است. اگر به قرآن عمل کنیم همهی این مشکلات برطرف میشود.»
حال این سوال مطرح میشود که این معارف قرآنی را چگونه باید به دست بیاوریم؟ با مرور رهنمودهای حضرت آیتالله خامنهای درمییابیم که با اُنس با قرآن، با تدبّر در قرآن، با رجوع به آنانی که قرآن در خانهی آنها نازل شده است، یعنی اهلبیت رسولالله علیهمالسّلام؛ میشود این معارف را به دست آورد و از آنها استفاده کرد و زندگی را بر اساس آنها ساخت.
پس مشکلات هر جامعهای با قرآن و معارفش حل خواهد شد. این وعدهی قرآنی است و تجربهی دوران اسلام هم این را نشان داده است اما متأسّفانه بسیاری در دنیای اسلام با قرآن اُنس ندارند. این شکایت پیامبر به خدای متعال است که در آیه ۳۰ سوره فرقان آمده است «وَ قالَ الرَّسولُ یا رَبِّ اِنَّ قَومِی اتَّخَذوا هٰذَا القُرآنَ مَهجورًا». امروز نیز در بسیاری از بخشهای دنیای اسلام، این مهجوریت قرآن و دوری امت اسلامی از معارف قرآنی تحقّق دارد و یک واقعیّت تلخی است.
وقتی سیره و بیانات حضرت آیتالله خامنهای را از این جهت بررسی میکنیم، به طور مشهود متوجه میشویم که قرآن در سیره ایشان بسیار پررنگ است. از توجه ایشان به قرائت قرآن در ابتدای هر جلسه بگیرید تا استفاده از آیات قرآن و استناد به آن در بیاناتشان، دو دیدار سالانه -دیدار با قاریان در آغاز ماه مبارک رمضان و دیدار با شرکتکنندگان مسابقات بینالمللی قرآن- همه بخشهایی از این سیرهاند.
شامگاه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۳ بود که حجتالاسلاموالمسلمین محمدجواد حاج علیاکبری در جوار مزار مطهر شهیدسپهبد حاج قاسم سلیمانی در جمع برخی از جوانان سه توصیه جهت کسب فتح نهایی برای جبهه مقاومت و دفع شر رژیم صهیونی، از رهبر انقلاب نقل کردند. تلاوت «سوره فتح»، خواندن «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» و «دعای توسل»؛ نکتهای که در این نقل قول برجستگی دارد، توجه توأمان به قرآن و دعا است.
در ایام جنگ ۱۲ روزه و پس از آن هم میبینیم که ایشان همیشه به قرآن و وعدههای قرآنی ارجاع میدهند. بیست و هشتم خرداد در دومین پیام تلویزیونی فرمودند:«وَ مَا النَّصرُ اِلّا مِن عِندِ اللَهِ العَزیزِ الحَکیم؛ و خدای متعال ملّت ایران را و حقیقت را و حق را، به طور قطع و یقین، پیروز خواهد کرد انشاءالله.»
در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضاییه نیز گفتند:« همهوهمه بدانند که [طبق] همین آیهای که این آقا الان تلاوت کردند: لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه، خدای متعال نصرت را برای ملّت ایران در ذیل نظام اسلامی و زیر چتر قرآن و اسلام تضمین کرده که ملّت ایران حتماً پیروز خواهد شد.»
وطنسازان
شانزدهم آذر، نماد هویت دانشجوی ایرانی و تجلی روحیه استقلالطلبی و استکبارستیزی دانشجوست. این روز، یادآور ایستادگی نسل جوان در برابر سلطه خارجی است؛ روزی که نشان داد دانشگاه، سنگر آگاهی و خاستگاه مقاومت است. دانشگاه، موتور تولید علم مسئلهمحور است؛ نهادی که میتواند پیشران پیشرفت ملّی و حافظ استقلال کشور باشد.
آمریکای خسته و شکستخورده
دولت دوم دونالد ترامپ سند ۳۳صفحهای استراتژی امنیت ملّی جدید آمریکا را منتشر کرد که با شعار «اول آمریکا» معرفی شده و بر بازتعریف نقش واشنگتن در جهان تمرکز دارد. سند اعلام میکند که آمریکا دیگر قصد ندارد پلیس جهانی باشد و مداخله نظامی گسترده، تغییر رژیم و مهندسی نظم منطقهای گذشته را کنار میگذارد.
بسیجی عمل کنید
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تلویزیونی ششم آذر سال جاری در بخشی از بیانات خود در تبیین نقش بسیج فرمودند: «باید بسیج را تقویت کرد، باید بسیج را به نسلهای بعدی منتقل کرد که همه بتوانند از برکات بسیج استفاده کنند و توصیهی من به دستگاههای دولتی این بوده که بسیجی عمل کنند، کار و وظایفشان را بسیجی انجام بدهند؛ به معنای واقعی کلمه بایستی بسیجی عمل بکنند؛ یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت.»
آتشافروز با نقاب میانجی
وضعیت امروز جنگ اوکراین به یکی از پیچیدهترین پروندههای جهانی تبدیل شده است. ازیکسو دولت اوکراین با چالشها و مشکلات داخلی قابل توجهی -مثل کمبود نیروی انسانی و پروندههای سنگین فساد- روبروست و در سوی دیگر میدان روسیه است که علیرغم تلفات و خسارات مختلف، روی زمین دست برتر را دارد.
کالای جنسی یا سیاستمدار ارشد؟!
«دو سیاستمدار ارشد زن ما به خاطر پاهایشان قضاوت میشوند، نه به خاطر حرفهایی که میزنند.» اینها بخشی از عبارتی است که یک عضو اسبق کابینه انگلیس در واکنش به تیتر یک روزنامه انگلیسی توییت کرده بود.
این یک توصیه اخلاقی نیست
سال ۱۴۰۴ برای جمهوری اسلامی و مردم ایران سال مهمی است. سالی که دنیا به چشم دید که «گزینههای روی میز» ابرقدرتهای دنیا که دههها بود در هر سخنرانی و مذاکرهای با کارتش بازی میکردند بر ملّت ایران و رهبرش بیاثر است.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: صدای ایران
ادامه مطلب را ببينيد
اهدای نشان مادری به مادر شهید رئیسی/ فریاد «روحت شاد رئیسی» در اجتماع ۱۰ هزار نفری مشهدیها + فیلم
خبرفوری : لحظه اهدای نشان مادری به مادر شهید ابراهیم رئیسی در اجتماع مردم مشهد را ملاحظه میکنید.
![]()
ویژه برنامه در پناه مادر با حضور شهروندان مشهد برگزار شد. پس از اهداء نشان مادری به مادر شهید رئیسی، صدای فریاد «روحت شاد رئیسی» در اجتماع ۱۰ هزار نفری مشهدیها بلند شد.
جزئیات سقوط بالگرد شهید ابراهیم رئیسی /اسماعیلی: در نقطه سقوط فقط ۷ پیکر پیدا شد+فیلم
کولیوند: اولین بار پیکر شهید رئیسی را با پهپاد سپاه قدس پیدا کردیم/ ماجرای پهپاد ترکیهای چه بود؟
روایت حجتالاسلام مومنی از لحظه دفن پیکر شهید رئیسی+ فیلم
اظهارات محسنی اژهای درباره ارتباط صمیمانه با شهید رئیسی
· ۱٩ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· فوری؛ ترکیه لشکرکشی کرد؟ | ورود تجهیزات و ادوات نظامی ترکیه به شمال سوریه ؛ ویدئو
· ۲٣ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· مهاجرانی: بنزین از صبح شنبه ۲۲ آذر سهنرخی خواهد بود
· ۱٩ ساعت پيشخبرگزاری تسنیم
· امام جمعه عالیشهر عذرخواهی و استعفا کرد+دلیل عذرخواهی
· ۲۲ ساعت پيشافکار نیوز
· جنگ در راه است؟/ تحرکات تازه حامیان بشار اسد برای بازگشت به قدرت
· ۱٣ ساعت پيشاقتصاد نیوز
· عراقچی: در ابتدای سال ۲۰۲۵ رییس جمهور امریکا از ما درخواست مذاکره کرد و ما پذیرفتیم
· ۱۵ ساعت پيشاکوایران
· جزئیات حادثه برای خانواده سقاب اصفهانی/ دلیل اصلی تصادف خوابآلودگی بوده نه موضوع دیگری+ فیلم
· ۲۲ ساعت پيشاقتصاد نیوز
· حملات شدید شبانه آغاز شد؛ ببینید | ۸بار؛ بمباران وحشیانه
· ٣ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· حضور جهانگیر و عارف در مراسم ختم همسر و فرزندان سقاب اصفهانی+ عکس
· ۱۵ ساعت پيشاقتصاد نیوز
· منابع از نزدیک شدن یک توافق حساس خبر میدهند؛ ماجرا چیست؟
· ۵ ساعت پيشاکوایران
· مدارس این استان فردا (سه شنبه ۱۸ آذر) غیرحضوری شد
· ۱۸ ساعت پيشاقتصاد نیوز
· وزیر اقتصاد: من همان مدنی زاده سال ٩۲ هستم که به ایران برگشتم
· ۱۷ ساعت پيشاکوایران
· قهرمان آسیا با ۳ گل تحقیر شد/ صعود فلسطین و سوریه با حذف تونس و قطر!
· ۲٣ ساعت پيشمشرق نیوز
· افزایش حقوق ۵۰ درصدی کارگران و کارمندان / مجلس چراغ سبز نشان داد؟
· ۲۰ ساعت پيششاخص برتر
· آقاسی یک بازیکن را واسطه کرد؛ من را از استقلال ببر پیش خودت!
· ۱٣ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· فوری/ حمله گسترده هوایی و زمینی اسرائیل به جنوب لبنان
· ۷ ساعت پيشاقتصاد نیوز
· زلزله ۸ ریشتری پرسپولیس و عجیبترین تعویض تاریخ سرخ ها + عکس
· ۱۴ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· خبر خوش برای حقوقبگیران/ چراغ سبز مجلس به افزایش حقوق ۵۰ درصدی کارگران و کارمندان
· ۱۷ ساعت پيشاقتصاد آنلاین
· جزئیات حادثه تصادف خانواده سقاب اصفهانی اعلام شد + فیلم
· ۲۱ ساعت پيشباشگاه خبرنگاران
· نامه نماینده یهودیان ایران نسبت به دنبال کردن صفحات مرتبط با رژیم صهیونیستی
· ۱۶ ساعت پيشمشرق نیوز
· ۲٣ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· شوک ناگهانی؛حذف مهدی طارمی از جام جهانی؟ | جانشین هم انتخاب شد
· ٣ ساعت پيشهمشهری آنلاین
· جولانی با این لباس امام جماعت شد+ تصویر
· ۱۶ ساعت پيشاکوایران
· زمان واریز کالابرگ الکترونیکی دهکهای ۴ تا ۷ / خبر خوش به یارانهبگیران رسید
· ۱۰ ساعت پيشاقتصاد آنلاین
· یک سال از سقوط بشار اسد گذشت/ الجولانی به مسجد اموی دمشق رفت+ فیلم
· ۱۷ ساعت پيشدنیای اقتصاد
· اسرائیل : تولید موشک های بالستیک در ایران با سرعتی فراتر از انتظار است
· ۲ ساعت پيشنامه نیوز
· شایعهپراکنی کارمند اینترنشنال درباره حمله به ایران + سند
· ۲٣ ساعت پيشمشرق نیوز
· پیام شبانه «اسماعیل بقائی» در شبکه ایکس + جزئیات
· ۱۱ ساعت پيشدنیای اقتصاد
· اهدای نشان مادری به مادر شهید رئیسی/ فریاد «روحت شاد رئیسی» در اجتماع ۱۰ هزار نفری مشهدیها + فیلم
· ۱۲ ساعت پيشدنیای اقتصاد
· توافق پنهانی استقلال و پرسپولیس بر سر دو بازیکن!
- ۱۷ ساعت پيشخبرورزشی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
توصیه رهبر انقلاب که با تشویق خانمها همراه شد؛ روایت شده مردها به زنهایشان بگویند دوستت دارم

khamenei.ir/ رهبر انقلاب در دیدار زنان و دختران فرمودند: مهمترین حق و نیاز زن در خانه محبت همسر است. مردان باید محبت به زنان خود را ابراز و بیان کنند. روایت شده که مردها به زنهایشان بگویند دوستت دارم.
وقتی توصیه رهبری خانمها را حسابی خوشحال کرد؛ رهبر انقلاب: مردان باید محبت به زنان خود را ابراز و بیان کنند
khamenei.ir/ رهبر انقلاب مهمترین حق و نیاز زن در خانه را «محبت همسر» برشمردند و با بیان روایتی که مردان را به ابراز علاقه و بیان محبت به زنان خود توصیه میکند، افزودند: حق مهم و بزرگ دیگر زن در خانه، «نفی هر گونه خشونت علیه او» و اجتناب کامل از انحرافات رایج در غرب همچون کشتن و یا کتک زدن زنان به دست مردان و همسران است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور، حضرت فاطمه زهرا(س) را در همه عرصهها یک انسان عرشیِ آراسته به والاترین خصوصیات خواندند و با تبیین نگاه اسلام به شأن و حقوق زنان در عرصه خانه و اجتماع، بایدها و نبایدهای رفتار مردان با همسران و زنان را در زمینههای مختلف تشریح کردند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به فضائل بیحدّ و حصر بانوی دو عالم در «عبادت و خشوع، ایثار و گذشت برای مردم، تابآوری در سختیها و مصائب، دفاع شجاعانه از حق مظلوم، روشنگری و تبیین حقایق، فهم و عمل سیاسی، «خانهداری، همسرداری و فرزندپروی»، حضور در حوادث مهم تاریخ صدر اسلام» و دیگر عرصهها، گفتند: زن ایرانی الحمدلله از چنین خورشیدی که به فرموده پیامبر(ص)، سرور همه زنان عالم در همه دوران تاریخ است، الگو و درس میگیرد و در جهت اهداف او حرکت میکند.
ایشان شأن زنان در اسلام را بسیار بالا و والا خواندند و افزودند: تعابیر قرآن درباره هویت و شخصیت زن، عالیترین و مترقیترین تعابیر است.
رهبر انقلاب با اشاره به آیات قرآن کریم درباره «نقش برابر زن و مرد در حیات و تاریخ بشر و امکان برابر رشد زن و مرد در رسیدن به کمالات معنوی و عالیترین مقامات»، گفتند: همه این نکات با بدفهمیهای کسانی که دین دارند اما دین را نشناختهاند و کسانی که از اساس دین را قبول ندارند، در تضاد است.
ایشان با تبیین منطق قرآن در زمینه حقوق زنان در جامعه تأکید کردند: در اسلام در فعالیتهای اجتماعی، کسب و کار، فعالیت سیاسی، دستیابی به بیشترِ مناصب حکومتی و در عرصههای دیگر، زن با مرد حقوق برابری دارد و در سلوک معنوی و تلاش و حرکت فردی و عمومی، زمینههای پیشرفت او باز است.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اینکه فرهنگ منحط غربی و سرمایهداری از نگاه اسلام کاملاً مردود است، افزودند: در اسلام برای حفظ شأن زنان و مهار خواهشهای بسیار قوی و خطرناک جنسی، محدودیتها و احکامی در «ارتباط زن با مرد، پوشش زن و مرد، حجاب زن و تشویق به ازدواج» وجود دارد که کاملاً منطبق با طبیعت زن و مصلحت و نیازهای حقیقی جامعه است؛ در حالیکه مهار کششهای بیپایان و مخرب جنسی در فرهنگ غربی، مطلقاً مورد توجه نیست.
رهبر انقلاب، زن و مرد را در اسلام دو عنصر متعادل با مشترکات فراوان و برخی تفاوتهای ناشی از جسم و طبیعت دانستند و گفتند: این «دو عنصر مکمل» در اداره جامعه بشری، ادامه نسل بشر، پیشرفت تمدن، تأمین نیازهای جامعه و اداره زندگی نقشآفرین هستند.
ایشان در روند این نقشآفرینی حیاتی، تشکیل خانواده را از مهمترین کارها برشمردند و افزودند: برخلاف فراموشی نهاد خانواده در فرهنگ غلط غربی، در اسلام برای «زن، مرد و فرزندان» به عنوان عناصر شکلدهنده خانواده، حقوق متقابل و مشخصی دیده شده است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان که به حقوق زن اختصاص داشت، «عدالت در رفتار اجتماعی و خانوادگی» را اولین حق زنان برشمردند و با تأکید بر وظیفه دولت و آحاد جامعه در تأمین این حق، گفتند: «حفظ امنیت، حرمت و کرامت» نیز از حقوق اصلی زنان است و بر خلاف سرمایهداری غرب که کرامت زن را لگدمال میکند، اسلام بر رعایت کامل احترام زن تأکید دارد.
ایشان با اشاره به روایتی از پیغمبر اکرم که زن را «گُل» و نه «کارگزار و مأمور انجام کارهای خانه» میداند، افزودند: در این نگاه باید با پرهیز از عتاب و خطاب زن، او را همچون گل مراقبت و محافظت کرد تا او نیز خانه را از رنگ و عطر خود برخوردار سازد.
حضرت آیتالله خامنهای، مثال زدن قرآن از دو بانوی مؤمن یعنی مریم و آسیه (همسر فرعون) را یک شاخص برای همه مردان و زنان مومن و نشاندهنده اهمیت فکر و عمل زن خواندند و گفتند: حقوق اجتماعی زن همچون تساوی دستمزد با مردان در کار واحد، بیمه زنان شاغل و یا سرپرست خانوار، مرخصیهای ویژه زنان و دهها مسئله دیگر باید بدون تبعیض رعایت شود و محفوظ باشد.
ایشان مهمترین حق و نیاز زن در خانه را «محبت همسر» برشمردند و با بیان روایتی که مردان را به ابراز علاقه و بیان محبت به زنان خود توصیه میکند، افزودند: حق مهم و بزرگ دیگر زن در خانه، «نفی هر گونه خشونت علیه او» و اجتناب کامل از انحرافات رایج در غرب همچون کشتن و یا کتک زدن زنان به دست مردان و همسران است.
رهبر انقلاب «پرهیز از تحمیل کارِ خانه به زن»، «کمک شوهر به زن در گذراندن عوارض فرزندآوری» و «باز گذاشتن راه ترقی و پیشرفت علمی و شغلی» را از دیگر حقوق زنان دانستند و با تأکید بر اینکه زن مدیر و رئیس خانه است، گفتند: باید از زنان که با وجود درآمدهای ناکافی و ثابت همسران و گرانی اجناس، هنرمندانه خانه را اداره میکنند قدردانی کرد.
ایشان در بیان تقابل نگاه سرمایهداری و اسلام به زن، گفتند: زن در اسلام، استقلال، توانایی، هویت و امکان پیشرفت دارد اما نگاه سرمایهداری، تبعیت و هضم شدن هویتی زن در مرد و عدم رعایت شرافت و حرمت زن است و زن را وسیله مادی و ابزار هوسرانی و خوشگذرانی میداند که باندهای خلافکار که اخیراً در آمریکا سر و صدای زیادی به پا کردهاند نتیجه این نوع نگاه است.
حضرت آیتالله خامنهای، «تخریب بنای خانواده» و ایجاد آسیبهایی همچون کودکان پدرنشناس، کاهش نسبتهای خانوادگی، باندهای شکار دختران جوان و ترویج روزافزون بیبندوباری جنسی به نام آزادی را از گناهان بزرگ فرهنگ سرمایهداری در یکی دو قرن اخیر برشمردند و گفتند: سرمایهداری غرب با فریبکاری، اسم این حجم عظیم از کارهای خلاف را «آزادی» میگذارد و برای رواج آن حتی در کشور ما نیز از این عنوان استفاده میکنند در حالیکه این آزادی نیست بلکه اسارت است.
ایشان با اشاره به اصرار غرب برای صادرات فرهنگ غلط خود به دنیا، افزودند: آنها مدعی هستند که محدودیتهای معیّن برای زن از جمله حجاب، مانع پیشرفت او خواهد شد اما جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد و نشان داد که زن مسلمان و مقیّد به پوشش اسلامی میتواند در همه عرصهها ،بیشتر از دیگران حرکت و نقشآفرینی کند.
رهبر انقلاب، پیشرفتهای علمی، ورزشی، فکری، پژوهشی، سیاسی، اجتماعی، سلامت وبهداشت، امید به زندگی و پشتیبانیهای جهادی و همراهیهای زمینهساز همسران شهدای پر افتخار را دستاوردهای بیسابقه زنان در طول تاریخ ایران خواندند و گفتند: ایران در تاریخ خود هیچگاه از حتی یکصدم اینهمه زنان دانشمند، متفکر و صاحب فکر و نظر، برخوردار نبوده و جمهوری اسلامی بود که باعث ارتقاء و پیشروی زنان در همه عرصههای مهم شد.
ایشان در بیان توصیهای مهم، رسانهها را از ترویج تفکر غلط سرمایهداری غرب درباره زن بر حذر داشتند و افزودند: وقتی درباره حجاب و پوشش زنان و همکاری زن و مرد بحث میشود نباید رسانه داخل کشور، حرف غربیها را تکرار و برجسته کند بلکه باید نگاه عمیق و کارسازِ اسلام در داخل و مجامع جهانی مطرح و بزرگ شود که این بهترین راه ترویج اسلام است و باعث گرایش بسیاری از مردم دنیا بخصوص زنان به آن خواهد شد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب، «همسر سردار شهید غلامعلی رشید و مادر شهید امینعباس رشید» و همچنین دختر سردار شهید حسین سلامی مطالبی در خصوص زنان، مسئولیتها و نیازهای آنها مطرح کردند.
واکاوی مفهوم«زن»؛ «زندگی»؛ «آزادی» در اندیشه امام خامنهای(مدّ ظلّه العالی) (در نقد شعار زن، زندگی، آزادی)
تأکیدات رهبر انقلاب نشان دهنده اهمیت نگاه نو به نو موضوعات زنان است
دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر معظم انقلاب
«زن، زندگی و آزادی» شعار انقلاب اسلامی است
دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر معظم انقلاب
گزیده بیانات رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از بانوان سراسر کشور
رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران، با اشاره به نگاه مترقی اسلام بر حفظ شأن، حقوق و کرامت زنان تأکید کردند
رهبر انقلاب: جمهوری اسلامی منطق غلط غرب درباره زن را باطل کرد
رهبر انقلاب: رسانههای ما مراقب باشند تفکر غلط سرمایهداری غرب درباره زن را ترویج نکنند
رهبر انقلاب: فرهنگ سرمایهداری غرب همه کار خلاف را درباره زنان انجام میدهد اسمش را میگذارد آزادی!
دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر انقلاب
- حقوق زن و مرد در دستیابی به مناصب حکومتی برابر است
- دغدغه مردم، دستورکار دولت
- در نگاه رهبری، آزادی مشروع حق مردم و تکلیف حکومت است
- ادبیات اتمی به سیاست بینالملل بازگشته است
- صدای زنان در مجلس شنیده نشد
- اینجا اراک است شهرآورد تهران را میبینید
- جدال لباس ایرانی با استوکهای خارجی
- اختصاص یک میلیارد و 300 میلیون دلار برای توزیع کالابرگ
- از «کارآگاه علوی» تا «سرگرد کیانی»؛ تصویر پلیس در سریالهای ایرانی
- «امید» به فریدونکنار میآید؟
- روبات 6 پای پرتغالیها به کمک احیای جنگلها میآید
- در نگاه رهبری، آزادی مشروع حق مردم و تکلیف حکومت است
- دغدغه مردم، دستورکار دولت
- کاغذ؛ کالایی که هنوز هم «سفید» نیست!
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
مطهری: با سخنان رهبر انقلاب شعار زن، زندگی، آزادی بیاعتبار شد
جماران : علی مطهری گفت: با سخنرانی اخیر رهبری، شعار «زن، زندگی، آزادی» اعتبار خود را از دست داد.
![]()
علی مطهری با اشاره به سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در جمع زنان، گفت: صحبتهای مقام رهبری درباره مسأله زن صحبتهای بسیار خوبی بود و ایشان افرادِ کمحجاب را به سمت انقلاب فراخواندند و گفتند که ما اینها را بیدین و ضدانقلاب نمیدانیم، اینها خواهران ما هستند و بسیاری از اینها افراد متدین و انقلابی هستند. مخالفان میخواستند اینها را به سمت خودشان بکشانند و خیال میکردند که با تبلیغات علیه حجاب، اینها کشف حجاب میکنند، در حالی که نکردند و به قول مقام رهبری به دشمنان تودهنی زدند. به نظرم نطق مقام رهبری، نطق هوشیارانهای بود و به ضرر افرادی بود که به دنبال براندازی هستند.
ارزیابی شما از سخنان اخیر رهبری در جمع بانوان چیست؟
صحبتهای مقام رهبری در آستانه روز زن، به نظر من صحبتهای بسیار درست، پرمحتوا، غنی و بسیار دقیق بود. سخنان ایشان در بخشهایی یادآور سخنان شهید مطهری درباره مسئله حقوق زن و... بود.
من فکر میکنم که با صحبتهای مقام رهبری، شعار «زن، زندگی، آزادی» بیاعتبار شد. چون کسانی که این شعار را سر میدهند، معلوم نیست مقصودشان از آزادی چیست. برخی افراد هم که گفتند ما این شعار را قبول داریم، باید از آنها پرسید منظورتان از آزادی چیست؟ کدام آزادی؟ نمیشود همین طوری بگوییم که ما این شعار را قبول داریم. باید ببینیم کدام آزادی؟ آیا آزادی مورد نظر ما است یا نه؟ یا آزادی غربی را میگویند؟ بنابراین با سخنرانی اخیر رهبری، شعار «زن، زندگی، آزادی» اعتبار خود را از دست داد.
خطبا و متولیان امر به معروف و نهی از منکر، از تندرویها در موضوع حجاب جلوگیری کنند؛ در مسیری که رهبری فرمودند، حرکت کنند
در آستانه پیروزی انقلاب برخی افراد که گرایش چپ داشتند، مطرح میکردند که بیاییم از «آزادی» شعار واحدی بسازیم. استاد مطهری در یک سخنرانی جواب دادند: شما که میگویید از آزادی شعار واحدی بسازیم، آزادی مشترک لفظی است. باید مشخص شود که مقصود شما و ما از آزادی چیست؟ مقصود شما از آزادی، آزادی از مذهب است. مقصود ما از آزادی، از جمله آزادی از کمونیستم است. ما چگونه میتوانیم با هم از آزادی، شعار واحدی بسازیم؟
امروز هم همین طور است. کسانی که میگویند «زن، زندگی، آزادی»، اول باید روشن کنند که منظورشان از آزادی چیست؟ آیا ما آن را میپذیریم یا نه؟ همین گونه نمیشود گفت که ما هم این شعار را قبول داریم. من دیدم که برخی از افراد و شخصیتها گفتهاند که ما این شعار را قبول داریم. آیا شما همان شعار مورد نظر آنها را قبول دارید یا مقصود شما از آزادی چیز دیگری است؟!
به نظر من صحبتهای مقام رهبری درباره مسأله زن صحبتهای بسیار خوبی بود و ایشان افرادِ کمحجاب را به سمت انقلاب فراخواندند و گفتند که ما اینها را بیدین و ضدانقلاب نمیدانیم، اینها خواهران ما هستند و بسیاری از اینها افراد متدین و انقلابی هستند. مخالفان میخواستند اینها را به سمت خودشان بکشانند و خیال میکردند که با تبلیغات علیه حجاب، اینها کشف حجاب میکنند، در حالی که نکردند و به قول مقام رهبری به دشمنان تودهنی زدند. به نظرم نطق مقام رهبری، نطق هوشیارانهای بود و به ضرر افرادی بود که به دنبال براندازی هستند.
فکر می کنید خطبای جمعه و جماعات، صدا و سیما و نهادهای مختلف نظام از جمله دستگاه های تبلیغاتی و متولیان امر به معروف و نهی از منکر چه رفتاری را با مسئله حجاب زنان باید در پیش بگیرند؟
خطبا و متولیان امر به معروف و نهی از منکر، از تندرویها در موضوع حجاب جلوگیری کنند و در مسیری که رهبری فرمودند، حرکت کنند.
تاکنون برای خانمها فرصت مدیریت خیلی کم بوده است
یکی از فرمایشات رهبری این بود که «پیشنهاد استفاده از زنان فرهیخته، دانشمند، فرزانه و مجرّب در ردههای گوناگون تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور، موضوع مهمی است که ذهن من را نیز مدتها است مشغول کرده و انشاءالله برای آن راه حلی خواهیم یافت». دیدگاه شما درباره این بخش از بیانات رهبر معظم انقلاب چیست؟ و اینکه استفاده از زنان در مسئولیتهای اجتماعی چه برکات و تأثیراتی خواهد داشت؟
ملاک، شایستهسالاری است. یعنی اگر در جایی یک زنی از همقطاران خود صلاحیت بیشتری داشت ما باید او را انتخاب کنیم و اگر در جایی زن و مردی در یک ردیف قرار دارند و دارای شرایط مساوی هستند، از آنجا که تاکنون برای خانمها فرصت مدیریت خیلی کم بوده، ما آن زن را انتخاب کنیم بهتر است. ولی اگر در جایی، مردی صلاحیت بیشتری داشته باشد، ما نباید بگوییم به خاطر اینکه به خانمها پست داده باشیم، خانمی که صلاحیت کمتری دارد را انتخاب کنیم. یعنی به صورت هیجانی و شعاری نباید عمل کنیم و ملاک باید شایستهسالاری باشد، منتها اگر در جایی مرد و زنی مساوی هستند ما زن را انتخاب کنیم تا به دنیا اعلام کنیم که ما از خانمها در پستهای مدیریتی استفاده میکنیم.
ایران هیچگاه مثل امروز از زنان دانشمند و صاحبنظر برخوردار نبوده است
از سادهانگاری هستهای تا اتحاد مقدس مردمی!(یادداشت میهمان)
اخبار ویژه
اعتراض ایثارگران به دیدار معاون سازمان استاندارد با مقام رژیم صهیونیستی
آلسعود برای بودجه 2026 عربستان 44 میلیارد دلار کم آورد!
ضرورت توجه مردم به هشدار کارشناسان درباره حباب سکه و هیجان حاکم بر بازار طلا
تاراج عمر، سرمایه و رؤیای جوانان در مؤسسات متخلف اعزام دانشجو به خارج
گزارشی تکاندهنده از جنایات صهیونیستها علیه زنان و کودکان یهود!
عاشقان عالمی دگر دارند (به جای گفت و شنود)
سیاست دروغبندان
جاسوسی برای ایران شغل جوانان اسرائیل شده است!
شب، بانگ اللهاکبر از پشتبامها برخاست
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
توصیه مهم رهبر معظم انقلاب به رسانههای داخلی در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران
تفکر غلط غرب درباره زن را ترویج نکنید
رهبر معظم انقلاب در دیدار زنان: مرد و زن در منطق اسلام بدون هیچ تفاوتی یکسان هستند. اسلام توانسته است با احکام خود کشش خواستههای جنسی را مهار کند و اگر به این احکام عمل نشود همان کاری اتفاق خواهد افتاد که در اروپا و غرب اتفاق افتاد. این وضع خانواده است در غرب: کودکان پدرنشناس، کاهش نسبتهای خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بیبندوباری جنسی و همه اینها به نام آزادی!
جوان آنلاین: رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور، حضرت فاطمه زهرا (س) را در همه عرصهها یک انسان عرشی آراسته به والاترین خصوصیات خواندند و با تبیین نگاه اسلام به شأن و حقوق زنان در عرصه خانه و اجتماع، بایدها و نبایدهای رفتار مردان با همسران و زنان را در زمینههای مختلف تشریح کردند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به فضائل بیحدوحصر بانوی دو عالم در «عبادت و خشوع، ایثار و گذشت برای مردم، تابآوری در سختیها و مصائب، دفاع شجاعانه از حق مظلوم، روشنگری و تبیین حقایق، فهم و عمل سیاسی»، «خانهداری، همسرداری و فرزندپروری»، «حضور در حوادث مهم تاریخ صدر اسلام» و دیگر عرصهها، گفتند: زن ایرانی الحمدلله از چنین خورشیدی که به فرموده پیامبر (ص)، سرور همه زنان عالم در همه دوران تاریخ است، الگو و درس میگیرد و در جهت اهداف او حرکت میکند. ایشان شأن زنان در اسلام را بسیار بالا و والا خواندند و افزودند: تعابیر قرآن درباره هویت و شخصیت زن، عالیترین و مترقیترین تعابیر است.
اسلام زمینههای پیشرفت زنان را بازگذاشته است
رهبر انقلاب با اشاره به آیات قرآن کریم درباره «نقش برابر زن و مرد در حیات و تاریخ بشر و امکان برابر رشد زن و مرد در رسیدن به کمالات معنوی و عالیترین مقامات»، گفتند: همه این نکات با بدفهمیهای کسانی که دین دارند، اما دین را نشناختهاند و کسانی که از اساس دین را قبول ندارند، در تضاد است.
ایشان با تبیین منطق قرآن در زمینه حقوق زنان در جامعه تأکید کردند: در اسلام در فعالیتهای اجتماعی، کسب و کار، فعالیت سیاسی، دستیابی به بیشتر مناصب حکومتی و در عرصههای دیگر، زن با مرد حقوق برابری دارد و در سلوک معنوی و تلاش و حرکت فردی و عمومی، زمینههای پیشرفت او باز است.
محدودیتهای اسلام برای زن، منطبق با طبیعت زن و مصلحت جامعه است
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اینکه فرهنگ منحط غربی و سرمایهداری از نگاه اسلام کاملاً مردود است، افزودند: در اسلام برای حفظ شأن زنان و مهار خواهشهای بسیار قوی و خطرناک جنسی، محدودیتها و احکامی در «ارتباط زن با مرد، پوشش زن و مرد، حجاب زن و تشویق به ازدواج» وجود دارد که کاملاً منطبق با طبیعت زن و مصلحت و نیازهای حقیقی جامعه است؛ در حالی که مهار کششهای بیپایان و مخرب جنسی در فرهنگ غربی، مطلقاً مورد توجه نیست. رهبر انقلاب، زن و مرد را در اسلام دو عنصر متعادل با مشترکات فراوان و برخی تفاوتهای ناشی از جسم و طبیعت دانستند و گفتند: این «دو عنصر مکمل» در اداره جامعه بشری، ادامه نسل بشر، پیشرفت تمدن، تأمین نیازهای جامعه و اداره زندگی نقشآفرین هستند. ایشان در روند این نقشآفرینی حیاتی، تشکیل خانواده را از مهمترین کارها برشمردند و افزودند: برخلاف فراموشی نهاد خانواده در فرهنگ غلط غربی، در اسلام برای «زن، مرد و فرزندان» به عنوان عناصر شکلدهنده خانواده، حقوق متقابل و مشخصی دیده شده است.
تأکید اسلام بر رعایت کامل احترام به زن
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان که به حقوق زن اختصاص داشت، «عدالت در رفتار اجتماعی و خانوادگی» را اولین حق زنان برشمردند و با تأکید بر وظیفه دولت و آحاد جامعه در تأمین این حق، گفتند: «حفظ امنیت، حرمت و کرامت» نیز از حقوق اصلی زنان است و بر خلاف سرمایهداری غرب که کرامت زن را لگدمال میکند، اسلام بر رعایت کامل احترام زن تأکید دارد. ایشان با اشاره به روایتی از پیغمبر اکرم که زن را «گل» و نه «کارگزار و مأمور انجام کارهای خانه» میداند، افزودند: در این نگاه باید با پرهیز از عتاب و خطاب زن، او را همچون گل مراقبت و محافظت کرد تا او نیز خانه را از رنگ و عطر خود برخوردار سازد. حضرت آیتالله خامنهای، مثال زدن قرآن از دو بانوی مؤمن یعنی مریم و آسیه (همسر فرعون) را یک شاخص برای همه مردان و زنان مؤمن و نشاندهنده اهمیت فکر و عمل زن خواندند و گفتند: حقوق اجتماعی زن همچون تساوی دستمزد با مردان در کار واحد، بیمه زنان شاغل یا سرپرست خانوار، مرخصیهای ویژه زنان و دهها مسئله دیگر باید بدون تبعیض رعایت شود و محفوظ باشد. ایشان مهمترین حق و نیاز زن در خانه را «محبت همسر» برشمردند و با بیان روایتی که مردان را به ابراز علاقه و بیان محبت به زنان خود توصیه میکند، افزودند: حق مهم و بزرگ دیگر زن در خانه، «نفی هر گونه خشونت علیه او» و اجتناب کامل از انحرافات رایج در غرب همچون کشتن یا کتک زدن زنان به دست مردان و همسران است.
رهبر انقلاب «پرهیز از تحمیل کار خانه به زن»، «کمک شوهر به زن در گذراندن عوارض فرزندآوری» و «باز گذاشتن راه ترقی و پیشرفت علمی و شغلی» را از دیگر حقوق زنان دانستند و با تأکید بر اینکه زن مدیر و رئیس خانه است، گفتند: باید از زنان که با وجود درآمدهای ناکافی و ثابت همسران و گرانی اجناس، هنرمندانه خانه را اداره میکنند قدردانی کرد.
غرب، فریبکارانه بیبندوباری جنسی را آزادی جا میزند
ایشان در بیان تقابل نگاه سرمایهداری و اسلام به زن، گفتند: زن در اسلام، استقلال، توانایی، هویت و امکان پیشرفت دارد، اما نگاه سرمایهداری، تبعیت و هضم شدن هویتی زن در مرد و عدم رعایت شرافت و حرمت زن است و زن را وسیله مادی و ابزار هوسرانی و خوشگذرانی میداند که باندهای خلافکار که اخیراً در امریکا سر و صدای زیادی به پا کردهاند نتیجه این نوع نگاه است.
حضرت آیتالله خامنهای، «تخریب بنای خانواده» و ایجاد آسیبهایی همچون کودکان پدرنشناس، کاهش نسبتهای خانوادگی، باندهای شکار دختران جوان و ترویج روزافزون بیبند و باری جنسی به نام آزادی را از گناهان بزرگ فرهنگ سرمایهداری در یکی دو قرن اخیر برشمردند و گفتند: سرمایهداری غرب با فریبکاری، اسم این حجم عظیم از کارهای خلاف را «آزادی» میگذارد و برای رواج آن حتی در کشور ما نیز از این عنوان استفاده میکنند، در حالیکه این آزادی نیست بلکه اسارت است.
جمهوری اسلامی منطق غرب درباره زن را باطل کرد
ایشان با اشاره به اصرار غرب برای صادرات فرهنگ غلط خود به دنیا، افزودند: آنها مدعی هستند که محدودیتهای معین برای زن از جمله حجاب، مانع پیشرفت او خواهد شد، اما جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد و نشان داد که زن مسلمان و مقید به پوشش اسلامی میتواند در همه عرصهها، بیشتر از دیگران حرکت و نقشآفرینی کند.
رهبر انقلاب، پیشرفتهای علمی، ورزشی، فکری، پژوهشی، سیاسی، اجتماعی، سلامت و بهداشت، امید به زندگی و پشتیبانیهای جهادی و همراهیهای زمینهساز همسران شهدای پر افتخار را دستاوردهای بیسابقه زنان در طول تاریخ ایران خواندند و گفتند: ایران در تاریخ خود هیچگاه از حتی یکصدم این همه زنان دانشمند، متفکر و صاحب فکر و نظر، برخوردار نبوده و جمهوری اسلامی بود که باعث ارتقا و پیشروی زنان در همه عرصههای مهم شد.
رسانههای داخلی نباید تفکر غرب درباره زن را تکرار کنند
ایشان در بیان توصیهای مهم، رسانهها را از ترویج تفکر غلط سرمایهداری غرب درباره زن بر حذر داشتند و افزودند: وقتی درباره حجاب و پوشش زنان و همکاری زن و مرد بحث میشود نباید رسانه داخل کشور، حرف غربیها را تکرار و برجسته کند بلکه باید نگاه عمیق و کارساز اسلام در داخل و مجامع جهانی مطرح و بزرگ شود که این بهترین راه ترویج اسلام است و باعث گرایش بسیاری از مردم دنیا، به خصوص زنان به آن خواهد شد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب، همسر سردار شهید غلامعلی رشید و مادر شهید امینعباس رشید و همچنین دختر سردار شهید حسین سلامی مطالبی در خصوص زنان، مسئولیتها و نیازهای آنها مطرح کردند.
رهبر معظم انقلاب: زن مدیر خانه است، نه کارگزار | مهمترین حق و نیاز زن در خانه، محبت همسر است (چهارشنبه، ۱۲ آذر ۱۴۰۴) + فیلم و عکس
گزارش تصویری | دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر معظم انقلاب اسلامی (۱۲ آذر ۱۴۰۴)
صبح امروز، هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور با حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدار کردند.
زن مدیر خانه است، نه کارگزار
رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران ضمن تاکید بر شأن، حقوق و کرامت زنان
رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران:
رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور، حضرت فاطمه زهرا(س) را در همه عرصهها یک انسان عرشی آراسته به والاترین خصوصیات خواندند و با تبیین نگاه اسلام به شأن و حقوق زنان در عرصه خانه و اجتماع، بایدها و نبایدهای رفتار مردان با همسران و زنان را در زمینههای مختلف تشریح کردند.
ایران هیچگاه مثل امروز از زنان دانشمند و صاحبنظر برخوردار نبوده است
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
تصویری متفاوت از سخنگوی دولت با نوزاد در بیت رهبری
تصویری متفاوت از سخنگوی دولت در دیدار رهبر انقلاب با هزاران نفر از زنان و دختران منتشر شده است.

به گزارش همشهری آنلاین، تصویری از فاطمه مهاجرانی در دیدار امروز زنان و دختران با رهبر انقلاب را ببینید.

مهمانان خاص در مراسم امروز بیت رهبری | تصاویر
گزارش تصویری | دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر معظم انقلاب اسلامی (۱۲ آذر ۱۴۰۴)
مراسم گرامیداشت شهید سید حسن نصرالله در مصلای تهران برگزار شد + فیلم (۱۳ مهر ۱۴۰۳)
رسانه ملی به شعر به عنوان زنگ تفریح نگاه نکند
گزارش تصویری دیدار جمعی از نخبگان، استعدادهای برتر علمی و رتبههای برتر کنکور با رهبر معظم انقلاب
بیوگرافی مریم مومن و سهیل قاصدی، زوج بازیگر + فیلم و عکسهای عروسی
مریم مومن و سهیل قاصدی ازدواج کردند + عکس
سریال های مشترک مریم مومن و سهیل قاصدی | از نسترن و سعید تا واقعیت + فیلم
گزارش تصویری | دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر معظم انقلاب اسلامی (۱۲ آذر ۱۴۰۴)
نحوه خرید بلیت بازی پرسپولیس و استقلال (۱۴ آذر ۱۴۰۴) + لینک و جزئیات
گزارش تصویری | تشّرف خانوادههای زیارت اولی توانیاب به حرم مطهر رضوی
پخش زنده بازی رئالمادرید و اتلتیکبیلبائو (۱۲ آذر ۱۴۰۴) + تماشای آنلاین
گزارش تصویری | بارش پاییزی باران در مشهد (۱۲ آذر ۱۴۰۴)
گزارش تصویری | نشست خبری نمایش موزیکال «باردو»
سارینا رزاق مرندی، بازیگر جوان تئاتر درگذشت
ترکیب احتمالی پرسپولیس برابر استقلال در دربی ۱۰۶ | شگفتانه اوسمار چیست؟
پیشبینی هواشناسی مشهد و خراسان رضوی امروز (چهارشنبه، ۱۲ آذر ۱۴۰۴) | تداوم بارشها تا جمعه در استان
برنامه بازیهای هفته دوازدهم لیگ برتر فوتبال (فصل ۰۵-۱۴۰۴) | همه نگاهها به دربی ۱۰۶
تاریخ و ساعت بازی رئال مادرید و اتلتیک بیلبائو | آلونسو در مخمصه
ترکیب احتمالی استقلال برابر پرسپولیس در دربی ۱۰۶ | ساپینتو دفاعی میچیند؟
سریال دنبالهدار تساویهای ابومسلم
نتیجه بازی امروز المپیاکوس مقابل هلاس سیروس با گلزنی مهدی طارمی (۱۲ آذر ۱۴۰۴)+فیلم
استقلال بینالمللی، مقابل پرسپولیس دربیباز | نبرد ذهن و تجربه
اهدای عضو فرزند معاون رئیس جمهور جان ۴ بیمار را نجات داد (۱۲ آذر ۱۴۰۴)
چندرسانه ای مشاهده محتوای چندرسانهای بیشتر در بایگانی بیشتر
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
رهبر معظم انقلاب: زن مدیر خانه است، نه کارگزار | مهمترین حق و نیاز زن در خانه، محبت همسر است (چهارشنبه، ۱۲ آذر ۱۴۰۴) + فیلم و عکس

هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور، صبح امروز، چهارشنبه ۱۲ آذرماه، با حضور در حسینیه امامخمینی(ره)، با حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
به گزارش شهرآرانیوز، صبح امروز، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور، حضرت فاطمه زهرا (س) را در همه عرصهها یک انسان عرشیِ آراسته به والاترین خصوصیات خواندند و با تبیین نگاه اسلام به شأن و حقوق زنان در عرصه خانه و اجتماع، بایدها و نبایدهای رفتار مردان با همسران و زنان را در زمینههای مختلف تشریح کردند.
سرخط خبرها
ویدئو| نمایی خیرهکننده از سیاره سرخ مریخ
ویدئو| شگفتی زمین در قاب تایملپس از دل ایستگاه فضایی
اینفوگرافی| پنج گروهی که باید بنزین ۵۰۰۰ تومانی بزنند
وزیر خارجه لهستان: شورای ناتو-روسیه منحل شد
حمله عربستان به یک شهر مرزی یمن
شهادت مظلومانه ۵ فلسطینی در پی حمله پهپادی رژیم صهیونیستی در جنوب نوار غزه
مناسبتها و تقویم فرهنگیهنری امروز (پنجشنبه، ۱۳ آذر ۱۴۰۴)
نتانیاهو به دنبال انتصاب رئیس جدید موساد
هشدار سازمان اورژانس کشور: افزایش کمسابقه مراجعات بیماران قلبی تنفسی در شرایط آلودگی هوا
اعتراف کانال ۱۲ اسرائیل: از نظامیان تا اساتید دانشگاه برای ایران جاسوسی میکنند
آمادگی شرکتهای ایرانی بهمنظور سرمایهگذاری در تولید دارو در افغانستان
ویدئو | عیادت رئیسجمهور از «رضا امیرخانی»
تأکید پزشکیان بر لزوم توسعه موفق حمل و نقل ریلی حومهای تهران
شورای همکاری خلیج فارس ادعای خود درباره جزایر سهگانه ایرانی و میدان گازی آرش را تکرار کرد!
دیدار نمایندگان رژیم اسرائیل، لبنان و فرستاده آمریکا
آنکارا: به گاز ایران، روسیه و آذربایجان نیاز داریم
پیام اخلاقی پرسپولیس در آستانه دربی ۱۰۶ | احترام همیشه خط قرمز است + فیلم
موشنگرافی| از هولوکاست تا غزه | نسل جدید جهان، غزه را میبیند نه افسانه قربانی بودن
پهپاد ایرانی که بارانساز میشود
مدارس مشهد و خراسان رضوی فردا شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴ دایر است
نشست ۳۱ رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی استانها درباره بیمه تکمیلی بازنشستگان
با همراهی مدیریت شهری مشهد، نهضت آسفالت به مدارس رسید
آیا مدارس مشهد فردا (سهشنبه، ۱۱ آذر ۱۴۰۴) تعطیل است؟
باران در راه خراسان | ادارهکل هواشناسی استان: سامانههای بارشی از نیمه دوم آذرماه به مشهد میرسند
آیا مدارس و دانشگاههای کرج و البرز فردا یکشبنه (۹ آذر ۱۴۰۴) تعطیل است؟ | ادارات دورکار شدند؟
آیا مدارس تبریز فردا سهشنبه (۱۱ آذر ۱۴۰۴) تعطیل است؟
کدام مدارس یزد فردا و پسفردا (سهشنبه و چهارشنبه، ۱۱ و ۱۲ آذر ۱۴۰۴) تعطیل است؟
تأمیناجتماعی هزینه برقراری بیمههای تکمیلی را بر دوش بازنشستگان نیندازد
«ناصر مسعودی» معروف به بلبل گیلان و صدای ماندگار موسیقی این خطه درگذشت + علت فوت
بازداشت ۷ بازیگر سرشناس با ۳۸ لیتر مشروب در یک پارتی شبانه
بیوگرافی مریم مومن و سهیل قاصدی، زوج بازیگر + فیلم و عکسهای عروسی
نحوه فعالیت بانکها در تهران در امروز و فردا (۹ و ۱۰ آذرماه ۱۴۰۴) چگونه است؟
آیا مدارس ارومیه و آذربایجان غربی فردا دوشنبه (۱۰ آذر ۱۴۰۴) تعطیل است؟
کدام مدارس استان گیلان در روز شنبه و یکشنبه (۸ و ۹ آذر ۱۴۰۴) غیرحضوری شد؟
سفره مردم زیر فشار گرانی | تورم نان و غلات سه رقمی شد
باران بالاخره به خراسان رضوی میرسد (۷ آذر ۱۴۰۴)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
دیدار هزاران نفر از زنان و دختران با رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران مناطق مختلف کشور، حضرت فاطمه زهرا(س) را در همه عرصهها یک انسان عرشیِ آراسته به والاترین خصوصیات خواندند و با تبیین نگاه اسلام به شأن و حقوق زنان در عرصه خانه و اجتماع، بایدها و نبایدهای رفتار مردان با همسران و زنان را در زمینههای مختلف تشریح کردند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به فضائل بیحدّ و حصر بانوی دو عالم در «عبادت و خشوع، ایثار و گذشت برای مردم، تابآوری در سختیها و مصائب، دفاع شجاعانه از حق مظلوم، روشنگری و تبیین حقایق، فهم و عمل سیاسی، «خانهداری، همسرداری و فرزندپروی»، حضور در حوادث مهم تاریخ صدر اسلام» و دیگر عرصهها، گفتند: زن ایرانی الحمدلله از چنین خورشیدی که به فرموده پیامبر(ص)، سرور همه زنان عالم در همه دوران تاریخ است، الگو و درس میگیرد و در جهت اهداف او حرکت میکند.
ایشان شأن زنان در اسلام را بسیار بالا و والا خواندند و افزودند: تعابیر قرآن درباره هویت و شخصیت زن، عالیترین و مترقیترین تعابیر است.
رهبر انقلاب با اشاره به آیات قرآن کریم درباره «نقش برابر زن و مرد در حیات و تاریخ بشر و امکان برابر رشد زن و مرد در رسیدن به کمالات معنوی و عالیترین مقامات»، گفتند: همه این نکات با بدفهمیهای کسانی که دین دارند اما دین را نشناختهاند و کسانی که از اساس دین را قبول ندارند، در تضاد است.
ایشان با تبیین منطق قرآن در زمینه حقوق زنان در جامعه تأکید کردند: در اسلام در فعالیتهای اجتماعی، کسب و کار، فعالیت سیاسی، دستیابی به بیشترِ مناصب حکومتی و در عرصههای دیگر، زن با مرد حقوق برابری دارد و در سلوک معنوی و تلاش و حرکت فردی و عمومی، زمینههای پیشرفت او باز است.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اینکه فرهنگ منحط غربی و سرمایهداری از نگاه اسلام کاملاً مردود است، افزودند: در اسلام برای حفظ شأن زنان و مهار خواهشهای بسیار قوی و خطرناک جنسی، محدودیتها و احکامی در «ارتباط زن با مرد، پوشش زن و مرد، حجاب زن و تشویق به ازدواج» وجود دارد که کاملاً منطبق با طبیعت زن و مصلحت و نیازهای حقیقی جامعه است؛ در حالیکه مهار کششهای بیپایان و مخرب جنسی در فرهنگ غربی، مطلقاً مورد توجه نیست.
رهبر انقلاب، زن و مرد را در اسلام دو عنصر متعادل با مشترکات فراوان و برخی تفاوتهای ناشی از جسم و طبیعت دانستند و گفتند: این «دو عنصر مکمل» در اداره جامعه بشری، ادامه نسل بشر، پیشرفت تمدن، تأمین نیازهای جامعه و اداره زندگی نقشآفرین هستند.
ایشان در روند این نقشآفرینی حیاتی، تشکیل خانواده را از مهمترین کارها برشمردند و افزودند: برخلاف فراموشی نهاد خانواده در فرهنگ غلط غربی، در اسلام برای «زن، مرد و فرزندان» به عنوان عناصر شکلدهنده خانواده، حقوق متقابل و مشخصی دیده شده است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان که به حقوق زن اختصاص داشت، «عدالت در رفتار اجتماعی و خانوادگی» را اولین حق زنان برشمردند و با تأکید بر وظیفه دولت و آحاد جامعه در تأمین این حق، گفتند: «حفظ امنیت، حرمت و کرامت» نیز از حقوق اصلی زنان است و بر خلاف سرمایهداری غرب که کرامت زن را لگدمال میکند، اسلام بر رعایت کامل احترام زن تأکید دارد.
ایشان با اشاره به روایتی از پیغمبر اکرم که زن را «گُل» و نه «کارگزار و مأمور انجام کارهای خانه» میداند، افزودند: در این نگاه باید با پرهیز از عتاب و خطاب زن، او را همچون گل مراقبت و محافظت کرد تا او نیز خانه را از رنگ و عطر خود برخوردار سازد.
حضرت آیتالله خامنهای، مثال زدن قرآن از دو بانوی مؤمن یعنی مریم و آسیه (همسر فرعون) را یک شاخص برای همه مردان و زنان مومن و نشاندهنده اهمیت فکر و عمل زن خواندند و گفتند: حقوق اجتماعی زن همچون تساوی دستمزد با مردان در کار واحد، بیمه زنان شاغل و یا سرپرست خانوار، مرخصیهای ویژه زنان و دهها مسئله دیگر باید بدون تبعیض رعایت شود و محفوظ باشد.
ایشان مهمترین حق و نیاز زن در خانه را «محبت همسر» برشمردند و با بیان روایتی که مردان را به ابراز علاقه و بیان محبت به زنان خود توصیه میکند، افزودند: حق مهم و بزرگ دیگر زن در خانه، «نفی هر گونه خشونت علیه او» و اجتناب کامل از انحرافات رایج در غرب همچون کشتن و یا کتک زدن زنان به دست مردان و همسران است.
رهبر انقلاب «پرهیز از تحمیل کارِ خانه به زن»، «کمک شوهر به زن در گذراندن عوارض فرزندآوری» و «باز گذاشتن راه ترقی و پیشرفت علمی و شغلی» را از دیگر حقوق زنان دانستند و با تأکید بر اینکه زن مدیر و رئیس خانه است، گفتند: باید از زنان که با وجود درآمدهای ناکافی و ثابت همسران و گرانی اجناس، هنرمندانه خانه را اداره میکنند قدردانی کرد.
ایشان در بیان تقابل نگاه سرمایهداری و اسلام به زن، گفتند: زن در اسلام، استقلال، توانایی، هویت و امکان پیشرفت دارد اما نگاه سرمایهداری، تبعیت و هضم شدن هویتی زن در مرد و عدم رعایت شرافت و حرمت زن است و زن را وسیله مادی و ابزار هوسرانی و خوشگذرانی میداند که باندهای خلافکار که اخیراً در آمریکا سر و صدای زیادی به پا کردهاند نتیجه این نوع نگاه است.
حضرت آیتالله خامنهای، «تخریب بنای خانواده» و ایجاد آسیبهایی همچون کودکان پدرنشناس، کاهش نسبتهای خانوادگی، باندهای شکار دختران جوان و ترویج روزافزون بیبندوباری جنسی به نام آزادی را از گناهان بزرگ فرهنگ سرمایهداری در یکی دو قرن اخیر برشمردند و گفتند: سرمایهداری غرب با فریبکاری، اسم این حجم عظیم از کارهای خلاف را «آزادی» میگذارد و برای رواج آن حتی در کشور ما نیز از این عنوان استفاده میکنند در حالیکه این آزادی نیست بلکه اسارت است.
ایشان با اشاره به اصرار غرب برای صادرات فرهنگ غلط خود به دنیا، افزودند: آنها مدعی هستند که محدودیتهای معیّن برای زن از جمله حجاب، مانع پیشرفت او خواهد شد اما جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد و نشان داد که زن مسلمان و مقیّد به پوشش اسلامی میتواند در همه عرصهها ،بیشتر از دیگران حرکت و نقشآفرینی کند.
رهبر انقلاب، پیشرفتهای علمی، ورزشی، فکری، پژوهشی، سیاسی، اجتماعی، سلامت وبهداشت، امید به زندگی و پشتیبانیهای جهادی و همراهیهای زمینهساز همسران شهدای پر افتخار را دستاوردهای بیسابقه زنان در طول تاریخ ایران خواندند و گفتند: ایران در تاریخ خود هیچگاه از حتی یکصدم اینهمه زنان دانشمند، متفکر و صاحب فکر و نظر، برخوردار نبوده و جمهوری اسلامی بود که باعث ارتقاء و پیشروی زنان در همه عرصههای مهم شد.
ایشان در بیان توصیهای مهم، رسانهها را از ترویج تفکر غلط سرمایهداری غرب درباره زن بر حذر داشتند و افزودند: وقتی درباره حجاب و پوشش زنان و همکاری زن و مرد بحث میشود نباید رسانه داخل کشور، حرف غربیها را تکرار و برجسته کند بلکه باید نگاه عمیق و کارسازِ اسلام در داخل و مجامع جهانی مطرح و بزرگ شود که این بهترین راه ترویج اسلام است و باعث گرایش بسیاری از مردم دنیا بخصوص زنان به آن خواهد شد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب، «همسر سردار شهید غلامعلی رشید و مادر شهید امینعباس رشید» و همچنین دختر سردار شهید حسین سلامی مطالبی در خصوص زنان، مسئولیتها و نیازهای آنها مطرح کردند.

آنچه در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، «بستههای خبری» است که صرفاً جهت بازنشر سریع بیانات رهبر انقلاب اسلامی در رسانه KHAMENEI.IR و حسابهای رسمی آن در شبکههای اجتماعی منتشر شده و «متن کامل بیانات حضرت آیتالله خامنهای» طبق روال مرسوم، تا ساعاتی دیگر در این پایگاه در بخش «بیانات» منتشر خواهد شد.
بخشهایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:
دربارهی حضرت زهرا (سلاماللّهعلیها) فضائل ایشان را بخواهیم بشمریم حد و حصر ندارد. در یک جمله اگر بخواهیم این بزرگوار را معرفی کنیم باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیهی معصومین، انسانند اما اهل عرشند.
ما فرشیها، زمینیها قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیت اینها را ببینیم، حتی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند به خورشید مستقیم نگاه کند.
فاطمهی زهرا (سلاماللّهعلیها) در همهی ابعاد زندگی یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار که شنیدید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران، هم در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آنکه غرق در معارف الهی و معنوی و توجه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست.
در سختیها و مصیبتها کیست که بتواند این مسائل را تاب بیاورد و طاقت بیاورد، مصائب حضرت زهرا (سلام اللّه علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است.
در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی هم ایشان یک انسان عرشی است.
فاطمهی زهرا (سلام اللّه علیها) به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانهداری، در شوهرداری، در فرزندپروری، کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود میآورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند.
در حضور در جایگاههای غیرقابل فراموشی در تاریخ، حضور در شعب ابیطالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور در برخی از غزوات پیامبر، حضور در مباهله... اینها فهرستهایی است که تمامی ندارد.
به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همانی که خود پیغمبر فرمود: سیّدة نساء العالمین؛ سرور زنان جهان.
از پیغمبر اکرم، طبق روایت، درباره حضرت مریم پرسیدند، فرمود: مَریَمَ کَانَت سَیِّدَةَ نِسَاءِ عَالَمها؛ آن سرور زنان زمان خودش بود، زنان عالم، امّا فاطمه سرور زنان همهی عالم است در همهی دورانهای تاریخ.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد
اُمّ الْبَنین علیهاسلام

«فاطمه کلابیه» معروف به «ام البنین»، همسر امام علی (علیه السلام) است. فرزندان او عباس، عبداللّه، جعفر و عثمان (علیهم السلام) هستند که هر چهار نفر در کربلا در رکاب امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. مرقد امالبنین در قبرستان بقیع در مدینه قرار دارد. .
ام البنین با نام فاطمه بنت حزام (۶۴ یا ۷۰ق)، یکی از همسران امام علی علیه السّلام و مادر حضرت عباس علیه السّلام است. امالبنین را زنی شاعر و فصیح و از خانواده ای اصیل و شجاع شمرده اند. حضرت علی (علیه السّلام) با معرفی برادرش عقیل که عالم به انساب عرب بود، وی را که خاندانش در شجاعت معروف بودند، به همسری انتخاب کرد.
فاطمه بنت حزام به جهت داشتن چهار فرزند پسر، بهنامهای عباس، جعفر، عبدالله و عثمان، امالبنین لقب گرفت و نسل امام علی (علیه السّلام) از همسرش امالبنین تنها از طریق عبیدالله بن عباس استمرار یافت. ام البنین در کربلا حضور نداشت؛ اما فرزندانش همگی در رکاب امام حسین علیه السّلام به شهادت رسیدند و به گزارش منابع تاریخی، امالبنین در پی آگاهی از واقعه کربلا، برای جان امام حسین (علیه السّلام) بیش از پسرانش نگران بود.
فاطمه بنت حِزام مشهور به اُمّ الْبَنین درگذشته ۶۴ق از همسران امام علی ع و مادر عباس ع، عبدالله، جعفر و عثمان بود که هر چهار تن در روز عاشورا به شهادت رسیدند. پس از واقعه کربلا، ام البنین روزها به قبرستان بقیع میرفت و برای امام حسین ع و فرزندانش سوگواری میکرد. عالمان شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه امالبنین به اهلبیت ع بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی یاد کرده اند. به گفته شهید ثانی و عبدالرزاق مُقَرَّم، ام البنین به خاندان پیامبر ص محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود؛ بههمین دلیل اهلبیت نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند. امالبنین در قبرستان بقیع دفن شده است.
ام البنین را زنی شاعروفصیح[۱۹] [۲۰] . و از خانواده ای اصیل و شجاع شمرده اند. [۲۱] [۲۲] . از زندگی او تا پیش از ازدواجش با امام علی (علیهالسّلام) خبری در دست نیست. پس از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به همسری امام علی (علیهالسّلام) درآمد. با توجه به تولد نخستین فرزند او، عباس، به سال ۲۶ق. [۲۳] . و وجود گزارشهایی درباره ازدواج حضرت علی با امامه، خواهرزاده حضرت فاطمه سلام اللهعلیها بر پایه وصیت ایشان، [۲۴] [۲۵] . بهنظر میرسد ازدواج ام البنین حدود سال ۲۵ق. رخ داده باشد. نیز گزارشهایی از ازدواج او بهعنوان دومین همسر امام علی (علیه السّلام) در دست است.[۲۶] [۲۷] .
به هر روی، امیرمؤمنان (علیه السّلام) از برادرش عقیل که به نسب عرب آشنا بود، خواست تا زنی از خاندانی اصیل و شجاع را برای او خواستگاری کند تا از او دارای فرزندانی شجاع شود. عقیل با اعتقاد به شجاعت پدران امالبنین، او را برای ازدواج با ایشان پیشنهاد کرد.[۲۸] [۲۹] [۳۰] . بر پایه گزارشهایی، پدران و خویشان ام البنین از دلیران عرب پیش از اسلام؛ چنانکه ابوبره عامر بن مالک، جد دوم او، در میان قبایل عرب در شجاعت بی نظیر خوانده شده و از او با تعبیر کنایی «ملاعب الاسنه» (بازیگر با نیزهها) یاد کرده اند.[۳۱] [۳۲] [۳۳] . به گزارش ابن عبدالبر، وی پیش از مسلمان شدن نزد رسول خدا آمد و با تقدیم هدایایی، از ایشان خواست مبلغانی را به نجد اعزام کند.[۳۴] [۳۵] . بر پایه گزارشهایی که در شماری از منابع متاخر آمده اند، ام البنین پس از خواستگاری امام علی (علیه السّلام)، سوگند یاد کرد که برای فرزندان ایشان همچون مادری دلسوز باشد. با ورود امالبنین به خانه امیرمؤمنان، او ضمن پرستاری از کودکان امام، همانند مادر واقعی با آنان رفتار میکرد. آنان نیز او را بسیار دوست میداشتند.[۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹] . آورده اند که ام البنین از امام علی (علیه السّلام) خواست که او را فاطمه صدا نکند؛ زیرا ممکن است فرزندان حضرت زهرا با شنیدن این نام، به یاد مادرشان افتند و غمگین شوند.[۴۰] .
جایگاه اُمّ الْبَنین نزد شیعیان
عالمان شیعه، شجاعت، فصاحت و علاقه اُمّ الْبَنین به اهلبیت ع به ویژه امام حسین ع را ستوده و از او به نیکی و بزرگی یاد کرده اند.[۱] به گفته شهید ثانی فقیه شیعه قرن دهم و سید عبدالرزّاق مُقَرَّم مقتلنویس شیعه (درگذشته ۱۳۹۱ق)، ام البنین نسبت به خاندان پیامبر، محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود. اهلبیت ع نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند.[۲] باقر شریف قرشی تاریخ پژوه شیعه درگذشته ۱۴۳۳ق نیز گفته است در تاریخ زنی همچون اُمّ الْبَنین دیده نشده که نسبت به فرزندانِ هم شوی (هَووی) خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد.[۳] . سید محمود حسینی شاهرودی درگذشته ۱۳۹۴ق از مراجع تقلید شیعه گفته است من در مشکلات، برای اُمّ الْبَنین صد مرتبه صلوات میفرستم و حاجت میگیرم.[۴] برخی گزارش کرده اند که زنان ایرانی برای برآورده شدن حاجات خود و همچنین برای بالا بردن نیروی شکیبایی و تحمل مصائب به اُمّ الْبَنین متوسل شده و سفرههای نذری به نام او برگزار میکنند.[۵] همچنین در برخی از مناطق شیعی سفرههایی با نام «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا سفره ام البنین مرسوم است.[۶] . در ایران، ۱۳ جمادیالثانی روز وفات امالبنین بهعنوان «روز تکریم مادران و همسران شهدا» در تقویم رسمی کشور نام گذاری شده است.[۷] .
معرفی و نسب اُمّ الْبَنین
اُمّ الْبَنین از قبیله بنی کلاب، پدرش حِزام بن خالد یا حرام بن خالد[۸] و مادرش لیلی یا ثمامه دختر سهل بن عامر بن مالک است.[۹] به نقل تاریخ نگاران، قبیله بنیکلاب به شهامت، رشادت و شجاعت و ویژگیهای نیکوی اخلاقی مشهور بودند و همین موضوع در ازدواج علی(ع) با اُمّ الْبَنین تأثیرگذار بود.[۱۰] . از تاریخ ولادت و درگذشت ام البنین اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی با توجه به شواهد تاریخی، ولادت او را بین سالهای ۵ تا ۹ هجری قمری دانسته اند.[۱۱] در خصوص درگذشت ام البنین هم، برخی تاریخ نگاران، تاریخ وفات او را ۱۳ جمادیالثانی ۶۴ق[۱۲] و برخی دیگر ۱۸ جمادیالثانی ۶۴ق دانسته اند.[۱۳] برخی نیز مدعی اند بر زنده بودن ام البنین پس از واقعه کربلا دلیل مستندی وجود ندارد.[۱۴] بنا بر نقل مورخان، محل دفن او قبرستان بقیع است.[۱۵]
ازدواج اُمّ الْبَنین با حضرت علی علیه السلام
پس ازشهادت حضرت فاطمه س،امام علی ع بابرادرش عقیل که درنسب شناسی[یادداشت ۱] عرب خبره بود، دربارهٔ انتخاب همسری که اصیل و از خاندانی دلیر و نیرومند باشد و فرزندانی دلیر و جنگاور بیاورد، مشورت کرد. [یادداشت ۲] عقیل، فاطمه بنت حزام را پیشنهاد کرد و علی(ع) با او ازدواج کرد.[۲۳] گفته شده، ام البنین پیش از ازدواج با حضرت علی (ع)، با شخص دیگری ازدواج نکرده بود.[۲۴] . دربارهٔ اینکه او بعد از حضرت فاطمه س همسر دوم یا سوم امام علی(ع) بوده است اختلاف نظر وجود دارد.[۲۵] بر اساس برخی نقلهای تاریخی امام علی(ع) بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) و با توصیه او با امامه نوه پیامبر ص و دختر زینب ازدواج کرد[۲۶] با این حال برخی بر اساس روایتی از امام صادق ع معتقدند که ام البنین اولین همسر امام علی(ع) بعد از حضرت فاطمه(س) بوده است.[۲۷] برخی با استناد به اینکه اولین فرزند ام البنین در سال ۲۶ قمری به دنیا آمده است ازدواج امام علی ع با ام البنین را قبل از سال ۲۳ قمری میدانند، برخی دیگر سال ازدواج آنها را ۱۳ یا ۱۶ قمری میدانند چرا که معتقدند بین ازدواج آنها و تولد حضرت عباس ع بزرگ ترین فرزندشان ۱۰ سال فاصله بوده است.[۲۸] [یادداشت ۳] . گفته شده پس از گذشت مدتی از ازدواجشان، ام البنین به امام علی(ع) پیشنهاد کرد او را به نام اصلی اش که فاطمه بود، صدا نزند، تا حسنین ع با شنیدن نام فاطمه به یاد مادرشان نیفتند. از این رو امام علی(ع) او را امالبنین [مادر پسران] نامید.[۲۹] . امالبنین چهار پسر به نامهای عباس ع ، عبدالله، جعفر و عثمان به دنیا آورد.[۳۰] . بنا بر نقل سهل بن عبدالله بخاری، ام البنین بعد از شهادت امام علی ع با شخص دیگری ازدواج نکرد.[۳۱] . در نیاکان مادری حضرت عباس(ع) نیز، نام پهلوانان بزرگی به چشم میخورد که آوازه بلندی در عرب داشتند. عقیل با آگاهی از نام و آوازه آنان حضرت امّ البنین(س) را برای ازدواج به امام علی(ع) پیشنهاد کرد. امام(ع) با توجه به تأثیر عنصر مهم توارث در روحیات فرزند، اقدام به این ازدواج مینماید؛ مُلاعب الاسنة: از جمله نیاکان مادری حضرت عباس(ع) که لقب عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب است. اوس بن حجر شاعر جاهلی درباره اش سروده: یُلاَعِبُ اَطْرَافَ الاْسِنَّةِ عَامِرٌ/ فَرَاحَ لَهُ حَظُّ الْکَتَائِبِ اَجْمَعِ، عامر، سرنیزه ها را به بازی میگیرد؛ پس او به تنهایی کارایی و توان یک لشکر را دارد. [۲۲] . سخن امیرالمؤمنین(ع) به برادرش عقیل این است: انظر الی امرأة قد ولدتها الفَحولة من العرب لِأتزوّجها فتلد لی غلاما فارساً. ابن عنبه، عمدة الطّالب فی أنساب آل أبی طالب، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۵۷. اگر ولادت امالبنین در سال ۵ یا ۹ هجری قمری باشد ازدواجش با امیرالمؤمنین(ع) در سال ۱۳ یا ۱۶ بسیار دور از ذهن و غیرقابل باور است؛ بنابراین منطقیتر این است که ازدواج امام علی(ع) با امالبنین در سالهای نزدیک به۲۳ قمری یا کمی پس از آن باشد.
ثمره ازدواج ام البنین با علی (علیه السّلام)، فرزندانی به نامهای عباس، جعفر، عبدالله و عثمان بود. [۴۱] [۴۲] [۴۳] . شماری دیگر، ابوبکر را نیز بر فرزندان او افزوده [۴۴] [۴۵] [۴۶] . و شماری از عثمان یاد نکرده اند.[۴۷] [۴۸] [۴۹] . به سبب داشتن این پسران، فاطمه به ام البنین (مادر پسران) شهرت یافت. منابع بیش از این به زندگی او در مدینه و هجرتش به کوفه در دوران خلافت امیرمؤمنان (۳۵-۴۰ق.) و نیز به ازدواج او پس از شهادت امام علی (علیه السّلام) اشاره نکردهاند. این شاید از اینرو است که وی دیگر ازدواج نکرد و حتی آنگاه که برخی همسران امام علی (علیه السّلام) برای مشورت درباره ازدواجشان نزد امالبنین آمدند، به آنان سفارش کرد که سزاوار نیست پس از علی، با مردی دیگر پیمان همسری ببندند و آنان نیز به سفارش وی عمل کردند.[۵۰]
ام البنین در کربلا حضور نداشت؛ اما فرزندانش همگی در رکاب امام حسین علیه السّلام به شهادت رسیدند. عثمان با کنیه ابوعمرو در ۲۱ سالگی، جعفر با کنیه ابوعبدالله در ۲۹سالگی[۵۱] [۵۲] [۵۳] [۵۴] و عبدالله (اکبر)[۵۵] با کنیه ابومحمد در ۲۵ سالگی به شهادت رسیدند.[۵۶] [۵۷] [۵۸] [۵۹] . عباس که از او با لقب عباس الاکبر و با کنیه ابوالفضل یاد شده است، [۶۰] [۶۱] [۶۲] . از دیگر برادران تنی خود بزرگتر و واپسین شهید از آنان است.[۶۳] [۶۴] . در شب تاسوعا عبدالله بن ابی المحل بن حزام، برادرزاده ام البنین، و نیز شمر بن ذی الجوشن کلابی، از قبیله ام البنین، امان نامه ای را از عبیدالله بن زیاد برای فرزندان ام البنین در کربلا آوردند؛ اما با واکنش تند ایشان رو به رو شدند.[۶۵] [۶۶] [۶۷]
واکنش اُمّ الْبَنین به خبر شهادت فرزندانش
اُمّ الْبَنین در واقعه کربلا حضور نداشت. اما چهار فرزندش در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسیدند.[۳۲] هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد و او از شهادت فرزندانش باخبر شد، از سرنوشت امام حسین ع پرسید و وقتی خبر شهادت او را شنید، گفت: «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین میشد و او زنده میماند.» این سخنِ او را برخی دلیل دلدادگی عمیق او به اهلبیت و امام حسین(ع) دانسته اند.[۳۳] .
محبت خالصانه ام البنین به اهلبیت و نیز شهادت فرزندانش در رکاب سیدالشهدا (علیه السّلام) موجب شده تا شیعیان برای او جایگاهی والا و ارزشی ویژه قائل باشند و از او نزد خدا شفاعت طلبند. به گزارش شماری از منابع، امالبنین در پی آگاهی از واقعه کربلا، برای جان امام حسین (علیه السّلام) بیش از پسرانش نگران بود. او از حال امام جویا شد و گفت: اگر حسین زنده باشد، غمی نیست که فرزندانم را از دست داده باشم.[۶۸] [۶۹] [۷۰] . این سخن او را دلیل اخلاص کامل او به اهلبیت علیهم السلام به ویژه امام حسین (علیه السّلام) دانسته اند. از آن پس وی در خانه اش با حضور زنان بنیهاشم مجلس سوگواری برپا میکرد.[۷۱] . او هر روز با نوه اش عبیدالله، فرزند عباس، به بقیع میرفت و سرودههایی را که خود در رثای عباس سروده بود، میخواند و دردمندانه میگریست. وی در این سرودهها، مردم را از ام البنین خواندن خود نهی میکرد؛ زیرا چهار پسرش را که همچون شیر بیشه بودند، از دست داده بود و دیگر پسری نداشت که به نام آنان «مادر پسران» خوانده شود. نیز در سروده های دیگر، از شاهدان نبرد پسرانش میپرسد: چگونه گرز آهنین بر سر عباس فرود آمد؟ و خود پاسخ میدهد: اگر عباس دست داشت و شمشیرش در دستانش بود، کسی به او نزدیک نمیشد.[۷۲] [۷۳] [۷۴] . مردم نزد او گرد میآمدند و با وی در گریستن همنوا میشدند. گفتهاند که حتی مروان بن حکم اموی، از دشمنان اهلبیت، نیز با شنیدن سرودههای جانسوز او میگریست. [۷۵] [۷۶] [۷۷] .
https://imamhussain.org/filestorage/images/58c51b6decc2d1.jpg
سوگواری اُمّ الْبَنین برای فرزندان
طبق نقل مقاتل الطالبیین، امالبنین پس از باخبر شدن از شهادت فرزندانش، هر روز با نوهاش عبیدالله فرزند عباس به قبرستان بقیع میرفت و در آنجا اشعاری که خود سروده بود، میخواند و میگریست. اهل مدینه گرد او جمع میشدند و همراه او گریه میکردند، گفته شده که مروان بن حکم یکی از حاکمان مدینه، نیز با آنان همراه میشد.[۳۴] . ام البنین را ادیب و شاعری فصیح و اهل فضل و دانش دانسته اند[۳۵] که در رثای حضرت عباس این اشعار را سروده بود و میخواند: اشعار ام البنین در سوگ عباس علیه السلام : یا من رَاَی العباس کرّ--- علی جماهیر النقد --- و وراه من ابناء حیدر --- کل لیث ذی لبد --- انبئت اَنّ ابنی اصیب --- براسه مقطوع ید --- ویلی علی شبلی اما --- ل براسه ضرب العمد --- لو کان سیفک فی ید --- یک لما دنا منک احد[۳۶] . ای که عباس را دیدی، بر انبوه دشمنان فرومایه حمله میکرد و در آن هنگام که فرزندان حیدر در کارزار چون شیران در پشت سر وی بودند. میگویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فرود آمده. وای بر من، آیا بر فرق شیر شجاعِ من عمود فرود آمد و سر او را کج کرد؟ اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمیشد»[۳۷] . دیگر مرا امالبنین نخوانید : لا تدعُوَنِّی وَ یْکَ اُمَّ البنین --- تُذکِّرینی بِلُیوث العرین --- کانت بنونَ لیْ اُدعَی بهِم --- و الیومَ اَصبَحتُ و لا من بَنین --- اَربعهٌ مِثلَ نسُورُ الرّبی --- قد وَاصلُوا الموتَ بقَطعِ الوَتینِ --- تنازَعُ الحِرصانَ اَشلائَهُم --- فَکُلّهُم اَمسُوا صَریعاً طَعین --- یا لَیتَ شِعری اَکَما اَخبَروا --- بِاَنَّ عبّاساً مَقطُوعَ الیَدَین[۳۸] . وای بر تو مرا دیگر مادر پسران مخوان که مرا به یاد شیران بیشهام میاندازی. من پسرانی داشتم که به خاطر آنان مرا ام البنین میخواندند ولی امروز دیگر پسری ندارم. چهار پسر که مانند عقابهای کوهسار بودند و با بریده شدن رگ حیات یکی پس از دیگری به مرگ پیوستند. بر سر نعش آنها نیزهها به ستیزه برخاستند و همه آنان از زخم نیزه به خاک افتادند. ای کاش میدانستم آیا چنانکه خبر دادند؛ عباس من دست راستش قطع شده بوده است! »[۳۹] [یادداشت ۴][۴۰] .
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ام البنین علیهاسلام
ادامه مطلب را ببينيد
![]()
هنگام درگذشت وی را ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ یا ۷۰ق. گزارش کرده اند.[۷۸] . برخی مدفن او را در بقیع، سمت چپ ورودی و کنار صفیه و عاتکه، عمه های پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلّم) دانسته اند.[۷۹] . اما شماری دیگر این سخن را رد کرده اند؛ زیرا افزون بر فقدان شاهد تاریخی در منابع اصیل، حتی در سفرنامه های دو سده اخیر، از این گزارش خبری در دست نیست. از اینرو، میتوان گفت قبر وی میبایست کنار دیگر همسران امیرمؤمنان (علیهالسّلام) و فرزندان ایشان در بقیع باشد؛ اما مکان دقیق آن مشخص نیست.[۸۰]
استمرار نسل امام علی از امالبنین
نسل امام علی (علیهالسّلام) از همسرش امالبنین تنها از طریق عبیدالله بن عباس استمرار یافت: [۸۱] [۸۲] [۸۳] . -۱. عبیدالله بن حسن بن عبیدالله بن عباس که به سال ۲۰۴ق. به امارت حرمین رسید و امیر الحاج آن سال بود.[۸۴] [۸۵] . -۲. فضل بن حسن بن عبیدالله که به وی ابن هاشمیه میگفتند و نزد خلفا دارای حشمت و احترام بود.[۸۶] [۸۷] . -۳. محمد بن علی بن حمزه که شاعر و راوی حدیث امام حسن عسکری علیه السّلام بود و مادر امام پس از شهادت فرزندش در منزل او ماند.[۸۸] [۸۹] [۹۰] . ۴. - عباس بن حسن بن عبیدالله که به اعتقاد علویان در شعر سرآمد فرزندان ابوطالب بود و در بقیع دفن شد.[۹۱] [۹۲] . در ایران، شماری از تبار حضرت عباس دارای آرامگاه و بارگاه هستند و مردم به زیارت آنان میروند. امامزاده سید شاه سید علی در قم از آن جمله است که نسب او را اینگونه گزارش کردهاند: علی بن ابراهیم بن جعفر بن عباس بن امیرالمؤمنین.[۹۳] [۹۴] . البته بیشتر نوادگان عباس در عربستان و کشورهایی مانند عراق، مصر، اردن و ترکمنستان پراکندهاند که از ایشان برخی در دانش و ادب و شعر و حدیث سرآمد دوران خویش بوده اند؛ از جمله ابویعلی حمزة بن قاسم بن علی بن حمزة بن حسن بن عبیدالله بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب التوحید، الزیاره و المناسک که مزار او در حله عراق معروف است و مردم به زیارتش میروند.[۹۵] [۹۶] [۹۷] [۹۸] .
قرنهاست که زنان شیعه برای دور کردن بلا و نقمتی و دست یافتن به خواسته و نعمتی به ایشان توسل میجویند و از او طلب یاری و مرادخواهی میکنند. توسل به امالبنین معمولاً از طریق نذر و دادن نذریهایی مانند انداختن سفره نذری، پختن آش و حلوای نذری، و خیر کردن خرما در راه خدا و به نام او صورت میپذیرد. مردم با برگذاری اینگونه مراسم و شعائر دینی معتقدند که میتوانند ارواح مقدسان را به یاری بطلبند و با کمک آنها تنگیها و مصایب زندگی را از میان بردارند. این مراسم و شعائر یک واقعیت اجتماعی است و بخشی از حیات دینی و زندگی معنوی مردم مسلمان در جامعههای سنتی را شکل میدهد و کارکردی روانی - اجتماعی در انسجام نظام زندگی و پاسخ گویی به خواستها و انتظارات عاطفی برگذار کنندگان مراسم دارد. در اهدای نذری به ام البنین، یا هر شخصیت مقدس دیگر، عقیده و عملِ صاحب نذر، و اسباب و مواد نذری نقشی مهم و اساسی میان نذر دهنده و نذر گیرنده دارد. وضع و حالت احساسی و معنوی و قصد و نیت خالص و پاک نذر دهنده، پاکیزه و حلال بودن اسباب و خوراکیهای نذری، ادعیه و اوراد مخصوص آیینهای نذری و توسل، و کامل و دقیق انجام دادن اعمال مربوط به مراسم و شعایر نذر و نیاز، صاحبان نذر را در نزدیکی به مقدسان و رسیدن به آرمانها و آرزوهایشان کمک میکند.
اُمّ الْبَنین در اشعار
محمدحسین غروی اصفهانی مشهور به کُمپانی فقیه و فیلسوف قرن چهاردهم (درگذشت: ۱۳۶۱ق : چشمه خور درفلک چارمین --- سوخت ز داغ دل ام البنین --- آه دل پرده نشین حیا --- برده دل از عیسی گردون نشین --- دامنش از لخت جگر لاله زار --- خون دل ودیده روان زاستین --- چارجوان بود مرا دلفروز --- والیوم اصبحت ولا من بنین[۴۱] . ژولیده نیشابوری شاعر آیینی درگذشت: ۱۳۸۶ش : آن کنیزم که در سرای علی --- همچو زهرا شدم فنای علی --- ریختم عشق را بپای علی --- شد همه هستیام فدای علی[۴۲] . غلامرضا سازگار مداح و شاعر مشهور آیینی زاده: ۱۳۲۰ش : ای به بنین تو درود همه --- فاطمه یا فاطمه یا فاطمه --- باغ گل یاس سلام علیک --- مادر عباس سلام علیک --- سایه نشین حرم آفتاب --- غرق شده در کرم آفتاب --- فاطمه دوم حیدر شدی --- مادر یک ماه و سه اختر شدی --- قدر تو گوی شرف از ناس برد --- ارث ادب را ز تو عباس برد --- جز تو که در کرب و بلای حسین --- چار پسر کرده فدای حسین --- چار پسر دادی و زین افتخار --- شد حرم چار امامت مزار[۴۳] .
سفره ام البنین یا سفره مادر حضرت عباس بزرگداشت و توسل به حضرت امالبنین بوده که با دعا خواندن و اطعام دیگران همراه است.[۱۶] خواندن زیارت عاشورا، دعای توسل، سوره یس، زیارت ام البنین، ذکر صلوات و توسل به حضرت عباس[۱۷] در سفره ام البنین انجام میشود.[۱۸] ثواب این دعاها به ام البنین هدیه میگردد. این سفره برای برآورده شدن حاجتها، بالا بردن صبر و تحمل مصیبتها است.[۱۹] . کاچی، نان، پنیر، حلوا، سبزی و خرما از خوراکیهای این سفره است.[۲۰] توسل، نذر و تبرک از طریق سفره انداختن و اطعام را صحیح دانسته اند.[۲۱] . این سفره در میان مردم برخی از شهرها و آبادیهای ایران به «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا «سفره مادر حضرت عباس» نیز شهرت دارد. سفرهای به نام «بی بی سهشنبه » را نیز در جاهایی، مانند خراسان[۹۹] . به حضرت فاطمه امالبنین، و در جاهایی دیگر مانند شاهرود[۱۰۰] [۱۰۱] . به حضرت فاطمه زهرا سلام اللهعلیها نسبت داده اند و به نام آن دو بیبی «سفره امالبنی» و «سفره حضرت فاطمه » نامیده اند. در پندار عامه، بیبی سه شنبه زنی نیکوکار بوده که در روز سه شنبه زاده شده، و سه شنبه ازدواج کرده، و سه شنبه نیز مرده است. [۱۰۲] [۱۰۳] . شاید منسوب کردن سفرههای حضرت فاطمه زهرا و فاطمه ام البنین به بیبی سه شنبه، به این سبب بوده است که در گذشته سفرههای نذری این دو خاتون را در روز سهشنبه میانداختهاند. هنوز هم در بعضی از مناطق ایران، آش ام البنین را در روز سه شنبه میپزند و سفرهاش را هم در این روز میاندازند.[۱۰۴] . امالبنین، این مادر مقدس مثالی نیز در آیین اهدای نذری با حضور خود همچون یک میانجی نمادی میان آدمیزادگان و پروردگار عمل میکند و زمینه نزدیکی نذر دهندگان را با خداوند برای برآورده شدن حاجاتشان و رهایی آنان از تنگی و سختی معیشت، فراهم مینماید.
اسباب و خوراکیهای سفره ام البنین، سادهتر و کمتر از سفره حضرت ابوالفضل است. قرآن، شمع، آینه، جانماز، مهر، تسبیح و کتاب دعا از اسباب مخصوص سفره؛ کاچی، نان، پنیر، سبزی، ماست و آجیل مشکلگشا و خرما از خوراکیهای نذری سفره است. آش و حلوا و پلو و چند گونه خوراکی و میوه دیگر نیز از خوراکیهای دیگر سفره ام البنین است که برخی از آنها جنبه نذری، و برخی دیگر جنبه تشریفاتی دارد. [۱۰۵] . صاحبان نذر، بنابر نیتهایی که میکنند، سفرههای نذری خود را پیش یا پس از برآورده شدن حاجاتشان میاندازند و اهدا میکنند. خوراکیهای نذری را صاحب سفره، خود به تنهایی یا با مشارکت زنان حاجتمند و نذردار دیگر فراهم میکند. مشارکت مردم در انداختن سفره ام البنین به اینگونه است که هرکس هر نوع خوراکی را که نذر کرده است، تهیه میکند و به صاحب سفره میدهد که در سفره اش بگذارد. حلال بودن اسباب و خوراکیهای سفره و پولی که این اسباب و خوراکیها با آن فراهم میشود، همچنین پاکیزگی و مطهر بودن زنان شرکت کننده در پای سفره نذری از شرایط بنیادی در آیین سفرههای نذری است. برخی نیز برای فراهم کردن مواد خوراکیهای نذری سفره، دوشیزگان نابالغی را که فاطمه نامیده میشوند و در پندار عامه پاک و معصوم انگاشته میشوند، برمیگزینند.
انداختن سفره ام البنین معمولاً زمان معین و مشخصی ندارد و آن را در هر روز از سال و در هر موقع از روز میتوان انداخت. در بعضی جاها، از جمله خراسان، این سفره را در روز سهشنبه میاندازند. سفره امالبنین را که یک سفره پارچهای سفید است، در میان اتاقی در خانه میگسترند و اسباب و خوراکیها را روی آن میچینند. از آداب سفره نماز و دعاست. نماز سفره، دو رکعت نماز حاجت است که آن را صاحب سفره و زنانی که حاجت و نیازی دارند، روی سجاده و در پای سفره میخوانند. زنان به هنگام نیت کردن، حضرت فاطمه امالبنین را به دستهای بریده فرزندش ابوالفضل قسم میدهند که حاجتشان را برآورده کند. در برخی از مناطق ایران، پیش از خواندن نماز امالبنین، دو رکعت نماز هم به نام حضرت ابوالفضل، باب الحوائج، میخوانند و حاجت خواهی میکنند. پس از پایان نماز، دعای توسل میخوانند. آنگاه صد بار به شمار دانههای تسبیح این اوراد[۱۰۶] [۱۰۷] . را که مخصوص سفره ابوالفضل است، [۱۰۸] میخوانند: ای ماه بنیهاشم، خورشید لقا عباس ••••• ای نور دل حیدر، شمع شهدا عباس --- از رنج و غم و محنت، ما رو به تو آوردیم ••••• دست من محزون گیر، از بهر خدا عباس . دعا و اوراد سفره را معمولاً ملاّ یا روضه خوان زن که او را در خراسان "آتو"[۱۰۹] . و در تهران "خانم درسی" میگویند، میخواند و بانوان پای سفره پس از او تکرار میکنند. سرانجام، حاضران در مجلس خوردن خوراکیهای سفره را آغاز میکنند. سفره ام البنین اختصاص به بانوان دارد و مردان نباید در مراسم سفره اندازی شرکت کنند. خوردن بعضی از خوراکیهای نذری این سفره، مانند کاچی، حلوا، خرما و آش برای مردان و پسر بچهها ممنوع است. [۱۱۰] [۱۱۱] . خراسانیها خوردن آش ام البنین را برای مردان ناشایست میدانند و میگویند که اگر مردی از این آش بخورد، به زندان میافتد. زنان باردار را نیز از خوردن این آش بازمیدارند تا اگر طفل در شکم آنان پسر باشد، در بزرگی به زندان نیفتد. [۱۱۲] .
از نذریهای دیگری که به نام فاطمه ام البنین میدهند، آش و حلواست. این آش و حلوا در بیشتر جاها و در میان مردم به نام آش مادر ابوالفضل و حلوای ام البنین، [۱۱۳] . و در خراسان به نام آش اُماج کماج[۱۱۴] معروف است. فراهم کردن مواد آش و طرز پختن آن آداب خاصی دارد. معمولاً آرد آش، یا پول خرید آرد را زنان در شب سه شنبه با گدایی از ۷ خانه که در آن زنی به نام فاطمه باشد، بهدست میآورند. بُنشَن و مواد آش را هم از دکانهای سرگذر و محله میخرند. آرد را در سینی یا بشقابی میریزند و در همان شب سه شنبه همراه با شمع یا چراغی افروخته در اتاقی روی سفره نذری میگذارند و در اتاق را میبندند. سپیده دم روز سه شنبه در اتاق را میگشایند و آرد را که میپندارند امالبنین تبرک کرده، برمیدارند و خمیر میکنند و از آن اُماج (دانههایی گرد به شکل واندازه ماش) و یا رشته درست میکنند و در آش نذری میریزند. کسانی که حلوا یا کاچی نذر کرده اند، آرد را با آب و روغن و زعفران و شکر یا عسل میآمیزند و حلوا و کاچی میپزند. خراسانیها با مقداری از این آرد چند قرص نان هم به نام کماج روی ساج میپزند. آش و حلوای نذری را کاسه کاسه و بشقاب بشقاب میان خویشان و همسایگان پخش میکنند، یا در سفره نذری امالبنین که خود یا دیگران انداختهاند، میگذارند. در خراسان آش اُماج کماج را با چند شمع روی سفره میچینند. وقتی همه زنان پای سفره نشستند، آتو روضه میخواند و ۷ آیه از آیههای سوره یس را که مخصوص سفره ام البنین است، قرائت میکند. زنان پس از خواندن هر آیه، یک صدا میگویند: السلام علیک یا امیرالمؤمنین. دختر نابالغی به نام فاطمه نیز که پای سفره و رو به قبله نشسته است، پس از هر آیه مقداری آش را با قاشقی که در دست دارد، از کاسهاش بر میدارد و در بشقابی میریزد و در آخر آش را در کاسه برمیگرداند. پس از پایان خواندن دعا و اوراد، آش را در بشقابهایی میریزند و میان زنان مجلس پخش میکنند. [۱۱۵] [۱۱۶] .
نذر دهندگان معتقدند که اگر نذرشان در پیشگاه حق پذیرفته گردد، حضرت ام البنین شب هنگام با حضور روحانی خود در پای سفره گسترده در اتاق در بسته، آرد مخصوص آش یا حلوا یا کاچی نذری آنها را تبرک میکند. نشانه حضور نمادین بی بی ام البنین، و تبرک آرد را اثری میپندارند که بر روی آرد افتاده است. این اثر را نقشی رمزی و نمادین از پنجه یا مهر یا تسبیح ام البنین میانگارند و آن را علامت قبول نذر و برآورده شدن حاجاتشان میپندارند. نظیر چنین پنداشتی از قدیم در میان جامعه زرتشتی ایران نیز رواج داشته است. زرتشتیان معتقدند که نذر و حاجتشان هنگامی پذیرفته و برآورده میشود که دختر شاه پریان بیاید و از خوراکیهای سفره نذریشان بخورد. زرتشتیان سفره های نذری خود را در سفره خانه های خانه شان میاندازند و یک شب درِ سفرهخانه را میبندند تا دختر شاه پریان بر سر سفره بیاید. نشانه حضور دختر شاه پریان و پذیرش نذریشان از پدید آمدن علامتی روی تخم مرغی که در پنبه گذارده شده است و رویش آویشن پاشیدهاند، آشکار میگردد. [۱۱۷] .
ولادت و نسب --- ازدواج با علی علیهالسلام --- پس از واقعه کربلا --- وفات --- سخن بزرگان درباره امالبنین --- پانویس --- منابع
نسب شناسی --- شخصیت --- ازدواج با امیرالمومنین --- فرزندان --- شهادت فرزندان --- سوگواری ام البنین --- وفات و محل دفن --- استمرار نسل امام علی از ام البنین --- ام البنین در فرهنگ عامه --- توسل جویی --- سفره ام البنین --- آداب سفره اندازی --- آش و حلوای نذری --- پذيرش نذري --- فهرست منابع --- پانویس --- منبع
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ام البنین علیهاسلام
ادامه مطلب را ببينيد
ام البنین (سلام الله علیها) و تولدی نورانی
در کتب تاریخی نوشته اند: حَزام بن خالد به همراه جمعی از «بنی کلاب» به سفر رفته بود. در یکی از شب ها به خواب فرو رفته و در عالم رؤیا دید که در زمین سرسبزی نشسته است و مرواریدهای درخشانی از اطراف بر دستان او می ریزد و او از زیبایی آنها متعجب می شود. سپس مردی را می بیند که به سوی او می آید از طرف بلندی و هنگامیکه به او می رسد سلام می کند و حزام او را جواب می دهد. آن مرد به او می گوید: این مروارید را به چه قیمت می فروشی؟ حزام نگاه کرد و آن درّ زیبا را در دستان خود دید؛ رو به مرد کرده و گفت: من قیمت این درّ را نمی دانم که به شما بگویم، شما آن را به چه قیمت خریداری؟ مرد گفت: من نیز نمی دانم قیمت او را ولی این هدیه ای است که یکی از پادشاهان عطا کرده است. و من ضامن هستم برای تو به چیزی که از درهم و دینار بالاتر است. حزام گفت: آن چیز چیست؟ مرد گفت: تضمین می کنم که او شرافت و سیادت ابدی دارد و بهره و بزرگی از او است. حزام گفت: آیا این را برایم ضمانت می کنی؟ و مرد پاسخ داد: آری. و حزام در پایان به مرد گفت: و تو اکنون واسطه در این امر می شوی. و مرد نیز گفت: و من واسطه می شوم؛ او را به من اعطاء کرده اند و من به تو عطا می کنم. وقتی حزام از خواب بیدار شد رؤیای خود را برای بنی کلاب گفت و خواستار تعبیر آن شد. یکی از خاندان وی گفت: اگر رؤیای صادقه باشد دختری روزی تو خواهد شد که یکی از بزرگان او را عقد خواهد کرد و به سبب این دختر مجد و شرافت و آقایی نصیب تو خواهد شد. و هنگامی که او از سفر برگشت، ثمامة بنت سهیل، همسر باوفای او، که حامله بود وضع حمل کرده و دختری چونان مروارید درخشان وزیبا به دنیا آورد. حزام پس از آگاه شدن از تولد دخترش به خود گفت: قد صدّقت الرؤیا و از این بشارت شاد و مسرور شد. نام او را فاطمه نهاد، و به رسم عرب کنیه ای برای وی برگزیدند که ام البنین بود. به هر حال پس از این رؤیای صادقه فاطمه، مادر فضلیت ها، به دنیا آمد و دوران کودکی را چونان دیگر کودکان گذراند و در دامان مادری مهربان و پاک و پدری شجاع که دارای سجایای اخلاقی فراوان بودند رشد کرد. مورخان در مورد مادر بزرگوار فاطمه این گونه می نویسند: ثمامه، مادر ام البنین، بانویی ادیب و کامل و عاقل بود. آداب عرب را به دخترش آموخت و هر آنچه مورد نیاز یک دختر است در زندگانی از مسایل مربوط به خانه داری و اَدای حقوق و همسرداری و غیره را به او یاد داد .
تصمیم گیری حضرت علی (علیه السلام) به ازدواج
ده سال پس از رحلت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، بنابر وصیت خود حضرت فاطمه وقتی علی (علیه السلام) به فکر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. عقیل یکی از کسانی بود که نظر و گفته اش در علم انساب حجت بود ودر مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) برای وی حصیری میگذاردند که برآن نماز میکرد وقبائل عرب برای شناخت وآگاهی از علم انساب به دورش جمع می شدند واودرپاسخ مراجعات، بسیار سریع الانتقال بود. از این روست که علی بن ابیطالب (علیه السلام) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم «انساب» معروف بود و ذهن و سینه اش گنجینه ای از اسرار خاندان گوناگون عرب بوده می فرماید: زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد. عقیل، بانو ام البنین از خاندان بنی کلاب را که در شجاعت بى مانند بود، براى حضرت انتخاب کرد. ودر پاسخ برادر گفت: با ام البنین کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست. عقیل همچنین از دیگر خصوصیات بارز خاندان بنی کلاب می گوید و امام این انتخاب را پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر امالبنین فرستاد. حضرت علی (علیه السلام) پس از اینکه فاطمه کلابیه را تایید کرد وپسندید عقیل برادرش را برای خواستگاری به نزد پدر فاطمه فرستاد. حزام که بسیار میهمان دوست بود پذیرایی کاملی از او کرده و با احترام فراوان به او خیرمقدم گفته و در مقابل وی قربانی کرد. سنت و رسم عرب این بود که تا سه روز از میهمان پذیرایی می کردند و روز سوم حاجت او را می پرسیدند و از علت آمدنش سؤال می کردند و خانواده ام البنین که خارج از مدینه زندگی می کردند نیز چنین رسمی را به جای آوردند. روز چهارم با ادب و احترام از علت ورود وی جویا شدند و عقیل گفت: به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام، برای پیشوای دین و بزرگ اوصیا و امیر مؤمنان علی بن ابیطالب. حزام که هرگز پیش بینی چنین پیشنهادی را نمی کرد، حیرت زده ماند. با کمال صداقت و راستگویی گفت: بَه بَه چه نسب شریفی و چه خاندان با مجد و عظمتی! اما ای عقیل «شایسته امیرالمؤمنین یک زن بادیه نشین با فرهنگ ابتدایی بادیه نشینان نیست. او با یک زن که فرهنگ بالاتری دارد باید ازدواج کند و این دو فرهنگ با هم فرق دارند.»عقیل پس از شنیدن سخنان وی گفت: امیرالمؤمنین از آنچه تو می گویی خبر دارد و با این اوصاف میل به ازدواج با او دارد. پدر ام البنین که نمی دانست چه بگوید از عقیل مهلت خواست تا از مادر دختر، ثمامه بنت سهیل، و خود دختر سؤال کند و به او گفت: زنان بیشتر از روحیات و حالات دخترانشان آگاه هستند و مصلحت آنها را بیشتر می دانند. وقتی پدر ام البنین به نزد همسر و دخترش برگشت دید همسرش موهای ام البنین را شانه می زند و او از خوابی که شب گذشته دیده بود برای مادر سخن می گوید…مادر خواب دیدم که در باغ سرسبز و پردرختی نشسته ام. نهرهای روان و میوه های فراوان در آنجا وجود داشت. ماه و ستارگان می درخشیدند و من به آن ها چشم دوخته بودم و درباره عظمت آفرینش و مخلوقات خدا فکر می کردم… در این افکار غرق بودم که ماه از آسمان فرود آمد و در دامن من قرار گرفت و نوری از آن ساطع می شد که چشمها را خیره می کرد. در حال تعجب و تحیر بودم که سه ستاره نورانی دیگر هم در دامنم دیدم. نور آنها نیز مرا مبهوت کرده بود. هنوز در حیرت و تعجب بودم که هاتفی ندا داد و مرا با اسم خطاب کرد من صدایش را می شنیدم ولی او را نمی دیدم گفت: فاطمه مژده باد تو را به سیادت و نورانیت. به ماه نورانی و سه ستاره درخشان پدرشان سید و سرور همه انسانهاست بعد از پیامبر گرامی و اینگونه در خبر آمده است . پس از خواب بیدار شدم در حالی که می ترسیدم. مادرم! تاویل رؤیای من چیست؟! مادر به دخترک فهیمه و عاقله خود گفت: دخترم رؤیای تو صادقه است ای دخترکم به زودی تو با مرد جلیل القدری که مجد و عظمت فراوانی دارد ازدواج می کنی. مردی که مورد اطاعت امت خود است. از او صاحب چهار فرزند می شوی که اولین آنها مثل ماه چهره اش درخشان است و سه تای دیگر چونان ستارگانند. پس از صحبتهای دوستانه و صمیمانه مادر و دختر، حزام بن خالد وارد اتاق شد و از آنها در مورد پذیرش علی(علیه السلام) سؤال کرد و گفت: آیا دخترمان را شایسته همسری امیرالمؤمنین (علیه السلام) می دانی؟ بدان که خانه او خانه وحی و نبوت و خانه علم و حکمت و آداب است اگر (دخترت را) اهل و لایق این خانه می دانی – که خادمه این خانه باشد – قبول کنیم و اگر اهلیت در او نمی بینی پس نه؟ همسر او که قلبی مالامال از عشق به امامت داشت گفت: «ای حزام ! به خدا سوگند من او را خوب تربیت کردم و از خدای متعال و قدیر خواستارم که او واقعا سعادتمند شود و صالح باشد برای خدمت به آقا و مولایم امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس او را به علی بن ابیطالب، مولایم، تزویج کن.»عقیل با اجازه از ام البنین عقد بین این دو بزرگوار را اجرا کرد با مهریه ای که سنت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) بود و برای دختران و همسران خود معین کرده بود و آن 500 درهم بود در حالی که پدر او می گفت: او هدیه ای است از سوی ما به پسرعموی رسول خدا و ما طمع به مال و ثروت او ندوخته ایم.
فاطمه کلابیه سراسر نجابت و پاکی و خلوص بود. هنگامی که می خواست پابه خانه علی بگذارد گفت تا دختر بزرگ فاطمه (سلام الله علیها) اجازه نفرمایند وارد خانه نمی شوم این نهایت ادب او را به خاندان امامت می رساند روز اولی که ام البنین (علیهاالسلام) پا در خانه علی (علیهالسلام) گذاشت، حسن و حسین(علیهماالسلام) مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آنکه وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و همچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاریآنان پرداخت. وهمواره می گفت من کنیز فرزندان فاطمه هستم. فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدت کوتاهی از زندگی مشترک با علی علیه لسلام، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا (علیهاالسلام) از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نیفتند و در نتیجه، خاطرات تلخ گذشته، در ذهن آنها تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد. حضرت علی (علیه السلام) در همسرش، خردى نیرومند، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى داشت و از صمیم قلب در حفظ او کوشید.
منم که سایه نشین و جود مولایم --- کنیز خانه غم؛ خاک پای زهرایم --- منم که خانـــه به دوش غــم علی --- منم که همقدم محنت ولی هستم --- منم که شاهد زخم شکسته ابرویم --- انیس گریه به یاس شکسته پهلویم --- منم که در همه جا در تب حسن بودم --- منم که شاهد خون لب حسن بودم --- منم که جلوه حق را به عین می دیدم --- خدای را به جمال حسین می دیددم --- منم که بوده دلم صبح و شام با زینب --- منم میان همه؛ هم کلام با زینب --- منم که سوگ گلستان و باغبان دارم --- به سینه زخم غم کربلائیان دارم --- منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد --- چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد --- منم که مادر عشق و امید و احساسم --- فدای یک سر موی حسین عباسم .
هنگامی که امام حسین (علیهالسلام) آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه السلام چنین سفارش میکرد: چشم و دل مولایم امام حسین علیه السلام و فرمانبردار او باشید. مورخان می نویسند: پس از واقعه کربلا بشیر در مدینه ام البنین را ملاقات می کند تا خبر شهادت فرزندانش را به او بدهد. ام البنین پس از دیدن وی که فرستاده امام سجاد علیه السلام بود می گوید: ای بشیر! از امام حسین (علیه السلام) چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام البنین فرمود: از حسین (علیه السلام) مرا خبر ده! بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام البنین پیوسته از امام حسین (علیه السلام) خبر میگرفت وبا صبر و بصیرتی بی نظیر می گوید: یا بشیر اَخْبِرْنِی عَنْ اَبِی عَبْدِاللّه علیه السلام أولادی وَمَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین
ای بشیر خبر از (امام من) اباعبدالله الحسین بده فرزندان من و همه آنچه زیر این آسمان مینایی است فدای اباعبدالله (علیه السلام) باد. چون بشیر خبر شهادت امام حسین (علیهالسلام) را به آن حضرت داد، صیحه ای کشید و گفت: قَدْ قَطَّعتَ نِیاطَ قَلبی؛ ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد. اما فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(سلام الله علیها) سپرخونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن رادید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.
چطور به حضرت ام البنین متوسل شویم؟
سید محمود حسینی شاهرودی (متوفی ۱۳۹۴ق) از مراجع تقلید شیعه و از شاگردان میرزای نائینی و آقا ضیاء عراقی گفته است من در مشکلات، برای ام البنین صد مرتبه صلوات میفرستم و حاجت میگیرم . برخی گزارش کردهاند که ام البنین در میان زنان شیعه جایگاه ویژهای دارد، زنان ایرانی برای برآورده شدن حاجات خود و همچنین برای بالا بردن نیروی شکیبایی و تحمل مصائب به او متوسل شده و سفرههای نذری به نام او برگزار میکنند . همچنین در برخی از مناطق شیعی سفرههایی با نام «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا سفره ام البنین مرسوم است.
نذر زیارت کربلا به نیابت از حضرت ام البنین
آنچه به تجربه به اثبات رسیده است و در کتبی که مربوط به کرامات این بزرگوار ثبت است (از جمله کتاب ستاره درخشان مدینه نوشته شیخ علی ربّانی خلخالی)، آمده است: نذر زیارت کربلا به نیابت از حضرت ام البنین به این نحو که هرگاه حاجت مهمی تو را روی داد به نیابت ایشان به کربلا برو و ثواب زیارت را به روح این علیا مخدره هدیه کن و از ایشان بخواه که در درگاه الهی شفیع شده تا مشکلت بر طرف گردد. حتی اگر خودت نمیتوانی به کربلا بروی، خرج سفر کسی را تامین نما تا وی به کربلا رفته و به نیابت از ایشان زیارت به جا آورد.
ختم سوره یاسین
به این صورت که؛ از شب جمعه ما بین نماز و مغرب و عشا تا هشت شب (به تعداد فرزندان حضرت ام البنین و نیز فرزندان حضرت زهرا) مشغول به تلاوت سوره یاسین گردد به نحوی که؛ اولین شب جمعه به نیابت از حضرت عباس سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز دوم که شب شنبه میشود به عبدالله دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز سوم که شب یکشنبه میگردد به نیابت عثمان دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز چهارم که شب دوشنبه میگردد به نیابت از جعفر دیگر فرزند حضرت ام البنین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز پنجم که شب سه شنبه میگردد به نیابت از حضرت زینب سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز ششم که شب جهارشنبه میشود به نیابت از حضرت ام کلثوم سلام الله علیها سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز هفتم که شب پنج شنبه میگردد به نیابت از امام حسن علیه السلام سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. در روز هشتم که شب جمعه میگردد به نیابت از اباعبد الله الحسین سوره یاسین را خوانده و به روح مطهر حضرت ام البنین هدیه نماید و ما بین نماز مغرب و عشاء، زیارت حضرت ام البنین را هم خوانده و سپس به تعداد ۱۳۵ صلوات هدیه به روح حضرت ام البنین نماید. سپس با ذکر مصائب حضرت ابا عبد الله به حضرت ام البنین متوسل شده و از ایشان طلب حاجت نماید ان شاء الله برآورده میگردد.
ختم صلوات
بدین صورت که؛ روز چهارشنبه شروع نماید تا چهل روز، هر روز پس از نماز صبح به تعداد ۱۳۵ مرتبه به نام فاطمه صلوات فرستاده و به روح حضرت فاطمه کلابیه، خانم ام البنین سلام الله علیها هدیه نماید. ان شاء الله در روز چهلم حاجت روا گردد. در این ختم شرط است که اهل منزل از شروع این ختم مطلع نباشند و در طول این چهل روز مراقبه شدید نفس نماید که به گناهی مبتلا نگردد.
ختم چهارده هزار صلوات
اول وضو گرفته و دهان را با گلاب خوشبو نمایید. سپس سه مرتبه صلوات اسرار آمیز که ذکر میگردد را بفرستید و پس از آن به نیابت از حضرت ام البنین برای هر معصوم ۱۰۰۰ صلوات فرستاده و به روح پاک ائمه معصومین هدیه نمایید. سپس از حضرت ام البنین بخواهید که شفیع در درگاه الهی قرار گیرد و حاجت شما را از حضرت حق طلب نماید.
صلوات اسرار آمیز
اللهم صلّ علی سیدنا و حبیبنا و شفیعنا محمد، حاء الرحمه و میم الملک و دال الدّوام، السیّد الکامل الفاتح، کلّما ذکرک و ذکره الذّاکرون و کلّما سهی و غفل عن ذکرک و ذکره الغافلون صلاة دائمة بدوامک، باقیة ببقائک، لا منتهی لها دون ذلک و علی آله و اصحابه، کذلک انک علی کل شیئ قدیر و بالاجابة جدیر . خدایا بر آقا، دوست و شفیع ما حضرت محمد که حرف حاء در نامش، نشانه رحمت است و حرف میم در نامش، نشانه ملک و سلطنت و حرف دالش، نشانه دوام و بقاء است، همو که آقای کامل و گشاینده است؛ درودی بفرست به تعداد هر آنچه که تو را یاد میکنند و هر آنچه که از تو غافل شده است (یعنی به تعداد کل مخلوقات هستی که به شماره نمیآیند) آنچنان درودی که به دوام تو دائم است و به بقای تو باقی، و هیچ انتهایی ندارد و نیز بر خاندان پاک و مطهرش ونیز بر اصحابش، این چنین است که تو بر هر چیز توانایی و بر پذیرفتن حاجات جدیر
آن کنیزم که در سرای علی ، وبگاه بحارالاشعار.
ای به بنین تو درود همه ، وبگاه زبده الاشعار.
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ام البنین علیهاسلام
ادامه مطلب را ببينيد
مروری بر سبک زندگی و خصوصیات اخلاقی حضرت امالبنین علیهاسلام
شخصیتی ممتاز در میان زنان
حضرت ام البنین (س)، شخصیتی است که در میان زنان عرب از جنبههای مختلف اخلاقی، معنوی، علمی و اجتماعی معروف و مشهور بوده است. از زمان حضور حضرت امالبنین (س) در این عالم خاکی تا به امروز، افراد زیادی درباره عظمت، صبر، علم، فضل، کمال، انسانیت و شخصیت حضرت ام البنین (س) قلم فرسایی کرده و سخن گفته اند. تقریبا تمام جهان عرب و شخصیتهایی که در زمینه زندگانی شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) مطالعاتی داشته و دارند در برابر شخصیت این بانوی بزرگ سر تعظیم فرود آورده اند.
مادری نیکو
اولین و بارزترین ویژگی شخصیت حضرت ام البنین (س) از اسم آن بزرگوار مشخص میشود. او ام بنین است یعنی مادر فرزندان و برای خانمها هیچ شخصیتی و هیچ مقام و عظمتی بالاتر از مادر بودن نیست. پیامبر اکرم (ص) وقتی میخواهند دختر بزرگوارشان را احترام کنند، او را فاطمه ام ابیها میخوانند و از طرف دیگر درباره شخصیت مادر میفرمایند «بهشت تحت اقدام و قدمهای مادران است.» اگر خانمی بتواند در عالم نسوان، مادری را به کمال برساند و وظیفه مادری را به درستی انجام دهد به طور قطع یکی از بهترین زنان این عالم محسوب میشود و حضرت ام البنین (س) از نام مبارک شان پیداست که نیکو مادری بودند و در مادر بودن گوی سبقت را از دیگران ربودند.
داشتن نگاهی جامع به مسائل اجتماعی
نکته بارز دیگری که در زندگی و شخصیت حضرت ام البنین (س) به چشم میخورد، این است که ایشان یک شاعره عرب بود و اشعار فصیح و بلیغی از ایشان به جای مانده که قطعا شعرای عرب در برابر این بلاغت و فصاحت و نوع گفتار و نگاه آن بزرگ زن عرصه تاریخ به مسائل اجتماعی و سیاسی سر تعظیم فرود آورده اند. بعد از واقعه کربلا مردم ایشان را، ام البنین (س) یعنی مادر فرزندان خطاب میکردند و اشعار بسیار زیبایی از آن بزرگوار باقی مانده که در آنها هم نگاه سیاسی، هم نگاه اجتماعی و هم نگاه ولایتی و ارادت به اهل بیت (ع) را نشان داده است.
اسوه صبر و بردباری
نکته دیگری که در شخصیت این بانوی بزرگ و بی بدیل بعد از معصومان در عالم هستی میشود سراغ گرفت، روحیه صبر و بردباری و حلم آن بزرگوار است. کمتر شخصیتی را داریم که درباره صبر و بردباری او به اندازه ام البنین (س) قلم فرسایی شده یا سخن گفته شده باشد. از زینب کبری (س) در واقعه کربلا که بگذریم، ام البنین (س) یکی از شاخص ترین اسوه های صبر است.
در تاریخ میگویند که وقتی «بشیر بن جزلم» خبر شهادت اصحاب امام حسین (ع) را به مدینه آورد، این بانوی بزرگ سر راه کاروان آمده بود. «بشیر» با دیدن ایشان میگوید: «فرزندانت به شهادت رسیدند». حضرت ام البنین (س) میگوید: «اگر چه دلم را شکستی و قلبم را پاره کردی، اما از شهادت حسین(ع)برای من بگو.» امام باقر(ع)میفرمایند:«۱۰سال بعد از واقعه کربلا تا سال ۶۹ هجری که به ارتحال آن بانوی بزرگ نزدیک میشویم و در آن سال رحلت کردند، تمام این ایام ایشان میآمد کنار بقیع. هم عزاداری میکرد و هم برای بیان حقایق، زنان را اطراف خودش جمع و از وقایع جانسوز کربلا پرده برداری میکرد.» صبوری و حلم در زندگی آن شخصیت بی بدیل آن قدر زیاد است که تقریبا بیشتر ائمه ای که بعد از ام البنین (س) در این عالم هستی زندگی کرده اند، از حلم و صبر آن بانو تعریف و توصیف کرده اند از جمله امام باقر (ع) و امام صادق (ع)
توجه ویژه به ادب و عفاف
نکته دیگری که در زندگی و شخصیت حضرت ام البنین (س) باید به آن توجه کرد، ادب و عفاف ام البنین (س) است. شخصیتی که عقیل به خواستگاری اش برای امام علی (ع) رفت. امیرالمومنین (ع)، چون عقیل سرشناس مردم عرب بود و قبایل عرب را میشناخت، فرمودند: «برای من همسری انتخاب کن که فرزندانی شجاع از او به دنیا بیایند و بتوانند از دین و روش و منش دین نبوی حمایت و حراست کنند.» عقیل با شناختی که از قبایل عرب داشت، نگاهش به خانه فاطمه ام البنین (س) دوخته شد.
ویژگیها و فضائل حضرت امّ البنین علیهاالسلام --- ویژگی ها و فضایل ام البنین علیها السلام
وَفاتِ حَضرتِ اُمُّ البنین است
بِنال اَی دِل که عالَم دِلغمین اَست - وَفاتِ حَضرتِ اُمُّ البَنین اَست
بُوَد اُمُّ البنین، مامِ شهیدان - شَهیدانَش چِنان دُرِّ ثَمین اَست
بِعالَم نیست مانندی چِنو او - پَس اَز بِنتُ النَّبِی او بَرتَرین اَست
بِه فَرزندانِ او بنگر، اَ زیرا - که یاوَر اَز بَرایِ شاهِ دین اَست
نِگَر، عَبدُاللَّهُ و عُثمان و جَعفَر - وَ عَبّاسَش، که هَر یِک بی قَرین اَست
بِعالَم مِثل و مانندی نَباشَد - چِنان عَبّاس، کُو یِک مَه جَبین اَست
بُوَد ماهِ بَنی هاشِم، اَبَالفضل - که او خود یِک قَمَر رویِ زمین اَست
نِگَر بَر این قَمَر در راهِ عَلقَم - زِ فَرقِ او روان خون بَر جَبین اَست
نِگر دَر کَربلا وَ روزِ عاشور - عزیزانَش فدا دَر راهِ دین اَست
نَبُود اُمُّ البَنین در کربلا، لیک - زِداغِ مرگِ آنان دِل غَمین اَست
پَس اَز عاشور، با یادِ شَهیدان - عَزادارِ بَقیع، اُمُّ البَنین است
نَباشَد مادَری دَر دَهر چون او - بَر اُو اَز مادَران صَد آفرین اَست
نِگَر، اَی باقری، اَز بَعدِ زهرا - که یاوَر بَر عَلی اُمُّ البَنین اَست
وفات حضرتِ امّ البنین شد - عزا درآسمانها وزمین شد
چو سیزده از جمادی الثانی بگذشت - بپا شد بزم ماتم دردرو دشت
دوباره حجله یِ ماتم بپا شد - امیرالمؤمنین صاحب عزا شد
وفات حضرتِ امّ البنین است - عزا دارش امیرالمؤمنین است
وفاتِ مادرِعبّاس باشد - خزان در بوستانِ یاس باشد
وفاتِ مادرِ رزمندگان است - عزادارش زمین و آسمان است
وفاتِ مادرِ چندین شهید است - که اجرش با خداوندِ مجید است
وفاتِ همسرِ تاجِ سرِ ما - علی اوّل امام و رهبرِ ما
وفاتِ آن عزادارِ بقیع است - که قبرش جنبِ دیوارِ بقیع است
عزا دارش زمین تا عرشِ دادار - علی هم درجنان باشد عزادار
زند عبّاس و عثمان، عبد و جعفر - برایِ مادرش بر سینه و سر
برایِ مادری گریان و نالان - پس از عاشور از بهرِ شهیدان
زدیده اشکِ گوهربار میسفت - زبهرِ چارفرزندش همی گفت
مرا امّ البنین دیگر مخوانید - مرا چون مادران مادر ندانید
که من امّ البنینِ بی بنینم - زداغِ آن بنینم دل غمینم
دگر آن شیرمردان را ندارم - زداغِ هجرِ آنان بی قرارم
بنینِ من شهیدِ کربلایند - شهیدِ راهِ قرآن و خدایند
ندانم من که با آنان چها شد - فقط دانم شهیدِ کربلا شد
ندانم من به عبّاسم چه کردند - ندانم با گلِ یاسم چه کردند
شنیدم دستهایِ او قلم شد - زداغش پشتِ من یکباره خم شد
الا ای مادرانِ قد خمیده - الا ای خواهرانِ داغدیده
همه امّ البنین یاری نمائید - برای او عزاداری نمائید
غلامش باقری هم نوحه خوان است - به روزِرحلت اوروضه خوان است
سروده شده وفات حضرت ام البنین سال 1396
وبلاگ اشعار باقری
http://asharebageri.blogfa.com
مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
کانال یار خراسانی
https://splus.ir/yarekhorasanirahabar
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: ام البنین علیهاسلام
ادامه مطلب را ببينيد
دشمن را به زانو درآوردیم/ باید در جهت حل مشکلات کشور گام برداریم
رئیس مجلس شورای اسلامی در نشست خبری گفت: پس از اینکه توانستیم در جنگ ۱۲ روزه پیروز شویم، الان باید در جهت حل مشکلات کشور گام برداریم.
جوان آنلاین: محمدباقر قالیباف عصر امروز (سهشنبه ۱۱ آذر ماه) در نشست خبری که در ساختمان شیخ فضلالله مجلس شورای اسلامی با حضور نمایندگان رسانههای داخلی و خارجی برگزار شد، گفت: به مناسبت روز مجلس، جا دارد که به نمایندگان دغدغهمند مجلس بابت زحماتشان تشکر کنم و یاد شهید آیتالله مدرس را گرامی میدارم.
وی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه گفت: جا دارد یاد شهید فریدون عباسی را که همکار ما در مجلس شورای اسلامی بود و در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید، گرامی دارم. وی فردی مخلص بود.
رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: قرار بود در خرداد امسال نشست خبری بنده برگزار شود که به دلیل تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا لغو شد. خداوند بزرگ را شاکریم و سر تعظیم جلوی ملت ایران فرو میآوریم که با بزرگمنشی خود، در برابر دشمن ایستادند و بزرگوارانه از کوتاهی و نقایص عملکردی ما گذشتند و در مقابله با دشمن ایستادند. ملت ایران نشان دادند که ۹۰ میلیون فرد منسجم و یکپارچه هستیم و در برابر دشمن متجاوز میایستیم.
وی ادامه داد: پس از اینکه توانستیم در جنگ ۱۲ روزه پیروز شویم، الان باید در جهت حل مشکلات کشور گام برداریم.
وی تاکید کرد: با هوشمندی مقام معظم رهبری، جایگزین فرماندهان شهیدمان سریع مشخص شد و در قریب ۵ روز تسلط کافی بر آسمان و زمین دشمن پیدا کردیم و در روز ۶ و ۷ جنگ، دشمن به دنبال توقف جنگ به هر قیمتی بود.
رئیس مجلس گفت: ما دشمن را به زانو درآوردیم و امروز با همه وجود باور کردیم که قدرت ما فقط در توان موشکی ما نیست، بلکه بعد از خداوند، ملت بزرگمان است که در خدمت عزت کشور هستند. این پیروزی با این انسجام زیباتر و مقتدرانهتر بود.
قالیباف در ادامه، گفت: طبق برنامه هفتم اگر بخواهیم رشد ۸ درصدی اقتصادی را داشته باشیم، سهم بهرهوری را از سهم سرمایهگذاری بیشتر میدانم.
وی ادامه داد: ما در سرمایهگذاری مشکلاتی داریم، اما معتقدم که میتوانیم جای بهرهوری را با سرمایهگذاری تغییر دهیم، چرا که امروز در کشورمان به اندازه درآمد ارزی کشور، میتوانیم از محل بهرهوری سرمایه به دست آوریم.
وی گفت: با اصلاح در حوزههای انرژی و معادن که دست خودمان است و مصرف درست انرژی، میتوانیم درآمد کشور را در حوزه ارزی در طول اجرای قانون برنامه هفتم دو برابر کنیم.
رئیس مجلس اظهار کرد: همچنین با اعطای کالابرگ، توجه به مسکن، افزایش قدرت خرید مردم و توجه به حوزه سلامت، میتوانیم پرداخت از جیب مردم را نسبت به امروز کاهش دهیم. ما میتوانیم کشور را تا سال ۱۴۱۴ با این اقدامات در ریل پیشرفت علی رغم تحریمهای یکجانبه آمریکا قرار دهیم.
رئیس مجلس شورای اسلامی در ابتدای پرسش و پاسخ به سوال خبرنگاران در نشست خبری خود در پاسخ به پرسش خبرنگاری که راجع به ارزیابی طرح کالابرگ و اهداف تحقق طرح و نوع توزیع آن پرسید، گفت: چه فرقی بین کوپن گذشته و کالابرگ و پولی که به حساب مردم واگذار میشود وجود دارد؟ با ماده ۳۱ که در برنامه هفتم در رابطه با کالابرگ الکترونیک هست، بند چ تبصره ۵ بودجه ۱۴۰۴ نیز در همین رابطه قانون مطرح شده و اینها چه فرقی با هم دارند؟ در کمک نقدی که میکنیم در حقیقت یک وجهی را به حساب مردم واریز میکنیم و این یک کمک هزینه است ولی این مشکل مردم را حل نمیکند زیرا واقعاً تورم به گونهای است که ما اگر در کالاهای اساسی که نیاز واقعی مردم هست تورم در نظر بگیریم، درست است.
وی افزود: اگر امروز ۲۱۰۰ کالری به ازای هر فرد برای نیازهای بدن را تأمین کنیم موفق شدیم با تورم بالا این اهداف محقق نمیشود یک زمانی ۴۵ هزار تومان یارانه میدادیم و آن زمان ۴۵ دلار بود و امروز ۴۵ سنت شده است. وقتی میخواهیم به مردم کمک کنیم باید قدرت خرید مردم را در نظر بگیریم.
قالیباف همچنین بیان کرد: ما برای ما به التفاوت خرید کالاها در قانون پیش بینی کردهایم. امسال بیش از ۸ میلیارد دلار با ارز ۲۸ و ۵۰۰ هزار تومان اعتبار به کالاهای اساسی اختصاص دادهایم، این به غیر از ریالی است که یارانه پرداخت میکنیم. اشکال کار ما این است که این ارز را در ابتدای زنجیره به کسانی میدهیم که وارد کننده کالاهای اساسی و نهادهها است. اگر این را در صندوق برای کالابرگ قرار دهیم و آن را تبدیل به ریال کنیم، همینطور اجازه دهیم قیمت واردات در کالاها لحاظ شود و در انحصار ۴ و یا ۵ نفر نباشد، اساساً این ۲۸,۵۰۰ تومان یک رانت قانونی است. باید اجازه دهیم ۲۰۰ نفر با تعهدات ارزی واردات را انجام دهند و ضوابط بانک مرکزی را انجام دهند و یا به منشأ ارزی خارج از کشور وارد کنندهها کاری نداشته باشیم. ولی رقابت در واردات زیاد خواهد شد.
رئیس مجلس با بیان اینکه ۳۵ درصد تولید مرغ و تخم مرغ کشورمان در سه استان شمالی انجام میشود، ادامه داد: میتوانیم واردات دان اینها را از کشورهای همسایه شمالی تأمین کنیم، حمل و نقل ریلی و بنادر در دسترس است. اینطور از بندرعباس به مازندران و اردبیل حمل و نقل انجام نمیدهیم. باید کاری کنیم مرغی که با عرض ۲۸,۵۰۰ تومان دان آن وارد میشود، به قیمت ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار تومان به دست مصرف کننده برسد، حالا با اختصاص ارز قیمت مرغ ۱۷۰ هزار تومان است. در واقع با بیش از ۱۲ هزار فروشگاه در کشور از طریق پلتفرم کالابرگ را اختصاص میدهیم و این بستر آماده است.
قالیباف یادآور شد: مجلس اعتبار خرید کالاهای اساسی در سال ۱۴۰۰ مصوب کرد، به نحوی که هر میزان قیمتها تغییر کند کالری مورد نیاز مردم تأمین شود، باید همه بتوانند نهادهها را وارد کنند. باید از حساب اعتباری کالاهای اساسی از سیستم بانکی به قدرت خرید مردم منتقل شود و ما این قدرت را حفظ کنیم. این موضوعی است که در قانون بودجه و برنامه هفتم توسعه دیده شده است و حرف من نیست.
وی افزود: وزارت رفاه موظف شده بود پنجره واحد ایجاد کند، حتی باید صدکها و دهکها را استخراج میکرد تا اطلاعات دقیق باشد. باید تلاش کنم فقر مطلق را به صفر برسانند و پنج دهک اول را که با صراحت ذکر شده است از فقر رها کنند. چه بسا کسی که در فقر مطلق است باید یارانه بیشتری دریافت کند نسبت به کسی که در دهک ۷ است و یا کسانی که در پوشش نهادهای حمایتی نظیر کمیته امداد و سازمان بهزیستی هستند. چه بسا کسانی که در پوشش نهادهای حمایتی هم نباشند و باید طبق قانون این افراد شناسایی شوند.
رئیس مجلس تصریح کرد: بحث کالابرگ روشن است و این مطالبه ما است و رئیس جمهور به این اعتقاد دارد که قانون را به درستی اجرا کند و در جلسه سران همین موضوع را بحث کردهایم، موضوع این است که هر درآمد دیگری را نظیر واردات خودرو که برای دولت درآمد ایجاد میکند بر اساس اعتقاد رئیس جمهور باید اولویت را برای حفظ قدرت خرید مردم قرار دهیم.
- چرا هوا اینقدر سنگین است؟
- اصلاحطلبی نسخه نجات کشور است
- جامعه با دستور و تهدید اصلاح نمی شود
- کارگزاران نظام باید از حقوق مردم پاسداری کنند
- تصمیمهای حکمرانی باید با عاملیت زنان سازگار باشد
- نبرد ملی در دو جبهه اقتصادی
- اعضای بدن دختر معاون رئیس جمهور اهدا شد
- «اکو» بستر تعمیق همکاریهای ایران و پاکستان
- سنگ بزرگ ترامپ در مسیر دیپلماسی
- گزارش «ایران» از آخرین وضعیت رضا امیرخانی
- چرایی همسویی بورس و ارز
- تابلوی زیارت عاشورا، زندانی را از پای چوبه دار برگرداند
- واردات 31 هزار دستگاه خودرو از ابتدای سال
- 2 هزار شیء تاریخی در انتظار ساخت موزه منطقهای جیرفت
- صفحه ویژه سرخابیها / شهرآورد؛ نقطه جوش فوتبال
- گزارش مناظره دانشگاه آکسفورد: خطر منطقهای؟! (3)
- اعضای بدن دختر معاون رئیس جمهور اهدا شد
- نبرد ملی در دو جبهه اقتصادی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
شهید آیتالله سیدحسن مدرس و چیستی مکتب «موازنه عدمی»
یک فیلسوف ژرفاندیش که محجوب سیاستورزی خویش شد!
موازنه عدمی، گفتمانی است که اساساً بر تجربه تاریخی استوار گشته و از دل آن برآمده است. هم از این روی بر آگاهی در این حوزه تأکید فراوان دارد. آیتالله مدرس بر این باور بود که تاریخ ایران و جهان واژگونه و در راستای میل و خواست زورمداران به نگارش درآمده و باید مورد بازنگری و بازنگاری قرار گیرد؛ ضمن اینکه اشراف بر وقایع گذشته نیز در انحصار تاریخنگاران نیست و همه ملت باید از آن برخوردار باشند
محمدرضا کائینی
جوان آنلاین: شهید آیتالله سیدحسن مدرس، بیش و پیش از آنکه یک سیاستمدار زبده و کارآمد باشد، هستنیاندیشی قوی و صاحب مکتب بود. سوگمندانه باید اذعان داشت که شخصیت علمی و نظری وی، همچنان در حجاب کارکرد سیاسیاش باقی مانده است! مقال پی آمده درصدد است تا با استناد به دیدگاههای شش تن از مدرسپژوهان به بازخوانی مهمترین نظریه آن بزرگ، یعنی «موازنه عدمی» بپردازد. امید آنکه تاریخپژوهان و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
«موازنه عدمی»، یعنی نفی سلطه
طبعاً در آغاز مقال، باید از نظریه موازنه عدمی آیتالله سیدحسن مدرس و مکتبی که سامان میدهد، تصویری روشن داشته باشیم. هرچند در مفهوم این نظریه میان پژوهشگران اختلافاتی نیز وجود دارد، اما این تفاوتها کمتر به معنای جوهری آن که «نفی سلطه» باشد، تسری یافته است. امیر حقیقت، مدرسپژوه، در باب معنا و خواستگاه این تئوری در اندیشه و زندگی مدرس آورده است: «حادثهای در نجف، آغازگاه اندیشهموازنه عدمی بود. روزی مرحوم مدرس در بحبوحه قحطی آب، دید که انگلیسیها در معبد آناهیتا به حفاری مشغولند! از بیرون، این کار ممکن بود طلب خدمت یا علم بنماید، اما در باطن، تابعیت سلطه قدرتی بیرونی بود. همین تجربه، ذهن او را متوجه لایههای پنهان تسلط کرد. اینکه گاه، سلطه در صورت خیر ظاهر میشود. از آن پس به تاریخ روابط دولتها و ملتها پرداخت و دریافت که سیاست باید بر اصل عدم سلطه استوار شود. این خردهحادثه، نقطه عطفی شد: او از تجربهای روزمره، پلی به نظریهای عمومی زد و آن را مبنای فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی خویش قرار داد. ممکن است برخی موازنه عدمی را انفعال یا نفی مطلق بپندارند. این سوءبرداشت، ریشه در سطحی خواندن واژه عدم دارد. مدرس هیچگاه به سلب قدرت، یا دست شستن از حق نظر نداشت. عدم در اندیشه او یعنی تعیین مرز، یعنی اجازه ندادن به ادغام کامل اراده هر فرد یا جامعه در اراده دیگری؛ این عدم، فعال است نه منفعل. او میخواست انسان در برابر قدرت، موجودی انتخابگر بماند نه تابع و ناگزیر از پذیرش. بنابراین موازنه عدمی نوعی کنش عقلانی است، برای حفظ کرامت انسان در روابط پیچیده سیاسی و اجتماعی. رفتار او با رضاخان، صحنه امتحان این نظریه است. مدرس با صراحت گفت: رضاخان نباشد، اما برای نفی او از روشهای سلطهجویانه استفاده نکرد. مبارزهاش در چارچوب قانون و مجلس بود. معتقد بود اگر قرار است سلطنتی وجود داشته باشد، باید مشروطه باشد، یعنی قدرت محدود و پاسخگو. او عدالت را فقط در ساختار جمعی میدید. او حتی در برابر خطر از ترور و حذف پرهیز میکرد؛ چون میدانست روش سلطه را با سلطه نمیتوان شکست. این تمایز رفتاری نشان میدهد که موازنه عدمی در عمل هم کارکرد دارد و به شعار تبدیل نمیشود. پس از مدرس، اندیشهاش در متن تاریخ بازتاب یافت، اما کمتر با نام خودش شناخته شد! هر جا سخن از تعامل برابر ملتها یا دولتهاست، رد پای آموزههای مدرس هست. او نخستین کسی بود که اصل عدم سلطه را از اخلاق فردی به ساختار سیاست عمومی برد. بسیاری از اندیشمندان مسلمان و حتی جریانهای ضداستعماری، بیآنکه مستقیماً از مدرس یاد کنند، در مدار همان منطق حرکت کردند. موازنه عدمی مثل دانهای است که نهفته در خاک مانده، اما جوانههایش در بسیاری از نظریههای بعدی پیداست. موازنه عدمی هم دعوت به استقلال است، هم آموزش تعامل. بهجای گزینش میان انزوا و وابستگی راه سومی میگشاید: آزادی در رابطه. مدرس میگوید: انسان میتواند با دیگری باشد، بیآنکه در او حل شود. این فکر هنوز میتواند راهنمای سیاست بدون سلطه باشد. جهان مدرن اگر اصل عدم را به رسمیت بشناسد، گفتوگوی قدرتها به گفتوگوی انسانها تبدیل خواهد شد. از نگاه مدرس، بقا در آزادی معنا دارد، نه در تصادم سلطهها! همین معناست که میراث فکری او را ماندگار ساخته است....»
قاطعیت و شدت عمل، با موازنه عدمی جمع میشود
ممکن است، تصور شود از آن روی که موازنه عدمی از نیکخواهی و همکاری منشأ گرفته است، دیگر نمیتواند شامل قاطعیت و شدت عمل باشد. به عبارت دیگر با توصیفاتی که برخی از این نظریه ارائه میکنند، محتوای آن تنها از «جمالیات» تشکیل یافته و «جلالیات» را فرونهاده است، در حالی که اینگونه نیست و شارحان موازنه عدمی آن را رد میکنند. عادل مقصودپور، مدرس پژوه در این خصوص معتقد است:
«مدرس با مطالعه تاریخ و شناخت سقراط، بودا و حافظ دریافت که انسانهای ماندگار، مشترکاً به شاخصهای حقیقی حیات رسیدهاند. سقراط از زندان گریختن را نپذیرفت، بودا سلطه ثروت را رد کرد و حافظ نیز عشق را اصل زندگی دانست. مدرس با نگاهی عارفانه، مسیر آنان را پی گرفت و حقیقت را در عشق به کل هستی دید. با این همه در فهم بهینه این اندیشه، باید ملاک تمایز حقیقت و مجاز را در عالم دریافت. بیتردید این ملاک عقلی است و نه سلیقهای. مولانا میگوید: کار حقیقی نشانه عنایت خداست، هرگاه کار انسان با طبیعت و عشق آمیخته شود، حقیقی است و بیعشق، البته مجازی. عشق آتش حقیقت است که در وجود انسان زبانه میکشد. حافظ هم عشق را شرط شناخت هستی میداند. از نگاه مدرس، هر قدر انسان از عشق دور شود، رفتارش مجازیتر میشود. همانطور که پیامبر اسلام (ص) را رحمه للعالمین خواندهاند، نه فقط رحمه للمسلمین. البته ممکن است این سؤال هم پیش بیاید که در سیاست، انسان به وسیله عقل باید چه چیز را حقیقی و چه چیز را مجازی بداند؟ پاسخ این است که هرگاه انسان چندخدایی شود، یعنی برای هر گروه خدایی جدا فرض کند، به مجاز میرسد! اگر بپندارد خود ارزشمند است، ولی دیگری نه، بردهداری را میپذیرد، اما اگر بداند همه آفریده یک خدا هستند، سلطه معنا ندارد و سخن از تعامل و نیکخواهی پیش میآید. مدرس در مواجهه جدی خویش با رضاخان با حقیقت سروکار داشت، نه با شخص. شدت عمل زمانی لازم است که غدهای سرطانی مجموعهای را تهدید میکند. چنانکه خداوند در مورد قوم لوط، با رأفتی قاطعانه عمل کرد. پس قاطعیت، منافاتی با عدمیبودن ندارد. مولا علی (ع) نیز با قاسطین و ناکثین و مارقین با شدت عمل ناشی از آگاهی و خیرخواهی مواجه شد. این را هم نباید ناگفته گذاشت که ما بیشتر شخص مدرس را ستایش کردهایم تا اندیشهاش را. او را از زاویههای جزئی دیدیم نه با کلیت نظام فکریاش. باید بینش او را نسبت به هستی فهمید تا گفتار و رفتار سیاسیاش معنای واقعی خود را پیدا کند....»
در موازنه عدمی، مرزی میان دین و سیاست نیست
در این بخش از نوشتار، بهتر است که میان ایده موازنه عدمی و «سیاست دینی» نسبتسنجی کنیم. به عبارت دیگر ببینیم که مبدع این نظریه، خود در عرصه سیاست چه کرده و از آن مهمتر در این میدان تا چه میزان مقید به معارف دینی و شریعت بوده است؟ این سؤال از آن روی مطرح میشود که طی سه دهه اخیر، عدهای تلاش کردهاند تا از مدرس چهرهای فرادینی و سکولار ارائه کنند! مجید نوید، مدرس پژوه در این باره به ارائه توضیحات پی آمده دست زده است:
«مدرس میان رفتار دینی و سیاسی خویش، مرز یا حائلی نمیدید. میگفت: ما قانونی مینویسیم که هم مسلمان بودن و هم ایرانی بودنمان را در آن ببینیم. جمله مشهور سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما به معنای یک کل یکپارچه است. جدایی این دو به تشتت نظری میانجامد. با این همه نباید از نظر دور داشت که از منظر او فهم موقعیت تاریخی ـ سیاسی، شرط عمل دینی است. شاهد آن نیز موضع وی در برابر اولتیماتوم روسیه بود که با تدبیر درباره آن گفت: اگر مشیت الهی تسلیم است، تسلیم میشویم، ولی سند تسلیم خودمان را با دستانمان امضا نمیکنیم! در میان خصال او، شجاعت مکانتی ویژه دارد. او از کودکی این ویژگی را با خویش داشت. مدرس در شش سالگی، نهالی را از جایی برآورد و در خانه کاشت تا یادگاری برای مادرش باشد. این نشانهای از استقلال و تمایزطلبی او بود. در نوجوانی نیز وقتی در روضهای از کارگری امام صادق (ع) سخن میرفت و حاضران گریه میکردند، او خندید و گفت: از اینکه امامم کار میکرده، لذت بردم! همین نگاه وارسته از ترس، خمیره شخصیتیاش شد. انسانی که نفع شخصی، تعلق و وابستگی، مانع از حقگوییاش نمیشد. هم از این روی و در تمامی عمرش، آزادگی پیشه کرد. از اصفهان تا نجف و تا تهران و خواف و کاشمر از سفرهای تنها تا تصمیم برای نرفتن به هند برای زعامت مسلمانان، تبعیت نکردن از دستورهای پرمنفعت و شجاعتش در گسستن از الگوهای رایج در زمره علائم این ویژگی بود. او در ماجرای رویگردانی از مهاجرت به هند گفت: مردم ایران، برای تحصیلش هزینه دادهاند و اکنون به خدماتش نیاز دارند! این ازخودگذشتگی، همان شجاعت واقعی است و در همه کس وجود ندارد. مدرس در محیطی روستایی رشد کرد که آزادگی با طبیعت آن همراه است. این فضا و تعلیمات پدربزرگ و پدرش به او روحی جسور داد. او بعدها تجربیات اجتماعی و سیاسی فراوانی آموخت و شجاعتش را به پختگی تبدیل کرد. در مجلس، گفتار و تحلیلهایش حکایت از پروردهشدن این خصلت دارد. رشد او، حاصل عمل به آموزههای ایمانی و آگاهی از خود بود البته همراه با تواضع در کردار. از خدمت به پیرمردان در قهوهخانه تا کارگری نزد اربابی هندی برای یادگیری تاریخ پلوتارک، همه نشانهفروتنی و یقین او به راه خویشند. گفتوگوی او با رضاخان معروف است. مدرس بیپروا از او پرسید: این همه زمین مردم را برای چه میگیری؟ این تصاحبها برای شاه زشت است... او پیشنهاد کرد که شاه بیمارستان بسازد، تا اعتماد مردم افزایش یابد. این نگاه اصلاحگرایانه از بیباکی فکری درمیآید، نه سازش. با این حال وقتی رضاخان خوشش نیامد، مدرس عقب ننشست. آن روایت مشهور هم قابل اشاره است که درشکهچی برای رفتن به کاخ سعدآباد کرایه سنگین خواست و مدرس گفت ملاقات با رضاخان، اینقدر نمیارزد! این جمله تصویری است، از مردی که ترس در قاموسش جایی ندارد....»
حاکمیت «رضاخان»، حاصل طراحی انگلیسیهاست
موازنه عدمی، گفتمانی است که اساساً بر تجربه تاریخی استوار گشته و از دل آن برآمده است. هم از این روی بر آگاهی در این حوزه، تأکید فراوان دارد. مدرس بر این باور بود که تاریخ ایران و جهان واژگونه و در راستای میل و خواست زورمداران به نگارش درآمده و باید مورد بازنگری و بازنگاری قرار گیرد؛ ضمن اینکه اشراف بر وقایع گذشته نیز در انحصار تاریخ نگاران نیست و همه ملت باید از آن برخوردار باشند. قاسم تبریزی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، در این فقره اذعان دارد: «مدرس درک وقایع تاریخی را منحصر به مورخان نمیدانست. معتقد بود که مروجان دین و مدیران سیاسی جامعه نیز باید فهم تاریخی صحیح داشته باشند. سخن مشهورش این بود: اگر وعاظ، معلمان، نویسندگان و مورخان بخواهند خدمت واقعی به ملت کنند و از هوی و هوس به دور باشند باید تاریخ را بفهمند. مدرس به نبود تاریخدانان واقعی اشاره میکرد و میگفت: هرودوت با نگاهی تحریفگر تاریخ ما را نوشت و اعتماد به گفتههایش دشوار است! از دید او مورخ باید با بینش موشکاف و سندشناسی، تاریخ را زنده و روزآمد کند. وی همچنین باور داشت که اگر فهم تاریخی و شناخت رجال و وقایع از روی بصیرت باشد، نویسنده و هنرمند میتوانند ملت را در مسیر درست فکری و سیاسی قرار دهند. یکی از معضلات رسانهها و سیاستمداران امروز، همین ناآگاهی از تاریخ و ایضاً علل صعود و سقوط دولتهاست. مدرس با شناخت تاریخ جهان و پدیده استعمار آینده ایران را پیشبینی میکرد و در اینباره، شواهد زیادی وجود دارد. مدرس معتقد بود که مورخ باید سندشناس، رجالشناس و جریانشناس باشد و تاریخ را از دست واژگونهنمایی نجات دهد. این اصول، همچنان تعیینکننده هستند. قبلاً اگر درباریان و چپها تاریخ را وفق منافع خود مینوشتند، امروز وظیفه ما بازنویسی آن است تا بالاخره حقایق آشکار شوند. مدرس در اوج اختناق رضاخانی بر همین نکته تأکید داشت و میگفت تاریخ نباید فقط شرح زندگی انسانها باشد، بلکه باید عبرت و درسآموزی به همراه بیاورد. تاریخنگاری مطلوب او با همین ملاک شناخته میشود. مدرس کتابهای سیاسی متعددی را در دوران تحصیل در اصفهان و نجف مطالعه کرده بود. از فارابی و ابن رشد گرفته تا افلاطون و ارسطو، اما بیش از همه سیاست را از زاویه دین و تجربه نهضتهای پیشین و معاصر مانند تنباکو و مشروطه میشناخت. درباره شکل نوین استعمار میگفت قدرتها دیگر سرزمین نمیخواهند، منافع سرزمین را میخواهند! پیشبینی میکرد که آنها روزی خواهند گفت خاک مال خودتان، ولی نفت و سنگ آهن و مس مال ما! این پیشبینیها، چندی بعد عیناً در سیاست خارجی غرب تجلی یافت و مابهازای عینی و خارجی پیدا کرد. در آغاز قرن چهاردهم شمسی، مدرس اظهار داشت که حاکمیت رضاخان حاصل طراحی انگلیسیهاست و نوعی تجدد ظاهری به ایران میدهد، تمدنی با قواره غربزدگی و شعارهای پوچ! او گفت که مطبوعات، کتب و ترجمههای بیهویت، نسل آینده را از مسیر استقلال فکری خارج خواهند کرد و دیدیم که دستکم در چند دهه هم این اتفاق افتاد، هرچند که نهایتاً دوام نداشت. بعدها جلالآلاحمد با کتابهای غربزدگی و در خدمت و خیانت روشنفکران، به نوعی همین تحلیل مدرس را بسط داد و بهروز کرد....»
مدرس در مجلس ماند که روند مشروطیت را اصلاح کند
و سرانجام همان بهتر که نتیجه عملی موازنه عدمی را در کردار پایهگذار این مکتب و کنش و واکنشهای وی رصد کنیم. مدرس به قصد تطابق مصوبات مجلس با شرع وارد این نهاد شد، اما هنگامی که دریافت زمینهای برای انجام این کار وجود ندارد، با بازیرکی نمایندگی را ترک نگفت تا فرآیند مشروطه را اصلاح و از تندرویهای مخرب افراطیون ممانعت به عمل آورد. وی بارها در مقام انجام وظیفه کشور را از تنگناها رهانید و بینش همکاران خود را ارتقا داد. وی سرانجام جان خویش را نیز فدیه این هدف مقدس ساخت. دکتر موسی فقیه حقانی پژوهشگر تاریخ معاصر در تببین این فرآیند خاطرنشان ساخته است: «مدرس در اصفهان درس خواند و در نجف و سامرا، شاگرد آیات: میرزای شیرازی، آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم یزدی شد. از فتوای تحریم تنباکو و مفهوم محاربه با امامزمان (عج)، بسیار تأثیر گرفت که بعدها در مواضع وی خود را نشان داد. آخوند و یزدی هر دو دین را از سیاست جدا نمیدانستند، هر چند یکی موافق مشروطه و دیگری منتقد آن بود. مدرس نیز در آغاز مشروطه را راهی برای مقابله با استبداد و سپس استعمار میدانست و بر مبنای اصل دوم متمم قانون اساسی وارد مجلس شد تا تطبیق قوانین با اسلام را بسنجد، هر چند که این اصل در عمل اجرا نمیشد! مشروطهخواهان این اصل را برای ساکتکردن آیتالله شیخ فضلالله نوری تصویب کردند و از ابتدا تصمیمی به اجرای آن نداشتند! شهید مدرس وقتی این موضوع را دریافت از صحنه خارج نشد، بلکه در مجلس ماند تا با هوش و زیرکی خود شرایط مشروطیت و کشور را اصلاح کند. او همیشه میگفت: قانون وقتی صحیح است که مخالف مذهب نباشد. بیتردید، مدرس به وظیفه دینی خود کاملاً آگاه بود. او با تکیه بر قواعدی چون: خیرالموجودین و دفع افسد به فاسد، تلاش میکرد تا از نیروهای قابل اعتماد استفاده و وضع را کنترل کند. در آستانه کودتای ۱۲۹۹، میخواست که با بازگرداندن احمدشاه و همکاری نیروهای دینی و ملی، جلوی عاملان بیگانه بایستد. به رضاخان هشدار داد که از انگلیس جدا شود و حتی گفت اگر او آنها را رها کند، من او را میگیرم! هدف مدرس، استفاده از قدرت برای حفظ استقلال ایران بود، نه معامله و زدوبندهای رایج سیاسی. متأسفانه عدهای، برخی جهتگیریهای او را به درستی درنیافتند. مدرس سیاستمداری شجاع و مسلط، اما سیاستش مبتنی بر پرهیزگاری و خویشتنداری بود. مثلاً وثوقالدوله را بهخاطر قرارداد ۱۹۱۹ کوبید، اما بعدها وی را برای مقابله با رضاخان بهکار گرفت! چون در آن شرایط، چنین رویکردی میتوانست به نفع ملت باشد. این انعطاف ناشی از تدبیر و مالاندیشی وی بود، نه فرصتطلبی. لغو کاپیتولاسیون در دوره رضاخان، نتیجه فشار مدرس بود، اگرچه این موضوع کمتر گفته میشود. با این حال استعمار با همکاری اطرافیان رضاخان، برنامههای وی را خنثی میکرد....»
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: شهید سید حسن مُدَرّس
ادامه مطلب را ببينيد

سیاست-قالیباف: فیلترینگ به شکل فعلی، صحیح نیست/ مسائل اقتصادی، مهمترین چالش کشور
واکسینه کردن نوجوانان در برابر آسیبهای اجتماعی با آموزش مهارتهای زندگی
حکمت حمایت از دولت(یادداشت روز)
اخبار ویژه
کاخ سفید به مرکز کسب و کار خانوادگی ترامپ تبدیل شده است
بر خلاف نظر برخی روشنفکرنماها قانون اساسی ما یکی از مترقیترین قوانین موجود در دنیا است
فعالیت سامانه بارشی جدید در بخشهای مختلف کشور آغاز شد
هیچ بعید نیست مقاومت، حمله به پایگاههای آمریکا را از سر بگیرد
پزشکیان: پایههای خانواده با ارزشهای الهی مستحکم میشود قالیباف: کلید چشمانداز ایرانِ آینده در دست دختران و بانوان است
ظرفیتسازی خوبی برای تولید برق از محل نیروگاههای تجدیدپذیر انجام شده است
عراقچی در سفر اخیر به فرانسه با مهدیه اسفندیاری دیدار کرد
در مقابل ظلم، آن مرد سیاهکوهی ایستاد
رژیم صهیونیستی در نبرد با ایران شکست قطعی خورد
ایران در آستانه تبدیل شدن به قدرت اثرگذار فناوری لیزر در منطقه است
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: گزیده خبرها و نشـریات
ادامه مطلب را ببينيد
بنیانگذار ماشین کشتار صهیونیستی

«رژیم وحشى و گرگصفت صهیونیست که سیاستش این است که با مشت آهنین، با بىرحمى و سنگدلى با مردم رفتار بکند و آدمکشى و کودککشى و حملهى به مناطق و ویرانگرى اصلاً برایش مهم نیست و انکار هم نمیکند، علاجش جز از بین رفتن و نابود شدن نیست. رژیم صهیونیستى یک رژیمى است که از اولِ تولد نامشروع خود، بنا را گذاشته است بر خشونت آشکار، انکار هم نمیکنند؛ بنا را گذاشتند بر مشت آهنین، همه جا هم میگویند، افتخار هم میکنند، سیاستشان هم همین است.»۱۳۹۳/۰۵/۰۱
رهبر انقلاب در سخنان متعددی به نقش بنیانگذاران رژیم صهیونیستی در نهادینه کردن خشونت، اشغال و سیاست مشتِ آهنین اشاره کردهاند.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IRبه بهانه دهم آذرماه، سالمرگ دیوید بنگوریون، بنیانگذار رژیم جعلی اسرائیل گزارشی اجمالی دربارهی بُنیادهای خشونتساختاری رژیم صهیونیستی و مسیرى که بنیانگذاران آن برای دههها به منطقه تحمیل کردند، منتشر کرده است.
تأسیس رژیم صهیونیستی
در سال ۱۹۴۷ میلادی، زمانی که بریتانیا احساس کرد زمینه لازم برای تشکیل دولتی یهودی در فلسطین فراهم شده با همکاری ایالات متحده، طرحی را در سازمان ملل متحد به تصویب رساند که بخشی از خاک فلسطین را به قوم یهود اختصاص میداد. یک سال بعد، در ۱۹۴۸ میلادی، انگلیس قیومیت خود بر فلسطین را پایان داد و از این سرزمین خارج شد. بلافاصله پس از خروج بریتانیا، در شب چهاردهم ماه می ۱۹۴۸، دیوید بنگوریون موجودیت دولت اسرائیل را اعلام کرد.
دیوید بنگوریون که نام واقعی او دیوید گرین بود، از افراد موثر در تأسیس رژیم صهیونیستی محسوب میشود. او در سال ۱۸۸۶ در لهستان متولد شد و در سال ۱۹۰۶ به فلسطین مهاجرت کرد. بنگوریون در گروه «پاولی صیون» به فعالیت پرداخت و از همان آغاز در مسیر تشکیل دولت یهود گام برداشت. همزمان با تأسیس دولت اسرائیل، نخستوزیر و وزیر دفاع آن شد و در سال ۱۹۵۵ نیز مجددا به سمت نخست وزیری منصوب گردید. (۱)
گسترش سرزمینهای اشغالی
بنگوریون دولت را نهادی میدید که خشونت را سازماندهی و هدایت میکند و آن را ابزاری ضروری برای آزادسازی انرژی سربازان و تعالی غرایز سرکوبشده «انسان یهودی» میدانست. همین دیدگاه پایه تشکیل و حفظ رژیم اسرائیل شد و او سازمانهای نظامی صهیونیستی مانند «هاشومیر» را با شعار «یهودیه با خون و آتش سقوط کرد و با خون و آتش برپا خواهد شد» تأسیس کرد.(۲) از اواخر قرن نوزدهم، سازمان «عاشقان صهیون» تلاش گستردهای برای مهاجرت یهودیان به فلسطین آغاز کرد. هجرت اول در سال ۱۸۸۲ و هجرت دوم در سال ۱۹۰۵ اتفاق افتاد که خود بنگوریون نیز در آن حضور داشت.
با اعلام موجودیت رژیم اسرائیل، بنگوریون بر این باور بود که اوضاع فلسطین از طریق نیروی نظامی و جنگ قابل حل است و بازگشت اعراب به «یافا» نه ظلم، که اشتباهی بزرگ است. از زمان تأسیس رژیم اسرائیل تا سال ۱۹۷۷، نخستوزیران این رژیم سرزمینهایی از اعراب را اشغال و بخشی از فلسطین را به خاک خود ضمیمه کردند و مرتکب جنایات وسیع علیه مردم فلسطین شدند؛ از جمله قتلعامهایی در دیریاسین (۱۹۴۸)، دهکده قیبه (۱۹۵۳)، غزّه (۱۹۵۶)، کفر قاسم (۱۹۵۶) و تَل زعتر، با هدف تضمین موجودیت و امنیت رژیم.(۳)
مصادره اموال فلسطینیها
در راستای سیاست مهاجرت یهودیان به فلسطین و اسکان آنها، رژیم صهیونیستی همواره اجرای برنامههایی برای بیرون کردن و آواره کردن فلسطینیها از خانه و کاشانهشان و مصادره اراضی و املاک آنها را در دستور کار داشت. از سال ۱۹۴۸ به بعد، دولت اسرائیل تلاش کرد جمعیت یهودیان مهاجر از کشورهای دیگر را به فلسطین بیاورد و برای اسکان این مهاجران تازهوارد، از خانهها، زمینها و داراییهای فلسطینیها استفاده میکرد. دیوید بنگوریون صریحاً دستور داده بود که خانههای متروک اعراب به یهودیان اختصاص یابد، اقدامی که پایهگذار سیاستهای توسعهطلبانه و تغییر جمعیتی رژیم شد.
دیوید بنگوریون زندگی یهودیان در تبعید را نشانه وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و فکری میدانست. از نگاه او، این وابستگی ناشی از محرومیت یهودیان از وطن، رانده شدن از سرزمین خود و محرومیت از داشتن کار و صنایع اساسی بود. در نتیجه وظیفه تاریخی یهودیان پایان دادن به این وابستگی و تبدیل شدن به «آقای خود» است.(۴)
خشونت در بازسازی شخصیت یهود
برنامه بنگوریون با پذیرش زندگی در تبعید مخالف بود و تلاش میکرد هرچه سریعتر آن را پایان دهد. محور این برنامه پاسخ به سؤالی بنیادی بود که آیا یهودیان باید به قدرت دیگران تکیه کنند یا به قدرت خود؟ او معتقد بود انتظار برای دخالت الهی در سرنوشت یهودیان به پایان رسیده و هر فرد باید به ابزارها و وسایل طبیعی و معمولی مانند تسلیحات و تجهیزات نظامی، اتکا کند. این نگرش در ادبیات صهیونیسم به «چالش ناتوانی و عدم مشارکت در قدرت» شناخته میشود و هدف آن خروج یهودیان از موضع ضعف تاریخی است.
در این چارچوب، خشونت به ابزاری مرکزی در بازسازی شخصیت یهودی تبدیل شد. رهبران صهیونیست با زبان اسلحه قادر به پیشبرد اهداف خود هستند و دسترسی به سلاح، فرصتی برای شکلدهی «یهودیه جدید» بود. بنگوریون خاطرات خود از روزهای اولیه تأسیس رژیم را چنین بیان میکرد: «وقتی سلاحها به دست ما رسید، دنیا نمیدانست چقدر خوشحال بودیم؛ مانند کودکان با سلاحها بازی میکردیم و هرگز آن را از خود دور نکردیم؛ میخواندیم و صحبت میکردیم در حالی که سلاحها در دست و بر دوش ما بود.»(۵) بر این اساس، او معتقد بود که تمام ابزارها و روشها، چه خوب و چه بد، مادامی که یهودیان را به اهدافشان برسانند، مشروع و قابل استفاده هستند؛ نگرشی که بعدها به یکی از اصول اساسی سیاستها و رفتارهای رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
سیاست زور و جنگ
دیوید بنگوریون از دهه ۱۹۳۰ به وضوح بر نقش اسلحه و زور در بقای یهودیان و تحقق اهداف صهیونیستی تأکید داشت. در سال ۱۹۳۷ و در یکی از جلسات هستدروت گفته بود: «ارزش و منزلت اسرائیل نه در رهایی بلکه در جنگ است.» به باور او، تنها زور اسلحه میتواند سرنوشت قوم یهود را تعیین کند و قطعنامههای رسمی و مذاکرات با اعراب هیچگاه تأثیر واقعی ندارند.
در تلگرافی به سربازان و افسران تیپ نهم، بنگوریون با لحنی نظامی و تهدیدآمیز نوشت: «ای ملّتهای شکستخورده گوش کنید! ترس از ما فلسطینیان را فرا میگیرد؛ دلیر مردان وحشتزده میشوند، اشکها میخشکد و ساکنان کنعان پا به فرار میگذارند. شکوه و عظمت قدرت توست که آنان را چون سنگ سخت و منجمد میکند و ملّت برگزیده خداوند به هر کجا که او اراده کرده است، میرود.»(۶)
با آغاز جنگ و تأسیس رژیم اسرائیل، بنگوریون دستور داد که فعالیتهای نظامی صرفاً به دفاع محدود نشود. در بیانیهای خطاب به نیروهای هاگانا در سال ۱۹۴۸ تأکید کرد که باید در طول جبهه حمله کنیم و خود را به محدودهای محدود نکنیم که طبق قطعنامه تقسیم فلسطین به دولت یهود اختصاص یافته است. هدف باید هر دشمنی باشد که در مسیر ما قرار دارد و هیچ محدودیت جغرافیایی نباید مانع آن شود.
این رویکرد در دهههای بعد نیز ادامه یافت. مناخیم بگین، نخستوزیر بعدی اسرائیل، اقدام به جنگ را به یک «راهنما و محرک وجودی» تبدیل کرد و اصل معروف دکارت «من فکر میکنم، پس هستم» را به «من میجنگم، پس هستم» تغییر داد. او در سال ۱۹۵۸ به سربازان اسرائیلی دستور داد که در مواجهه با دشمن عربی مهربان نباشند و تأکید کرد: «تا وقتی تمدن عربی را نابود نکردهایم و بر خرابههای آن تمدن خود را بنا نکردهایم، نباید نسبت به دشمن خود مهربان باشیم.»
این نگرش مستقیماً از اصولی نشئت میگیرد که بنگوریون پایهگذاری کرد؛ بر اساس آن، هرگونه توافق با اعراب تنها از طریق زور و استفاده از سلاح ممکن است، زیرا به باور او اعراب قادر به همزیستی مسالمتآمیز با یهودیان نیستند. همین دیدگاه، پایه سیاست «بازدارندگی اسرائیل» را شکل داد و باعث شد که زور و خشونت به ابزار اصلی صهیونیسم تبدیل شود.
بنگوریون، صهیونیستها را همچون جنگجویان اسپانیایی میدید که با گلوله و آتش میلیونها نفر از ساکنان اصلی آمریکای مرکزی و جنوبی را سرکوب کردند و جنگ و درگیری باید ادامه داشته باشد و صهیونیسم چارهای جز استفاده مستمر از زور برای تحقق اهداف خود ندارد؛ هر هدف عربی در جنگ بهانهای برای سرکوب فلسطینیان و آواره کردن آنها محسوب میشود. (۷)
یهودیِ جنگجو
به تعبیر یسرائیل تال، رئیس ستاد ارتش اسرائیل در سال ۱۹۷۳، سرنوشت هر ملّت را رفتار آن ملّت میسازد و همین سرنوشت، یهودیان را به «امتی جنگجو» تبدیل کرده است؛ امتی که دیگر امکان بازگشت از این مسیر را ندارد. او تأکید میکرد سربازان اسرائیلی باور دارند که نباید شکست بخورند، زیرا در صورت شکست، زنان و کودکانشان محکوم به اعدام خواهند بود.(۸) این تصور دائمی از تهدید، به یکی از بنیانهای هویتی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
صهیونیسم، برای پیشبرد اهداف استراتژیک و سیاسی خود در جهان عرب و سپس در سطح جهانی، بر نظامیسازی ساختار اجتماعی و سیاسی خود در داخل فلسطین تأکید کرده است. نتیجه این روند آن است که «ارتش اسرائیل» ابزار دفاعی یک کشور و سرچشمه ارزشهای اجتماعی و الگوی زندگی عمومی و خصوصی ساکنان سرزمینهای اشغالی شده است. ارتش در این ساختار، مرجع تربیتی و فرهنگی جامعه به شمار میرود و نقش آن به مراتب فراتر از وظایف نظامی تعریف میشود.
با تبدیل دولت صهیونیستی به نوعی «اردوگاه نظامی»، ارتش فقط برای دفاع یا توسعه مرزها عمل نمیکند و به مکانی تبدیل شده که در آن «تمدن اسرائیلی» شکل میگیرد و شخصیت یهودیِ مطلوب بازسازی میشود. بر اساس همین منطق بود که بنگوریون ارتش اسرائیل را بهترین تفسیر عملی از تورات میدانست؛ یعنی جایی که ایدههای صهیونیستی نه در قالب شعار، بلکه در عمل نظامی و خشونت سازمانیافته، معنا پیدا میکند. (۹)
لبنان؛ میدان اجرای طرحهای صهیونیستی
لبنان نیز در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ قربانی سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی شد. تجاوزات اسرائیل در این دوره حدود چهل هزار قربانی برجای گذاشت و علاوه بر حملات مستقیم، اسرائیل با ایجاد و حمایت از گردانهای مسلح در جنگ داخلی لبنان، نفوذ خود را در این کشور گسترش داد.
اسناد تاریخی نشان میدهد موشه شارِت (موسی شرتوک) و دیوید بنگوریون در روند نظامیسازی و مکانیزه کردن ارتش اسرائیل در پرونده لبنان نقش داشتند.(۱۰) با این حال، هنگامی که شارِت نسبت به عملیات سرّی و غیر اخلاقی بنگوریون در لبنان اعتراض کرد، هیئت وزیران او را از صحنه کنار گذاشت تا این فعالیتها پنهان بماند. بعدها پسر شارِت، با وجود فشارها و محدودیتهای قانونی، بخشی از این اطلاعات را منتشر کرد.
در یادداشتهای روزانه شارِت که در ماه مه ۱۹۵۵ فاش شد، طرح اسرائیل برای فروپاشی لبنان آشکار گردید؛ طرحی که زمینههای آن سالها بعد در جنگ ۱۹۷۸ لبنان نمایان شد. طبق این اسناد، موشه دایان – وزیر دفاع دولت بنگوریون – در جلسهای سری در ۱۶ مه قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن، بقایای درگیریهای داخلی لبنان دستاویزی برای ورود ارتش اسرائیل به خاک لبنان و تصرف زمینهای این کشور قرار گیرد.(۱۱) این رویکرد بخشی از سیاست کلان اسرائیل برای ایجاد بیثباتی در کشورهای همسایه و بهرهبرداری از آن برای گسترش نفوذ خود بود.
چشمانداز توسعهطلبانه بنگوریون
یکی از محورهای اصلی اندیشه صهیونیستی در دوره بنگوریون، گسترش مرزهای اسرائیل به فراتر از محدوده اعلامشده در سال ۱۹۴۸ بود. او بارها و آشکارا تأکید میکرد که پروژه صهیونیسم با ساخت دولتی کوچک در بخشی از فلسطین کامل نمیشود و این دولت باید سکوی پرش برای دستیابی به «سرزمین اسرائیل بزرگ» باشد.
بنگوریون در سخنانی صریح، کرانه باختری و شرق اردن را بخشی از طرح توسعهطلبانه آینده اسرائیل معرفی کرده بود. او میگفت: «در فلسطین شرقی زمینهای وسیعتری که خالی از سکنه میباشد وجود دارد. رودخانه اردن لزوماً مرز دائمی هجرت و اسکان ما نیست. بدون تعدیلِ سندِ قیمومت، میتوانیم تقاضایِ حقِ ورود به شرقِ اردن و اسکان در آن را بکنیم.» (۱۲)این نگاه، پایه نظری سیاستهایی بود که بعدها در قالب اشغال، شهرکسازی و طرحهای الحاق دنبال شد.
او همچنین بارها اعلام کرده بود که اسرائیل با جنگ تأسیس شده و تنها با تداوم جنگ میتواند بقا یابد؛ بنابراین هرگز به مرزهای موجود راضی نخواهد شد. در نگاه او، «امپراتوری اسرائیل» باید تا آنجا گسترش یابد که مرزهایش «از نیل تا فرات» امتداد پیدا کند. از نظر بنگوریون، تشکیل یک کشور یهودی در بخشی از فلسطین «ابزاری قدرتمند» برای پیشبرد مراحل بعدی صهیونیسم و «وسیلهای برای بازپسگیری تمام سرزمین اسرائیل» بود.
اهمیت حمایت قدرتهای بزرگ
با وجود گرایش رژیم صهیونیستی به خوداتکایی و استقلال نسبی، دیوید بنگوریون به خوبی آگاه بود که کشور تازه تأسیس اسرائیل نمیتواند به طور کامل خودکفا باشد. او معتقد بود دولت کوچک با منابع محدود قادر نیست در زمان جنگ و بحران، خود را از جامعه بینالمللی جدا نگه دارد. بر اساس تحلیل بنگوریون، برای تضمین امنیت ملّی و حفاظت از منافع اسرائیل، لازم است همواره حمایت حدأقلی قدرتی بزرگ پشت سر کشور وجود داشته باشد. این حمایت میتواند به صورت دیپلماتیک، اقتصادی و حتی نظامی باشد و ترجیحاً آمریکا گزینه اصلی برای ایفای این نقش است.
این ایده به پایهای برای دکترین امنیت ملّی اسرائیل تبدیل شد و در عمل نیز تلآویو همواره بر آن پایبند بوده است. نمونههای بارز این سیاست را میتوان در سه جنگ اصلی اسرائیل مشاهده کرد: جنگ سینا، جنگ شش روزه ۱۹۶۷ و جنگ لبنان، که در همه موارد رضایت آشکار یا تلویحی قدرت حامی اسرائیل، پیششرط آغاز عملیات و اقدامات نظامی بوده است. (۱۳) بنابراین، این خط مشی و دکترین خشونتآمیز، هم در دوران زمامداری بنگوریون و هم پس از آن، به شاخص و مسیر اصلی سیاستهای رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
بنگوریون سرانجام در سال ۱۳۴۲ شمسی/ ۱۹۶۳ میلادی از قدرت کنارهگیری کرد و «لوی اشکول» جای او را در مقام نخستوزیری و وزارت دفاع گرفت؛ اما حتی پس از بازنشستگی نیز دست از هدایت جریانهای صهیونیستی در حزب «ماپای» برنداشت. سرانجام در دهم آذر ۱۳۵۲ شمسی/ اول دسامبر ۱۹۷۳، مرگ او در ۸۷سالگی رقم خورد؛ اما میراث مخربش همچنان بر سیاستهای رژیم صهیونیستی سایه انداخته است. میراثی که بر پایه خشونت، اشغال، تغییر بافت جمعیتی و گسترشطلبی بنا شد و به الگویی برای رفتارهای تجاوزکارانهای تبدیل گردید که تا امروز منطقه را دچار بحران، ناامنی و بیثباتی کرده است.
(۱ دیوک، دیوید (۱۳۸۴). بیداری: ناگفتههایی از نفوذ یهود در آمریکا. قم: تسنیم اندیشه، ص ۲۳۰.
(۲ ادیبمرتضی، احسان (۱۳۸۹). تروریسم صهیونیستی: ماهیت، تاریخ و واقعیتها. تهران: اندیشهسازان نور، ص ۳۵.
(۳ کریمی، محمد (۱۳۸۰). پشت نقاب صلح: بررسی اهداف استراتژیک احزاب کار و لیکود در اسرائیل. تهران: کیهان، ص ۱۱۶.
(۴ تروریسم صهیونیستی، ص ۱۵.
(۵ تروریسم صهیونیستی، ص ۱۷.
(۶ تروریسم صهیونیستی، ص ۷۸.
(۷ تروریسم صهیونیستی، ص ۱۲۱.
(۸ تروریسم صهیونیستی، ص ۱۲۲.
(۹ تروریسم صهیونیستی، ص ۳۴۷.
(۱۰ بیداری: ناگفتههایی از نفوذ یهود در آمریکا، ص۲۳۶.
(۱۱ بیداری: ناگفتههایی از نفوذ یهود در آمریکا، ص ۲۳۷.
(۱۲ پشت نقاب صلح ....، ص ۱۶۷.
(۱۳ کرمی، جهانگیر(۱۳۸۹). دکترین نظامی اسرائیل. تهران: مؤسسه مطالعات اندیشهسازان نور، ص ۶۸.
- رویش مقاومت، شایعات مذاکره و ماهیت رفتار آمریکا
- بازدارندگی ملی و شکست دشمن: واکنشهای جهانی به سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب
- «سود» و «سرمایه»؛ چارچوب نگاه غرب به زن
- حقوق ملت و تمدن اسلامی
- نفتی که ملی نبود
- آزادی سیاسی و چارچوبگذاری حزبی در فرآیند انتخابات
- آزادی در رسانههای غربی و بازنمایی وارونهی ملتهای مستقل
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: پیامهای رهبری
ادامه مطلب را ببينيد


